Get Adobe Flash player
 
نشريه نسخه هاي خطي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران جلد 4
شناسنامه دفتر چهارم: انتشارات دانشگاه تهران
شماره 1039
تهران - 1344
نسخه هاي خطي
دفتر چهارم
نشريه كتابخانه مركزي دانشگاه تهران
زير نظر
محمدتقي دانش پژوه ايرج افشار
چاپ و صحافي 1200 نسخه از اين كتاب در اسفندماه 1344
در چاپخانه دانشگاه تهران به پايان رسيده است
بها 200 ريال
مقدمه دفتر چهارم: سرآغاز
يكي از مقاصد مهم و اساسي كتابخانه مركزي دانشگاه جمع آوري
اصل يا عكس نسخه هاي خطي در گنجينه مخصوص است تا ماثرو منابع
تاريخ تمدن و آداب ايران و اسلام در دسترس محققان قرار گيرد و آثار
درخشان وپايدار اين تمدن به ملل مختلف شناسانده شود.
درين زمينه تاكنون نزديك هشت هزار نسخه خطي و سه هزار
ميكروفيلم از نسخي كه در كتابخانه هاي ايران و ممالك مختلف موجود
است جمع آوري شده وفهارس مختلف از آنها در چهارده مجلد انتشار يافته
است و دو جلد هم دردست انتشاراست .
اقدام مهم ديگري كه درباره نسخه هاي خطي اسلامي از طرف
دانشگاه تهران شده است تنظيم فهرست و معرفي نسخه هائي است كه در
كتابخانه هاي مختلف ايران و نيز در مجموعه هاي خصوصي اشخاص
وجود دارد. بدين منظور نشريه اي بنام "نسخه هاي خطي" از طرف
كتابخانه مركزي دانشگاه هرچند يكبار نشرمي شود تا محققان ايراني
و دانشمندان خارجي از كيفيت نسخ و محل وجود آنها اطلاع حاصل
كنند و در تحقيقات خود و چاپ كردن متون قديم نسخ اصيل و كهن را مورد
استفاده قرار دهند.
در چهارمين جلد نشريه نسخه هاي خطي كه اينك انتشار مي يابد
1664 نسخه خطي مربوط به هشت كتابخانه خصوصي و عمومي معرفي
شده است و در مجموعه چهار جلد اين نشريه معرفي و وصف 6337 نسخه
خطي و چندين مقاله كتابشناسي مندرج است .
ترديد نيست كه اين كار سودمند كه معرف گوشه اي از ذخاير
و نفايس ايران است با همكاري دانشمندان و كتابداران و دارندگان
مجموعه نسخه هاي خطي تكميل خواهد شد و اميداست با ارسال مقالات
و معرفي نسخي كه در اختيار دارند باين نيت خير و مقصود علمي
كمك نمايند.
رئيس دانشگاه تهران
دكتر جهانشاه صالح
فهرست مندرجات: فهرست مندرجات
1- افشار ، ايرج : نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه دانشگاه ها روارد 1 - 12
2- استوري ، ك . ا . : كتابهاي فارسي رياضي ، ترجمه تقي بينش 13 - 51
3- گلچين معاني ، احمد: گلشن راز و شروح مختلف آن 53 - 124
4- دانش پژوه ، محمدتقي : آشنائي بااثري از مظفربن اردشير عبادي 125 - 127
5- افشار ، ايرج : نسخه هاي خطي و فارسي در كتابخانه هاي عمومي فرانسه 129- 138
6- بياني ، دكتر مهدي : فهرست قسمتي از كتابهاي خطي فارسي كتابخانه ملي تهران 139 - 281
7- دانش پژوه ، محمدتقي : فهرست كتابخانه هاي شهرستانها (تبريز - كاشان - يزد - اصفهان) . 283 - 480
8- دانش پژوه ، محمدتقي : اسناد آستانه درويش تاج الدين حسن ولي 481 - 648
9- مرديت اونس : نسخه هاي خطي فارسي موزه بريتانيا نقل به فارسي ايرج افشار 649- 694
مقدمه نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه دانشگاه هاروارد: نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه دانشگاه هاروارد ايرج افشار
در كتابخانه دانشگاه هاروارد (امريكا) دو دسته كتاب خطي فارسي و عربي
وجود دارد. يك دسته آنهاست كه در خزانه نسخ خطي در كتابخانه اصلي دانشگاه ،
مشهوربه كتابخانه هوتن (Houghton) كه مخصوص محافظت نسخ خطي و كتب نادر
است ، نگاهداري مي شود.
دسته ديگر عبارتست از نسخ متعلق به خاندان Hofer كه در همان عمارت
ولي در اطاقي مجزا محفوظ است .
در زمستان سال 1963 كه بدعوت دانشگاه هاروارد چند ماهي را در كتابخانه
مذكور گذراندم بدرخواست مديران كتابخانه فهرستي اجمالي از نسخ خطي فارسي
آنجا تهيه كردم كه اينك براي اطلاع خوانندگان فارسي زبان به نقل آن درين
صحايف مي پردازم .
ناگفته نماند كه تعداد نسخ خطي عربي درين كتابخانه چند برابر نسخه هاي
فارسي است و براي آنها فهرستي مستقل تنظيم و ماشين نويسي شده است .

