Get Adobe Flash player
 
كتابخانه كاخ گلستان جلد 5
شناسنامه فهرست: فهرست مرقعات
كتابخانه سلطنتي
تاليف
بدري آتاباي
تهران - مهرماه 1353 اين كتاب در چاپخانه زيبا به چاپ رسيد
شماره ثبت كتابخانه ملي 1083 به تاريخ 7/8/1353
حق طبع و تقليد و عكسبرداري محفوظ است
مقدمه فهرست نگار: بسم الله الرحمن الرحيم
خلق السموات و الارض بالحق و صوركم فاحسن صوركم و اليه المصير
خداوند زمين و آسمانها را بحق آفريد و شما آدميان را به زيباترين صورت برنگاشت و بازگشت همه خلايق بسوي اوست.
علماء اخلاق و حكماي صاحب نظر، جمال وزيبائي را تناسب اندام و شكل و لون و اعتد
ال وهم آهنگي درخلقت ميدانند، و اين خود پيداست كه مشخصات نامبرده شامل زيبائي
هاي صوري بوده و با چشم ظاهر مشاهده ميشود،وزيبائيهاي باطني راكه بانور بصيرت و
چشم دل قابل رويت و درك هستند در بر نميگيرد.
در تعريف جمال و زيبائي، امام حجهالاسلام غزالي حكيم دانشمند ونابغه گرانمايه
ايراني فرمايد: هنگاميكه كمالات موجود در چيزي بمقام فعليت رسدبه جمال وزيبايي
دست يافته ايم . اين تعريف شامل جمال صوري و معنوي هر دو مي گردد، جمال صوري و
ظاهري مانند خطوط زيباي اساتيد فن و يا نقشهاي بديع و اعجاب انگيزي است كه از
تناسب ، استقامت، توازن، حسن انتظام حروف و خطوط و همچنين از تلفيق رنگها
برخوردار و حاصل شده و در واقع زبان فكر و احساس و نتيجه كيفيات روحي و ذهني
هنرمند است كه با دانش و بينش و لطافت طبع و رقت ذوق توام و بعرصه هنر جمال و كمال مي بخشد.
جمال معنوي كه ازفعليت صفات پسنديده اي چون علم، عفت، شجاعت، تقوي ، جوانمردي و
ساير خصال نيكو در شخص بمنصه ظهور و بروز و تحقق و ثبوت برسد دارنده آن صاحب
جمال معنوي خواهد بود، نمونه و مثال اعلاي آن سلسلهء جليله انبياء و اولياء و رادمردان راه حق و حقيقت هستند.
چنانكه هنرمندي،متصف بصفات جمال معنوي بوده و روح تقوي و پرهيزگاري درتمام شئون
زندگانيش حكم فرما و نافذ باشد، موفق به ايجاد و ابداع آثار دلپذيري خواهد شدكه
مرور دهور قادر به محو و نابودي آن نبوده و زيبائي معنوي همواره در آن متجلي
و مخلد و نيروي تقوي و فضيلت در همه حال پاسدار و نگهبان حال و مال آثار او
خواهد بود. چون هنرمند واقعي عارف و آشنا به آثار عظيم خلقت وزيبائيهاي ناشي از
آن شده و اصولا هنر وسيله صيقل و تعالي روح اوگرديده سالك طريق عرفان وشناسائي
حق خواهد شد. شعرا، با سرودن قصايد و اشعار شيوا و دلكش، نثر نويسان باجملات
فصيح و بليغ، نقاشان و خطاطان و ديگر هنرمندان واقعي، با ايجاد آثار هنري به
وحدانيت و صفات ربوبي ذات باريتعالي اعتراف كرده و هر يك با زبان هنر خويش صفت
مدح او گفته و نگهدارندهء بالاو پستي را ستوده اند.