كتابخانه دانشگاه هاروارد مجموعه كتابخانه هوتن


مجموعه فرانسيس هوفر

كتابهاي رياضي استوري ترجمه و نگارش تقي بينش: 1- از بخش نخستين جلد دوم تاليفات فارسي(literature
Persian ) تاليف Storey .A.C
نوشته ك . ا . استوري
ترجمه و نگارش تقي بينش
ترجمه و نگارش تقي بينش
1- اقليدس در عهد بطلميوس اول (283 - 306 ق .م) در اسكندريه تعليم
ميداده است .ازاصول اوتنهاترجمه عربي آن شايسته است كه دراينجا بدان بنگريم و
آن همان "تحرير اقليدس" است .نام كامل اين كتاب "تحريراصول الهندسه والحساب
المنسوب الي اقليدس" است . (آغاز : الحمدلله منه الابتداء) مشتمل بر 15 مقاله
وبسال 636 ه / 1248 م . باهتمام نصير (نه ناصر) الدين محمدبن محمدالطوسي تاليف
شده است (رك : بروكلمن ج 1 ص 510 : ذيل ج 1 ص 929 ؛ Krause ص 499 ،
ذريعه ج 3 ص 1 - 380).
ترجمه هاي فارسي :
(آ)- ترجمه تحرير اقليدس (آغاز: تاعنايت رباني حجاب انتظار) درسال
681 ه/3-1282 ماز قطب الدين محمودبن مسعود شيرازي شاگردنصيرالدين طوسي
(متوفي بسال 710 ه /1312 م.) (رك :دائره المعارف اسلام ،عنوان :قطب الدين
(نگارش Wiedmann ؛ بروكلمن ج 2 ص 211 : ذيل آن ج 2 ص 259) كه
براي اميرشاه بن امير سعيد تاج الدين معتزبن ظهير تاليف كرده است: يني جامع
796 (148 ورق مورخ 701 ه / 2- 1301 م) Krause ص 505 (6) ) ؛
نذير احمد 245 (مورخ 780 ه / 80 - 1379 م ، بهادرشاه ، موچي گات ،
لاهور).
ب - تقرير التحرير {1}ياترجمه تحرير اقليدس
(آغاز: شكراست خداي را كه از
اوست ابتدا) ، به سال 1146 ه/2-1731 م ودر دوره محمدشاه تاليف شده است ،
مولف خيرالله خان بن لطف الله (رك : همين كتاب ج 1صفحات 14-501 و ج 2 ص 15
شماره 2 وص 95) منقسم بر 15 مقاله :اته 2260 مورخ 1194 ه/ 1780م).
ث - ترجمه تحريراقليدس {2} : چاپ بانكيپور Bks 1 تا 6 : كلكته 1823
(ترجمه شش مقاله كتاب تحريراقليدس تاليف خواجه نصيرالدين طوسي است ،
با ديباچه هندوستاني و 362 ص ) .
د - تحرير اقليدس منظوم : آصفيه ص 808 شماره 176.
2 - ثئودوسيوس : Theodosius مقدم بر قرن اول قبل از ميلاد نيست (رك :
دائره المعارف بريتانيكاوجزآن). كتاب الاكراو كمينه سه يا چهار ترجمه عربي دارد
{3}
(رك بروكلمن ج 1 ص 23 / 204 و ذيل آن ج 1 ص 26 / 366 و 29 / 368 ؛
Kraug ص 444 (3). جالب ترين آنها براي طلاب ايراني عبارتست از :
1- تحريراكرثئودوسيوس ، عربي ، تاريخ تاليف 651 ه/1253 م ،مولف
نصيرالدين محمدبن محمدالطوسي حاجي خليفه ج 2 ص 213 ؛ بروكلمن ذيل ج 1
ص 18 / 930 ؛ Krause ص 502 (M) ؛ ذريعه ج 2 ص 276 و ج 3 ص 383
شماره 1383).
چاپ متن عربي : طهران مورخ 1304 ه /7-1886 م (مجموعه در يك مجلد :
مجموعه الاكرات والكتب المتوسطات {4} ، ذريعه ج 3 ص 382 و ص 16 / 383)
چاپ فارسي از تحرير طوسي : ايران "و طبع الترجمه الفارسيه بايران ايضا كما
في بعض الفهارس" ، ذريعه ج 1 ص 276 ) .
2- خانيكوف 133 ( آغاز افتاده ).
3- رياض النفوس ترجمه اكرثاذوسيوس تاليف غلام حسين : آصفيه ج 1
ص 810 شماره 170.
4- ابوالوفاء محمدبن محمدبن يحيي البوزجاني متوفي بسال 387 ه/ 997 م
يا 388 ه/ 998 م (رك : بروكلمن ج 1 ص 223، ذيل ج 1 ص 400؛ دائره المعارف
اسلام تحت عنوان : ابوالوفاء (نگارش سوتر Suter ) : تتمه صوان الحكمه ص 76
و حواشي صفحه 194 ؛ كراوس Krause ص 466).
الاعمال الهندسيه به زبان عربي (رك : بروكلمن).
ترجمه فارسي : (آ) ترجمه كتاب ابوالوفاء ... البوزجاني در اعمال هندسيه
(آغاز الحمدلله رب العالمين ... امابعد اين ترجمه كتاب ابي الوفاء ...) ترجمه
شمس الدين ابوبكر شاه بن نجم الدين محمودشاه بن حاجي تاج الدين كودك :
بلوشه 772 (22) (از قرن 17 كهن تر).
ب - ترجمه اعمال هندسيه {5} (آغاز : الحمد الموفق علي السداد في الاقوال)،
درعصر ابومنصور بهائالدوله تاليف شده است . نام مترجم اگر نسخه مشهد در آخر
كامل مي بود شايد در آن يادشده است : ذريعه ج 4 ص 79 حاشيه : مشهد ج 3
فصل 17 ، نسخه خطي بشماره 37 (كهنه و از آخر ناقص ).
شرح فارسي (؟) : فتوحات غيبيه (آغاز : حمد بي حدمر خداوندي را كه بايك
فتح ) ، اگر شرح اصل كتاب نباشد لااقل شامل "براهين اعمال هندسيه ابوالوفا...
بوزجاني "هست ، مولف محمدباقربن زين العابدين يزدي [مولف عيون الحساب (T.M
2152 ، مجلس) 199) كه تا سال 1047 ه/ 8-1638 م . در قيد حيات بوده است .
رك : بروكلمن ذيل ج 2 ص 591] : مشهد ج 3 فصل 17 نسخه خطي ، شماره 144
(آخرآن افتاده است).
5- ابوعلي الحسين بن عبدالله بن سينا متولد در سال 370 ه/ 980 م درافشنه {6}
ديهي نزديك بخارا ، متوفي بسال 428 ه/1037 م در همدان (رك : برون ،
تاريخ ادبيات ج 2 صفحات 11 - 106 ؛ دائره المعارف اسلام ، عنوان : ابن سينا
(نگارش بوئر Boer ) ؛ بروكلمن ج 1 صفحات 8 - 453 ؛ ذيل ج 1 صفحات 28 - 812).
شاگردش عبدالواحد جوزجاني هنگامي كه بنشر اثر مهم خود استاد خود دانشنامه
علائي اشتغال داشته چه يادداشت مختصري اضافي از استاد درباره موضوعهاي
مختلف در دست داشته است آنچه از اين يادداشتها مربوط به هندسه بوده است بوسيله
او در رساله اي كه اكنون از آن سخن رفته است گردآمده است. {7} {8}
(رساله در هندسه) (آغاز: الحمدلله ... چنين گويد خواجه بزرگوار عبدالواحد
جوزجاني كه آن گاه كه بخدمت رئيس قدس الله روحه بوده) ، شرح مختصري است
از اصول اقليدس : ايوانف 565 (20 ورق . مورخ 1228 ه/ 1813 م ) ،
شايد ايضا آصفيه ج 1 ص 820 شماره 115 (منتخب ترجمه اقليدس ابن سينا.
از جوزجاني در فهرست نامي برده نشده است).
5- در تتمه صوان الحكمه علي بن زيدالبيهقي كه در حدود سال 560 ه/ 1165 م
تاليف شده است . از ابوجعفر محمدبن ايوب الحاسب الطبري بصورت گذشته ياد شده
است (ص 83 ، نيز دره الاخبار ص 59) ، مولف او را بين كوشيار {9} والقبيسي ذكر
كرده (باتوجه باينكه در كتاب نظم تاريخي رعايت شده است . البته استثنائي
هم دارد) ولااقل بچشم كسي كه تازه درگذشته است نگاه كرده است . تاريخ 632 ه/
1234 م كه در فهرست اياصوفيه نقل درگذشته (رك : بروكلمن ذيل ج 1 ص 859)
همان سال تحرير مفتاح المعاملات است (رك : كراوس Krause ص 492).
1- مفتاح المعاملات (آغاز : چنين گويد ... كه چون مابه پرداختن از رساله
شمارنامه) {10} ، در شش قسمت :اياصوفيه 2763 (148 ورق ، از روي اصل در
سيواس به سال 632 ه/ 5 - 1234 م نوشته شده است كراوس Krause ص 492).
بدون شك مولف اين كتاب همان شمس الدين محمدبن ايوب مازنداني است
كه از آثار اوست .
2- المونس في نزهه المجالس ، مركب از چهارمقاله (بدون اسم) و هر كدام
بدين ترتيب آغاز ميشود؛
[آ] سپاس خدايرا كه بسزاست ، ملك فرد بي همتا است .
[ب] حساب بالضميرات و باالتباس [؟ sie] بكويم تا عددي .
[ث] مسائل الوصايا اگر پرسند كه زيد عمر را وصيت كرد به مالي .
[د] بدان اعزك الله تعالي كه معني ضرب باصطلاح محاسبان : رامپور
776 ه/ 7 - 1376 م . رك : نذير احمد 250).
6- بهاسكرآچاريه Acharya Bhaskara {11} از بيدار دكن ، متولد به سال 1114 م
كه كتاب سيدهانته سيرومني siromani - hanxa Sied اش را كه درسي است در
نجوم در سال 1150 تاليف كرده است . از اين درس ليلاوتي بخش اول و ويجه گنيته -
Ganita vija بخش دوم آن است .
(1) ليلاوتي {12} Lilawati ، كتابي در حساب و هندسه بزبان سانسكريت .
ترجمه فارسي : ليلاوتي يا ترجمه ليلاوتي (آغاز: اول زثناي پادشاهي گويم)
در سال 995 ه/ 1587 م و در عهد اكبر تاليف شده است . مولف فيضي (رك : همين
كتاب ج 1 ص 540).
اته 1998 (1015 ه/ 1606 م) ، 1999 (1191 ه/ 1777 م) ، 2000
(1193 ه/ 1779 م) ، Ross رس راون 196 (1280 ه/4 - 1863 م) ، مهرن
Mehren ص 9 شماره 18 (1) (1091 ه/ 1680 م ) ، دانشگاه بمبئي ص 30 شماره
19 (قرن هفدهم ؟) ، ص 272 (1206 ه/1791 م) ، ليند سيانا Lindesiana
ص 136 شماره e 699 (1142 ه/ 1729 م )، ريوج 2 ص b 449 (1190 ه/
1777 م) ، a 804 (قرن هجدهم ) ، اتن Eton 158 ، بودليان ج 26973
(1203 ه/ 1788 م) ، 2698 ، رهاتسك Rehatsek ص 37 شماره 69 (1207 ه/
3 - 1792 م) ، برلين 1084 (1210 ه/ 1796) ، كمبريج ضميمه دوم 92 (1312 ه/
9 - 1798 م) ، ايوانف 1694 (1313 ه/ 9 - 1798 م) ، بانكي پورج 11 ، 1031
(1244 ه/ 9 - 1828 م) ، عليگره نسخه سبحان الله ص 21 شماره 1 (1836 م) ،
آصفيه ج 1 ص 818 شماره 181.
چاپهاي (آ) Lilavati رساله يي در حساب ، ترجمه فارسي از متن سانسكريت
Acharya Bhaskara باهتمام فيضي مشهور (نسخه ليلاوتي ) . كلكته 1727 (ص
158).
(ب) 1271 ه/ 5 - 1854 م ، (آصفيه ج 1 ص . 82 شماره .24).
2- ويجه گنتيه gantia - Vija {13} ، رساله جبر به زبان سانسكريت .
ترجمه هاي فارسي :(آ) بيج گنيت ganit Bij {14} يا ترجمه ganit Bij (آغاز : اول
زستايش الله گويم ). تاريخ تاليف 1044 ه/ 5 - 1634 م.مولف عطاء الله "رشدي" {15}
بن احمد نادر {16} كتاب در يك مقدمه و پنج مقاله بنام شاه جهان تاليف شده است :
بلوشه ج 1 : 263 (از قرن 18 تازه تر) ، ريوج 2 b 450 (1141 ه/ 1728)
a 804 (قرن 18 م) ، براون ضميمه 208 (سلطنتي 50) .S.A.R ص 194 (1212 ه/
1798 م ) آور Aumer 345 ، اته 2001 .
ترجمه انگليسي {17} Ganita Bija يا جبر هندي Hndus of Algecro [از روي ترجمه
فارسي عطائالله] مترجم استراچي Strachey .E [باشرح از : داويس Davis .S .I
لندن 1813 (در 119 صفحه).
(ب) بدرالحساب : آصفيه ج 1 ص 806 شماره 182 (1100 ه/ 9 - 1688 م
7 - محمد غزنوي
مونس الفضلاء (آغاز : حمد و ثنا آن خداي را كه مردان راه اوجان و دل بدهند) ،
كتاب در رياضي است و در عصر محمدبن بهرام شاه {18} تاليف شده است : رامپور (778 ه/
7- 1376 م . رك نذير احمد 249).
8 - شرف الدين حسين بن حسن سمرقندي .
رساله في طريق المسائل العدديه (آغاز : اهل اين صناعت را در بيرون آوردن
مسائل) ، تاريخ تاليف 632 ه/ 3235 م : استانبول سراي 3455 (12) ( 4 ورق)
663 ه/ 1265 م كراوس Krause ص 516).
9- محمد عبدالكريم (بگفته پالمر) يا محمدبن عبدالكريم (بگفته حاجي
خليفه) الداجي {19} (بنوشته پالمر،حاجي خليفه ندارد) القزويني .
تحفه الصدور (آغاز (نسخه Trinity) الحمدلله رب العالمين ... اما بعد
فان النبي صلعم قال ... : (نسخه قاهره) (الباب الاولي في معرفه الضرب)، درحساب
و مساحت "مورخ 1247 م" بگفته پالمر [رمضان 644 - رمضان 645 ، ولي
بنوشته حاجي خليفه در ربيع الثاني 744 تاليف شده ، احتمال ميرود محرف 644
باشد : او گوست سپتامبر 1246] ، بنام شمس الدوله ، منقسم برسه (برطبق فهرست
قاهره) يا پنج (بنوشته حاجي خليفه) مقاله : حاجي خليفه ج 2 ص 230 ، قاهره
ص 510 (670 ه/ 2 - 1271 م . نام مولف در فهرست ياد نشده است) ، براون
ضميمه 276 (1526 م [3 - 932 ه ] . r Trinity 29 ، 13 پالمرص 61).
10- نصيرالدين محمدبن محمدالطوسي درگذشته 672 ه/ 1274 م (رك :
دره الاخبار(تكمله)ص 122 براون تاريخ ادبيات ج 2 ص 6- 484؛ دائره المعارف اسلام
زير عنوان : طوسي (Ruska و Strothmann) ؛ بروكلمن ج 1 ص 12 - 508 ، ذيل
ج 1 ص 33 - 924 ؛ كراوس ص 505 - 494 ؛ و غيره).
(1) (كتاب الضرب و القسمه) (آغاز : اين مختصريست در حساب هند و غيره
آن كه تعليق كرده مي شود بناي آن برسه مقاله)، در سه مقاله و هر مقاله مشتمل بر
يازده فصل : استانبول سراي 3227 (3) (51 ورق ، 703 ه/ 4 - 1303 م .
كراوس ص 497 (2) ) .
(2) جامع الحساب {20} (چنين است [عنوان؟]درسه نسخه كپورت هله
halah Kapurt كه آغاز شود : اين مختصريست در علم حساب و هندسه كه
جهت دوستي تاليف كرده مي شود مشتمل برسه مقاله)،درسه مقاله كه هر مقاله
بچند فصل تقسيم مي شود ، ظاهرا شبيه كتاب قبل است ولي عين آن نيست .
كپورت هله halah Kapurt (1160 ه/ 1747 م رك ، شرح محمد شفيع در OCM
ج 3/ 4 (اوگوست 1927) ص 7.
(3) كشف القناع عن اسرارالقطاع (آغاز : لله الحمدعلي آلائه) ، اثر گمنامي از
نصيرالدين الطوسي بنوشته حاجي خليفه ج 5 ص 212) در خواص قاطع بنام شيخ
المويد بن حسين . مشتمل بر پنج مقاله : بودلين 1498 (1100 ه/ 9 - 1688 م).
(4) تحرير اوكرثئودوسيوس . عربي : رك ص 2 قبل
(5) تحرير اقليدس ، عربي ، رك : ص 2 قبل .
11- از مولفي ناشناس .
لباب الحساب في علم التراب : كمبريج ضميمه دوم . 41 (48 ورق . نسخ ريز
كهنه . قرن هفتم هجري - سيزدهم ميلادي) . [ممكنست اين كتاب همان لباب
الحساب محمودبن الوسودي معروف به حميد باشد (آغاز : سپاس و ستايش مر آن
خداي [را] كه مهندس تقريراست) ، آكادمي تاشكند ج 1 ، 492 (95 ورق قرن
هفدهم) ].
شمس الدين محمدبن اشرف حسيني سمرقندي بنوشته حاجي خليفه در حدود
600 ه/ 4 - 1203 م درگذشته است ولي ظاهرا صد سال اشتباه شده و تازه تر باشد
بندي منسوب باو در ليدن ج 3 ص 157 بشماره (3) 1196 وجود دارد كه در آن
جدولي از ستارگان ثابت سال 645 تاريخ يزدگردي ايران موجود است (675 ه ).
اشكال التاسيس ، متن عربي . درباره هندسه اقليدس (رك : بروكلمن ج 1
ص 468 ذيل ج 1 ص 850).
ترجمه فارسي : فوائد الجمال (آغاز : حمد بي حد و ثناي بي منتهي و سپاس بي قياس
كه قدم شهسوار). مولف محمودبن محمدبن محمدبن قوام القاضي الوالشتاني
المشتهر به محمودالهروي الهيوي [كه او را وقت خوش بوده - كه گويا در 838 ه/
5 - 1434 م ميزيسته است : رك ص 9 آينده متن ]، بنام اميرجمال الدين سلطان حسين
(فرمانرواي استاني كه شناخته نشده است منقسم بريك مقدمه و سي و پنج مساله
(شكل) : ريوج 2 a 459 (آخر آن ناقص است مورخ 18 - 1014 ه/ 9 - 1605 م) ،
اياصوفيه (3) 1865.
3- كمال الدين حسن بن الحسين الحكاك المروزي كه نميتواند ديرتر از قرن
هشتم هجري / چهاردهم ميلادي زنده باشد.
مرشدالمحاسبين در هشت فصل يا فقره (پاراگراف) . بلوشه ج 4 : 2396
(56 ورق 720 ه/ 1320).
14- براي ابوالمظفر غياث الدين سلطان اويس گويا ايلخاني كه در سالهاي
76 - 757 ه/ 74- 1356 م فرمانروايي كرده است ) رساله يي ساخته شده بنام :
(رساله مساحت) (آغاز : سپاس بي غايت نثار بارگاهي ... كه فراش ...
بسرانگشت ايجاد) در يك مقدمه و دوازده باب : بانكي پور ج 17 ، 1732 (ورق :
1731 . قرن 18).
15- قطب الدين خسروشاه از شاگردان شاه نعمه الله كرماني [درگذشته
834 ه/ 1431 م . رك : همين كتاب ج 1 ص 952 حاشيه] و معاصر تيمور.
خلاصه الحساب (آغاز : نحمدك يا اسرع المحاسبين) ، سئوالها و جوابهايي در
باره حساب و مساحت شامل يك مقدمه و دو مقاله و يك خاتمه : ذريعه ج 7 ص 224
شماره 1077 ، مشهد ج 3 فصل 17 نسخه هاي خطي شماره 49 و 1034 ه/
5 - 1624 م) 1059 ه/ 1649 م).
16- صلاح الدين {21} موسي بن محمدبن محمود معروف به قاضي زاده رومي
همكار غياث الدين جمشيد كه در مطالعات نجومي با وي بفرمان الغ بيگ در سمرقند
شركت داشت و پس از مرگ همكارش بكار خود ادامه داد [كه از 830 ه/
1247 م كه تاريخ تاليف مفتاح الحساب است زودتر نبوده است ] و پيش از آن كه
كاربپايان برسد درگذشت. پيش از841 ه/ 8 - 1437 م بوده است [زيرا ريواين
تاريخ را پايه جد اول مهم زيج الغ بيگ مي داند] . تاريخ نادرستي كه
حاجي خليفه براي اين مرد ذكر كرده (815) در شقائق آمده و در شرح اشكال التاسيس
نيز ذكر شده است (رك : اهلورث Ahlwardt ج 5 5943) . [الشقائق النعمانيه
(قاهره 1310) ج 1 ص 20 - 17 ، ترجمه رشر Rescher ص 8 - 7 ؛ ريوج 2 ص 456 ؛
بارتولد(ترجمه هينز Hinz ) Zeit Seine und beg Lug ص 1 - 150و 4 - 162؛بروكلمن
ج 2 ص 212 ].
رساله در حساب (آغاز : ثناي بي منتهي خداونديراست ) : مشهد ج 3 فصل 17 ،
نسخه خطي شماره 94
17- ابوالوفاء بن سعيد كه در سال 823 ه/ 1420 م در قيد حيات بوده (رك :
به بعد).
مختصر مشتمل بر مساحت العباد و سطوح و مجسمات و بر كيفيت عمل هندي .
موزه آسيايي لنين گراد Asiat.Muj (959 ه/ 1551 م ، بنقل از دست نويس خود
مولف مورخ 823 ه/ 1420 م . رك : مجموعه آسيايي asiatiques Melanges ج 3 (سنت
پطرسبورگ 1859) ص 500).
18- محمودبن محمدبن قوام القاضي الوالشتاني {22} معروف به محمود الهروي
الهيوي {23} مولف كتابي
در هيئت بنام : الغياثيه كه حاجي خليفه ذكر كرده است و
مي نويسد كه آن در براي غياث الدين سيدي احمدالهروي نوشته است [ظاهرا غياث
الدين سيدي احمدبن خواجه نظام الدين احمداندخودي است كه در 838 ه/ 5 - 1434 م
وزارت شاه رخ را داشت و در 839 ه/ 6 - 1435 م درگذشت . رك : دستورالوزراء ص
8 - 357].وترجمه اشكال التاسيس اوبوسيله محمدبن اشرف سمرقندي پيش ازاين
ياد شد (متن همين كتاب ج 2 ص 7).
(مختصر در علم حساب) (آغاز : بعد از حمد (پاريس : سپاس ) و ستايش
(بودلين اضافه دارد: حضرت) پروردگار و درود بر خلاصه نتيجه هفت و چهار)، مشتمل
بريك مقدمه و دومقاله: بودلين 1525 (ورق 113 ب تا 133 ب ، 862 ه/ 1457 م) ،
بلوشه ج 2 772 (2) (از قرن هفدهم تازه تر).
19- شرف الدين علي يزدي درگذشته 858 ه/ 1454 م (رك : متن همين كتاب
ج 1 ص 283).
حساب العقود (آغاز : بعد از حمد پروردگار كه اصناف) : مشهد) در مجلدات
فهرست ذكر نشده رلي رك : ذريعه ج 7 ص 11 شماره 39). [ص 30 (47 S.P ) .
20- علائالدين علي بن محمدالقوشچي درگذشته در استانبول به سال 879 ه/
5 - 1474 (رك : متن همين كتاب ج 2 ص 75).
(رساله در علم حساب) يا "فارسي حساب" (آغاز : الحمدلله رب العالمين ...
امابعد. اين كتاب مشتمل است) ، در حساب و هندسه مشتمل بر سه مقاله (1)
در حساب اهل هند ، (2) در حساب اهم تنجيم ، (3) در مساحت . بودلين : 1528
(932 ه/ 1526 م ، با فهرست مقاله ها و ابواب) ، 1529 (125 ه/ 1587) ، 3 -
1530.
ايوانف Curzon 570 (958 ه/ 1551) ضميمه اول ش 896 (قسمتي) .
موزه آسيايي لنينگراد (979 ه/ 2 - 1571 م رك asiatiques Melanges ج 3
(سنت پطرسبورگ 1859) (ص 499) ، بلوشه ج 4 ش 2365 (2) (984 ه/
1576 م) 2363 (1) (1063 ه/ 1653) - ج 2 (1) 783 (مقاله دوم) ، ج 4
ش 2180 (2) ، مشهد ج 3 فصل 17 نسخه هاي خطي شماره هاي 77 (1020 ه
/ 1611 م) و 76 (1031 ه/ 1622 م) ، 72 و 75 ، Mehren ص 9 شماره 17 (2)
(1160 ه/ 1747 م) ،
اته 2254 (8) (1168 م / 1756 م) ، 5 - 2242 . مدراس 4 - 503 ، لاهور دانشگاه
پنجاب (رك : OCM 3/10 (مه 1934) ص 99، ريو ضميمه 41 (2) ، 2 عليگره سبحان الله
نسخه هاي خطي ص 21 شماره هاي 4 و 5 ، برلين 71 (6) ، Dhbhar - Brelui
صي 75 شماره 1 ، پيشاور 4 172 (5).
چاپها : 1266 ه/ 1850 م (ميزان الحساب از ملاعلي قوشچي . آصفيه ج 1
ص 820 شماره 284) ؛ 1269 ه/ 3 - 1852 م (رساله حساب ازقوشچي . آصفيه ج 1
ص 810 شماره 62).
21- [خيرالدين ] خليل بن ابراهيم
(1) مفتاح كنوزارباب قلم و مصباح رموز اصجاب رقم (آغاز : شكرو سپاس
سزاوار حضرتي است كه ذات او از صفت امكان) درباره بعضي از ابتكارهاي مولف
در حساب ، در دوره سلطان محمدبن مراد بن محمد (محمود دوم ، 86 - 855 ه/
81 - 1451 م) تاليف شده و مشتمل است بر يك مقدمه و ده فصل و خاتمه : حاجي
خليفه ج 6 ص 29 شماره هاي 12599 (كه در آن نام مولف : خيرالدين ذكر شده)
و 12600 ، بلوشه ج 7712 (904 ه/ 1498 م) ، بودلين 1905 (6) (914 ه/
1508 م ، عنوان فصلها داده شده) ، ريوج 2 499 ب (قرن هفدهم) .
(2) مشگل گشاي حساب و معضل نماي كتاب : اياصوفيه 2731.
(3) مختصر في الحساب شايد يكي از كتابهاي سابق الذكر باشد : استانبول
اسمي خان سلطان 294.
(4) رساله في الحساب بدون ترديد يكي از كتابهاي سابق الذكر است :
اسعد افندي 3158 .
22 - غياث الدين علي بن علي اميران [حسيني اصفهاني ] كه كتاب اسرار
الحروف را در سال 870 ه/ 6 - 1465 م تاليف كرده است (آصفيه ج 2 ص 1674 ،
براون فهرست فارسي 133 (2) ) ، معروف ترين اثر او دانشنامه جهان است (فهرست
براون . I.M.Coll ، بودلين 1456 ، اته 4 - 2173 و 718 ، ريو ج 2 ص 439
فهرست Ewards 108 Col و غيره) كه بسال 871 ه/ 7 - 1466 م در بدخشان {24} تاليف شده ، و تدبيرنامه انفس و آفاق در اخلاق (مدراس ج 1 ص 423) مولف
بسال 884 ه/ 1480 م .
دره المساجه (آغاز: بندگي حقيقي عليم حكيم را) ، در اصول هندسه و مساحت ،
كتاب را مولف بدرخواست نظام الدين درويش علي وزير براي تعليم معماري بنام
شهاب الدين خواجگي تدوين كرده است ، و به سال 890 ه/ 1485 م به ابوالفتح
سلطان محمود غازي "شاهنشاه ايران و توران " [از تيموريان كه در سالهاي 899 -
900 ه/ 1494 م حكمراني داشته و از 864 ه/ 1460 م در مازندران فرمانروايي
مي كرده است] مشتمل است بر مقدمه اي (درباره اصول مساحت) ، چهارمقاله :
(1) مساحت سطوح مستوي .
(2) سطوح كردوي .
(3) سطوح نامنظم .
(4) سطوح اجسام جامد و خاتمه (چند قاعده مقدماتي جبر):
ايوانف كرزن Curzon 572 (54 ورق 953 ه/ 1546).
23 ملك محمدبن سلطان حسين اصفهاني داراي اجازه اي از علي بن هلال
الكركي در 984 ه/ 7- 1576 م (ذريعه ج 1 ص 223).
(رساله در جبر و مقابله و قواعد استخراج مجهولات عدديه) (آغاز : الحمدلله
الملك العالم) مانند مكملي است براي رساله حساب . قوشچي (رك : همين كتاب ج 2
ص 9 متن) : ذريعه ج 5 ص 88 شماره 357 ، مشهد ج 3 فصل 17 ، نسخه خطي شماره
64 (1096 ه/ 1685 م).
24- بهائالدين محمدبن حسين العاملي درگذشته سال 1031 ه/ 1622 م .
در اصفهان (رك : براون تاريخ ادبيات ج 4 ص 8 - 426 ؛ بروكلمن ج 2 ص 414 و
ذيل ج 2 ص 595 ؛ همين كتاب ج 1 ص (4) 918 و ج 2 ص 86 متن).
(1) خلاصه الحساب وجيزه يي به زبان عربي در حساب (رك : بروكلمن ،
براي نسخه ها و شروح عربي و چاپهاي مختلف) . ترجمه هاي فارسي و شرح :
الف - موضح الخلاصه (آغاز : الحمد.ل . ر.ال . ع) از محمدامين نجفي حجازي قمي ،
از شاگردان بهاء الدين العاملي كه در زمان حياتش نوشته است : ذريعه ج 4 ص 493
شماره 2210 (توضيح خلاصه الحساب) ، مشهد ج 3 فصل 17 نسخه خطي ، شماره
171 (پيشتر از 1166 ه/ 1753 م نيست)
ب - شرح خلاصه الحساب (آغاز : حمدي كه مقدور نباشد حصرش ) ، شرحي
گمنام (بدون متن عربي ) ، احتمال مي رود 1081 ه/ 1670 م تاليف شده باشد :
بانكي پور ج 11 ، 1033 (1266 ه/ 1811 م) . 1034 (قرن 19) .
ج - منتخب (ماده تاريخ = 1092 ه/ 1681 م . آغاز الحمدلله رب العالمين
والصلوه والسلام علي رسوله) مولف لطف الله "مهندس" (رك : ص 16 ذيل ).
بدرخواست و براي ميرمحمد سعيد بن محمديحيي تاليف شده : بانكي پور ج 17 : 1731
(1096 ه/ 1685 م) ، ريوج 4512 آ (1130 ه/ 1717 م) اته 2254 (5)
(1145 ه/ 1733 م) ، 2253 كمبريج ضميمه دوم 90 (2) (پيش از قرن 13)
ليندنا Lindesiana ص 125 شماره C 705 (1240 ه/ 5 - 1824 م) آصفيه ج 1
ص 820 شماره 211 (1243 ه/ 8 - 1827 م) ، ايوانف ضميمه اول 898 (1256 ه/
1840 م) . مدارس 180) (A) .
د - ترجمه خلاصه الحساب (آغاز : حمدي كه هيچ عددي احصاي آن نكند) ،
شرح و تفسير گمنام : اته 2251 (1107 ه/ 1696 م) ، بانكي پور ج 11 ، 1032
(1111 ه/ 1699) ، خانيكوف 126 ، 127 (A) .
ه - فيض الوهاب في شرح خلاصه الحساب (آغاز : ثنا و حمد بي حد كه
اقسام وانواع عدد)، تاليف نظام الدين احمدبن عبدلله الشهيد بدرخواست عبدالوهاب
خان [شايد نواب عبدالوهاب خان ، كه براي او نسخه اته ش 2251 (شرحي
گمنام از خلاصه الحساب) درآركوت Arcot 1107 ه/ 1696 م نوشته شده است ]:
اته 2252 (مقدمه و اول باب فقط ، 82 ورق) .
و- غايه جهدالحساب {25} ماده تاريخ = 1130 ه/ 1718 م . آغاز : خلاصه
الحساب للمحاسب ...) از محمدزمان فياض المخاطب به ثالث بن محمد صادق
انبالجي دهلوي شافعي حنفي {26} بانكي پور 11 ، 1035 (قرن نوزدهم)
ز - تحريرالصدر از صدرالدين محمدبن زبردست خان كه در حدود 1135 ه/
3- 1722 م ميزيسته است (رك : همين كتاب ج 1 ص 1093) لاهور دانشگاه پنجاب
(14 ورق بي تاريخ . رك : OCM 3 / 10 (مه 1934) ص 100).
ح - شرح خلاصه الحساب ، از خواجه محمدماه [بي ترديد همان محمد ماه
مولف مرآه الحساب است (آصفيه ج 1 ص 820 شماره 96) ] : آصفيه ج 1 ص 816
شماره 167 (1221 ه/ 1806 م).
ط - شرح خلاصه الحساب از ميرزا محمدبگ : آصفيه ج 1 ص 816 شماره
192 (1250 ه/ 5 - 1834 م).
ي - ترجمه خلاصه الحساب (حمد نامحدود احدي را كه آحاد مفردات) در
يك مقدمه و 12 باب و يك خاتمه ، از محمدصادق بن عبدالعلي تبريزي : بانكي پور
11 : 1036 (قرن 19).
ك - ترجمه خلاصه الحساب (آغاز : (بدون ديباچه) نحمدك يامن لايحيط
بجمع نعمه عدد - سپاس مي كنم ترا اي آن كه احاطه نمي كند بفراهم آوردن نعمتهاي
اوهيچ عدد) ، از روشن علي جاون پوري {27} : بوهاري 223 (1227 ه/ 1812) ، عليگره
سبحان الله نسخه خطي ص 21 شماره 3 (1249 ه/ 1833 م) لاهور دانشگاه
پنجاب (رك COM 3 / 10 ص 100) ، آصفيه ج 3 ص 338 شماره 371.
چاپها : (1) خلاصه الحساب : مجموعه مختصري از حساب و هندسه ؛ به زبان
عربي از بهائالدين آملي (؟) ... با ترجمه فارسي و شرحي از ... مولوي روشن علي
جاون پوري . بضميمه رساله يا مقاله اي در جبر از نجم الدين علي {28} خان ... تصحيح
و چاپ شده بوسيله تريني چورون ميتر miter churun Tarinee و مولوي جان علي و
غلام اكبر ... كلكته 1812 (ص 477) ؛ (2) كلكته .Tibbipr مطبعه الطب
1261 ه/ 1845 (ترجمه خلاصه الحساب 423 ص).
ل - كنزالحساب شرح خلاصه الحساب تاليف شاهزاده فرهادبن وليعهد همان
فرهاد ميرزا كه به سال 1888 درگذشت (رك : همين كتاب ج 1 ص 204 ، 1258)
طهران 1257 ه/ 1841 م (آصفيه ج 1 ص 818 شماره 245).
م - تشريح الحساب (آغاز : الحمدلله منه المبدء) ، تاليف محمدعلي ملقب به
نظام الشريعه : ج 4 ص 188.
ن - ترجمه ها و شرح هاي ناشناخته : براون ضميمه 483 (1124 ه/ 1712 م.
Dd s Christ ، 3 ، 16) ، كمبريج ضميمه دوم . 405 (قرن 18) آصفيه ج 1 ص 816
شماره 123 (شرح خلاصه الحساب 1236 ه/ 1821) ، ليندنا ص 125 شماره
705 ب (متن عربي ؟ 1240 ه/ 5 - 1824).
چاپ ترجمه : خلاصه الحساب [طهران] 1295 ه/ 1878 م (144 ورق
Kartay ص 118.)
(2) رساله در حساب (آغاز ... اما بعد اين كتاب مشتمل است بر سه مقدمه
در حساب اهل هند و آن مشتمل بر مقدمه و دوباب . مقدمه در صوراعداد) ، منسوب
به بهاء الدين العاملي : معارف ج 2 ص 237 (28 گ مورخ 1270 ه/ 1854 م)
(3) تحفه (آغاز : الحمدلله رب العالمين ... امابعد بر ضميراولي الابصار هويدا
و ظاهراست كه تحقيق مقداركر از هم مهمات است) رساله مختصري در كرو مساحت
حوضها بنام شاه تهماسب (80 - 930 ه/ 72 - 1523) {29} منقسم بر 12 فصل : ذريعه ج 3
ص 402 شماره 1443 ، بانكي پور ج 17 ص 1733 (ورق 47 آ - 32 ب قرن هجدهم).
25 - سيدلطف الله الحسيني از معاصران بهائالدين عاملي (رك : ص 11).
رساله در حساب (آغاز : الحمدلله المحمود) بترتيب خلاصه الحساب بهائي :
ذريعه ج 7 ص 7 شماره 19 ، مشهد ج 3 فصل 17 ، نسخه خطي ، شماره 97 (1105 ه/
4 - 1693 م).
26 - حسن محمدبن راجي محمد الفرشوري {30} العباسي الگجراتي السركهجي {31}
مولف لطائف الفيوض . شايد همان حسن محمدبن راجي محمد عباسي باشد كه
نسخه خطي ديوان هند (كليات عطار) را نوشته است (اته 1032 (كليات عطار)
مورخ 1205 ه/ 1616 م)
لطائف الفيوض (آغاز : سپاس بي قياس و منتهاي بي منتهي مرخالقي را)
در دو مقاله : مشهد ج 3 فصل 17 ، نسخه خطي شماره 152 (درباب هفتم از مقاله
دوم افتادگي دارد.جزو كتب رياضي ذكرشده ولي ازموضوع آن شرحي نداده اند).
27 نادرالعصر {32} استاد احمد معمارلاهوري ،
درگذشته سال 1059 ه/ 1649 م {33}
كه معلوم شده است كه {34} همان معمار روضه
ممتاز محل "تاج محل" {35} اگره است .
رساله احمد معمار: عليگره نسخه هاي خطي سبحان الله ص 21 شماره 3 (37
ورق 1736 ه . درباره حساب ولي بدون توضيح و اطلاع بيشتري).
28- عطائالله "رشدي " {36} بن استاد احمد معمار لاهوري (رك : همين كتاب
ج 2 ص 14) برادر بزرگ لطف الله "مهندس" (براي وي رك : ص 92 و 41 و 16).
(1) خلاصه راز (آغاز شكر بي حد بواحد ازلي ) ، درباره حساب و اندازه
گيري و جبر در ده باب ، با ستايش شاه جهان 69 - 1037 ه/ 59 - 1628 م و
شاهزاده داراشكوه (براي وي رك : همين كتاب ج 1 ص 9 - 992) آغاز و باين اخيري
اهدا شده است . بانكي پور ج 17 ص 1720 (1097 ه/ 1686 م) ، ريوج 1 ص 451 آ
(1130 ه/ 1718 م).
(2) ترجمه بيج گنيت ganit Bij (1044 ه) .رك : ص 5 متن
29- محمد امين بن محمد سعيدالعلوي :
ايجازالحساب (آغاز : الحمدلله الذي متعنابنعمائه بلاحساب) ، تاليف در سال
1072 ه/ 2 - 1661 م ، در دوره اورنگ زيب ، و مشتمل بر يك مقدمه و دو مقاله
و يك خاتمه : رامپور (نذير احمد 244).
30- مدني مال mal - Medni پسر دهرمه نراين Narayan - Dharam ( يا
بنوشته ايوانف دهرمه داس نراين Narayan das - Dharam ) پسر كليان مال كايته
سكسينه Saksenah {37} Kayath mal - Klayan.
بدايع فنون (آغاز : جهان جهان نيايش وحيدالقهاري) ، (درحساب ، تاليف به
سال 1074 ه/ 4 - 1663 م در دوره شش سال فرمانروايي اورنگ زيب در اتاوه -
Itawah ، تقريبا بر اساس ليلاوتي Lilavati و منقسم برنه (ياده) باب :بلوشه ج 4
2178 (در باب 8 افتادگي دارد. قرن هجدهم) ، ايوانف 1497 (قرن 18) ،
آصفيه ج 1 ص 806 شماره هاي (312 / 1262 ه/ 1826 م) و 155 ، اته 2259 (در باب
چهارم افتادگي دارد).
31 - لطف الله "مهندس" وجيزه مختصري به عربي در شرح خلاصه الحساب
نوشته (نسخه هاي خطي : Loth 761 ، رامپور ج 1 ص 416) همچون ترجمه فارسي
صورالكواكب عبدالرحمن الصوفي (نسخه : برلين (3) 332) و كتابي در اخلاق
بنام سحر حلال ساخته در 1070 ه/ 1659 م (نسخه ها : دانشگاه بمبئي ص 47 شماره
27 رك : مجله فرهنگ اسلامي Culture Islamic 2 / 11 ص 207 شماره 3 ،
حيدر آباد ، كتابخانه خصوصي محمدغوث (مجله فرهنگ اسلامي Culture Islamic
همانجا) . براي كتاب آسمان سخن او رك : همين كتاب ج 1 ص 30 / 788 ، و براي
ديوان او بهمين كتاب ج 2 ص 26 / 14 بنگريد و آن محتوي اطلاعاتي است درباره
پدر او و ديگر بستگان وي .
(1) خواص العدد (آغاز : الحمدلله ... مي گويد فقير لطف الله متخلص به
مهندس) ، در چهارمقاله : ريوج 2 ص 451 آ (ورق 7 - 100 مورخ 1130 ه/ 1718 م
حيدرآباد كتابخانه سعيديه (رك : مجله فرهنگ اسلامي Culture Islamic 2/ 11
(آوريل 1937) ص 12 / 207)
(2) منتخب (1092 ه) : رك ص 11 همين كتاب .
32 - محمد زمان بن محمدصادق انبالجي دهلوي شافعي حنفي ، كه پيش از
اين از او سخن رفت (همين كتاب ج 2 صي 12 (f) مولف شرحي بر خلاصه الحساب
كه در 1130 ه/ 1718 م نوشته است او در 1120 ه/ 9 - 1708 م رساله اي در هيئت
ساخته است (بلوشه ج 4 2370).
ارتفاع الجبال : آصفيه ج 1 ص 806 شماره 70 [رك : ص 92 ، حاشيه 4].
33- عطائالله. {38}
خزانه الاعداد ماده تاريخ = 1178 ه/ 5 - 1764 م . آغاز : الحمدلله الذي
جعل الشمس ضياء) ، درباره حساب و جبر و هندسه عملي ، مشتمل بريك مقدمه
و دو مفتاح و ده باب ، يك كشكول و خاتمه : دانشگاه بمبئي ص 249 شماره 170
34- اندرمن [حصاري ] .
دستورالحساب يا الحساب (آغاز : حمد . بي عد ذات ايزدي را كه در صورت) ،
در مدت اقامت در دهلي و به سال 1180 ه/ 7 - 1766 م تاليف شده (با اينكه ماده
تاريخ "گلدسته دانشوري" برابراست با 1090) ، منقسم برمقدمه و ده مقاله وخاتمه:
بانكي پور 11 1037 (217 ورق 50 رجب چهاردهمين سال زمامداري شاه عالم
[1186 ه/ 1772 م] ).
35 - محمدصالح الدين بن ديانت خان جهاندار شاهي كه گويا در سالهاي
آخرقرن هيجدهم وشايد درسالهاي اول قرن نوزدهم ميزيسته است و لقب جهاندار
شاهي {39} بدون ترديد از پدرش ديانت خان بود نه خود او.
كفايه الجبر (آغاز : الحمدلله الذي هو اسرع المحاسبين) ، در يك مقدمه و 13
باب و يك خاتمه : بانكي پور 11 1038 (1227 ه/ 1812 م).
36 - گهاسه رام دهلوي
مجمع الحساب ، تاليف آن در 1202 ه/ 8 - 1787 م و منقسم برنه باب : لاهور
دانشگاه پنجاب . (1266 ه/ 1850 م) رك : OCM 3/ 10 (مه 1943) ص 100).
37- كريم بخش .
(1) عمده الحساب : آصفيه ج 1 ص 818 شماره . 1035.
2- انتخاب عمده بسال 1204 ه/ 90 - 1889 م براي ارسطوجاه {40} تاليف شده
آصفيه ج 1 ص 806 حاشيه 191 (1204 ه/ 90 - 1789 نسخه اصل دست نويس ).
38- قاضي القضاه محمد نجم الدين خان "ثاقب" بن محمد حميدالدين كاكو-
روي از روساي كاكوري (رك : همين كتاب ج 1 ص 1035 حاشيه 3) درگذشته
13 ربيع الثاني 1229 ه/ 4 آوريل 1814 در بنارس ، مرگ وي پس از آنكه از
منصب قاضي القضاتي استعفا كرد در راه كلكته به كاكوري روي داد. دو قسمت از
فتاوي عالم گيري (به بينيد:Edwards ) رابه فارسي ترجمه كردو نيز رساله اي مختصر
درباره تاريخ (سالشماري) هند نوشت (ريو ج 3 ص 1013 ب ، ايوانف 1504)
و قصيده اي عربي مندرج در نفحه اليمن دارد (رك : همين كتاب ج 1 ص 226 حاشيه 1)
[رياض الوفاق (خلاصه آن در سپرنگر Sqrenger ص 166) ؛ صبح گلشن
ص 96 ؛ رحمان علي ص 5 - 233].
رساله در جبرو مقابله (آغاز : اي آنكه مراست ذهن ثاقب) ، رساله مختصري است
بنظم با شرح و شواهد به نثر در ميانه ها: بوهار (2) 223 (1227 ه/ 1812 م
باحتمال) ، ايوانف Curzon 579 (1) (نوتراز قرن 19) ، عليگره نسخه هاي خطي
سبحان الله ص 21 شماره 1 (1249 ه/ 4 - 1833 م) ، لاهور دانشگاه پنجاب (1256 ه/
1840 م . رك : OCM 3/10 (مه 1934) ص 101) .
چاپ : كلكته 1812 باخلاصه الحساب شيخ بهايي ، ببينيد همين كتاب ج 2
ص 13 (1)
39- كانهجي كايسته Kayasth Kanhji عظيم آبادي {41}
خزانه العلم (آغاز : حمدي چو مراتب عدد) در حساب و هندسه و هيئت كه
به سال 1229 ه/ 1814 م. در عظيم آباد (همه پتنه) تاليف شده ، و به فرانس -
هاكنس Hakns Francis (شايد هاوكينس Hawkins ) تقديم شده است . داراي
مقدمه و ده باب و خاتمه : اته 2261 (1230 ه/ 1815 م )
مجموعه اليس Ellis نسخه 218 (1230 ه/ 1815 م).
چاپ :
خزانه العلوم يا گنجينه دانش شامل دوره يي از تعليم رشته هاي مختلف
رياضي ... چاپ شده در 492 صفحه زير نظر دكتر ج تايتلر {42} Tytler .J.Dr ...
باهتمام منصوراحمد بردواني ... كلكته 1837 در 654 ص .
40- عبدالرحيم "عبدو" گراك هپوري hpuri Gorak كه او را عبدالرحيم
دهريه نيزگفته اند.سفري باFraser .W مونستوارت الفينستون Elphinston Montstuart
و فرازر Fraser.W به افغانستان كرد [9 - 1808] و در كلكته درگذشت.
درفهرست نسخه هاي عربي و فارسي كتابخانه مدرسه كلكته (ص 105)
كتاب كارنامه حيدري او را بهترين اثرش يادكرده اند(براي كارنامه رك :همين كتاب
ج 1 ص 776 و 1333 . در اين كتابخانه پنج جلد كوچك وجود دارد كه تاريخ
آنها 1825 و 1826 م است و شامل ترجمه فارسي دروس رياضي چارلز هونتون -
Huntton Charles است .
شگرف بيان {43} مجموعه اي شامل :
(1) تاريخ پيدايش و تطور نژاد انساني (ورق ب 28 - 1) ،
(2) شرح حال مولف بقلم خودش (اتوبيوگرافي ) و مختصر (ورق 28
ب - 32 آ) ،
(3) رساله اي عربي در هيئت (ورق 40 آ - 58 ب) ،
(4) پنج علت مهم براي ترجمه آثار دقيق اروپائي درباره هيئت و جغرافي
و رياضي به زبان عربي و فارسي (ورق 62 آ - 65 آ) ،
(5) عللي براي ترجيح اثر سيمپسون Simpson بر تحرير اقليدس از نصيرالدين
طوسي (ورق : 69 آ - 70) : كلكته مدرسه 175 .
41 - نواب شمس الامراء مير فرخنده علي خان درگذشته 1249 ه/ 4 - 1833 م
باستناد فهرست آصفيه .
تبديل سطوح ، چاپ شده در 1251 ه/ 6 - 1835 م آصفيه ج 1 ص 806
شماره 13).
42 - محمدارتضي عليي خان درگذشته 1251 ه/ 6 - 1835 م (رك : همين كتاب
ج 1 ص 9 - 1038 و 1344 ببعد).
نقودالحساب (آغاز : بحمد و حيدرب البرايا) ، حساب با نظري خاص بروش
هندي ، تاريخ تاليف 1235 ه/ 1819 م . منقسم برمقدمه و هفت باب و خاتمه :
ايوانف ضميمه اول 902 (1241 ه/ 1826 م).
چاپ : 1260 ه/ 1844 م (آصفيه ج 1 ص 820 شماره 95).
43- ابوالقاسم المشتهر به غلام حسين بن فتح محمد كربلائي جاون پوري
مولف : (1) انيس الاحباب ، كه شرحي است بر رساله اسطرلاب بهاء الدين عاملي ،
(2) اصطلاحات التقويم .
(3) زيج بهادرخاني (رك : ص 99 ذيل).
جامع بهادرخاني (آغاز : عنبربن طرازي كه) تاليف در سال 1249 ه/ 1833 م
شامل مقدمه و شش خزينه .
((1) هندسه ،
(2) علم مناظر و مرايا Optics ،
(3) حساب ،
(4) مساحت ،
(5) هيئت ،
(6) جداول نجومي و تقويم) و خاتمه :
ذريعه ج 4 ص 43 شماره 176 ، ايوانف كرزن Curzon 580 (نيمه قرن
نوزدهم ) ، ريوج 3 ص 1048 آ (فقط خلاصه گويا، 1850).
چاپها : كتابي بنام جامع بهادرخاني شامل چهار رشته از علوم رياضي :
هندسه ، مناظر ، حساب ، هيئت . منتخبي از متون عربي و انگليسي بنام راجه خان
بهادرخان دلاورجنگ ... در سال 1834 ... از غلام حسين جان پور كلكته 1835
(ص 720).
شرح (شايد از اين كتاب) : تحليل و نمونه هايي از يك كتاب فارسي درباره
رياضي و نجوم [مولف : مولوي غلام حسين ] از : مرحوم جان تايتلر {44} Tytler John
(در ژورنال آسيايي ج 4 (1837) ص 72 - 254).
44 - حكيم سراج الدين حسن
دستورالحساب (يا : الحساب) ، تاليف در سال 1250 ه/ 5 - 1834 م : آصفيه
ج 1 ص 810 شماره 207.
45 - سيدنورالاصفياء [پسر نورالعلي بن قمرالدين] اورنگابادي (براي جداورك :
همين كتاب ج 1 ص 22 ، 15 / 1027 و 1021) درگذشته حيدرآباد در 20 ذيقعده
1255 ه/ 25 ژانويه {45} 1840 (رك : گلزار آصفيه ص 3 - 271 ، ولي درآنجا سخني از
آثار وي نرفته است).
(1) نورالحساب : آصفيه ج 1 ص 812 شماره 215 (1223 ه/ 1808 م).
(2) نورالمحاسبين : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 144.
46 - بايد اين احتمال را داد كه : حافظ احمد بن محمدمغربي تلمساني انصاري
صائمي كتاب اعظم الحساب خود را بنام نواب اعظم الامراء محمد غوث خان "اعظم"
تاليف كرده است (1855 . رك : همين كتاب ج 1 ص 897) {46}
(1) اعظم الحساب : آصفيه ج 1 ص 806 شماره 139.
(2) مراه العالم : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 81 (1262 ه/ 1836 م . در قسمت
رياضي ، اما بدون ذكر خصوصيتي از موضوع)
(3) زبده الحساب (آغاز : الحمدلله ... اما بعد علم حساب بهترين علوم
عقلي است ) ، كتاب كوچكي در يك مقدمه و چهار مقاله : ايوانف ضميمه اول 899
(1290 ه/ 1874 م) آصفيه ج 3 ص 338 شماره 394 .
چاپ : 1270 ه/ 4 - 1853 م (آصفيه ج 1 ص 814 شماره 63)
47 - ميرزا جعفرخان مشيرالدوله (براي اورك : همين كتاب ج 1 ص 1070)
درگذشته درجمادي الثاني 1279 ه/ نوامبر - دسامبر 1862 م (ذريعه ج 7 ص 5)
(كتاب الحساب) {47} شامل :مقدمه وشش باب وخاتمه ،درسال 1762 ه/
1846 م تاليف و به محمدشاه قاجار تقديم شده است . گويند (ذريعه ج 7 ص 23/ 4)
نخستين كتابي است در رياضي جديد كه بزبان فارسي نوشته شده است : ذريعه ج 7 ص 5
شماره 9 (ولي گفته نشده كه اين كتاب نشر شده باشد)
48- نواب شمس الامراء بهادر اميركبير محمد فخرالدين خان متولد در 1780
در هنگام مرگ پدرش ابوالفتح خان تيغ جنگ يازده سال داشت . وي به سال 1863
(در 10 آوريل) درگذشت .
كتابي به زبان اردو دارد بنام : سته شمسيه در شش جلد كه بسال 1256 ه/
1840 م تاليف كرده است (رك : آصفيه ج 1 ص 826 ، زير عنوان : رياضي اردو)
پسر ارشد او ، عمده الملك محمد رفيع الدين خان چند كتاب در نجوم به زبان فارسي
تاليف كرده ودو كتاب علمي به زبان اردو نوشته است (رك : آصفيه ج 1 ص 824
شماره 60 ، ص 826 شماره 61) . [گلزار آصفيه ص 90 - 286 ؛ Oriental Beale
dictionary biographical زير عنوان شمس الامراء : مدحيه شمسيه [به زبان اردو
ص ص 76] از محمد غلام امام خان ، حيدرآباد، 1280 ه/ 1863 م ؛ نظامي بدايوني
قاموس المشاهير (به زبان اردو) ج 2 ص 24 ] .
(1) رساله در بيان اعمال قطعه : آصفيه ج 1 ص 810 شماره 162.
(2) شمس الهندسه ، تاليف در سال 1241 ه/ 6 - 1825 ، آصفيه ج 1 ص
818 شماره هاي 19 و 119.
چاپ : 1251 ه/ 6 - 1835 م (آصفيه ج 1 ص 818 شماره 224 . رك : ص -
816 شماره 18).
49- اگوست كرزيز Krziz August معاون توپخانه يكي از هفت تن اطريشي
بود كه به سال 1851 براي تدريس در دارالفنون و مدرسه نظام {48} به تهران آمد
و به سال 1859 به اروپا بازگشت (رك : براون : poetry and press ص 154) . اضافه
بركار رسمي خود آثاري تاليف كرد:
(1) (كتاب در تشريح و توضيح علم جرالثقيل و علم حكمت طبيعي ) ،
بوسيله محمد زكي مازندراني از متن فرانسه مولف ترجمه شده است : [تهران 1858]
(بدون شماره گذاري صفحات).
(2) (كتاب حساب بعلم هندسه) ، در هندسه همچنين ترجمه از محمد زكي
مازندراني : [طهران] 1274 ه/ 1858 م (بدون شماره گذاري صفحات)
(3) ميزان الحساب در جبر ، ترجمه از محمد زكي مازندراني بهمينگونه :
[طهران] 1274 ه/ 1857 م (375 صفحه).
50 - نجم الدوله {49}
ميرزا عبدالغفارخان بن علي محمد اصفهاني ، رئيس منجمان
(منجم باشي) ناصرالدين شاه و "استادعلوم" در دارالفنون ، متولد به سال 1255 ه/
40 - 1839 م (بروايت ذريعه ج 7 ص 15/8) و درگذشته 14 جمادي الاولي سال
1326 ه/ 14 ژوئن 1908 (بروايت ذريعه ج 3 ص 13 (58) و ج 7 ص 15 (8) {50} آثار
مهم او در رياضي و علوم در Poetry and Press براون ياد شده است ص 8 - 157
(1) بدايه الهندسه : در طهران چاپ شده (ذريعه ج 3 ص 60).
(2) بدايه الحساب : چاپ 1322 ه/ 5 - 1904 (ذريعه ج 3 ص 58).
(3) بدايه الجبر : در طهران چاپ شده (ذريعه ج 3 ص 58).
(4) حساب جديد : در طهران چاپ شده (ذريعه ج 7 ص 8 شماره 27).
(5) كفايه الهندسه : رك به اصول الهندسه كه پس از اين ياد ميشود.
(6) كفايه الحساب : در طهران چاپ شده در 1291 ه/ 1874 م (آصفيه ج 1
ص 818 شماره 76).
(7) اصول الهندسه يا كفايه الهندسه در هشت مقاله ، بنام مظفرالدين شاه :
طهران 1318 ه/ 1 - 1900 (ذريعه ج 2 ص 213 شماره 830).
51 - مهندس الملك ميرزا رضاخان . يكي از معلمان دارالفنون بود (رك :
براون - Poetry and Press ص 158 (29) - (33) ).
هزار مساله جبر و مقابله : چاپ طهران (ذريعه ج 5 ص 87 شماره 354).
52 - ميرزا علي محمدخان مترجم همايون يكي از نويسندگان دستور دانش
شامل دروس و حكايات ، چاپ طهران (ذريعه ج 8 ص 163).
(1) حساب ابتدائي در دو قسمت : چاپ شده (ذريعه ج 7 ص 7 شماره 43).
(2) حساب مفصل : طهران (ذريعه ج 7 ص 11 شماره 43).
(3) حساب مقدماتي : طهران (ذريعه ج 7 ص 11 شماره 44).
(5) اصول جبر و مقابله : در طهران چاپ شده 1331 ه/ 1913 م (ذريعه ج 2
ص 179 شماره 663 : مشهد ج 3 فصل 17 نسخه هاي چاپي شماره 2).
53 - محمد حسن بن محمدحسين القاري :
تحفه مختاريه تاليف در سال 1293 ه/ 1876 م بنام نواب مختارالملك :
آصفيه ج 1 ص 808 شماره 52 (1293 ه/ 1876 م ، نسخه اصل)
54 - حيدرقلي بن حسين قلي بيات مختاري نيشابوري (كذا).
(1) اشكال بيضي (آغاز : بيضي مسطح سطحي است ) ، تاليف در 1301 ه/ 4 -
1883 م : ذريعه ج 2 ص 112 ، مجلس 154 (1301 ه/ 1883).
(2) رساله مخروط و استوانه (آغاز : و بعد چون رسم مجسمات ) بنام
آصف الدوله حاكم خراسان : مجلس 179 (1302 ه/ 5 - 1884 م)
(3) رساله رسم مجسمات متشابه و قطع زائد (آغاز : امابعد اين رساله ييست
در معرفت قطع و زائد) تاليف در 1294 ه/ 1877 م : مجلس 176.
55 - آقاخان بن حسين قلي خان محاسب الدوله . يكي از معلمان دارالفنون در
طهران (رك : براون Persia modern of Poetry and Press The ص 158).
اصول علم جبر و مقابله : طهران 1305 ه/ 1888 (216 صفحه) ؛ 1310 ه/
3 - 1892 م (ذريعه ج 2 ص 179 شماره 661)
56 - ميرزا علي خان ناظم العلوم . از معلمان دارالفنون (رك : براون ص 1 /
155) گويا درگذشته 1317 ه 1900 - 1899 م .
(1) حساب جديد معروف به حساب علي خان : چاپ شده (ذريعه ج 7 ص 8
شماره 29).
(2) اصول علم فيزيك : چاپ شده (ذريعه ج 2 ص 200).
(3) اصول جبر و مقابله : بچاپ رسيده در طهران (ذريعه ج 2 ص 179 شماره
662).
57 - ميرزا موسي خان بن محمود خان مفتاح الملك {51} در گذشته 1335 ه/
18 - 1916 م
حساب جديد : طهران 1300 ه/ 3 - 1882 م (ذريعه ج 7 ص 8 شماره 30)
58 - شيخ يوسف بن محمدگيلاني .
(1) حل العقود في شرح حساب الجمل المعهود (آغاز : الحمدلله الواحدالاحد) ،
تاليف در 1322 ه/ 1904 م "در تعريف شماره با انگشتان ، حساب سرانگشتي و
شناسائي اسرار و معاني ابجد هوز حطي" (عربي يا فارسي ؟) : مجلس 761 (1)
(2) مختصر الجمل (آغاز : بعد از حمدوثنا بر خالق معبود) ، در همان موضوع
مجلس 761 (2).
59 - سيد حسين قدس الشريفي ملقب به فهيم السلطان ، پسر سيد تقي معروف
به مستوفي متولد در 12 ذي القعده 1308 ه/ 19 ژوئن 1891 م.
حساب 128 [128 = حسين ] : چاپ شده (100 صفحه . ذريعه ج 7 ص 7
شماره 23).
60 - ضميمه
(1) القاب الربع : ذريعه ج 2 ص 300 شماره 1207 (نسخه كتابخانه
خوانساري نجف).
(2) - اعمال ابي بكرالخليل التاجر الرصدي (آغاز : فصل في قسمه المثلثات
القائم الزاويه وهي مثلثات الاصول علي نسبه الارثماطيقي)، درتقسيم مثلثهاي قائم
الزاويه ،اندازه گيري قوسها، دوران ، قوانين انعكاس ،اندازه گيري ارتفاع اجسام
دوردست و جزاينها : بلوشه ج 2 ص 772 (18) (از سده هفدهم تازه تر).
(3) اربعين (آغاز : (در نسخه مشهد بدون حمدله) اين رساله مشتمل است
برچهل سوال) ، جواب چهل سئوال درباره حساب : مشهد ج 3 فصل 17 ، نسخه
خطي شماره 9 (موخر تر از 1166 ه/ 1753 م نيست .
(4) بديع الحساب ، كتاب دستي حساب و جبر تاليف ميرزا رجب علي بگ بن
فاضل بگ : لكنهو 1263 ه/ 1847 م (91 صفحه) ، كاون پور 1267 ه/ 1851 م
(78 صفحه) ؛ چاپ 1270 ه/ 4 - 1853 م (آصفيه ج 1 ص 806 شماره 265).
(5) بحرالجواهر (آغاز: يگانه خداي را ستايش) ،در حساب و سياق {52} تاليف
عبدالوهاب بن محمد امين شهشهاني حسني حسيني اصفهاني : ذريعه ج 3 ص 32
شماره 63 ، معارف ج 2 ص 239 (76 ورق) 1270 ه/ 4 - 1853 م ، خانيكوف 125
(1272 ه/ 1856 م) ، چاپها : طهران 1271 ه/ 5 - 1854 م (ذريعه همانجا) ؛
1297 ه/ 1880 (همانجا).
(6) بسط الحساب (آغاز : سپاس و ستايش بي حد و لاعدد به يزدان جهان) ،
در يك مقدمه و دو باب و چند فصل تاليف عبدالله بن شيخ عيسي صديقي سهروردي
گوپاموي {53} رامپور نذيراحمد 246).
(7) بيكت چنتامني Chintamani Bikat {54} (ترجمه فارسي ) : براون ضميمه. 21
(66 s King ، پالمر ص 25).
(8) بساط غريب از محمد ناصرالدين حيدرآبادي . چاپ : ه 1291 ه/ 1847 م
(آصفيه ج 1 صي 806 شماره 34 ، تحت عنوان رياضي ، اما بدون توضيح صريح و متقني
راجع به موضوع آن).
(9) چهل سوال : ذريعه ج 5 ص 315 شماره 1505 (نسخه به كتابخانه
امام رضا (ع) در مشهد تعلق دارد 1166 ه/ 1753) رك به شماره (3) پيش از اين .
(10) ضرب ستين : آصفيه ج 1 ص 818 شماره 133 ، 111. چاپ : 1299 ه/
1882 م (آصفيه ج 1 ص 818 شماره 230).
(11) دستور تعليم حساب مقدماتي ، تاليف حبيب الله صحيحي : چاپ شده
(ذريعه ج 8 ص 152).
(12) درج الجواهر و برج الزواهر (آغاز : و بعد اين مختصري است در علم مساحت
نام او درج الجواهر ... كه از بهرخزانه ... خداوند اميركبير اسفهسالار عالم ...
فخرالدوله والدين ...قامع الكفره والمشركين ملك ملوك الامرائفي العالمين پهلوان
جهان صاحب قران آفاق ... اعظم تازيك ابوبكر ظهيراميرالمومنين). {55} شرحي بدون
اسم در سه بخش "اندازه گيري سطوح ، اجسام ، اندازه گيري زمين ،اندازه گيري آب