وجودش بر همه موجود قاهر نشانش بر همه بيننده ظاهر
نگهدارنده بالا و پستي گواه هستي او جمله هستي
زهر شمعي كه يابي روشنائي بوحدانيتش يابي گواهي
ناظران با ذوق و هنر شناسان ارجمندي كه به آثار هنري درصفحات مرقعات اين فهرست
با نظر دقيق و هنرشناس مي نگرند در مي يابند كه مشوق و محرك اين هنرمندان در
بوجودآوردن چنين آثار هنري بديع و شگفت انگيز، فقط جنبهء مادي وسوداگري نبوده،
بلكه انگيزهء آنها عشق به هنر، روح حساس، دل مشتاق و زيبا پسند و ديدگان جمال شناس خدا داد آنها بوده است.
نقاش و خطاط و يا هنرمندي كه ازجان مايه گرفته ومظاهر خلقت زيبا را در حد كمال
دلربائي و دلپسندي به شيوه هاي گوناگون جلوه داده و مخلد مي سازد بطور حتم از
مصنوع، پي به وجود صانع برده و خالق خويش را در پيچ و تاب خطوط و نقوش به چشم
دل ديده و پرستيده است. اين آثار زيبا كه با روح تقوي و فضيلت همراه و همراز
است همگي مبين و نشان دهنده قسمتهاي كوچكي از نمود و طنازي هاي دستگاه پرشكوه
آفرينش و جمال ذات اقدس احديث است.
بر عهده خود مي شناسد كه با خلوص نيت و از سر صدق و صفا به روان پاك و ارواح
تابناك هنرمندان عاشق و خداشناسي كه با صرف نقدينه عمر عزيز، به ابداع و ايجاد
يك چنين آثار هنري بي مانند توفيق يافته اند درود بي پايان فرستاده و ياد اين
هنرمندان فرزانه را كه اغلبشان گمنام، تهي دست، آزرده خاطر و رنج ديده از بد
روزگار .... ولي سخت منيع الطبع و آزاده بوده اند گرامي بداريم.
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق ثبت است در جريده عالم دوام ما
بر ماست كه اين گنجينه هاي بي همتا و آثار نفيس را كه يادگار نياكان هنرمند و
پرارج و بهاي ماست چون جان شيرين حفظ نموده و درمعرفي آنها به جوامع هنرشناس
اين آب و خاك سعي وافي مبذول و در بسط وگسترش اين هنرهاي ظريف و اصيل ايراني
كوشش مجدانه معمول داشته تا بسبب گذشت ايام به تاريكي هاي خمول و فراموشي سپرده نشوند.
قدر اهل هنر كسي داند كه هنر نامها بسي خواند
آنكه عيب از هنر نداند باز زو هنرمند كي پذيرد ساز
خوشبختانه اين شاهكارهاي هنري كه هنوز در سينه مرقعات و يا در سطور كتابهاي
فرسوده و شيرازه گسيخته، و نقوش كهنه و رنگ باخته، براي ما بوديعت مانده است و
ازحيث عظمت و اعتبار سند قابل توجه و معتبري از تاريخ حيات ملي ما محسوب مي شود
چنانچه به نسل حاضر آنطور كه شايد و بايد معرفي گردد، بدون شك و هيچگونه ترديد
محرك ذوق و مشوق استعداد فطري آنان گرديده و با احيائوگسترش هر چه بيشترمكاتب
هنري نتيجه اي نيكو ببارآمده مقام وموقعيت خاص و والاي هنر حقيقي و آثارهنري كه
نمايشگر و جلوه گاه جمال معنوي است معلوم و شناخته شده
و چون هميشه ايران زمين تجلي گاه و
مهد هنر و فرهنگ خواهد بود. انشائالله
اينك آرزو وتمنيات قلبي صادقانه خويش رادرمضمون عارفانه و دلنواز و فحواي كلام
رسا و دلپذير حكيم نظامي گنجوي قدس سره العزيز چنين عرضه مي دارد.