رودخانه ها وجزاينها" : بلوشه ج 2 ص 772 (6) (از قرن 17 تازه تر).
(13) فوائدالافكار في علم الفركار ، مولف فريدالدين احمد : آصفيه ج 1
ص 818 شماره 166.
(14) حساب علمي و عملي ، براي دبيرستان ، تاليف ابوالحسن ارجمند ساوجي
(رك : همين كتاب ج 1 ص 1188 (22) ) : لاهور 1306 ه .ش / 1927 م
(264 صفحه).
(15) حساب نامه ، درهفت باب . تاليف : امندكهان پسرهيم راج كايته -
گووالياري - Guwaliyari h Kayat Hem. b Khan Raj Amand
لاهور : دانشگاه پنجاب (فقط 4 باب دارد ، رك OCM 3/10 (مه 1934)
ص 100).
(16) الارشاد تاليف عبدالرحيم بن احمد حسين : آصفيه ج 1 ص 818 شماره
157 (دربخش رياضي ، اما بدون توضيحي درباره موضوع).
(17) ارشاد الحساب (مشدد) ، از ابوالقاسم ملقب به فيوضات : چاپ تبريز
(ذريعه ج 1 ص 513 شماره 1514).
(18) الجبر تاليف ابوالحسن ارجمندي ساوجي (رك : شماره 14 بيش از اين)
لاهور 1306 ه .ش / 1927 ص م (194 صفحه چاپ مفيدعام).
(19) جبرو مقابله قديم :آصفيه ج 1 ص 808 شماره 124 (1088 ه/ 1677)
(20) الجعفريه في المسائل الحسابيه (آغاز : حمد و ثنا خداونديرا كه وجود هر
موجود)، داراي مقدمه وپنج مقاله و خاتمه ،بنام شاه سلطان جعفر.مولف قوام الدين
حسين بن شمس الدين محمدالخفري : ذريعه ج 5 ص 109 شماره 455 (نسخه اي
از نجف ).
(21) خلاصه هاشمي ، تاليف آقاهاشم شاه . چاپ : 1313 ه / 6 - 1895 م
(آصفيه ج 1 ص 810 شماره 263 ، در بخش رياضي ولي بدون توضيحي درباره
موضوع و محل نشر)
(22) خلاصه رياضيات متوسطه ، از بيرشك ، انواري : چاپ تهران 1326 ه
ش / 8 - 1947 (ذريعه ج 7 ص 227).
(23) معدن الحساب تاليف بيم Bim [ يا Bhim ] راج : كمبريج ضميمه دوم
90 (1) (136 ورق)
(24) مجموعه رياضي چاپ ايران (آصفيه ج 1 ص 820)
(25) مخزن الاسرار : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 118 (جزو كتب رياضي
ولي بدون شرحي در موضوع).
(26) مرآه الحساب تاليف محمدماه [بي ترديد همان خواجه محمد ماه است
كه بر خلاصه الحساب شرحي نوشته . رك : بهمين كتاب ج 2 ص 12 (H) (شرحهاي
خلاصه ش ح ) ] : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 96
(27) مصباح الحساب : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 134.
(28) ميزان الحساب تاليف قادرعلي خان ، چاپ : 1265 ه / 1849 م (آصفيه
ج 1 ص 820 شماره 59).
(29) مختصر در علم مساحت (آغاز : سپاس بي قياس و حمد بي عدد حكيمي
كه آسمان مدور به پرگار قدرت) ، در هشت باب بلوشه ج 2 ص 772 (9) (از قرن
17 تازه تر).
(30) منتخب العجائب در حساب ، تاليف گوپال سنگه h Sing Gopal
سيالكوت Siyalkot [؟ 18] (چاپ چشمه فيض 34 صفحه)
(31) نادريه گويا به نثر {56} ، در حساب از محمدجلال بن مولي حسين : Rehatsek ص 20
شماره 34 (2)
(32) ناصرالحساب : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 184
(33) قاعده كليه تاليف محمد فيض الدين خان ، چاپ 1285 / 1869 -
1868 (آصفيه ج 1 ص 818 شماره 273 در عنوان رياضي بدون شرحي از موضوع
كتاب و جاي چاپ)
(34) القسطاس المستقيم در حساب و مشتمل بر دوركن كه هر كدام به مقاله هايي
تقسيم ميشود. آخرهردوقسمت آن درنسخه مشهد ناقص است و نام مولف هم در آن
نيست و شايد همان كتاب القسطاس المستقيم ديلمي باشد كه يكي از ماخذ نسخه
اي است كه در بانكي پور شناسانده شده (ج 11 ص 1040) : مشهد ج 3 فصل 17
نسخه خطي شماره 146.
(35) (رساله در علم هندسه) (آغاز: الحمدلله رب العالمين) در يك مقدمه و
دو مقاله و يك خاتمه : قاهره ص 520.
(36) رساله در علم هندسه ، مقدمه و دو مقاله : لاهور دانشگاه پنجاب (62
ورق . رك : OCM 3/10 (مه 1934 ص 101).
(37) (رساله در علم هندسه) : ليندزيانا Lindesiana ص 142 شماره 717 آ
(گويا از 1760).
(38) رساله در علم حساب از : حسن توني : كپورت هله halah Kapurt (1160 ه
1747 م . رك : شفيع در OCM ج 4/3 (اوگوست 1927) ص 5).
(39) رساله در علم حساب : دانشگاه لنين گراد شماره 406 (زالمان رزن -
Rosen Saleman ص 15).
(40 (رساله در علم حساب (آغاز : جمع (بخوانيد : جميع ؟) موجودات دو
قسم است واجب الوجود و ممكن الوجود) : مدراس 502 (1351 ه/ 3 - 1932 م)
(41) (رساله در علم حساب (آغاز : ... (درپايان مقدمه) از كتب متقدمين
كه كتابي مهذب و مختصر و آسان بپارسي نيافتيم واجب ديدم كه دراين باب رساله اي
بپردازم) در 24 باب : مجلس 640 (9).
(42) (رساله در علم مساحت) (آغاز : ... بدان كه ابن كتاب اصول او برسه
نوع است :
اول معرفت آلات مساحت و ثاني معرفت اشكال و ثالث معرفت طرق مساحت .
اما آلات مساحت سه است زيرا ...) : بلوشه ج 2 ص 772 (10) (از قرن 17 نوتر)
(43) رساله در علم مساحت (آغاز : اين رساله ايست در علم مساحت و آن
مشتمل برچند فصل است فصل اول در زرعي كه بني هاشم قرارداده اندمشهور به
گز شرع كه معمول خراسان است) ريو ضميمه 421 (1) (1233 ش . ه/ 1818 م )
(44) (رساله در علم مساحت) (آغاز : الحمدلله رب العالمين والصلوه ...
اما بعد اين رساله ايست در اصلاح [بخوانيد : اصطلاح ؟] اهل مساحت فصل در
آن كه اين سواد بصره و كوراهواز و نواحي فارس) : بلوشه ج 2 ص 722 (11) (از
قرن 17 نوتر).
(45) رساله در علم مساحت : براون ضميمه 676 (1245 ه .ش).
(46) (رساله در علم رياضي ) از عبدالوحيد بن محمد بوبكاني : آصفيه ج 3
ص 750.
(47) رساله در عقد انامل (آغاز : بعد از حمد پروردگاري كه اصناف الطاف )،
رساله كوچكي در "حساب عقود اصابع" شايد (علي الاحتمال) مولف آن شرف الدين
يزدي {57} باشد(براي اورك:
همين كتاب ج 1 ص 283) : مشهد ج 3 فصل 17 ، نسخه
خطي ، شماره 67 بلوشه ج 2 ص 772 (24) (ازقرن 17 تازه تر)
(48) (رساله عقدانامل) "در طريقه شمار از 1 تا 10000 با انگشتان دست
كه امري نادانسته نيست ، براي اطلاع مي توان به فرهنگ جهانگيري مراجعه كرد
نظير طريقه اي كه در بازار هنگام خريد و داد و ستدنهاي معمول است " رهاتسك -
Rehatsek ص 220 شماره 17 [(5)].
(49) رساله ارثماطيقي : ليندزيانا Lindesiana ص 114 شماره 704 (هجدهمين
سال محمدشاهي [9 - 1148 ه/ 6 - 1735 م].
(50) رساله هندسه : آصفيه ج 1 ص 812 شماره 218.
(51) رساله رفيعيه (آغاز : اين لوح مستطيل كه پرگار نسبت است ... پرگار
متناسبه 1 ج ف ك ل مشتمل بربردو ستاره)، در پرگارشناسي وهندسه از محمدرفيع (؟):
مجلس : 177 (41 ورق . ناقص).
(52) رساله شهابيه (آغاز : الحمدلله الذي عطائه لايعد ولايحصي) محمودبن
بدرالدين ايرانشاهي آن را بيكي از رجال درباري (مقرب الملوك والسلاطين) ملقب
به شهاب الدوله والدين تقديم كرد ، منقسم بر دوباب ، باب اول مشتمل بر 35 فصل
(صحاح) و باب دوم در 20 فصل (كسور) : گتا Gotha 37 (26 ورق).
(53) رساله تسطيح : آصفيه ج 1 ص 810 شماره 14.
(54) شبكه [رساله شبكيه ؟] ظاهرا {58} درشرح
محاسبات و اندازه گيري حسابي و هندسي ، رهاتسك Rehatsek ص 20 شماره 34 (1)
(55) شهابيه : رك به رساله شهاييه
(56) تبصره الحساب : ليندزيانا Lindesiana ص 222 شماره 669 ب "منتخب"
1142 ه/ 30 - 1729 م.
(57) تبصره اولي الالباب في علم الحساب (آغاز:الحمدلله المنزه عن ادارك الانام
[بخوانيد: الافهام ؟] : خانيكوف 128 (C).
(58) تيسير المطلوب في اعمال الجيوب از حافظ احمد : آصفيه ج 1 ص 808
شماره 158.
(59) تشريح في علم التسطيح از طاهر الحسيني : عليگره سبحان الله Subh نسخه
خطي ص 22 شماره 5 .
(60) تحفه المجالس : آصفيه ج 1 ص 808 شماره 212 زير عنوان رياضي ولي
بي شرح موضوع آن .
(61) تحفه الرشاد (آغاز : موجودي كه كنهش ) از مولف ناشناس بنام بالا
پرشاد Prashad - Bala فرزند چند لولعل Chandulal منقسم بر شش مقدمه و شش فصل
ايوانف كرزن Curzon 582 (20 ورق . قرن 19).
(62) وصاليه از حميد الوصالي : آصفيه ج 1 ص 820 شماره 172 (1233 ه . ش /
1818) زير عنوان رياضي ولي بي توضيح موضوع آن .
(63) زبده الحساب از محمد صالح :ليندزياناLindesiana ص 195 شماره 699 آ
(1142 ه/ 1729 م).
_______
{1}
1-اته اين نام را ذكر نموده است ولي محمدعلي پسر مولف
كتاب در مقدمه آن تقريب التحرير آورده است و آن ترجمه وشرحي است ازتحريرالمجسطي
طوسي (رك :بانكي پورج 5ص1058؛ايوانف ضميمه 2،1084).
{2}
2- هويت مترجم درچاپ كلكته در 1824 ياد نشده است .
كتاب مقدمه ندارد و اول آن با(حدود : نقطه چيزي است كه او را جزء نباشد يعني از
چيزي كه قابل اشارت حسي باشد ...) آغازميشود.
{3}
3- براي چاپ هند (لاهور 1897 ص 44) از ترجمه منسوب به قسطابن لوقا و ثابت بن
قره به فهرست Ellis - Fulton ص 6 - 835 رجوع كنيد.
{4}
1-براي معني متوسطات به ذريعه ج 3 ص 380 رجوع كنيد.
{5}
2- گويا از بوزجاني باشد ولي در فهرست آثاراواين كتاب
ذكر شده است.
{6}
1-رك
: تركستان بار تولد ص ، ياقوت افشنه ضبط كرده است
{7}
2- رك :بروكلمن ج 1
صفحات 29 / 453 و 33/ 455 باذيل ج 2 صفحات 23 / 812 و 828.
{8}
3- در 382 ه/ 4 -
993 م ظهور كرده بود :(رك : همين كتاب ج 2 ص 42).
{9}
4-معاصرسيف الدوله
(متوفي به سال 356 ه/ 977 م)؛ رك :بروكلمن ذيل ج 1 ص 399
{10}
1- شمارنامه در مشهد هست (دانش پژوه).
{11}
2-آچاريه Acharya (سانسكريت) ="رهنماياتعليم
دهنده امور مذهبي ...عنواني كه به فضلا و مردان عالم داده مي شود".(فرهنگ اردو
تاليف Platts) .
{12}
3- نام دختر بهاسكره Bhaskarea بوده است .
{13}
1- اين كلمه در زبان سانسكريت بمعني جبر است .
{14}
2- كلمات سانسكريت معمولا در هندي و
فارسي هندوستان يك شكل دارند.
{15}
3- رك : ص 15 متن
{16}
1- رك : ص 14.
{17}
2- ترجمه اي از متن سانسكريت بوسيله كلبروك Colelrook .T.H شده
است (لندن 1817).
{18}
3- احتمال مي رود از سلجوقيان
كرمان باشد كه از 579 ه/ 1183 تا 582 ه/ 7 - 1186 م فرمانروايي كرده است. بهرام
شاه غزنوي (47 - 512 ه/ 52 - 1118 م) پسري بنام محمد داشته است كه بشاهي نرسيد.
(بنگريد به طبقات ناصري ص 23 حاشيه 2)
{19}
4- ممكنست محرف السراجي باشد.
{20}
2- بنظر نمي رسد كه اين كتاب ترجمه فارسي جوامع الحساب طوسي
(عربي) باشد ، رك : كراوس ص 496 (7) و نيز بعيد بنظرميرسد اسم مستقل داشته باشد
كه اين عنوان صحت واعتباري داشته باشد.
{21}
1- رك : ريوج 2 ص 456 آ ، 1 و 21.
{22}
1- براي والشتان (= بالش يا بالس
بلوكي از حومه سيبي بلوچستان) رك : لوسترنج ص 347.
{23}
2- هيوي (ظاهرا بدون همز در بلوشه ج 2 ، 772 (2) و در S.M.M.B "فوائد
جمالي " ريوج 2 ، 449 آ معادل يا بمعني منجم ستاره شناس آمده است.
{24}
1-رك : W
ايوانف در روزنامه آسيايي 1927 ص 6- 95 .
{25}
1- در فهرست بانكي پور الحساب است ولي احتمال ميرودالحساب
(مشدد) باشد.
{26}
2- رك : ص 17 ، 92 متن همين كتاب.
{27}
3- روشن علي "نظمي" بن نادر علي انصاري
جاون پور ، پروفسور كالج فورت ويليم William Fort در كلكته ، درگذشته حدود 1810
مدفون در مرشدآباد. وي مولف دستور عاميانه اي است فارسي بنام قواعد فارسي و دو
رساله درباره تحريف حروف عربي .(1) رساله تخفيف همزه واعلال وادغام (2)تعليلات)
و طبق "تجلي نور" شرحي بر مقامات حريري دارد. رك : تاريخ جاونپور غلام حسن زيدي
(همين كتاب ج 1 ص 699) تتمه ؛ ولي الله تاريخ فرح آباد (همين كتاب ج 1 ص 694) ،
قسم 2 مقاله 3 ؛ تجلي نور (همين كتاب ج 1 ص 1121) ج 2 ص 105 و صفحه 19 از صفحه
شماري جداگانه در بخش شعرا ؛ ريو ج 2 ص 857 ب .
{28}
1- Sic ، امام
علي گويا بيجا افزوده شده باشد. رك : همين كتاب ج 2 ص 18.
{29}
1- در ذريعه بنام محمدخدابنده
است .
{30}
2- رك : همين كتاب ص 1115 حاشيه 1 و 13/
1321.
{31}
3- از سرك هج واقع درگجرات.
{32}
1- اين نام را شاه جهان گذاشته است .
{33}
2-طبق ماده تاريخ ديوان مهندس كه سيدسليمان بدوي
در ص 9 مقاله يي كه يادخواهيم كردآورده است .
{34}
3- در مقاله يي سيد سليمان ندوي بعنوان :
.Lanaya h Qala Lal aur Taj ne Jis Khandan muhanndis ek Ka Lahur
در .Islamia - i - Maarif - i - Idara the of TheaProceedings
گزارش اداره معارف اسلاميه ، نخستين جلسه در لاهور 15 و 16 آوريل 1933 ، لاهور
1935 ، ص 50 - 1. اين مقاله بحث ميكند از احمد و سه پسرش عطاء الله "رشدي" (رك:
پس ازاين ص 6 / 15) ) و لطف الله "مهندس" (رك : پس ازاين ص 16) ونورالله"معمار"
. پسر بزرگش امام الدين "رياضي " بن لطف الله در گذشته 1145 ه/ - 17323 م رك :
سفينه خوشگو ( بانكي پور ج 8 ص 100 - 99 ) ؛ مخزن الغرائب شماره 924 ؛ اسپرنگر
Sprenger ص 122 ؛ صبح گلشن ص 187 ، فرهنگ اسلامي culture Islamic ج 2/11 ص 208و
جز اينها ، وخيرالله "مهندس" بن لطف الله (رك : همين كتاب ج 1 ص 14/501 ، ج 2 ص
28/1 ، 20/37 ، 7/54 ، 20/94 ، 95) و پسرارشد او محمدعلي بن خيرالله (رك : همين
كتاب ج 2 ص 27/37) و نقل مي كند يك نسخه خطي گويا منحصر (يگانه Unique )ازديوان
مهندس لطف الله را كه در بانگالور Bamgalore نزد كسي هست و از آن چند شعر جالب
نقل ميكند كه اين ابيات از آنهاست ص 39"
از طرف داور گيتي جناب نادر عصر آمده او را كتاب
بود عمارت گر آن پادشاه داشت در آن حضرت فرخنده راه
اگره چو شد مضرب رايات شاه بس كه برو بود عنايات شاه
كرد بحكم شه كشور گشا روضه مختار محل را بنا
باز بحكم شه انجم سپاه شاه جهان داور گيتي پناه
قلعه دهلي كه ندارد نظير كرد بنا احمد روشن ضمير
مقاله س. سليمان ندوي ماخذ اصلي مقاله ايست بعنوان:يك خانواده از معماران مغولي
architects Mughal great of Family A بخامه محمدعبدالله جغتايي chaphtai درمجله
فرهنگ اسلامي culture Islamic ج 11ر (آوريل 1937) ص 9 - 200.
{35}
4- براي تاج محل رك : به مقاله تاج محل بخامه هايگ Haig.
W.T در دائره المعارف اسلام
{36}
1- بنا به ضبط ريو و فهرستهاي ديگر"رشيدي" است ولي محمد
عبدالله جغتائي (رك : ش 205 حاشيه 2 در مقاله مذكور در ص 5 - 34/15 پيش "رشيدي"
ضبط كرده وميكويد كه دردو نسخه بيج گنت ganit Bij چنين است درموزه بريتانياAdd
1689 [= ريوج 2 ص b 450 - ولي بنظر نمي رسد نسخه هاي ديگر موزه بريتانيا راديده
باشد] و يكي از آنها در كتابخانه سعيديه حيدرآباد دكن تاريخ 1145 دارد.مويد اين
قرائت شعري است از ديوان مهندس ص 49 در مقاله سيدسليمان ندوي (ص 15 حاشيه 2 را
ببينيد) . اين شعر چنين است :
پس سه پسر مانده زمرد سترگ زان سه عطاء الله رشدي بزرگ
ولي "رشدي " دراينجا چاپ شده باين شكل مي شود اين بيت را تقطيع نمود اگرازاضافه
صرف نظر شود وهاي آخر "الله" ناديده گرفته شود ، نسخه هاي خطي در اينجا"رشد"(؟)
دارند.
{37}
2- احتمال مي رود شكل صحيح كلمه Sakta است كه ايوانف نوشته(و
ازبلوشه واته ساقط شده).رك :همين كتاب ج 1ص 471 حاشيه 4.
{38}
1- از لحاظ تاريخي مولف خزانه الاعداد نمي تواند همان عطائالله
بن استاد احمد معمارلاهوري باشد (براي او رك : ص 15).
{39}
1- اين نوع عنوان معمولابا القاب مي آيد نه بااسامي اشخاص .براي جهاندار
شاهي رك : همين كتاب ج 1 ص 624 بند 799.
{40}
2- اين عنوان يا لقب
درست شده است ولي گويا در 1204 ه/ 90 - 1789 م نباشد زيرااعظم الامرائغلام سعيد
خان در 1145 :/3 - 1732 م متولد شده است (رك : گلزار آصفيه ص 78 - 158).
{41}
1- عظيم آباد همان پتنه است در
بهار. براي كايسته Kayasth رك : همين كتاب ج 1 ص 471 حاشيه 3.
{42}
2- رك : ص 15/ 20 ذيل .
{43}
1- اين طور احتمال ميرود كه اين نام در نسخه نباشد و اولين يااولين
و دومين قسمت اين مجموعه بدين اسم باشد.
{44}
1- براي اين
مطلب رك : ص 31 / 18 متن پس از اين . وي كتاب mecum Vade Anatomist تاليف رابرت
هوپرت Hooper Robert را به عربي ترجمه كرد. (انيس المشعرين ، كلكته 1830 [36] )
و برخي ديگر از آثار را (رك : مجموعه 700 Ellis ).
{45}
1- تاريخ 1222 كه در فهرست آصفيه براي درگذشت او ذكر شده(ص
813) احتمال ميرود سال تاليف نورالحساب يادشده باشد كه درجدول بغلط گذارده شده
است .
{46}
2- اين احتمال را از تاريخ
1270 ه/ 4 - 1853 م كه زبده الحساب در آن تاليف شده است مي توان داد كس ديگر هم
بنام اعظم الامراء بوده دكه حيدرآبادي از او بنام ارسطو جاه ياد كرده است (ص 1/ 18 پيش از اين).
{47}
1- مولف ذريعه تمام كتابهاي حسابي را كه نام مولف آنهارا برايش
معلوم نبوده بدين اسم خوانده است.
{48}
1- براي بعضي از
كارهاي علمي و رياضي معلمان اين دو مدرسه بنگريد به كتاب poetry and press از
براون ص 63 - 157 و الذريعه الي تصانيف الشيعه زير عنوان الجبر و والمقابله و
الحساب كه دراين دوجاياد شده است. در اين كتاب تنها اندكي از اين آثار و كارهاي
مشابه بعدي بعنوان نمونه هايي از اين رشته فرهنگ يا بعنوان وصفي از كارهاي برخي
از مولفان و مترجمان آورده ميشود.
{49}
2- چنين است درذريعه ولي نجم الملك درفهرست آصفيه آمده است.
{50}
3-"اوبتازگي
در 1328 ه (= 1910 م) درگذشته ونزديك 90 سال داشته است" (براون Poetry and Press ص 155).
{51}
1- لقب گويا از پدراست نه پسر.
{52}
1- تاليفات مربوط
به علم سياق ،علم سياقات (رك : دزي) ، يا علم استيفا شامل مطالب مختلفي دروياضي
است كه بايد دربخش ديگري ازاين كتاب مورد بحث قرار بگيرد. براي اين موضوعهارك :
Kiya ibn Nohammad ibn Abdaollah ، des Falakiyyye yo - Resala Die
Rechnungsuresens staatlichen des Leitfaden persischer Ein Mazandarani - al
(I952 Wiesbaaden) Hinz .W.von Herausgeyeben . (363 I um)
وبراي آثار چاپي :به آثاري كه ناشردر مقدمه ابن همين كتاب از آنها يادكرده است
(زكي وليدي طوفان و عكس نسخه هاي چهارشرح :
(1) سعادت نامه [اياصوفيه 4190] ، از فلكي علاي تبريزي (1307)،
(2) رساله فلكيه [اياصوفيه 2756] ،
(3) شمس السياق، كه درهرات تاليف شده گويادر1441ازعلي شيرازي [نسخه استانبول]،
(4) جامع الحساب تاليف در 8 - 1327 [نسخه قونيه] )،
براي آثار هندي و امئال آن رك Rehatsek ص 17 شماره 29 ، آصفيه ج 1 ص 810
شماره 311 . برلين 493 (2) ، ريو ج 2 799 آ ، ج 3 990 آ . OCM 3/10 ص 99 ،
بلوشه ج 4 ص 2168 (1) ، براون ضميمه 439 ، اته 2125 ، برلين 78 (2) ، 524 (1) ،
542 (2) ، بانكي پور ضميمه ج 2 ص 2042 ، OCM 3/10 ص 101 ، ريو ج 3 995 ب ، OCM
3/10 ص 100 ، ايوانف ضميمه دوم 1096 (2) ، آصفيه ج 1 ص 807 شماره 316 ص 810
شماره هاي 315 ، 317 تا 320 ص 812 شماره 313 ص 820 شماره 314 ، ليدن ج 3 ص 77
شماره 1039 ، ريو 804 آ . براي آثار چاپي رك Edwards Coll 386 ، 581 ، و ذريعه ج 8 ص 225.
{53}
1- براي گوپامائو رك : همين كتاب ج 1 ص 915 حاشيه 1.
{54}
1- بموجب ماخذ گارسن دوتاسي (ج 1 ص 389 )
معلوم مي شود كه كلمات چنتامن و چنتامني Chintaman ياChintamani نام مولف كتابي
است در حساب كه در برج بهاخا bhakha - Braj نوشته شده و نسخه اي ازآن(شماره 66)
بخط نستعليق در كتابخانه دانشگاه كمبريج (گويا) بعنوان بيكت Bikat هست.
{55}
2-اين شاهزاده
رابلوشه بااتابك آذربايجان "محمدپهلوان جهان ، فرزند شمس الدين ايلتگز" درگذشته
581 ه/ 1186 م يكي دانسته است (گويا درست نباشد) -
{56}
1- شرح نسخه چنانكه بايد Rehatsek درفهرست واضح نيست
.
{57}
1- فهرست نگار مشهد علت اين احتمال را بيان نكرده است.
{58}
1- در فهرست شرح كافي داده نشده است.
مقدمه گلشن راز و شروح مختلف آن: احمد گلچين معاني
در سال 717 ه .ق ، عارف بزرگ و نامدار خراسان اميرحسين بن عالم بن ابي
الحسين هروي مشهور به ميرحسيني (متوفي 718 ه) هفد ، بيت مشتمل بر هفده سئوال
درحقايق سير و سلوك و عرفان نزد شيخ سعدالدين محمودبن امين الدين عبدالكريم بن
يحيي شبستري (متوفي 720 ه) كه از اكابر عرفاي آذربايجان بود به تبريز فرستاد
و او باشارت پير خود بهائالدين يعقوب تبريزي بيتي چند در جواب آن بنظم آورد، و
بعدا برهر بيتي ابياتي افزود، تاآن منظومه بنهصد و نود بيت رسيد، وبه گلشن راز
موسوم گرديد. {1}
بسياري از علماي معروف و عرفاي مشهور برين منظومه شرح نوشته اند ، و
اصل آن بزبانهاي تركي و انگليسي و آلماني واردو و حتي بشعر آلماني ترجمه شده
است . {2} ونظيره هايي نيزدرمقابل آن گفته اند.
شروحي را كه بر گلشن راز نوشته اند بترتيب تاريخ تاليف يافوت شارح
(در صورتيكه معلوم باشد) و يا تاريخ تحرير نسخه (در صورتيكه شارح يا تاريخ شرح
معلوم نباشد) بقرار ذيل از نظر ارباب تحقيق ميگذراند:
_______
{1}
1- اسماعيل پاشاي بغدادي رد "ذيل كشف الظنون" گلشن راز را ازحسن
بن السيد عالم الشهير بمير حسيني الدهلوي متوفي 718 دانسته است
سبحان الله ، بيركلمه و اوچ غلط ؟
.
{2}
2- رك : جلد سوم تاريخ ادبيات براون ترجمه استاد دانشمند آقاي علي اصغر
حكمت چاپ اول (ص 160) وچاپ دوم (ص 187) والذريعه: 13/271 و فهرست ها ردنگ (ص 31
شماره 58) ودانشمندان آذربايجان ،ص 336 ،
گلشن راز و شروح مختلف آن: توضيح درباره غنچه باز
موقعي كه قسمتي از اين مجلد صحافي شده بود درباره مستزاد
غنچه باز در شرح گلشن راز و نسخه و شارح آن اطلاعات مفصل تازه در
باره مطالب مندرج در صفحات 54 الي 56 و 106 تا 116 به دست آمد
كه درج آن به دفتر بعد موكول مي شود و اينك توجه خوانندگان محترم را
مجملا بدين توضيح جلب مي نمايد كه مستزاد مورد بحث اثر عارف مشهور
قرن گذشته و پير طريقت اويسي مولانا جلال الدين علي ميرابوالفضل عنقا
(1266 - 1333 ه. ق ) است كه آن را به محضر يكي از اساتيد و مراد
كامل عارف خود كه در قرن سيزدهم هجري ميزيست . يعني مير عين الدين
حسين موسوي ذهبي دزفولي اهداء كرده بوده است . طبعا نسبت "غنچه باز"
به شارحي در قرن نهم عاري از ماخذ قديمي مي نمايد.
توضيح كامل و مفصل ضمن شرح حال سراينده و معرفي نسخه هاي
غنچه باز و ديگر آثار دو عارف مذكور در فوق در دفتر پنجم درج خواهد شد.
ضمنا از كساني كه اين مستزاد را مي شناسند و نسخه اي از آن دارند
خواهشمند است اطلاعات خود را جهت تكميل اطلاعات ارسال دارند.
نشريه نسخه هاي خطي - شرح و ترجمه گلشن راز بزبانهاي ديگر
مثنوي گلشن راز بزبانهاي تركي ، آلماني ، انگليسي ، اردو ، شرح و يا ترجمه
شده ، و از آنجمله است
مقدمه آشنايي با اثري از مظفربن اردشير عبادي: در فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده حقوق (ص 199)
با معرجنامه عبادي كه بابن سينا نسبت داده اند آشنا شده ايم .
خوشبختانه اثر ديگري از اين دانشمند نزد آقاي دكتر مهدي
بياني يافته ام كه از كتابخانه آقاي دكتر اصغر مهدوي است و آقاي
دكتر بياني نيت چاپ آنرا دارند اميدواريم كه هرچه زودتر ايشان
بدين كار خير توفيق يابند و اين اثر سودمند را در دسترس همگان
بگذارند.
شايسته دانستم كه اين كتاب را دراينجا بشناسانم.
آشنايي با اثري از مظفربن اردشير عبادي:
مقدمه نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه هاي عمومي فرانسه: نسخه هاي خطي فارسي در كتابخانه هاي عمومي فرانسه
ايرج افشار
در شهرهاي مختلف فرانسه كتابخانه هاي عمومي هست و در بعضي از آنها
نسخه هاي خطي عربي و فارسي وجود دارد. تاكنون فهرست كتابخانه هاي عمومي آنجا در
پنجاه و دو جلد بنام bibliotheques des manuscrits de general Catalogue
France de ميان سالهاي 1886 تا 1951 طبع شده است .
بعلت آنكه فهرست مذكور در ايران وجود ندارد لازم دانسته شد كه باتتبع در
مجلدات مذكور،فهرستي ازنسخه هاي خطي فارسي و نسخه هاي خطي كه بزبانهاي اروپائي
ولي مربوط به ايران است،درين صحايف مندرج سازد.باشد كه محققان رابكارآيد وازاين
راه خدمتي شده باشد.