درونم را بنور خود برافروز زبانم را ثناي خود در آموز
بنور خود دلم را تازه گردان ثنايم را بلند آوازه گردان
عروسي را كه پروردم بجانش مبارك روي گردان در جهانش
معاني را بدو ده سربلندي سعادت را برو كن نقش بندي
نسيمي از عنايت يار او كن ز رحمت قطره اي در كار او كن
ب - آ
مرقع گلشن: مرقع گلشن
وجه تسميه كلمه(مرقع) در فرهنگ لغات و فن كتابسازي بمعناي رقعه - قطعه - برگ -
ورق و بابعاد و اشكال مختلف است كه هنرمندان خوش ذوق باصرف وقت و پشتكارفراوان
آثار هنري اعم از قطعات خطوط - رقعات مذهب - برگهاي تزئيني - اوراق نقاشي رادر
نهايت سليقه و ظرافت به يكديگر پيوسته و به شيرازه بسته و بصورت كتاب يا بياض
تجليد نموده و بدين سان مجموعه اي دلكش و زيبا از هنرهاي گونه گون بوجودمياورند
كه از گزند پراكندگي و شوريدگي هم مصون ومحفوظ مي ماند.
ساختن و پرداختن اينگونه مرقعات خود هنري است جداگانه و سزاوار تحسين وآفرين از
نظر فنون ظريفه اي چون قطاعي - وصالي - صحافي - حاشيه سازي - متن و حاشيه وساير
رموزي كه بكار مي رود. مرقع گلشن كه اكنون زينت افزاي گنجينه كتابخانه سلطنتي است درحقيقت شاه مجموعه
ايست عديم النظير از هنر ظريف و شريف نقاشي وخطاطي وجلوه گاهي خوش منظر ودلنواز و سرشار از ذوق و هنر هنروران.
مرقع گلشن بنا به خواست و دستور پادشاهان هنر دوست سلسله گوركاني
تيموري هندوستان ازجمله نورالدين محمد ابو المظفر جهانگير شاه غازي وبسر انگشت
توانا و سحرنگار هنرمندان ايراني و هندي بين سالهاي 1014- 1039 بوجودآمده است.
بطور كلي جانشينان چنگيز و ايلخانيان مغول بعد از طي دوراني كه برفرهنگ و ادب
درخشان ايراني كه بر حدود وسيعي از قلمرو پهناور اين سرزمين گسترده بودآشناشدند
و با هنر هنرمندان و افكار تابناك دانشمندان ايراني انس و الفتي يافتند بتدريج
آن خشونت نژادي تعديل و تلطيف و طبايع زيباپسند و هنرشناس گرديد تا بدان مرحله
كه بدون اعتناء به سخت گيري و مقيداتي كه در آن زمان درمورد منع و مذمت هنر
صورت گري اجراء مي شده است رسامان و نگارگران هنرمند ايراني را تشويق وترغيب
مي نمودند كه كتب فارسي را مصور و در آرايش و پيرايش هنر كتابسازي بكوشند تابه
سرحد كمال زيبائي و دلربائي رسيده باعث حظ بصر و اغناي ذوق نوجو و هنردوستشان گردد.
نمونه بارزو شاهد صادق اين مدعا يعني نفوذ مكاتب هنري كهن اين آب و خاك به شرق
و غرب ايران آن روز و ممالك هم جوار از جمله دربار سلطان حسين بايقرا درهرات و
جمع هنرمندان پيرامون وي است كه آثار هنري بي نظير ودلفريبشان سالهاست زينت بخش
موزه و كتابخانه و مجموعه هاي معتبر و ارزشمند جهان است. پادشاهان تيموري در
هندوستان كه از اولاد واحفاد آنان بشمارند علاقه وعشق مفرطي به زبان فارسي وهنر
ايراني داشته و مخصوصا درجمع آوري آثار هنرمندان جهدي وافر بكار مي بردندچنانكه
در كتابخانه و نگارخانه هاي متعدد عظيم و پر اهميت اين پادشاهان تعداد كثيري از
بهترين و عالي ترين نسخ خطي مصور و ساير آثار هنري ثبت و نگهداري مي شده است.
در اينجا بايد يادآور شد كه دربار سلطه گوركاني هند هميشه از وجود استادان و
هنرمندان ايراني اعم از خطاط - نقاش - شاعر - نوازنده و غيره زيب و زيوريافته و
حتي ملازمان و مشاوران خود را از بين اينگونه افراد انتخاب و نيز در راه ترويج
و توسعه هنر نظري روشن، سينه اي باز، دستي گشاده داشته به هنر و هنرمند
احترامي خاص و ارجي بي پايان مي نهادند چنانكه در سالهاي بين 948 - 951 همايون
شاه پسر بابرشاه پادشاه هندوستان كه مادر گرامي و ارجمندش ايراني ونواده سادات
شيخ جام احمد ژنده پيل بود بهنگام آشفتگي روزگار و آزردگي از يار و ديار مجبور
به ترك وطن گرديده و بدوستان پناهنده شد روزهاي تلخكامي خويش را بامشاهده پديده
هاي زيبائي كه در كارگاههاي نگارگري و مراكز هنري دربار صفويه بوجود ميامد
شيرين كام ساخته و جان وتن را نشاط و توان مي بخشيد.
اصولا روح زيباپسند و هنردوست اين پادشاه آزرده خاطراز ديدن صنايع ظريفه خاصه
نقاشي هاي دل انگيز و فرح بخشي كه در نگارخانه هاي متعدد شهرهاي ايران از جمله
اصفهان - قزوين - شيراز - تبريز بوجود مي آمد آرامشي يافته و در حال شيفته و
دلباخته هنر نقاشي ايران گشته بهنگام بازگشت عده اي از هنرمندان بنام و نقاشان
چيره دست ايراني را بهندوستان خواند تا از هنر آنان استفاضه و بهره مند گردد.
از جمله مير سيدعلي تبريزي - عبدالصمد شيرازي و چند تن ديگر كه در فنون تصوير و نقاشي و نگارش يگانه روزگار بودند.
بعد از همايون شاه پسرش اكبرشاه كه مانند پدر در دامان مادري ارجمند از نواده
شيخ جام احمد ژنده پيل و در مكتب پدر هنرشناسي تربيت يافته با ذوق فطري و
استعداد جبلي كه در نهادش بود عشق و علاقه شديدي به فرهنگ و ادب فارسي ابراز
داشته مشوق وپشتيباني قوي براي تجلي و پرورش قريحه استادان نامبرده گشته و در
همان زمان دوران شكوفائي هنر نقاشي سبك مغول شروع و با كمك و دستياري خواجه
عبدالصمد شيرازي كه بعنوان (شيرين قلم) مفتخر گشته بود مكتب نقاشي مختلط هند و
ايراني پايه گذاري و استاد نامبرده در راس اين مكتب و در معيت هنرمندان ديگر
ايراني و هندي به ايجاد و ابداع آثار هنري مشغول بودند.
در زمان سلطنت جهانگير شاه و همچنين شاه جهان جانشينان اكبرشاه هنروران ايراني
ديگري بان جمع پيوسته و در نتيجه پديده هاي نيكو با اسلوبي مرغوب در عرصه هنر
مينياتور پديدار گشت، جهانگير شاه كه در مدت ولايت عهدي خويش بنام شاه سليم
ناميده مي شد در شهر (اگره)به پيروي از شيوه پسنديده والدونياي خويش ضمن حمايت
و ابراز الطاف بي نهايت در حق هنرمندان در ادامه وتكميل و تكثير كارهاي هنري
كوشا و بسيار دقيق بوده و نيز بدستور وي از اطراف و اكناف آثار ارزشمند هنري
استادان گذشته و هم عصر را جمع آوري و آنها را به سبك و سليقه شاهانه در نگار
خانه سلطاني بشكل مرقع در مجلداتي زيبا تنظيم و تدوين و احيانا مرمت بطرز بديع
و دل آرائي مي آراست - چنانكه با تصرفات تزئيني در حواشي اوراق مرقع گلشن از
نقش و ترسيم مستند چهره و اندام اغلب رجال دربار هند و تصاويري از نمايش مشاغل
و مكاتب همان زمان بر زيبائي و تكامل اين رقعات افزوده كه موجب شگفتي و اعجاب هر بيننده هنرشناسي است.