كتابخانه عمومي Rouen


كتابخانه عمومي Vendome


كتابخانه عمومي Nancy


كتابخانه عمومي Auch


كتابخانه عمومي Dijon


كتابخانه عمومي Tournus


كتابخانه عمومي Rochelle La


كتابخانه عمومي Laye en Germain .St


كتابخانه عمومي Versailles


كتابخانه عمومي Rodez


كتابخانه عمومي Orlean


كتابخانه عمومي Puy


كتابخانه عمومي Caen


كتابخانه عمومي Marseille


كتابخانه عمومي Aix


كتابخانه عمومي Amiens


كتابخانه عمومي Chaumont


كتابخانه عمومي Rennes


كتابخانه عمومي Valenciennes


كتابخانه عمومي Avignon


كتابخانه عمومي Angers


كتابخانه عمومي Chiflet Collection Besancon


كتابخانه عمومي Carpentras


كتابخانه عمومي Tours


كتابخانه عمومي Arras


كتابخانه عمومي Vesoul


كتابخانه عمومي Roanne


كتابخانه عمومي Strasbourg

مقدمه فهرست قسمتي از كتابهاي خطي فارسي كتابخانه ملي تهران: اين فهرست
درخرداد ماه 1321 تهيه شده است.شماره هاي بعد از اسم كتاب شماره كتاب دركتابخانه ملي است.
دكتر مهدي بياني
فهرست منابع: manuseripts Persian the of Catalogue Deserpitive Concise - .Ivanow .W 1
Bengal of Society Asiatic the of Collection the in
museum British in manuscripts persian the of Catalogue - .Rieu .Ch 2
in monuscripts persian the of Catalague the to Supplement - " " 3
. museum British the
Hindustani : Turkish ,Persian the of Catalogue - . the E .H et Sachau .E 4
Library Bodlleian the in manuscripts pushtu and
la de Oientaux Xylographies et manuscrits des Catalogues - . Dorn 5
.Peterobourg St de Publique Imperiales Bibliotheque
Handschriften Turkischen und Persishen ,Arabischcn Die - .Flugel .G 6
(BandI) .Wien zu Hofblibiothek Koniglichen - Kaiserlich des
Koniglichen der Hansehriften Persischer der Verzeichniss - .Pertsch 7
.Berlin zu Bibliothek
the in manuscrcipts Persian and Arabic the of Catalogur - .Ross .D .E 8
(party Persian Bankipore of Library Public Oriental
of library the in manuscripts Persian the of Cataloque A - .Brawne .E 9
.Cambrdjr of University the
Preserved manuscripts muhammcrdan the of List - Hand A - " " 10
.Cambridje of University the of Library the in
11- فهرست كتابهاي خطي مدرسه سپهسالار ابن يوسف
12- تذكره الشعراء دولت شاه سمرقندي
13- رياض الشعراء علي قليخان واله داغستاني
14- تحفه سامي سام ميرزاصفوي
15- تذكره نصرآبادي
16- آتشكده لطفعلي بيك آذر
17- هفت اقليم امين احمدرازي
18- انجمن خاقان معتمدالدوله
19- زينت المدايح وقايع نگار
20- گلشن محمود محمودميرزا
21- مجمع الفصحاء جلد 1 رضاقليخان هدايت
22- " " 2 " "
23- رياض العارفين " "
24- تذكره دلگشا بسمل شيرازي
25- الماثر والاثار اعتمادالسلطنه
26- دانشمندان آذربايجان ميرزامحمدعلي خان تربيت
27- فهرست رزن بارن رزن
28- تاريخ ادبيات ايران استوري

بخش اول كتابهاي منظوم كتابخانه ملي

مقدمه فهرست كتابخانه هاي شهرستانها (تبريز): فهرست كتابخانه هاي شهرستانها
محمدتقي دانش پژوه
كتابخانه هاي تبريز بااستفاده ازايام تعطيل در نيمه اول ماه مرداد
سال 1343 فرصتي بدست آورده بشهر تبريز رفتم و ده روز در
آنجا براي ديدن كتابخانه هاي عمومي و خصوصي آن شهر بسر
بردم و توانستم نه كتابخانه را از نزديك به بينم و چندين نسخه راتماشا كنم و
فهرستي از عده اي از آنها تهيه و تعدادي راكه شايسته بدانم يادداشت كنم تا
براي كتابخانه مركزي دانشگاه فيلم برداري شود. بسياري از اين نسخ را گرانبها و
نفيس ديدم بلكه برخي ازآنهانادرو منحصر بفرد است برابر باآنچه در كتابخانه هاي
خارج كشور نگاهداري ميشود و ضروري است كه از آنها براي دانشگاه عكس
برداري شود.
اينك بطور موجز كارهايي كه انجام داده ام برمي شمرم :
1- در كتابخانه ملي تبريز تعدادي نسخ مخطوط ديده ام كه اهم آنها نسخ
موقوفه مرحوم محمد نخجواني است . براي همه اينها برگه هايي تهيه كردند و همه
آنهارا خواندم و آنچه لازم بود فهرست كردم وچندين نسخه قابل عكس برداري
دارد بخصوصي نسخي كه در صندوق محفوظ است و همه آنهارا ديده ام و يادداشت
كرده ام .
2- در كتابخانه دانشكده ادبيات تبريز در حدود سي مجلد نسخه خطي ديدم
كه از شش نسخه آن بايد عكس برداشت .
3- در موزه آذربايجان چند نسخه است كه سه تاي آن قابل ذكراست ولي
قابل عكس برداري نيست .
4- دركتابخانه خصوصي خانواده ثقه الاسلام شهيد كه وقف اولاد است نزديك
به هزار نسخه خطي ديده ام ولي فرصت نداشتم و همين اندازه توانستم كه نزديك
به صد نسخه را تماشا كنم و بسياري از آنها قابل عكس برداري ديدم . از اسنادي
كه در خانواده آنها هست هم اجازه ميدهند كه براي دانشگاه عكس برداشته شود .
5- از كتابخانه خصوصي آقاي محقق استاد دانشكده ادبيات در حدود سيزده
نسخه ارزنده ديده ام و از آنها عكس برداري خواهد شد .
6- در اداره اوقاف تبربز هشت سند است كه بايد از آنها عكس برداشت .
7- در كتابخانه آقاي واعظ چرندابي شش نسخه قابل عكس برداري
ديده ام .
8- كتابخانه خصوصي جناب آقاي حاج حسين آقاي نخجواني را هم ديدم
و پاره اي از كتبي راكه ايشان وقف كردند و در كتابخانه ملي گذاردند تماشاكردم .
در خانه شخصي ايشان مقداري از كتابها را ديدم و آنچه لازم بود يادداشت كردم
و از بسياري از آنها بايد عكس برداشت .
9- كتابخانه تربيت در تبريز كه فهرست چاپ شده دارد و از يكي دو نسخه
از آنها بايد عكس برداري نمود .
يكي از آنها انوار البلاغه ساخته ميرزا محمدهادي بن مولي محمد صالح
مازندراني طبري درگذشته نزديك 1134 است كه ترجمه ماننديست از مطول يا
يا مختصر تفتازاني كه در فهرست اين كتابخانه (ص 240) بنام ترجمه مطول ياد
شده و شناخته نشده از كيست و در مجله يادگار (5 : 8 و 9 ص 149) هم نتوانستند
چيزي درباره مولف آن بگويند . ولي در (ذريعه 13 : 152) ازان ياد شده و نسخه اي
از آن در كتابخانه مركزي دانشگاه هست و از نسخه شماره 861 كتابخانه وزيري
جامع يزد نيز براي اين كتابخانه عكس برداري شده است (فيلم 2394).
اين نكته را هم بگويم كه در كتابخانه ملي تبريز پاره اي از آنچه لازم بود
از دقايق مربوط بفهرست نگاري بكتابدار مسئول آنجا يادآور شده و زمينه را طوري
فراهم كردم كه اگر بخواهند بتوانند فهرستي از نسخ مخطوط آن كتابخانه تهيه و
آماده چاپ سازند و قرار شد كه در اين زمينه باآنها همكاري كنم .
نكته ديگر اينكه در موزه آذربايجان از نسخه اي از كتاب تورات يادميكرده اند
كه در بانك ملي تبريز بامانت گذارده شده است ولي با كوششي كه كرده ام گويا
مالك خصوصي داشته است ، نشد كه در بانك ملي آنرا ببينم .

كتابخانه ملي تبريز


كتابخانه دانشكده ادبيات تبريز


موزه آذربايجان در تبريز


كتابخانه موقوفه خانواده ثقه الاسلام شهيد


نسخه هاي آقاي محقق دبير دانشكده ادبيات تبريز


اسناد اداره اوقاف تبريز


نسخه هاي آقاي واعظ چرندابي


كتابخانه حاج حسين آقاي نخجواني

مقدمه آشنايي با چند مخطوط از كتابخانه هاي شهر كاشان: كاشان آشنايي با چند مخطوط از كتابخانه هاي شهر كاشان
درمهرماه سال 1343 درمصاحبت جناب آقاي الله يار صالح وآقاي ايرج افشار
توفيق سفري به كاشان دست داد و چهار كتابخانه ديده و چندين نسخت مخطوط بررسي
شده است . از ميان آنها چندين جلد را براي عكس برداري برگزيده ام واز دانشگاه
درخواستم كه فيلم آنها را براي كتابخانه مركزي تهيه نمايندو اين درخواست نيز
پذيرفته شده است . اينك نسخه ها:

كتابخانه مزارافضل الدين كاشاني


كتابخانه اميركبير در باغ شاه فين كاشان


كتابخانه سيدابوالرضا راوندي درمحله پنجه شاه كاشان

مقدمه كتابخانه آثار ملي كاشان: كتابخانه آثار ملي كاشان درمدرسه سلطاني داراي چندين قفسه كتاب چاپي
وخطي است كه پهلوي هم گذارده شده ودر هر قفسه اي فهرستي دستنويس است و دراينها
مشخصات ونشانه هاي نسخه هابه اجمال نوشته شده ومخطوطات آن از روي اين فهرستهاي
به 179 مجلد ميرسد. اينك باچند نسخت از آنها آشنا ميشويم