بطور كلي هنر تذهيب - ترصيع - تشعير - تصوير - تحرير- تجليد دراين نسخه بي همتا
و اين نگارستان پر نقش و نگار كه براستي گلشني است نزهت افزا يكي از زيباترين و
عاليترين نمونه هاي هنري هند و ايراني محسوب است.
امتياز مرقع گلشن به سايرمرقعات هم زمان بسبب تصاويريست كه به سرپنجه پرتوان و
ماهر هنرمندان ايراني و هندي به نحو احسن و در حد كمال دلربائي صورت گرفته و
آثار نگارگران بنام و مشهوري چون استاد كمال الدين بهزاد - محمود مذهب -
لطف الله مذهب - آقارضا - عبدالصمد شيرازي شيرين قلم - ابوالحسن - دولت و چند
تن ديگر سازنده اين اثر بديع هستند، مضافا بر اينكه از حيث نمونه رسم الخط
نستعليق و چگونگي و تكامل آن مجموعه ايست از آثار خوشنويسان وخطاطاني چون
ميرعلي هروي - سلطانعلي مشهدي. سلطان محمدنور - محمدحسين زرين قلم - جهانگير
كشميري. عنبرين قلم - مولانا كمال الدين جعفر التبريزي البايسنقري -اظهرالكاتب
كه برخي داراي تاريخ و به رقم استادان نامبرده آراسته گرديده است.
مرقع گلشن درقرن يازدهم هجري به ايران واصل و در اواخر قرن سيزدهم در زمان
وليعهدي ناصرالدينشاه به دربار قاجار ودركتابخانه مباركه شاهنشاهي به ثبت رسيده
است چنانكه در حاشيه متصل به متن قطعه 91 به خط ناصرالدينشاه قاجار چنين رقم
رفته است (اين مرقع مال ناصرالدين محمدشاه غازي خلدالله ملكه ودولته انشاالله تعالي غره جمادي الاخر 1263).
قطعه فوق مجلس شاهانه ايست كه تصوير شبيه ميرزا ميرانشاه ابن امير تيمور صاحب
قرآن را با لباس فاخر بر كرسي مرصع در سايه درختي مي نمايد
كه به ساز و آواز نوازنده جواني كه در مقابلش ايستاده گوش فراداده ودر پشت
سرش شكاربانان پادشاهي حامل باز شكاري و چند اردك صيد شده با وسائل
شكار آماده بخدمت ايستاده اند. ونيز در حاشيه قطعه 113 سجع مهر وليعهدي
و پادشاهي ناصرالدين شاه قاجار مشاهده مي شود
(هو شاه شاهان ناصرالدين) (وليعهد).
نكته قابل توجه و آنچه كه درباره مرقع گلشن لازم به توضيح است آنكه
در حال حاضر اين مرقع از دو بخش تشكيل گرديده به ترتيب ذيل:
بخش اول مشتمل است بر 90 ورق بقطع 1/25 × 6/40 سانتي.
بخش دوم مشتمل است بر 43 ورق بقطع 4/26 × 2/42 سانتي.
كه جمعا بالغ بر 133 ورق مي شود.
قسمتي از اين مرقع از دورانهاي گذشته در ضبط كتابخانه سلطنتي
بوده و تعداد ديگري بتدريج از طريق خريداري به قسمت قديمي پيوسته است.
با توجه به اينكه اوراق مذكور دو رو نگاشته شده و 4 صفحه آن هم
بياض و نانويس است بنابراين رويهم شامل 262 قطعه (يك رو) نقاشي و رسم الخط
و تشعير سازي است كه شرح كامل آن در متن فهرست آمده است.
همانطور كه صاحب نظران و نسخه شناسان مي دانند تمامي اين اوراق
از مرقع گلشن نيست بلكه اوراق مرقع ديگري كه بنام گلستان ناميده مي شود
به مرقع گلشن اضافه شده است.
اين اوراق از حيث ابعاد قدري متفاوت ولي از لحاظ سبك نقاشي و
مينياتور و رسم الخط با يكديگر مشابهت كامل داشته چنانچه تشخيص فرق بين
آنها دشوار است.
اكنون براي مزيد اطلاع خوانندگان گرامي ودانشمند آغاز و پايان
هر دو بخش را اختصارا عرضه مي دارد.
آغاز بخش اول مرقع گلشن.
هو العزيز الحميد
مفردات نسخ تعليق علي طريق واضع الاصل خواجه ميرعلي التبريزي
تغمده الله بغفرانه.
ا ب ج د ذ د ر س ش - الي آخر.
پايان بخش اول مرقع گلشن.
دل را كه بدلبري سپارد كز مهر دلش نگه ندارد
برصيد كه زد خدنگ كاري كش دل نكشيد برشكاري
فقير علي.
آغاز بخش دوم مرقع گلشن (مرقع گلستان)
نقاش ازل كين خط مشگين رقم اوست
يارب چه رقمهاي عجب در قلم اوست
چون ارادت كامله قادر بيچون و مشيت شامله صانع كن فيكون بايجاد
صدر كارخانه بوقلمون متعلق شد چهره آراي غايت ازلي بقلم مكرمت لم يزلي
مرقع انساني را بر طبق آيت بخوبتر وجهي تصوير نمود و جمال حال اين طايفه
پسنديده خصال را بزيور اصناف علوم غريبه و زينت انواع فنون عجيبه جانب
ايشانرا بر اكثر مخلوقات تفضيل فرمود.
كلك الهي چون رقم زد صور مظهر فضل و هنر آمد بشر
در پي اظهار هنر چون شتافت صفحه ايام ازو زيب يافت
خط خط خوب بنزد خرد بيش بود زانچه گمان پي برد
........... الي آخر.
پايان بخش دوم مرقع گلشن ( مرقع گلستان ) بعنايت بينهايت صانعي كه ترتيب مرقع زرنگار سپهر زبر جد فام اثري
از مصنوعات دست قدرت آثار اوست اين مرقع بديع الخط عجايب تزئين كه
غيرت افزاي رياض رضوان و گلستان هميشه بهار جهانست. نظم:
هرصفحه او بنزهت گلزاري هر سطر چو زلف عارض دلداري
هر حرف چو خط چهره مطلوبي هر نقطه چو خال لب خوش گفتاري
مانند درج زر و گهر بشكرفكاري و نيرنگ سازي استادان ماني مثال بي بدل
و هنروران بهزاد تمثال دربيمثلي مثل بموجب فرمان سعادت عنوان خاقان
اكبر اعظم شهريار عرصه عالم صاحب قرآن همايون بخت برازنده تاج وفرازنده
تخت گوهر افسر تاجداران افسر تارك جهانداران شهنشاه فلك قدر خرد رخش
جهانگير و جهاندار و جهانبخش مطلع انوار نامتناهي الهي ابوالمظفرنورالدين
محمد جهانگير پادشاه غازي خلدالله ملكه ابدا بساعت سعد و زمان مسعود
صورت اختتام وشيرازه انتظام يافته زينت افزاي كتابخانه آفرينش و روشني بخش
ديده اصحاب بينش گرديد.