كتابخانه آثار ملي كاشان

مقدمه فهرست چند نسخه خطي از كتابخانه هاي شهر يزد و اصفهان: يزد فهرست چند نسخه خطي از كتابخانه هاي شهر
يزد و اصفهان
بدستور دانشگاه تهران در ماه هشتم و نهم سال 1342 خورشيدي سفري به
شهر يزد رفتم تا نسخ مخطوط كتابخانه هاي عمومي و خصوصي آن شهر را ببينم و
آنچه كه ممتاز و ارزنده است برگزينم تا براي كتابخانه مركزي دانشگاه عكس
بردارند خوشبختانه در آن شهر ده روز ماندم ويازده كتابخانه ديدم و نزديك به
سه هزار نسخه خطي را با جمال بررسي كردم واز 501 نسخه فهرست برداشته ام . در
ميان آنها بنسخي برخوردم كه هيچ گمان نميكردم درآنجا باشد و نزديك به صد و
هفتاد و پنج مجلد از آنها برگزيدم و خوشوقتم كه اكنون بدستور دانشگاه از آنها
عكس برداشته و دركتابخانه مركزي گذارده اند و من بنوبه خود از اولياي دانشگاه
و سرپرستان كتابخانه هاي يزد سپاسگزارم كه با تكثير نسخ اين كتابها باشاعه
فرهنگ كمكي بسزا كرده اند .
همچنين بسيار خرسندم كه اين نسخ در كتابخانه هاي عمومي و خصوصي
محفوظ است و بدست دلالان فرهنگ فروش نرسيده كه به بيگانگان بسپارند و پيش
از آنكه چنين آسيبي بانها برسد توانستم عكس نسخ برگزيده آنها را براي كتابخانه
مركزي دانشگاه تهيه نمايم .
در شهر يزد تاتوانستم كتابداران كتابخانه ها را برموز فهرست نگاري آشنا
ساختم و از آنها در خواستم كه براي اين نسخه ها فهرست بنويسند و از دانشمندان و
بزرگان شهر خواهش كردم كتابهاي ملكي را در كتابخانه هاي عمومي بگذارند كه
بدست دلالان نيفتد و در يك مورد كوشيدم كه صد نسخه كهن ارزنده را در كتابخانه
سريزدي بگذارم .
دربازگشت از شهر يزد گذارم بشهر اصفهان افتاد وتوانستم با مساعدت
دوستان كتابخانه هاي فرهنگ و شهرداري و دانشكده ادبيات آنجاراببينم وچندنسختي
ازآنها برگزيدم كه دانشگاه تهران از آنها براي خودفيلم برداشته و هم اكنون
عكس آنها در كتابخانه مركزي دانشگاه در دسترس خواستاران ميباشد. اينك در
اين صفحات نسخه هايي را كه درشهر يزد و اصفهان ديده ام بطور اجمال وصف
مي كنم .
مقدمه كتابخانه جامع كبير يزد (كتابخانه وزيري يزد): مسجد عتيق اين جامع را امير ابو كاليجار عضدالدين علاالدوله گرشاسب بن
مويدالدوله ابومنصورعلي بن شمس الملوك ظهيرالدين ابومنصور فرامرزبن سلطان علاء-
الدوله باكالنجارابوجعفر محمدبن دشمن زياركاكويي ديلمي فرمانرواي يزد (488-513)
ساخته وكتابخانه اي هم دردهليزآستانه برابرصفه بزرگ بنياد گذارده است .اين جامع را
سه دربوديكي روي بقبله يكي روي ببازار كلاه دوزان قديم ديگري روي مدرسه كماليه.
سپس سيد ركن الدين محمد فرزند سيدنظام الدين محمد قاضي حسيني درگذشته 732 در
724 - 728 مسجد نوي در جلو آن ساخته وتمام نكرده درگذشت و پس ازاو بوصيت او
شرف الدين علي دراتمام آن كوشيد ومناره اي برگنبد قديم ساخته وپسرش اميرسيدشمس
الدين محمد در777 كاردهليز اين مسجد رابپايان برده ودرآن هنگام كه درتبريز بوده
زيلوهاي نيكو براي گنبد فرستاده بوده .از جامع الخيرات برميايدكه سيدركن الدين
در مدرسه هايي كه ساخته وموقوفاتي كه بجا گذارده بودبكتاب و كتب خانه نيز نظر
داشته بود (ص 6 و8 و23 و85 و108) و گويا در مسجد نوي كه او در جلو جامع عتيق
ساخته در خود همين جامع كتابخانه اي در زمان او بوده است .
نصره الدين شاه يحيي مظفري فرمانرواي يزد در 789 مقصوره و وصفه و طنبي عالي
در طرف چپ آن بساخت . شاه نظام كرماني وزير يزد در زمان ميرزا شاهرخ گوركاني
(807-850) جامع راكه گچ اندود بودبكاشي تراشيده بياراست وكتيبه سوره "انافتحنا"
نوشته سرامدخوشنويسان آن زمان بهائالدين هزاراسب در آن نصب نمود و در پيش طاق
صفه دوازده امام بكاشي منبت ساخت و بر بالاي شرفه طاق آيت "واذ يرفع ابراهيم القواعد"
بكاشي نصب كرد.
در 862 اميرنظام الدين حاجي قنبرجهانشاهي القاب زمان ميرزا جهانشاه [قراقونيلو]
(841 - 866) را با كاشي تراشيده در مسجد نصب كرد.
بي بي فاطمه خاتون زن امير جلال الدين چقماق شامي فرمانرواي يزد سازنده جامعي
بنام خود در841 ، در 836 صحن مسجد جامع كبير را بسنگ مرمر فرش كرده ودو ستون
مرمري در دو صفه گذاشت .
آقا جمال الدين محمد وزير يزد در زمان شاه تهماسب مسجد را تعمير كرد و
مناره اي ساخت .
صنيع الدوله چگونگي مسجد را در زمان خود وصف ميكند و مي نويسد كه درون
گنبد گشاده وبلند طرف قبله آن كاشي هاي رنگارنگي است وكتيبه هايي داردبخط كوفي
كه درآن آيتهاي قرآن نوشته شده وبرخي ازسورتهاي قرآن بخط ثلث ورقاع دركناره هاي
گنبد و جلو آن نوشته شده است .
1- بنگريد به :
جامع مفيدي : محمدمستوفي بافقي جلد سوم ص 643 - تاريخ يزد : جعفري ص 74
184 و 199 - تاريخ جديد يزد : احمدبن حسين بن علي كاتب ص 124 - 126 - تاريخ
يزدعبدالحسين آيتي ص 123- مرآت البلدان ناصري ازموتمن السلطان صنيع الدوله محمد
حسن خان 4: 7 - 124 چاپ 7- 1296 ه.ق art persian of survey A pope .u.A 2:
1089 - 1093- كتاب مسجدجمعه يزدبانه نقشه بزبان فرانسه از ماكسيم سيرو Maxime
Siroux چاپ 1947 قاهره كه بسيار سودمند است .
كتابخانه اي كه بهمت جناب آقاي حاج سيدعلي محمدوزيري واعظ از خاندان سيد
ركن الدين ياد شده با تعمير مجدد مسجد كبير در 1325 خ ، درتاريخ 1334- 1336
خورشيدي بنياد گذارده شده است اكنون داراي 9300 مجلد كتاب است واز ميان آنها
1450 مجلد نسخه مخطوط مي باشد.
جناب آقاي وزيري بناي تازه و نوي هم در بيرون مسجد جامع آغاز نهاده كه بايد
پس ازيكي دو سال بسبك مهندسي بانجام برسد وكتابها باين مكان نقل وروي اصول علم
كتابداري در آنجا گذارده و طبق قواعد در دسترس خواستاران نهاده شود .
اين جامع كهن كتيبه هاي تاريخي سودمندي دارد كه هر يك از آنها سندي است
و از رهگذراجتماعي بسيار سودمند وشايسته است كه همه آنها را بخوانند و مضامين
آنهارابچاپ برسانند،مانند كتيبه هاي مدخل آن كه يكي ازحاجي علي يزدي است ومورخ
777 و در محراب مورخ 777 و كتيبه ديگري بنام ابونصر سلطان حسن بهادر مورخ
875 و ديگري مورخ 863 و كتيبه مورخ 1022 و كتيبه و وقف نامه ابرنداباد مورخ
1121 و در محراب كه درآن نوشته است "عمل بهائالدين محمدبن ابي بكر بن الحسين
يعرف بوالا" پاره اي ازاين كتيبه هارانگارنده خودم ديدم وخوانده ام ولي نتوانستم رونويس
كنم و رونوشتي از آنها درتهران بدستم رسيده است درينجا مي بينيم :
I - كتيبه هاي مسجد جامع يزد
كه دانشمند گرامي آقاي سيدمحمد تقي مصطفوي يادداشت نموده اند:
(1) قديمترين كتيبه و تاريخي كه در مسجد جامع يزد موجود است روي دو
خشت كاشي سياه مورب منحني بشكل ستاره هشت پراست كه در وسط ستونهاي دو
طرف محراب نصب گرديده بر روي آنها بخط نسخ سفيد چنين نوشته شده است :
برروي خشت سمت راست (طرف مغرب) محراب گنبد جامع :
عمل الحاج بهائالدين محمدبن ابي بكر بن الحسين يعرف بوالااليزدي .
برروي خشت سمت چپ (طرف مشرق) محراب گنبد :
تم في شهر محرم انحرام لسنه سبع و سبعين وسبعمائه الهجريه .
(2) برمحراب كوچك مرمري طاقنماي شرق شبستان زيرگنبد بخط ثلث
برجسته آيت:اقم الصلوه ..." تاآخرآيت ودردنباله آن تاريخ "ربيع الثاني سنه ثلث
عشره وثمانمائه " مرقوم گرديده است .
(3) برلوحه سنگ مرمر كنار دالان مدخل اصلي مسجد كه نام چهارده معصوم را
در بردارد و بالوحه ديگر قرينه آن مشتمل برآيات قرآنست مربوط بيك زمان ميباشد
نام وتاريخي بخط ثلث برجسته بدينقرار نوشته شده است :
بنده خاندان ... ربن حاجي علي بن ... رراليزدي في تاريخ صفر لسنه سبع
و سبعين وسبعمائه .
(4) بالاي دوستون نبش دو طرف ايوان بزرگ مسجد بخط ثلث با كاشي سفيد
برمتن لاجوردي معرق :
بالاي ستون غربي (جانب راست ) ابتداي كتيبه :
في زمن السلطان الاعظم معين الحق والخلافه والدين شاه رخ بهادرخان
خلدالله تعالي ملكه و سلطنته في العالم .
بالاي ستون شرقي (جانب چپ) دنباله كتيبه :
امرت باعلاء المباني توفيقا بفضل الله الحامي امرئه الامير چقماق الشامي
سميه بنت الرسول فاطمه البتول فتقبلها بقبول حسن 836.
(5) زيرگنبد مسجد جامع يزد در يكي از مسدسهاي ضلع جنوبي گنبد كه درست
بالاي محراب واقع ميشود بخط نسخ با كاشي معرق سفيد بزمينه سياه :
عمل العبد سعدبن محمدكدوك بناء يزدي .
در جبهه خارجي سر در بزرگ مسجد جامع سه حاشيه حاوي كتيبه هاي مختلف
موجوداست كه ذيلا توضيح داده ميشود:
(6) حاشيه بالاي سردر بخط كوفي با آجر زمينه كاشي معرق فيروزه يي مشتمل بر
آيه كريمه "في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكرفيهااسمه يسبح له فيهابالغدووالاصال"
(اين كتيبه ضمن تعمير و تكميل كاشي كاريهاي سردر مزبور در سال 1331
طبق نظر اداره كل باستان شناسي از روي كتيبه خط كوفي قديمي سردرمزبور نوشته
شده بوسيله اداره فرهنگ يزد كاشي كاري آن تهيه و نصب گرديده است).
(7) بر حاشيه وسط سردر دردهليز مناره هاي مسجد بخط كوفي با آجر برزمينه
كاشي معرق فيروزه رنگ چند بيت شعر عربي مرقوم گرديده . و گويا چنين
آمده است :
سلام كالطاف الاله الممجد سلام كاخلاق النبي المويد
سلام كتسليم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . سجع الحمام المغرد
سلام كمثل الصدع يلهوالضا(؟) . . . . . . عناصيلا (؟)
. . . يلفي . . . . . . . . . . . . . . . . . .
سلام علي من حكمه اي حكمه علي من ترقي مصعدالمصعد (؟)
علي من لجراه (؟) الخلائق واحد . . . . . . . . . . .
ولولم سر (؟) . . . . . . . . الاعلي . . . . . . . .
سلام علي من له عيسي بن مريم حاجب
علي من به موسي بن عمران مقتدي
امام جميع المسلمين مطهر رسول اله العالمين محمد
فسبحان من اسري بعبده ليلاالي المسجد ... تحريرافي ... هوسنه سبع و ستين
وسبعمائه هجريه نبويه {1} . اين قصيده از سيدحسن متكلم نيشابوري (م 771) است . سرگذشت او در تذكره
دولتشاه (ص 301) و مجمع الفصحاء (2 :14) هست (ذريعه . 9 :24 - فرهنگ سخنوران
161) و در جامع مفيدي (623) از او يادشده واين قصيده از او دانسته شده است .
(8) برحاشيه وسطي همان در بخط ثلث سفيد بر كاشي معرق زمينه لاجوردي
چنين مرقوم رفته است :
قدبني (بهمين ترتيب نوشته اند) هذاالبنائالمعظم في عصر ميمون شاه عالم
مالك رقاب قاطبه بني آ م ظل الله في الارضين ناصح معين و برهان الحق والسلطنه
و الدنيا والدين شاه رخ بهادرخان خلدالله سبحانه في دوام العز و الاقبال ملكه و خلافته
وسلطانه بحق محمد وآله الطيبين الطاهرين سيما اميرالمومنين علي بن ابي طالب
عليه السلام في سنه تسع و عشر و ثمان مائه 819.
(9) برحاشيه اي كه بر سه طرف در ورودي مسجد يزد قرار دارد كتيبه زير
بخط ثلث سفيد بر كاشي معرق زمينه لاجوردي نوشته شده است :
بتوفيق الله الخلاق المعالي جدد عماره هذا الطاق العالي في زمان سلطنه
السلطان الاعظم الغازي المطاع الخاقان الاعدل الواجب الاتباع سلطان سلاطين العالم
مولي ملوك العرب والعجم نصره الحق والخلافه والدنيا والدين ابي المظفرسلطان
جهانشاه خلدالله تعالي ملكه وسلطانه...اض (؟)علي العالمين عدله ومرحمته واحسانه
الاميرالاعظم الحاكم العادل الاكرم ملك الاعاظم والحكام مشرف بزياره بيت الله
الحرام المويدبعنايه الله الاكبرنظام المله والدين الحاج قنبرفي ذي حجه861كتيبه
محمدالحكيم .
II- كتيبه ها والواح مسجد جامع كبير يزد بترتيب از در ورودي بسوي راست
كه آقاي ضيافتي كتابدار گرامي كتابخانه وزيري جامع كبير بدستور جناب آقاي
وزيري خوانده ونوشته وبراي نگارنده فرستادند.چهارتاي ازاينهادرفرهنگ ايران زمين
بچاپ رسيده است :
(1) در عهد خلافت سلطان سلاطين خليفه الله في الارضين عباس بهادرخان
خلدالله ملكه و سلطانه بدعتي كه احداث نموده بودند جماعت سلماني كه جمله سحر
خيزان كافه اتاصان (؟) ومبلغي اخذميكردندعمده الصباغ استادحاجي دلاك آنرابرطرف
ساخت خلاف كننده بلعنت ابدي و غضب شاهي ... تحريرا في رمضان سنه اربع [و] الف
(عمل سلطان محمد).
(2) وقف موبد نمود ابن سلطان محمود حاجي افضل تمامي مجاري بيست و
چهارجره مياه قنات ابرندآبادوچهارده جره ونيم مياه قنات امريابادحومه يزدبربقعه
معينه متصله بمسجد جامع كبير يزد كه مقبره اولاد اوست كه مال الاجاره آنرا بعد
از وضع مال و جهات و جوهات ديواني هرساله مبلغ سه هزار دينار صرف روشنايي آن
نمايند و هرسه يوم مبلغ دويست دينار كه بشخص عالم بقرائت قرآن باشد دهند
كه يك ختم كلام الله بجهت واقف در مقبره او قرائت نمايند و هر ساله مبلغ
دوازده هزار و چهارصد دينار در شب برات و رغائب و شب قتل و شب بيست
يكم ماه مبارك رمضان حلوا[...] وصرف فقرانمايند تتمه مال الاجاره در روزعيدغدير
بطلبه علوم دين ازقرار هرنفري يكصددينارتسليم نمايند. والله تعالي صدور
مباشرين موقوفات دخل و تصرف نكنند خلاف كننده بلعنت ابدي خالق و خلائق
گرفتار باد تحريرافي الشهر محرم سنه 1121 و توليت آنرا اولابنفس خود مفوض
نمود و بعد از خود باولاد و بعد باولاد اولاد هريك كه ارشد و اتقي باشند الي
انقراض عالم .
(3) در كاشي آبي رنگ در محل سقاخانه :
وقف نمود خواجه امين الدين حسين ابن علي بن محمدابن عبدالرحيم مقدار سي
و دو سبو و نيم آب كاريزنرسوآبد بر دهليز مسجد جامع جديد و قديم شهر كه منال از
شخصي دهند تا آب در جنب دكه موضوع واقفست بريزد و مسلمانان بياشامند في
شهر رمضان المبارك سنه خمسين و ستين و سبعمائه و تقبل الله قبولا و حسنا.
(4) حكم جهان مطاع شد آنكه چون شرافت و وزارت و رفعت و تعالي پناه
نجابت و عزت و عوالي دستگاه شمسا للنجابه والوزاره ذوالرفعه والعز و المعالي
ميرزا محمد محسن وزير دارالعباده يزد بعرض رسانيد كه سكنه دارالعباده
مذكور اكثر شعربافان و در كمال بيچارگي و پريشاني و پيوسته بخدمات فرمايش
سركارخاصه شريفه اشتغال مي نمايند و حكم يكي از بيوتات سركار خاصه
شريفه دارد و مين باشي كه مقرر ميكردد كه كسر بلوك خود را تفنگچي از مردم
دارالعباده يزدملازمت نمايندبانجاآمده واراذل واوباش واجامره آنجاكه اراده تعدي
وزيادتي برعجزه و مساكين دارند بمين باشيان مزبوره متوسل شده وخود را در سلك
تفنگچيان مندرج و باين تقريب هر روزه دست انداز و تحميل زيادي بر شعربافان
آنجا مي نمايند و بدان سبب اكثر اوقات شعربافان و عجزه و مساكين در تعب و
آزارند و پيوسته از بدو جلوس ميمنت مانوس نواب كامياب هميون ما رفاه حال و
فراغ بال رعايا و برايا و اشتغال آنقوم بدعاي دوام دولت ابدي انتما پيشنهاد
خاطر خطير والاست ، بنابراين مقرر فرموديم كه احدي از مين باشيان و يوزباشيان
و تفنگچيان و توپچي و غيرهم من بعد تكليف ملازمت باحدي از سكنه و موطنين
دارالعباده مزبوره وتوابع ولواحق آن ننمايند و بهيچ وجه من الوجوه بدان علت
متعرض احوال قاطبه مردم آنجا نشده گذارند كه متوطنين الكاي مزبور مرفه الحال
بدعاء ودوام دولت بي زوال اشتغال نمايند تا ثواب آن بروزگار نواب كامياب
كامكار عايد گردد ، تغيير دهنده را مستحق لعنت ابدي دانند در اين باب بااهتمام
لازم دانسته ازفرموده تخلف نورزند كه بعرض اقدس رسد كه دراين باب مسامحه
ورزيده بموجب فرموده عمل ننموده اند موجب بازخواست عظيم وتنبيه خواهد شد.
وزراي درالعباده مذكور حسب المسطور مقرر دانسته نگذارند كه مين باشيان ويوز
باشيان و غيرهم دست اند از وتعدي بررعاياي آنجا نمايند و دركوتاهي دست ايشان
بر رعايا بذل بتقديم رسانند. مستوفيان عظام بنهج مقرر در دفاتر خلود ثبت وعمل
نمايند و در عهده شناسند تحريرا في شهر ربيع الثاني سنه 1115 (كاتبه ذبيحي)
(عمل محمدرضا) (چاپ شده در فرهنگ ايران زمين جلد 11 ص 172 - 173 ش 4).
(5) فرمان همايون شد آنكه حكام گرام و وزراء و داروغگان و كلانتران و
تيولداران ومباشران ديواني دارالعباده يزدوتوابع احسن الله تعالي اجرالهم بدانند كه
چون شاهبازهمت بلند وشاهين نيت ارجمند نواب همايون مادر هواي قدس آساي عدل
واحسان وفضاي جانفزاي پروازبينياز(؟) بصيددلهاي پريشان عجزه وزيردستان درطيران
بوده همگي توجه خاطر خطير خورشيد نظير بدان مصروفست كه كافه رعايا و عامه
برايا از شست حوادث و مخلب نوايب نجات يافته در ظل معدلت و كنف حمايت
آسوده حال و فارغ البال بدعا گويي دوام دولت ابدي الاتصال اشتغال نمايند لهذا
دراين وقت شمه اي از عنايت بيغايت شاهانه شامل حال جمعي از رعاياي ممالك
محروسه كه رسوم ميرشكارباشي متوجه ايشان بود فرموده از ابتداء بارس ئيل رسوم
مزبور را كه بر اين موجب معمول : صيادان دام گيران - سلاخان - و ممرگير
وكوه گرد - ماهي بريزان و ماهي گيران - كبوتربازان - بهله دوزان - كيسه دوزان -
مرغ فروشان - الالافروشان - جگربريزان - سايرجماعت متعلق بقوشخانه - دروجه
ميرشكارباشي مقرر بوده و مستمر بود بتخفيف و تصدق فرق اشرف مقرر داشته ،
مقررفرموديم كه مستوفيان عظام ووزيران عطيه دار در دفاتر خلودثبت نموده من بعد
يكدينار و يكمن بارحواله واطلاق ننمايند. ميرشكار باشيان عظام و قوشچيان خاصه
شريفه بدين علت متعرض احدي نشده طلب و توقعي ننمايند . مي بايد كه اين حكم
همايون لايزال نافذافي الربع المسكون برسنگ نقش نموده و در در مسجد جامع نصب
نمايند و بعد از اين بدين علت حواله و اطلاقي براحدي ننموده مزاحمت نرسانند.
و نوعي نمايند كه دعاي خير جهت نواب همايون حاصل شده آثار آن بروزگار فرخنده
آثارعايد گردد. اميرشكار باشيان عظام كرام حسب المسطور مقررداشته رسوم مزبور را
برطرف دانند. دراين باب غدغن دانسته در عهده شناسند تحريرافي شهر جمادي
الثاني سنه 1047 كتبه نورالله كجوئي .
(فرهنگ ايران زمين جلد 11 ص 169 - 170 ش 2).
(6) روبروي در ورودي بر روي تخته نوشته شده است :
بسم الله الرحمن الرحيم فرمان عالي شد آنكه چون همواره همت والانهمت عالي
و پيشنهاد خاطر خطير متعالي مصروف بانتظام و انتساق و رونق و رواج امور
مساجدو مدارس وبقاع كثير الارتفاع ميباشد لهذا در معامله هذه السنه تخاقوي ئيل
و ما بعدها هرساله حسب الاستمرار از سنوات مبلغ بيست و يكتومان پنجهزار و پانصد
دينار تبريزي نقد ومقدار دوخروار بوزن تبريز غله مال المقاطعه مزرعه وقفي مسجد
جامع قديم موسوم به عضدآباد تحت تفت نصيري من اعمال دارالعباده يزد را محض
تعمير و روشنايي و فرش و ساير ضروريات مسجد جامع واقع در دارالعباده يزد مزبور
مقرر فرموديم كه مزرعه مزبور از جميع حواله جات ديواني معاف بوده مسلم و محض
مصارف مقرره و مباشرين مسجد منافع او را انتشار شرايط خيرات واقف عليه الرحمه
بعنوان صرف روشنايي و فرش وساير ضروريات مسجد جامع مزبور نمايند، واقف رابدعاي
خيرو منويات اورا بروزگار خداوندگار عالي افضل المتعالي عاليجاه رفعت جايگاه
و ايالت و شوكت پناه ، عقيدت اصلاح و اخلاص آگاه اميرالامراء العظام محمدتقي
خان قديمي بيگلربيگي مكانان معلاو مكانان اخلاص (؟) جنابان مقدس الاعاظم محسن
... عبدالحسين مستوفي دارالعباده مزبور در هر باب مقرر و معمول عوايد مزرعه
مزبور را مختص مصارف مقرره وبقدر جنس مذكور را بخرج مال المقاطه سبع ...
در هذه لسنه دانسته و عهده شناسنده شوال 1179 (شعر:)
. . . . . . . . . . عاليش مستدام آيد
. . . . . . . . . . درخورشاه ارجمند آيد
(7) اين نوشته بر روي سنگ لوح در ورودي دست چپ پشت بقبله نوشته
شده وبا خط بسيار ريز و در بالا نصب شده در متن و حاشيه و آن بدينگونه است .
بدعتي چند محدث نبشت كه عمل ناشايست جمعي از زعماء بدافعال كه در
دارالعباده يزد جمع ابواب شده بوقت درو كه رعاوعجزه بمسامع حقيقت پيوند سليمان
مكان نواب كامياب اشرف اقدس اعلي السلطان ابن سلطان الخاقان ابن خاقان ابو
المظفر سلطان شاه عباس الصفوي الحسيني بهادرخان خلد الله ملكه وسلطانه رسانيدند
كه بمقتضاي آيه كريمه ان الله يامر بالعدل و الاحسان منظور فرموده رفع آن بدع
بالتمام بنوعي كه رقم اشرف درمتن نوشته و هذا رقم الاعلي (متن بدينگونه است ):
حكم جهان متاع شد آنكه چون همگي و همت والا نهمت و جملگي نيت صافي
طويت نواب همايون ما مصروف و مامور بر آنست كه كافه رعايا و شيعيان و
مومنان ممالك محروسه در اين پنج روز فاني زمان دولت روزافزون در مهاد
امنيت و بستر فراغت غنوده باشند و بدعتي از نواب همايون ما برصفحه روزگارنماند
واگر بدعتي نيز بوده باشد برطرف شود بنابراين درين وقت توجه فيض خاطر ما متوجه
احوال سادات عظام ونقباي گرام و كدخدايان و داروغكان و عجزه و مساكين و
جهود و متوطنين دارالعباده يزد فرموده از ابتداء اودئيل وجوهات مذكوره بتخفيف
و تصدق مقرر داشتيم كه جماعت مذكوره بفراغ بال بدعا گويي دوام دولت قاهره
قيام نمايند مستوفيان عظام كرام ديوان عالي رقم اين عطيه را در دفاتر خلود ثبت
نمايند و تغيير وتبديل بقواعدآن راه ندهند. سادات عظام و ارباب واهالي ورعاياي
دارالعباده مذكور سواد رقم اشرف را برسنگ نقش نموده بر ديوار در مسجد جامع
نصب نمايند و در دعا و فاتحه خواني تقصير ننمايند. وجوه مدد خرج وجوه تفنگچي
مقرراست آنكه اگر سياقي واقع شود بجهت حفظ و حراست شيعيان تفنگچي و ضرورباشد
گرچه حافظ شيعيان صاحب ايشانست و بغير از او پناهي ندارند و در ممالك محروسه
از تفنگچي رقم شود بررعاياي يزد نيز بدستور ساير محال حواله شود. اگراحتياج
بتفنگچي شود وجه مذكور بتخفيف مقرراست نشان مي بايد كه هميشه بدعاگويي و
فاتحه خواني اشتغال نمايند كه احتياج بتفنگچي نباشد. پيش كشي كه عمال قبول
كرده اند و وجوه صادره مملكت مقررآنكه در سنه اودئيل پنجاه تومان توجيه نمايند
و سررشته خرج مذكور منيع را نگاه دارند اگرمنيع (؟) مذكور باالتمام صرف صادر
مملكت شود وجوب اگر جزوي نادره بماند درسال آينده خرج نمايند اگر درسالي
زياده از منيع (؟) مذكوراخراجات حسابي درمملكت واقع شود توجيه نمايند وزياده از
از آنچه در مملكت بعلت صادر خرج شود يكدينار توجيه ننمايند و رسومات سواي آنچه
در زمان شاه عليين آشيان مقرربوده . سنه 1022 (كتبه ابوطالب - عمل سلطان
محموديزدي ).
(8) سنگ روبروي در ورودي دست چپ كه در حاشيه و متن با خطي بسيار
خوش نوشته شده است :
بسم الله الرحمن الرحيم (درحاشيه) قال رسول الله صلي الله عليه وسلم ان
احب الناس الي الله يوم القيمه واقربهم مجلسامنه امام عادل رافه (؟)حضرت پادشاه
اسلام ظل الله علي الانام ابوالنصر سلطان حسين بهادر خلدالله ملكه و سلطانه و
وابدعلي العالمين عدله و احسانه مقتضي برمن من سنه حسنه فله اجرها واجرمن
عمل بها و من سن سنه سيئه فله وزرها وزرمن عمل بها (متن بدين گونه است):
رسوم و بدعتي چنداز ديرگاه باز دردارالعباده يزده بود محوفرموده بدين تفصيل
ثلث مراعي و مواشي و احداث ولايات كه بسرشمار مي شده و توجيه مي سپرده ، مرسوم
و حاصل بيت اللطف و جهات وغسالي [و] نصف العشر خراج مالكي و مزارعي وطاحونه
از ياده باب كه بخراج ده اضافه مي نموده اند و ده نيم كه درزمان جهان شاه ميرزا
داخل ابواب المال بوده هر آفريده كه تغيير در اين عارفه كوشد در لعنت باري و
ملائكه وانبيائواولياء،فمن بدله بعد ماسمعه فانمااثمه علي الذين يبدلونه تحريرا
في بارس ئيل موافق سنه 875 - كتبه كمال .
(فرهنگ ايران زمين جلد 11 ص 169 ش 1)
{2} . (9) اين نوشته بر روي سنگ پشت بر قبله دست چپ در ورودي نوشته
شده است :
ابوالمظفر سلطان شاه صفي الحسيني الموسوي الصفوي بهادر خان خلدالله ملكه .
فرمان همايون شد آنكه چون پيوسته مكنون خاطر خيرماثر نواب همايون ما آنست
كه از زمان دولت ابد پيوند و عهد خلافت ارجمند آثار خير و احسان درساير طوايف
انسان منتشر گردد و عموم رعايا و كافه برايا از مراحم الطاف بيدريغ خسرواله
بهره مند بوده از كمال رفاهيت و آسودگي درمهد امان غنوده بدعاگويي و دوام دولت
روزافزون و استدامت سلطنت ابد مقرون قيام نمايند بنابرترفيه حال رعايا ازابتداء
سيحقائيل مال و حقويق ديواني جماعت مذكور ذيل رعاياي فيوج ممالك محروسه از
تخفيف و تصديق مقرر فرموديم . وزير و داروغه و كلانتر و مباشران امور ديواني و
غيره دارالعباده يزد حسب المسطور مقرردانسته از تاريخ مذكور يكدينار بهيچ وجه
من الوجوه بعلت مال و حقوق ديواني جماعت مفصله ضمن رعايت و فيوج طلب ننموده
مزاحمت نرسانند و حساب (؟) نموده و جميع رعايا مذكور رامخبرسازند كه مطلع گردند
كه ماليه ايشان بتخفيف مقررشد و صورت حكم همايون را بر سنگ نقش نموده در
مسجد دارالعباده يزد مذكور و بقاع الخير منظور نظر خلايق بوده باشد نصب نمايند
و تغييركننده مورد سخط وغضب شاهانه شناسند كه ثواب آن بروزگار فرخنده آثار
اشرف اقدس عايد گردد و مستاجران وجوه مذكوره بشرح فوق عمل نموده و از تاريخ
ورود پروانچه اشرف يكدينار بعلت مال و حقوق ديواني جماعت مذكوره ضمن متعلقه
بفيوج كه باجازه ايشان مقرراست بازيافت نكرده طلبي ننمايندوماليه جماعت مذكوره
ذيل راكه تخفيف مقرر نشد بازيافت نموده باآنچه تاورود پروانچه اشرف از جماعت
گاوبان - جماعت لوليان - جماعت هندويان مشهور بخطيران - جماعت ابدالو و بغدادلو
- و توابع مذكوره فوق ، بازيافت نموده باشندنسخه منقحه مفصله بمهروزيرو كلانتر
و داروغه و غيره مال الاجاره خود محل بمحل در دست داشته بدفترخانه همايون
آورند كه بعد از عرض آنچه همه ساله - همه ساله داران وجوه مذكورمنكسر شده باشد
عوض داده شود مستوفيان عظام كرام ديوان عالي رقيم اين عطيه در دفاتر خلود
ثبت نموده از شايبه تغيير و تبديل مصون و محروس شناسند در اين باب غدغن دانسته
در عهده دانند چون پروانچه بمهر مهر آثار اشرف اقدس ارفع مزين گردد اعتماد
نمايند. تحريرا في شهر صفر سنه 1046.
جماعت كهنه فروشان و كهنه چينان ، جماعت آينه داران و رنگ بندان ،
جماعت گاو و گله بانان و چوپانان ، جماعت ماماچكان و نوحه گران ، و مشاطگان و
تون تابان ، جماعت منقيان و آسيابانان و صيادان ، جماعت شود مالان ودشت بانان ،
جماعت ترك طبيبان و جراحان ولش كشان .
كتبه العبد المذنب نورالدين محمدبن كمال الدين كجوئي غفرالله ذنوبها- عمل
محمدامين ولد سلطان محمود سنگتراش يزدي . (فرهنگ ايران زمين جلد 11
ص 170 - 172 ش 3) .
(10) اين نوشته برروي كاشي آبي رنگ با خط سفيد بر روي در ورودي
شبستان سمت راست نوشته شده است :
(بسم الله الرحمن الرحيم)
درايام دولت جهان مطاع باهره حضرت گيتي پناه سياره سپاه سلطان عرب
و عجم ابوالمظفر جهان سالار الذي اسمه عين مسماه بنده حضرت داعي بندگان همايون
سلطنت پناه الراجي من ربه الكريم محمدبن ابراهيم قبائي واسطه فيض افاضه جود
صمد معبود گشت و مقرر گردانيد كه رسم محدث بلوس دروازه كوش چهاباري كه
حاجي قنبر خود نهاده و از داخل مال نيست اصلا نباشد هركه آن بدعت رابجا
آورد در مقام سخط و لعنت الله و محل قهر و غضب پادشاه باشد فمن بدله بعدما
سمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه ان الله سميع عليم و قال عليه السلام من سن سنه
حسنه فله اجوها واجرمن عمل بها ومن سن سنه سيئه فله وزرها و وزر من عمل بها.
السلام علي من اتبع الهدي تحريرافي ربيع الثاني سنه ثلاث [و]ستين [و] ثمانمائه.
كتبه كمال
_______
{1}
1- پاره اي ازاين شعرهاراآقايان عجمين و ضيافتي كتابداران گرامي كتابخانه وزيري
خوانده و نوشته و براي نگارنده فرستاده اند.
{2}
1- فرماني از همين سلطان ابونصرحسن بهادر (858-882) از خاندان بايندري
مورخ ذق 875 نوشته در تبريز كه اصل آن ازان خاك ملك در تهران بوده است درآن
آثار ايران بزبان فرانسه (3 : 205) باترجمه فرانسوي آن ديده ميشود.