اين مرقع كه بتوفيق اله صورت آراي شد از لوح و قلم
رشگ گلزار ارم تاريخش چهره پرداز خرد كرد رقم
العبد محمدحسين زرين قلم جهانگير شاهي 1019 .
ضمنا متذكر مي شود كه شرح مختصري در ترجمه احوال نقاشان و
خطاطان هنرمندي كه در تشكيل و بوجودآوردن اوراق مرقع گلشن سهمي بسزا
داشته اند در متن همين فهرست بشماره دفتر 1663 - 1664 آمده است.
چه بسيار بجاست كه دو قطعه شعر از مولانا ابوطالب كليم كاشاني به
عناوين (تاريخ مرقع و تاريخ اقسام آن ) (تعريف مرقع پادشاهي) كه خود شاهد
كار هنرمندان و ناظر گلشن آرايان اين مرقع بوده است از صفحه 889 و892
ديوان خطي اين شاعر نازك خيال و لطيف طبع كه در تاريخ 1086 هجري قمري
كتابت شده و به شماره دفتر 418 در ضبط كتابخانه سلطنتي است بمنظور ارائه
سندي منظوم و اغناي ذوق هنر دوست مطالعه كننده ارجمند عينا نقل شود:
تاريخ مرقع و تاريخ اقسام آن
پرورده كدام بهار است اين چمن كز بهر ديدنش نگه از هم كنيم وام
هر خط او چو خطه كشمير دل فريب وز حلقه حروف براه نظاره وام
از ديدنش نظاره گيان مست ميشوند آن باده اي كه دائره ها را بود بجام
از بس كه ديده خيره شود درنظاره اش نتوان شناخت نقطه كدام است و خط كدام
ياقوت ثلث اين خط اگر مي نگاشتي مستعصمش بديده نشاندي زاحترام
تذهيب داده شاهد خط را چه زينتي آري شفق فزوده بحسن جمال شام
آراسته بهشت ز تصوير حوريان حوري كه باشد آنرا غلمان كمين غلام
چونان شد اختلاط خط و صورتش بهم پيچد بموي طره تصوير زلف لام
مو از زبان چو خامه نقاش سر زند نطق ار ز حسن صورت او سر كند كلام
تصوير و خط چو صورت و معني قرين هم وز اتحاد كرده در آغوش هم مقام
تكمين حسن اگر نشدي مانع آمدي در باغ صحنه شاهد تصوير در خرام
چندين هزار نقش بديع اختراع كرد دوران كه شدمرقع شاه جهانش نام
صاحبقران ثاني از اقبال سرمدي شاه ستاره لشگر خورشيد احتشام
كوه وقارش ار فكند سايه بر بحار مانند سطر موج بيكجا كند مقام
شاهنشهي كه پير مرقع لباس چرخ ذكرش دعاي دولت او شد علي الدوام
(تعريف مرقع پادشاهي)
نقشبند كارگاه صنع همچون زلف يار نقش پرگاري دگر بر روي كار آورده است
از بهار گلشن فردوس رنگين نسخه يي كاتب قدرت براي روزگار آورده است
نازم اين زيبا مرقع راكه چون روي بتان صفحه اش خطي بخون نوبهار آورده است
اين مرقع نيست غوصي كرده غواص قلم يكصدف لبريز در شاهوار آورده است
محضر خوبي بخط جمله استادان رساند مي رسد فخرش سجل افتخار آورده است
حسن خطش بسكه كامل شد سپهر از كام صبح بهر تذهيبش زر كامل عيار آورد است
روح ماني عندليب گلبن تصوير اوست اين گلستان اين چنين بلبل هزار آورده است
از تحرك خامه نقاش جادوكار او پنجه تمثالها را رعشه وار آورده است
سحر كاري قلم در گوشه چشم بتان دلبري را همچو مژگان آشكار آورده است
جلد را شيرازه جمعيت خاطر از اوست كاين چنين زيبانگاري در كنار آورده است