كتابخانه جامع كبير يزد (كتابخانه وزيري يزد)

مقدمه كتابخانه سريزدي: كتابخانه سريزدي اين كتابخانه را جناب آقاي حاج شيخ محمد صدوقي يزدي از دانشمندان روحاني
شهريزد در 1376 در مدرسه عبدالرحيم خان كه در حدود 1200 ساخته
شده و بنياد گذارده و اساس آن كتابهاي دانشمندي روحاني بنام حاج
ميرزا محمد سريزدي است .
عده كتابها 2751 مجلد و 275 مجلد آن خطي است :

كتابخانه سريزدي


كتابخانه سريزدي

مقدمه كتابخانه مدرسه خان بزرگ: خاص طالبان علوم ديني داراي چند مجلد كتاب چاپي و 34 مجلد نسخه خطي ،
از آنها است :

كتابخانه مدرسه خان بزرگ

مقدمه كتابخانه شرف الدين علي يزدي - كتابخانه شرف الدين علي يزدي - كتابخانه شرف الدين علي يزدي: نخست انجمن فارغ التحصيلان دانشسراي مقدماتي در سال 1326 خورشيدي
با يازده جلد كتاب كتابخانه اي بهمين نام بنياد گذارده اند ومحل ان در بالاخانه مصلاي
صفدرخان بوده است ، سپس در 1331 اين كتابخانه كه بتدريج سرو صورتي گرفته بود
بفرهنگ واگذارشده ومحل كنوني آن درجايي است كه ميگويندمزارومدرسه وخانقاه شرفيه
درآنجا بوده و خاكجاي شرف الدين علي يزدي درگذشته 858 هم درآنجا بوده است
{1} عده كتابهاي اين كتابخانه 3721 مجلد است و چهار مجلد آن نسخه خطي است
_______
{1}
1- تاريخ يزد آيتي ص 201 - تاريخ يزد جعفري ص 195 - جامع مفيدي
3 : 301


كتابخانه شرف الدين علي يزدي

مقدمه كتابخانه آقاي حاج شيخ علي علومي: نزديك بهزار مجلد نسخه مخطوط است وپيش از اين چنانكه ميگويند نزديك بده
هزار مجلد كتاب در خاندان اين عالم روحاني بوده و اكنون همين اندازه است كه در
دست ايشان است و بخواهش بنده نزديك به پنجاه مجلد را كه برخي ازآنها راموريانه
آسيب رسانده وبسياري ازآنهاهم نفيس و بي مانند است در كتابخانه سريزدي گذارده و
قرار براين شده است كه همه نسخ را وقف و در دسترس همگان بگذارند.

كتابخانه آقاي حاج شيخ علي علومي


كتابخانه آقاي حاجي ميرزا حسن محمودآبادي يزدي مدرس رسمي


كتابخانه آقاي حاج سيدابوالفضل سعيدي ريحان يزدي


نسخه هاي آقاي محمدعلي فرهمند دبير فرهنگ


نسخه هاي آقاي علي اصغر خجسته مدير دبستان انوشيروان در يزد


نسخه هاي آقاي محمد باقر عجمين كتابدار كتابخانه وزيري


نسخه آقاي سيد جواد مدرسي يزدي


اسناد و طومارهاي موقوفات يزد كه در اداره اوقاف و مدارس و خانه ها هست


كتابخانه شهرداري اصفهان انتقالي به كتابخانه مركزي دانشگاه اصفهان


كتابخانه امام صادق (ع) (فرهنگ اصفهان)


كتابخانه دانشكده ادبيات اصفهان

مقدمه اسناد آستانه درويش تاج الدين حسن ولي در نياك لاريجان: محمدتقي دانش پژوه
درراه تهران به شهرآمل از جاده هراز، پس از پلور، در دره مسيرهمين رودخانه
ميان اسك و رينه ازبالاو وانه ازپايين منطقه ايست خاص كه يكسوي آن كوه البرزيا
دماونداست و در برابر آن كوهيست كوتاه تر كه دره اي كوتاه عمود بر دره رود هراز در برابر
رينه و منتهي بروستاي نوا در اين كوه كوتاه تر ميشود.
در بالاي اين دره كوتاه ازيك سوي روستاي نياك است ودربرابر وبالاترازآن روستاي
كوچكتريست بنام كنارنگام كه در سندهاي كهن باين نام و همچنين بنام كنار انجام
خوانده شده است .
ازجاهايي كه دراين سندها ميخوانيم آزاب ياآزووفلهارياپلهاريافلهرو ابوالخيردشت
يا بي خيردشت كه دراطراف همين نياك واقع است ميباشد و نام نوا وايراومون واونهمه نيز در
اين اسناد ديده مي شود.
در سفرنامه مازندران ناصرالدين شاه مورخ 1292 (چاپ سنگي 1294 در تهران
در 278 ص ربعي ) يادي ازنياك نشده ولي از آقا سيدابوطالب شاهان دشتي وآقاميرزا
حسن نياكي كه در آمل بديدار شاه رفته بودند نام برده شده است (ص 243) {1} .
دمرگان Morgan De .J در كتاب هيئت علمي در ايران Sientifique Mission
Perse en جلد يكم (مطالعات جغرافيايي ) چاپ 1894 پاريس در متن از نياك نامي
نبرده ولي درفهرست نام جايهاي آخركتاب ازاين كلمه بدوخط فارسي واروپايي يادكرده
است . پيداست كه دمرگان از اين روستاي جستجو نكرده است .
در روستاي نياك مردمي زيست مي كنند كه پيشها به بازرگاني و كشاورزي و دامپروري
مي پرداختند واكنون مانند مردم ديگر مناطق مازندرانند. آنها از يك خانواده اندو
خود را سيد هاشمي ميدانند و از نسل سيد عالي يا سيدعلي برادر سيد حسن ولي كه در همين
روستا مزار و آستانه اوهست . در اين مزار كه "آستاله متبركه منوره و سركار فيض آثار و
اطاق سرا" خوانده ميشده است قبري است از همين سيد حسن ولي يا درست بگويم درويش
تاج الدين حسن ولي و قبري از همين سيدعلي يا درويش علي و قبري از درويش سهراب . سرگذشت
درويش حسن ولي راكه اين مزار بنامش خوانده ميشود تا آنجا كه من جستجو كردم در
جايي نديده ام.سادات نياك داستانهاي شيرين وشگفت انگيزي درباره اووبرادرش دارند
كه خوب است آنهارا كسي گردبياورد كه از رهگذر فرهنگ توده مردم بسيارارزنده است.
درباره نسب درويش تاج الدين حسن ولي و سادات نياك گشته ازآنچه كه برسرزبان آنها
است و داستانش را سينه بسينه نگاهداشته چيزي بجزآنچه كه در جنگ سده يازدهم كه
ياد خواهم كرد آمده است نديده و در كتابها نخوانده ام مگرفرماني كه فتح علي شاه قاجار
براي سادات نياك صادر كرده و درآن از سيادت آنان ياد شده است .
نگارنده دوسه سال پيش در نياك نزد فقيد مبرور عالم روحاني بزرگوار آقاسيد حسن
حجت نياكي جنگي ديدم از سده 11 كه آغاز و انجام آن افتاده بود. در اين جنگ نسب
سادات نياك را نوشته اند. آنچه از آن با شتابزدگي يادداشت كرده ام اينست :
درويش ميرزا نامي با نزديكانش در نياك درجوار بقعه درويش سيدحسن ولي ميزيسته
است . اين درويش ميرزا پسر حسين پسرعلي پسرحسين پسرمحمدپسرعلي است وهمه اينهادر
نياك درگذشته و نزديك بقعه سيدحسن ولي بخاك سپرده شدند.
سيدحسن ولي برادر اين علي است و هر دو پسرحسن اند كه پسر پيرزاد است كه از
ورامين بلارجان وسپس به تترستاق رفته است واو پسرحسن پسرعبدالله است .عطائالله
پسر همين عبدالله پدرسادات ورامين است .اين عبدالله پسرلطف الله است كه پيش از
پدردرگذشته است واو پسرسيدمرشدعلامه فتح الله است پسرتاج الدين پسرفضل الله پسر
محمدكه از مكه به ورامين ري آمده و در آنجا درگذشته و در قبه امام زاده يحيي بن علي بن
عبدالرحمن شجري بخاك سپرده شده است. نسب او بامام حسن ع ميرسد. پس سيدحسن ولي
وبرادرش علي نواده حسن سبط هستندوازدودمان عبدالله بن لطف الله پدرسيدعمادالدين
فتح الحسني . آنچه بيادم مانده اينست كه عبارت را در اينجا بسيار آشفته وپريشان ديده ام
و مطلب در آن روشن نيست .
شجره نسب اين خاندان چنانكه مرحوم حجت بنگارنده گفته است چنين است كه آن
مرحوم پسر محمد پسر حسن پسر اشرف پسر محمدتقي پسر علي نقي پسرعبدالغفار پسرمحمد
حسين پسرصالح پسراسكندر پسرعلي پسرمحمد پسرعلي (برادر سيد حسن ولي )
پسرحسن پسرپيرزاد پسرحسن پسرعبدالله پسرتاج الدين لطف الله پسرفضل الله پسرمحمد
پسرحمزه پسرابي الهول محمدپسر حمزه سراهنگ پسر علي پسرزيد پسرعلي پسرعبدالرحمن
شجري پسرقاسم پسرحسن پسر زيد پسرحسن پسرعلي (ع) بوده است .
باري براين آستانه ومزار رقباتي در نياك و نوا ومون ورينه وايراو وقف شده بود
و اسنادي مربوط بخريد و وقف آنها دردست است كه اينك ازآنها ياد وبرخي ازآنها را
دراينجا مي بينيم .
از اين اسناد آنچه مانده به صدوچهل وهفت طغرا ميرسد واز تاريخ 2 ج 1/832 آغاز
و ميرسد تا به تاريخ 1375 قمري و بيست وشش طغراي آن از سده نهم و بيشتر درزمان
خود درويش تاج الدين حسن ولي نوشته شده و قباله خريد زمينهاي خود اواست .
نويسندگان اسناد سده نهم فخرالدين ابن محمدجلال قاضي نوايي و محمدبن
شمس الدين محمدهبه الله نوايي وركن الدين بن علائالدين خطيب مهاجري وعبدالحق بن
زين الدين بن كريم الدين قاضي نوايي و عبدالعزيزبن محمد هبه الله نوايي و مولانا علي نوايي
هستند. يكي سجل حكيم الدين بن تاج الدين قاضي ويكي سجل محمدحاجي بن فضل الله
درياباري و يكي سجل شكرالله بن زين العابدين دارد ودر بيشتراينها گواهي گواهان
ديده مي شود.
شش طغرا ازاين اسناد از سده دهم است و تاريخ 928 تا 977 دارد يكي از
اينها را ميرك بن قوام الدين و سه تارا فضل بوالحسين نوشته است .
چهارده طغرا از شماره 33 تا شماره 46 از سده يازدهم است كه سه فرمان صفوي در
ميان آنهاهست . از شماره 47 تا 62 از سده دوازدهم است كه پنج فرمان درآنهاديده
ميشود. از 63 تا 108 از سده سيزدهم واز 110 تا 147 از سده چهاردهم و بيشتراين
دسته كمترباين آستانه مربوط است وگويا اوضاع شخصي متوليان رابيشترميرساندولي از
رهگذر تاريخ و جغرافياي محلي بسيار سودمند است .
از اين اسناد بويژه از سندهاي سده نهم تا دوازدهم ميتوان سرگذشتي از درويش
تاج الدين حسن ولي استنباط نمود وتا اندازه اي بزندگي او پي برد.
درويش تاج الدين حسن ولي چنانكه خواهيم ديد خود از پارسايان و عارفان بشمار
مي آمده واز دودمان اين گروه هم بوده واورا مانند شاه نعمه الله ولي كرمان (731- 834)
و سيدسهراب ولي بدخشاني شيعي اسماعيلي مولف سي وشش صحيفه درسال 856 در سندها
ولي يا "ولي الله" (سند مورخ رجب 933) ميخوانده اند و از او چنين وصف كرده اند:
"سركار با بركات تقوي شعاري سالك راه يقين خداوند ومخدوم سلاله الزهاد و
العبادحضرت مفخرالعرفائوالفقرائوالصالحين قدوه الفقرائقطب العارفين والسالكين و
المحققين زبده المشايخ والصلحاء والمتشرعين والمتورعين تاج المله والحق والدين افتخار
المتورعين قدوه (عمده) العارفين والسالكين المخصوص بنظر(بعنايت) رب العالمين
درويش حسن ابوالحسين (يا) بلحسين (يا) ابن مرحوم ابوالحسين (سند مورخ 1
رمضان 854). بمناسبت نام پدر اوست كه در دنبال نام بسياري ازاين خاندان اين كلمه آمده
و آنها را ابوالحسيني و بليسيني هم ميخوانده اند.
در سندهايي كه دربود او نوشته شده در دنبال نام او آمده : "ادام الله انفاسه و
بركاته الشريفه ،ادام الله انفاس بركاته ،دام ورعه ،زيدت بركاته ،دام بركته،زيد
فقره ،دام سعادته "
در سندهاي پس از درگذشت او دعاهاي "نورالله مرقده ،قدس سره ،جناب رضوان
ماب نورمرقده" ديده ميشود، پس او راعارف وپارساوپرهيزگاري ارجمند ميدانسته اند.
اين را ميدانيم كه درويشان گروهي بودند صوفي منش كه در طبرستان ميزيستند و
در هرشهر آن دسته اي از آنهابوده اند. درتاريخ طبرستان مرعشي بارها باين نام بر ميخوريم
بلكه در وقف نامه مظفربتكچي هم از آنهاياد شده است .از اين رواست كه درباره تاج الدين
حسن ولي هم درويش گفته اند چه درسندهاي مورخ 20چ 1/832 تا شوال 1036 از او
بنام درويش حسن ياد گشته و عنوان سيادت باوداده نشده است وگويا در آن زمانها
بعلم وعرفان وپارسايي بيش ازنسب ظاهري ارج مينهاده اند ولي در سندهاي بعدي اورا
"سيد" خوانده اند چه :
1- در سند مورخ شوال 1037 آمده است : "مزار كثيرالانوار سيد تاج الدين
حسن ولي " .
2- در عنوان سند مورخ شوال 1039 آمده است : "درويش سيد حسن ولي ".
3- در سند مورخ ج 2/ 1091 آمده است : "سركار سيدالسالكين وبرهان
الاتقياء والمحققين سيدتاج الدين حسن ولي الله".
4- در سند سده 11 و 12 آمده : سيدالحسيب النجيب شيخ شيوخ الزاهد رفيع -
الدنيا والدين اميرسيدحسن طلب ثراه" .
5- در سند مورخ رجب 1118 آمده : "سركار حضرت سيدالسالكين و
قطب العارفين ".
6- در سند مورخ شوال 1123 آمده : "سركار سيد حسن عليه الرحمه".
7- در سند مورخ 6 رجب 1150 آمده : "سركار مزار كثيرالانوار سيدالراشدين و
افضل المرتاضين والمحققين سيدحسن ولي عليه الرحمه ".
8- در سند مورخ ع 1 / 1157 آمده : "سيدالسالكين سيد حسن ولي ".
9- در سند مورخ ع 2 / 1179 آمده : "آستانه سركار فيض آثار قطب السالكين
امام زاده واجب التعظيم والتكريم سيدحسن ولي ".
10- در سند مورخ 1211 آمده : "سيد حسن ولي ".
11- در دو سند مورخ 23 محرم 1255 و 1271 آمده : حضرت هدايت پناه ولايت
دستگاه ارشاد شعار حقيقت آثار سالك مسالك رباني ناسك مناسك سبحاني تاج المله
والحق والدين سيدحسن ولي طيب الله ثراه وجعل الجنه مثواه ".
12- در سند مورخ رجب 1288 آمده : "ارشاد شعار... رباني طيب الله ثراه آقا
سيدحسن ولي ".
13- در سند سده 13 و 14 آمده " حضرت آقا سيدحسن ولي ".
14- در سند مورخ 1307 آمده : "قطب الاقطاب و زبده اولي الالباب حصور
ازساده من اولادبرگزيده حضرت احدي آقا سيد حسن ولي علي آبائه سلام الملك الخفي
والجلي ".
15- در سند مورخ 1314 آمده : "جناب مستطاب قطب الاقطاب آقاي سيد حسن
ولي و علي اجداده المعصومين سلام الملك الخفي والجلي ".
16- در سند مورخ ج 1 / 1350 آمده : "قطب السالكين سيدحسين ولي
عليه السلام ".
در برخي از سندهاي اخير ديگر هم از او بعنوان "سيد" ياد گشته است .
مرحوم حجت بنگارنده گفته است كه سيد حسن ولي در 72 سالگي بسال 865 در گذشته
است .اين تاريخ بايد درست باشد چه بردر ورودي همين آستانه تاريخ 20 ذق 866 و بر صندوق
آن تاريخ محرم 868 كنده اندونبايد تاگذاردن درآستانه از مرگ او بيش از يك سالي
گذشته باشد وقباله هايي كه دربود درويش حسن ولي نوشته شده از تاريخ 832 است تا
860 و قباله مورخ 878 تاريخ آن دست خورده مي نمايد.
در سند مورخ شعبان 843 از "مفخرالفقراء والصلحاء افتخارالمتورعين درويش
محمدبوالحسين " ياد شده كه گويا برادر درويش حسن ولي باشد.
در سند سده 9 از "درويش علي " برادر او و درويش الياس فرزند درويش علي و از
درويش محمد وفرزندانش ياد شده واز اين سند گويا برميايد كه درويش محمد هم برادر
اوست و خود او اموال خويش را بانها داده و خود فرزندي نداشته است .
در سندهاي مورخ ع 2 / 973 و مورخ 975 از "درويش علي ابن المرحوم درويش
حسين ابوالحسين" ياد شده ونوشته شده كه هم زمان باملك بهمن بوده است . اين يكي
پيداست كه برادر او نيست .
اين آستانه درسندها "آستانه مزاركثيرالحقايق وكثيرالانوار" و "آستانه نورانيه"
و مانند آستان قدس رضوي و آستانه شاهزاده عبدالعظيم حسني "سركار فيض آثار"
خوانده شده وبارگاهي درآن هست كه اكنون تعمير ومرمت كرده اندباالواح وكتيبه هاو
نوشته هايي كه اينك برمي شمريم :
1- در لبه در ورودي آستانه درويش تاج الدين حسن ولي چنين كنده شده :
"نذر حضرت افادت پناه عدالت دستگاه معزالدوله والدين اميرحسين كياابن المرحوم
السعيدالاميرالكبيرالمتوفي بجوارالملك الولي سيدالحق والدين اميرعلي خلدالله...
في دام دولته وعدالته وطاب ثراه في عشرين شهرذي القعده سنه ست وستين وثمانمائه-
عمل استاد بايزيد ابن استاد محمد نجار جيلارودي ".
2- در جبهه شرقي صندوق دروني همين آستانه در بالا چنين كنده اند:
"نذركرده اميراعظم اميرحسين بن امير داود طاب ثراه في تاريخ محرم سنه ثمان و
ستين ثمانمائه "
در پايين آن كنده اند:
" عمل استاد علي بن محمد مطالبان اترهايي ".
3- لوحي سنگي كنده كاري شده اي روي زمين بوده كه اكنون از جايش برداشته و
درجاي ديگرگذارده اند.اين لوح دورويه است دريك روي آن در بالاآمده "سفيدكرداين
[مقبره را] درويش بابو محمدشاه " درميانه آن آمده "درويش اويس سنه 1032" آنچه در پايين
آن كنده اند اينك ساييده شده است .
در روي ديگر اين سنگ آنچه برجاي مانده و توانستم بخوانم اينست :
"هذا في مرقده ".
4 لوح سنگي ديگري در آنجا هست و در آن كنده اند "وفات المرحوم استاد كمال
الدين نجار سنه 1106" .
5- در لوح سنگي ديگر كه شكسته شده چنين كنده شده است : "وفات مرحوم ميرزا
محمود ولد مرحوم ميرزا زين العابدين خان لاريجاني ".
6- زيارت نامه دورويه اي بخط اميرمحمدعلي [بن سيد محمدمقيم ] حسني لاريجاني
نياكي ابوالحسين متخلص و شهيربه مركب دراين آستانه هست كه درهفتادسالگي
نوشته و فرسوده وصالي شده است ودريك رو از تاريخ آن تنها رقم "9" مانده وشايد
1239 باشد.
اين مركب همانست كه نامش در دوسند مورخ 1255 و 1271 آمده و از آندو
برميايدكه اواز طرف حاجي ملامحمد جعفر استرابادي بوساطت ملاعلي محمد هزارجريبي
متصدي موقوفات اين آستانه بوده ومامور شده بود كه منافع آنهارابدستياري سيدعلي
درويش مدعي نوبت توليت بارث بمصرف برساند.
مجموعه اي در دانشگاه تهران بشماره 4283 هست بخط همين مركب مورخ
1229 و 1235 كه دران صحيفه الانام او و رساله اي درمركب سازي گويا از هموو
تحفه النبي منظوم سيد نعمه الله فكرت لاريجاني با مطالب ديگر در آن ديده مي شود (فهرست
دانشگاه 13 : 3251) او از شاگردان ملامحمد جعفر استرابادي بوده است .
7- لوح مرمر كنده كاري شده اي بديوار شمالي نصب بوده و اكنون از آنجا برداشته
اند و گفته ام درجايش دوباره بگذارند.
در آن تاريخ درگذشت منيجه خانم مادر مير محمد علي (گويا همان مركب) در
روز سه شنبه 17 محرم 25 ديوماه قديم (يزدگردي) 1247 ديده ميشود.
8- درلوح مرمري كه بديوار بوده و اكنون برداشته اند و در جاي ديگري است تاريخ
مرگ ميرزا ابراهيم پسرميرزا محمدعلي (گويا همان مركب) در روز پنجشنبه 25 صفر
1247 (رقم "7" ساييده شده) كنده شده است .
9- در لوح سنگي كه در آنجا هست تاريخ مرگ ميرعباس پسرحاجي ميرآقاي نياكي
در ذي الحجه 1243 كنده شده است .
10- در روي صندوق سيدعلي يا درويش علي كه بايد برادر درويش حسن ولي
باشد و اكنون "سيدعالي " ميخوانند چنين كنده شده است :
"باني اين بناي خير نصرالله الحسني بدستياري استاد غلامعلي و مشهدي يعقوب
علي اتمام پذيرفت سنه 1294" .
درويش تاج الدين حسن ولي بگواهي سند مورخ 832 مالك روستاي نياك بوده
وبگواهي اسنادديگر رقباتي هم خريده واملاك واسباب و گوسفندان داشته وبسياري از
املاك خود را بگواهي همين اسناد وقف كرده است .
او دوازده خروار تخم افشان از زمينهاي خود را ببرادرش درويش علي و پسر او
درويش الياس داده ودوازده خروارديگربه درويش محمدوفرزندانش بخشيده بود.
بگواهي سند مورخ 1255 و 1271 وقف نامه او كه ناگزير طوماري دراز ميبوده
است درسال 1255 دردست نبوده است.چه شده وچه كرده اند نميدانيم .برسر زبانهااست
كه آن درباصفهان برده اند. شايدهنگامي كه بتظلم به ديوانهاموقوفات صفوي مراجعه
مي كرده اند درآنجاگذاشته اند يا بعمدگم و نابود كرده اند و شايد هم روزي مانند وقف نامه
سه ديه كاشان و جامع الخيرات يزداز زيرخاك و آوار خانه هاي نياك بيرون بيايد.از
اينروي رقبات موقوفه درست معلوم نيست كه چه ها است وچه تغييراتي در آنها رخ
داده است .
در دو سند ياد شده سيزده رقبه برشمرده شده همچنانكه درايندو هشت گونه مصرف
براي آنها مي بينيم .
يكي از وجوه مصارف موقوفات درويش حسن ولي "اطاق سرا" است كه مهمانسرايي
بوده وهركسي كه درروستاي نياك ميامده سه شبانه روزدرآنجا مي توانست بماندومهمان
آستانه باشد. نام اين مهمانخانه رانميدانم خود او چه گذاشته است .اين مهمانسراي درنامه
كهني كه چند سطري از آن مانده و در پشت آن مهر مورخ 896 ديده ميشود "وثاقه
سراي حضرت درويش " خوانده شده است . اين جايگاه در سند مورخ 933 " اتاق
سراي درويش حسن ولي " و در سند مورخ 10 صفر 1010 "بقعه اتاق سراي درويش
حسن ولي " و در سند مورخ ذق 1032 "اطاقه سرا" و در سند مورخ ذق 1102 "تكيه سيد
حسن " و در سند مورخ رجب 1118 "اطاق سرا" خوانده شده است .
چنين بنيادهاي خير و نيكوكاري درميانه مسلمانان معمول بوده و در جامع الخيرات
بمانند آن همچون رباط و خانقاه ودارالسياده برميخوريم كه ركن الدين محمديزدي در
شهرستان يزد وقف كرده بود و درهمين كتاب (ص 110) آمده كه هر مسافري مي تواندسه
روز در خانقاه بماند و پذيرايي شود.
در طالقان هم تكيه هايي بوده كه بي نوايان و درويشان و رهگذريان و مسافران در
آنجا مي مانده اند و فرمانهاي بسياري از پادشاهان صفوي درباره آنهاصادرشده است
(فرهنگ ايران زمين جلد 12 ص 268).
چنانكه گفته ايم درويش حسن ولي رقباتي راوقف كرده وبايدطوماروقف نامه اي نوشته
باشد. اين طومارگويا در 1010 دردست نبوده و درهمين سال است كه درتوليت موقوفات
نزاع شده بود.در1255 كه بيقين آن رانداشته اندولي درسند مورخ 1307 از"وقف نامه"
و "صحيفه الوقف" يادشده است. آيااين وقف نامه راپيداكرده بودندبااينكه مرادصورت
مجلسها و اسناد ديگر است .
متولي موقوفات كه و با چه شرايطي بايد باشد نميدانيم . نام برخي از متوليان
چنانكه از اسناد برميايد بدينگونه است :
1- نزديك 896 گويا درويش حسين متولي رقبات وقف "اتاق سرا" بوده است (نامه
داراي مهر 896).
2- در سال 1010 در توليت " بقعه اتاق سراي درويش حسن ولي در لاريجان كه
برصادرين و واردين وقف نموده است " ميان "شريعت ماب تقوي اياب قاضي فضل الله" و
بستگان درويش گفتگو شده بود وقرار شده كه "سادات و قضات و عدول مومنين و ارباب
و اهالي و كدخدايان " در اين مورد بررسي وحكومت كنند (سند مورخ 10 صفر 1010)
گويا در همين سالها وقف نامه را در دست نداشته اند.
3- در 1032 و 1039 درويش ميرزا گويا متولي بوده است چه در ميان سندهاي
سده هاي 11 يكي تقسيم نامه درويش ميرزااست كه تاريخ 1032 دارد واو همان است كه
در جنگ سده 11 مرحوم حجت نامش هست و نسب او در آن ياد شده و يكي از نياكان
مردم نياك مي باشد. او و فرزندان ملا نعمه الله ابوالحسين لاريجاني بودند كه عريضه اي
به اعتمادالدوله العليه الخاقانيه نوشته اند.درسند مورخ 1039 هم بنام "سيدميرزا ابوالحسين "
برمي خوريم .
4- در 1068 و 1096 توليت با سيد دريش ميرزا علي بوده است .
5- در 1109 و 1117 و 1123 مير محمدزمان پسر ميرعبداللطيف حسيني لاريجاني
متولي رسمي بوده است .
6- در 1130 و 1154 و 1157 و 1159 پسران او ميرعبداللطيف و ميرمحمد مقيم
و ميربهائالدين توليت داشته اند.
7- در 1211 درويش ميرمحمدرضا متولي بوده است .
8- در 1255 چون ديدند كه وقف نامه اي دردست نيست بدستور شريعتمدار استرابادي
تصدي موقوفات باوساطت مير محمدعلي مركب نياكي لاريجاني به سيدعلي درويش
كه مدعي توليت بارث بوده است داده شده بود.
9- در 1288 و 1291 و 1296 توليت شرعي باسيدرضاي نياكي بوده است .
10- در 1307 و 1314 توليت در دست سيداسدالله پسر ميرعباس بوده است .
11- در 1331 توليت در پسرش سيد محمود داشته است .
12- در 1331 و 1333 و 1350 سيد محمدصالح متولي بوده است .
13- در 1375 سيد محمود ابوالحسين نياكي توليت را داشته است .
فوائدي كه از اين اسناد بدست مي آيد:
1- آگاهي ازخانواده درويش تاج الدين حسن ولي وتحولي كه در القاب اورخ داده است.
2- چگونگي درويشي و سيادت و تحول آن درنياك .
3- وضع كشاورزي و دام پروري و اصطلاحات مربوط بان .
4- چگونگي وقف بمنظور دستگيري از تهي دستان و ايجاد رفاه اجتماعي درآنجا.
5- آگاهي از رقبات وقف و تغييراتي كه درآنها رخ داده است .
6- آگاهي از وجوه مصارف وقف و نوع آنها.
7- طرز قباله نويسي و فن انشاء و تحول آن و آشنايي با خط و مهرآن سامان .
8- آگاهي ازپول و وزن و انواع آنها مانند تنگچه شهرخي كه در تاريخ طبرستان
مرعشي (ص 502 چاپ روسيه) ازان ياد شده است ودينارتبريزي وجريب وكيله وجز اينها.
9- چگونگي نامگذاري اشخاص و اينكه مردم آن سامان درسده نهم و دهم چندان
عرب ماب نبوده ونامهاي ايراني داشتند وازسده 11 ببعد است كه نام ايراني وفارسي
بندرت پيدا مي شود.
10- نامهاي جغرافيايي محلي و تحول آن .
چنانكه ديده ايم اسناد اين آستانه نزديك بصدو چهل واند طغرا واز سده نهم است
تا سده چهاردهم و گويا در هيچ مزاري اينگونه و تا بدين اندازه سندي نباشد.
ازسنجيدن آنها باسندهاي موقوفات ديگركه ازآنها آگاهي دارم ارزش آنها بدست ميايد
و روشن ميشود كه اين اسناد ازسندهاي وقف تبريز و اردبيل و كاشان ويزد و صكوك و
سجلات تيموري نوتر وهمزمان با وقف نامه امير چقماق وكهن تر از اسنادديگري است كه اينك
فهرست واراز همه آنها ياد مي كنيم
_______
{1}
1- در همين جا آمده كه راه تازه آمل به تهران را من از دوسال پيش (1290) دستور داده ام كه
باسرپرستي حسن علي خان وزير فوايد بسازند. خوداو درهمين سفر باتشريفاتي راه را باز كرده است .


اسناد آستانه درويش تاج الدين حسن ولي در نياك لاريجان

امام زاده ابراهيم لله پرچين آمل: چون در سند مورخ ج 1/ 1110 نامي از امام زاده ابراهيم لله پرچين آمل برده شده
وقف نامه و كتيبه هاي آنرا اينك مي بينيم :
الحمدلله الواقف علي السرايروالمطلع علي الضماير والصلوه والسلام علي محمدوآله
صاحب المفاخر و بعد بمنطوق آيه وافي هدايه المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات
الصالحات خير ثوابا واحسن عملا وبمفاد حديث صريح از حضرت رسالت پناهي صلي الله
عليه وآله الدنيا مزرعه الاخره پس بر سالكان جاده هدايت مقيم وراه يافتگان وادي اطاعت
وتسليم سزاواركرده است كه بجهت ذخيره اخروي و وسيله ابدي اندك تاملي نمايندونظر
بكلام جناب مرتضوي بمصداق انما الدنيافناء ليس للفاني ثبوت چندان اعتمادي براين دارفناء
و منزل عاريت سراي نبوده و نمي باشد.
بهترين اعمال وشريفترين افعال از خيرات و مبرات كه باقيات صالحات و ذخيره دار
بقاست وقف كلام الله مجيد و املاك واجراي قنوات و بناي مساجد و ساختن پل و رباط و تكايا
بجهت تعزيت داري جناب سيدالشهداء چيز ديگر نخواهد بود.
لهذا منظور از تحرير اين كلمات ونظم اين فقرات آنست كه چون مامون ملعون
حضرت امام رضا عليه السلام را بطوس آورد مردم از اطراف و اكناف كرامات آنجناب را مشاهده
نمودنداهالي آن مرزوبوم مطيع ومنقادآنجناب گرديده وازاطاعت مامون ملعون انحراف
ورزيده آن ملعون از آوردن آنجناب نادم وپشيمان شده ودر خيال شهادت آنجناب افتاد
آنجناب نامه باولاد حضرت امام موسي كاظم عليه السلام وسايرامام زادگان نوشته كه چون
نوشته بشما برسد بدون توقف روانه طوس شوند.
آنچه از اخبار مرويست دوازده هزار و سيصد وهفتاد وسه نفر بمضمون نامه باين عمل نموده
از شوق زيارت شرف ملاقات آنجناب بسيار گريستند وروانه خراسان گرديدند. ابراهيم فرزند
امام موسي عليه السلام فرمود اي برادران ما را يك بزرگي ميبايد كه خيل و حشم را تواند
دارد امام زادگان فرمودند برويم روضه رسول الله سلام مينمائيم هركه را جواب سلام فرمود
آنكس مهتر و بزرگ باشد.
علي الاصح بفرموده حضرت معصومه تمامي رفتند به روضه عرش درجه جناب رسول
يك يك سلام مينمودند جواب نشنيدند تااينكه امام زاده ابراهيم فرزند موسي كاظم عليه السلام
كه مدفون در بلده طيبه شهرآمل موضع لله پرچين است سلام نمود، از روضه مبارك جواب شنيد
كه عليك السلام يا ولدي چون ايشان استماع نمودند همه دست او را بوسيدند و تثبيت نمودند
آنرا مهتر گردانيدند علم برپاكرده سپهسالار خود ساختند ازمدينه بيرون آمدند چون بولايت
سارقمش شهرياررسيدند درشب يكشنبه بيست ويكم شهر محرم سكينه خاتون بن امام موسي
خوابي ديد برخواسته ببرادران گفت كه مرغي راديدم درميان زمين وآسمان ايستاده بود پري رو
وقطره قطره خون زهرآلودي از وي مي چكيد.قطره اي از آنرا استشمام نمودم بوي جناب امام رضا
عليه السلام برمشامم رسيد. آن مرغ گفت الله اكبر اين قوم را اجل مي دواند كه هر يك را بدياري
رساند چون اين سخن را بشنيد آنشب را بمصيبت يكديگر گريستند.
قيلان نام خارجي كه درقلعه شهرياربودندنامه بمامون فرستاد كه اين قدراولادائمه
از عربستان رو بولايت عجم آمدند كه اگر خيل و حشم باين ولايت برسند شما را زنده نگذارند.
چون آن ملعون مطلع شد ترسيده در همان شب جناب امام رضارا زهرداده وشهيد كردند و
نامه به محمد شيباني نوشته روانه نمود و نامه بحسن صباح نوشته بقزوين فرستاد و نامه به
سياه گوش بن عامله سمناني نوشت :چون نامه من بشمابرسد بايد كه دمار ازابوترابيان برآريد
و نگذاريد كه يكنفر از آنها از سارقمش زنده بيرون روند چون نامه آن ملعون بان جنابان
رسيد تمام ياران مقرر كردند كه نگذارند امامزادگان بيرون روند. دلاوران راهها را گرفته
نگذاشتند كه ايشان مدت شش ماه از سارقمش بيرون روند. امامزاده ابراهيم گفت اي برادران
درخواب ديده ام لشكر بسيار برسر ما آمده اند وحرب عظيم درپيوست .چون روزشد محمد
شيباني ملعون بقريب چهل هزار كس از خارجيان با علمهاي زرد و كبود و سياه برسر
امامزادگان ريختند بناي محاربه شد. واز تعاقب ايشان سياه گوش سمناني ملعون بقريب سي
چهل هزار كس ودرعقب او حسنك صباح قزويني باقريب چهل وپنج هزار از ملحدان الموت
رسيدند و منافقان هر ديار باامامزادگان برانگيختند جنگ عظيم برپانموده امامزاده ابراهيم
چندان محاربه و قتال نموده و از خوارج بقتل رسانيده كه جاي اسب تاختن نبود.
امامزادگان بقدر شش هزار كس از آن نامردان را داخل بدرك نمودند وعبدالرحمن نام
كه سركرده ملحدان الموت بود بدست امامزاده ابراهيم مقتول گرديد. لغايت شش ماه خودمان (؟)
شهرياربراي رساندن اخبارنمي توانستندآمد ورفت نمايند تاآنكه شب برسرامامزادگان
تاخت وتاز آورده وايشان را مغلوب نمودند و متفرق گرديدند.
بعضي از ايشان را بشرح جدول در قراء متواري نمودند و شصت نفر از آنها را در
سارقمش شهرياربدرجه شهادت رسانيدند وسرهاي ايشان راجدانموده وعون بن امام موسي
عليه السلام را مقيد نموده نزد مامون فرستادند.بعدازآن امامزاده ابراهيم كه مهتر ايشان بود
با والده آن و امامزاده يحيي با چند تن از امامزادگان وارد دارالمرز شهرآمل شدند و جدال و
قتال با اعادي نمودند. آخرالامر از شقاوت كريم ندمتر(؟) آملي وحسن رئيس باطايفه رئيسيه و
ابوالقاسم نام كارد گر با طوايف خود و بعضي از طوايف آملي باعانت و ياري يكديگر امامزاده
ابراهيم را با سايرامام زادگان كه بودند در موضع لله چين آمل بدرجه رفيعه شهادت رسانيدند
لعنه الله علي قاتلهم الي يوم الدين وبعداز شهادت ايشان توفيقات سبحاني شامل حال و كافل
احوالات سعادت مال عاليشانان سعادت پناهان سلاله الاعيانان آقاعبدالله و نامدار ولد مرحوم
درويش حاجي نام كلاهما خراساني الاصل مدعوبه كفشكر وقاضي گرديده از جهت رونق
اسلام و رعايت شان دين حضرت خيرالانام واعانت وهمراهي بدودمان طيبين و طاهرين
صلوات الله عليهم اجمعين روضه و بقعه شريفه بجهت امامزادگان و ساكنان علي عليين برپانموده
بزحمات تمام بقعه شريفه را باتمام رساندند.
بعد از اتمام روضه منوره و بقعه متبركه جناب سيادت انتساب اجل السادات شيخ
بهائالدين سهروردي لعنه الله علي الحجاج كه بعضي از راه تقيه وخوف آن ملعون از صاحبان
نسب خارج النسب گرديدند و توليت امام زاده ابراهيم را به شيخ مزبور مفوض نمودند و بعد
ازآن نسلا بعدنسل وبطنا بعدبطن توليت وخدمتگزاري وچراغچي گري و حراست وپاسباني
وكليدداري بقعه متبركه را باولاد ذكور شيخ مزبور قرار دادند و واگذار نمودند كه توليت
وخدمت بقعه متبركه از اولاد شيخ سابق الالقاب الي يوم يقوم الحساب نبايدمنقرض و
خارج شود وقريه درهم كلا وشيرواني محله و دودانگ از جمله سه دانگ قريه داران سر
و يك قطعه باغچه طاس گير محله وهجده جريب زمين مزروعي كه در جنب امامزاده
مكرم است واقعه در سمت غربي مفوض بجناب شامخ الالقاب شيخ مزبورواولاد ذكورمومي
اليه شده كه همه ساله منافع املاك ومداخل قراء مزبور را دريافت نمايند و مصارف روشنايي
و تعمير بقعه متبركه نمايند.
مخالفت كننده بفقرات مزبوره بلعنت و سخط الهي وعدم شفاعت جناب رسالت پناهي
گرفتارآيدوهركه ازمحبان ودوستان خاندان طيبين وطاهرين موقوفات مزبور را تغيير و
تبديل نمايد يا آنكه امرتوليت را از دست جناب شيخ مزبور بيرون آورد گرفتار سخط و نيران
خداوندجبار وعدم شفاعت رسول مختارواولاد اطهار آن باشد وهركه بدون معاذيرشرعيه
خلاف كند در روز قيامت و در عرصات محشر درمقام عدالت خداوند دادگر ازقاتلين آن
بزرگواران باشد.
وبعد از انقراض اولادو ذريه شيخ مزبور امرتوليت مفوض بعلماء عصر بلد مزبور است
فمن بدله الله بعد ماسمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه وكان ذالك تحريرا في ششم شهر
رجب المرجب سنه 926 والسلام علي من اتبع الهدي ونهي النفس عن الهوي .
محل مهر : يانادعلي عبدالله ، ومحل مهر : المتوكل علي الله عبده نامدار.
اقرالو اقفان المسوطوران في المتن كمارقم وزبرلدي ولسنه الحادم الربعه الاول (؟) محل
مهرعبده الراجي ابوالقاسم .
دهم برج جوزايونت ئيل 1336.دردفتراوقاف آمل ثبت گرديده امين اوقاف آم ولاريجان
امضاء محمدهادي مهراداره اوقاف آمل .
محل مهر : يانادعلي عبدالله .
محل مهر المتوكل علي الله عبده نامدار.
موقوفاتي كه در متن ذكرنيست : باغ حسن آباد وكل محمد، باغ يعقوب طرف شمالي
بقعه شريف ، دكان مسكوني مشهدي محمد يوسف آملي ، ميدانچه تيمچه سيد حسين
عطاريك دانگ واقف آقاميرعنايت الله شاهاندشتي .اين فقره آن بزرگواراست دهم جوزا
1336.
محل مهر اداره اوقاف آمل . مقابله شد.
صندوق بارگاه امام زاده ابراهيم لله پرچين شهر آمل:برصندوق بارگاه امام زاده ابراهيم لله پرچين شهر آمل
چنين نوشته شده است :
هذه الروضه المقدسه لسبطي ائقه الابرارفي العالم ابومحمد ابراهيم الملقب بالاطهر و
الكاظم واخوه وابوالمعالي يحيي وامهماسلام الله عليهم وعلي ابيه ابوابراهيم موسي بن الامام
الهمام حجه الله بين الانام ابوجعفرالتقي محمدبن الامام الشهيد الغريب المدفون بالطوس في
الفضاالامام علي بن موسي الرضا عليه السلام .
باني هذا الخير الجناب الصاحب الاعظم الخواجه نامدار ابن الدرويش حاجي الكفشكر
وقدتم ذلك في شهرشوال 925 باعثها وساعيها وبانيها عبدالله ابن شاه حسين القاضي
بمحروسه طبرستان البواب لهذه البقعه الطيبه .
عمل محمدنجاربن حسين ساري
سنگ پايين ديوار شرقي مسجد اين آستانه: در سنگ پايين ديوار شرقي مسجد اين آستانه نوشته شده :
"هوالباقي . بتاريخ پانزدهم رمضان المبارك سنه 973 فرزند عزيز خواجه عنايت
دولت بن خواجه حسين دولت بن خواجه علي دولت آملي وفات نمود".
دورآن صلوات بر معصومان است .
كتيبه ديگر:
قدوقف هذاالباب علي مزارامام زاده واجب التعظيم امام زاده ابراهيم بن امام موسي
كاظم عليه الصلوه والسلام .
مقدمه نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا: نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا مرديت اونس
پس از آنكه فهرست نسخ خطي فارسي موزه بريتانيا توسط فهرست
نويس شهير شارل ريو در سه مجلد به انضمام يك جلد ضميمه (جمعا
چهارجلد بزرگ ) در سالهاي 1879 - 1975 انتشار يافت نسخ تازه اي
توسط اولياي موزه مذكور خريداري شده است كه تاكنون فهرست تفصيلي
و توصيفي از آن نسخ انتشار نيافته .
آقاي مرديت اونس كتابدار فاضل قسمت "ايرانيات " آنجا كه از
ايرانشناسان كنوني انگلستان است (و دانشگاه تهران راهم ديده) توفيق
يافته است فهرست اجمالي دستي از نسخ فارسي آنجا ترتيب دهد كه براي
استفاده عام بصورت موقتي ماشين شده است .
چون براي محققان ما اطلاع يافتن برجميع نسخ خطي فارسي كه
در اكناف جهان پراكنده است وجوب دارد و فهرست مذكور در دسترس
همگان قرار ندارد علي هذا به نقل آن فهرست ، كه نسخه اي از آن را فاضل
مذكور در اختيار اينجانب قرار داده اند، از خط لاتيني به فارسي مبادرت
شد و در اين صحائف به چاپ مي رسد.
ايرج افشار

نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش تاريخ -كليات)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا (بخش هيات و نجوم)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا ( پزشكي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا بخش رياضي


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش علوم غريبه)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا (بخش حيوانات)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش خوشنويسي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش فنون ديگر )


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش فقه ،تدبيرمدن)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا قرآن و تفاسير


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش ب - كلام)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش ج - ادعيه و آداب)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش د - رسائل حروفي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش6- بابي ، ازلي ، بهائي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش7- زردشتي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش8- مذهب هندو)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش9- مسيحيت )


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش10- يهود)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش11- اخلاق)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش12- فلسفه ، عرفان)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش13- قصص وافسانه)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش14- امثال وحكم وكلمات)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش15- جغرافيا وسفرنامه)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش16- شعر ديوان كليات)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(بخش16- شعر ، ب مثنويات )


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(17- منشات واسناد)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(18- علوم ادبي)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(19- جنگ ، منتخبات اشعار)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(20- لغت نامه ، دستور)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا(21- دائره المعارف)


نسخ خطي فارسي در موزه بريتانيا (22- مجموعه )

شناسنامه لاتين: Teheran de
Universite ، l de Publications
IO39 No
BULLETIN
la de
CENTRALE BIBLIOTHEQUE
de
Tehran de Universite ،l
Orientaux Manuscrits les Concernant
direction la Sous
de
AFSHAR Iraj PAJOUH - DANESH .T . M
4 .No
I966 و Tehran
Skip Navigation Links