طرح اين گلشن شه جنت مكان كرد از نخست اين زمان ليكن گل اتمام بار آورده است
حسن سعي ثاني صاحبقران شاه جهان آب شادابيش اندر جويبار آورده است
آن شهنشاهي كه اين پير مرقع پوش چرخ نقد انجم بر درش بهر نثار آورده است
باد عهد دولتش پاينده در روز شمار كو بعالم رسم جود بيشمار آورده است
موضوع ديگري كه درباره مرقع گلشن لازم به شرح وتوضيح است
آنكه متاسفانه در قسمت بيشتر اوراق مرقع گلشن شماره گذاري ترتيب صفحات
باحروف درشت و رنگ سرخ در حاشيه متصل به متن در زمينه مذهب نوشته
شده كه نهايت زشت و زننده مي نمايد و بر زيبايي رخساره فريبنده اين جنگ نگارين
باچنين خال و خط نابجائي ستم رواداشته اند. علاوه بر آن صدمات ولطماتي
كه بر اثر عكسبرداري هاي مداوم و مكرر و نقل و انتقالهاي بجا و بي جا كه
در مورد اين مجموعه هنري انجام شده داستاني است كه هر شنونده و بيننده
حساس و هنرشناسي را واقعا متالم و متاثر مي سازد...
خوشبختانه براي جلوگيري از تكرار حوادث و وقايع اسف بار نامبرده
وضايعات ديگر بر اين اوراق نفيس اقدامات مناسب و مفيدي انجام و پيش بيني هاي
لازم براي حفظ و نگهداري صحيح آنها معمول گرديده است كه لااقل اين
گنجينه بي همتا كه سرشار از ذخاير هنري ايران وهند است از گزند دوران
مصون و بيادگار جهت آيندگان باقي و سرمشق ونمونه اي گويا از لطافت
ذوق وقدرت استعداد گذشتگان هنرمند ما باشد.
درخاتمه اين مقال را با بشارت و مژده هاي خوش بپايان برده و باطلاع
مي رساند كه بلطف خداوند متعال مقدمات چاپ رنگين مرقع گلشن موجود در
كتابخانه سلطنتي بصورت مرقعي كامل و شامل و مطابق اصل فراهم آمده و اميد
است در آينده نزديك به زيور طبع آراسته وديده دوستداران هنر بديدار آن
روشن گردد. بعون الله تعالي .
هر چه رضاي تو بجز راست نيست با تو كسي راسر واخواست نيست
گر نظر از راه عنايت كني جمله مهمات كفايت كني
چگونگي تاليف و تنظيم فهرست مرقعات:چگونگي تاليف و تنظيم فهرست مرقعات از درگاه خداوند قادر متعال خالصانه و صميمانه عرض سپاس و
عبوديت مينمايد كه به بنده كمترين عمر و توان داد تا به چاپ فهرست مرقعات
كتابخانه سلطنتي توفيق يافته و اين بخش نيز بپايان رسيد.
شكر كه اين نامه بعنوان رسيد بيشتر از عمر بپايان رسيد
اميدوارم اين سلسله خدمات ناچيز فرهنگي باچاپ فهرست دو اوين و كتب
ادبي خطي كه در حال حاضر در دست تنظيم و تدوين است ادامه يافته وبدين ترتيب
آثار و نام نياكان دانشمند و هنرمند ما كه در بوجود آوردن اين يادگار هاي
هنري سهيم و شريك بوده، زحمات و مشقات فراواني تحمل نموده اند در خاطره ها
تجديد و مخلد پايدار بماند.
ارمغان ديگري كه بخواست ايزد يكتا در آينده نزديك تقديم حضور
دوستداران ادب و فرهنگ خواهد شدنسخه چاپي مرقع گلشن است كه مقدمات
چاپ آن فراهم آمده است.
اينك مناسب مي داند توضيحي مختصر در باره كيفيت نسخ موجود در
كتابخانه سلطنتي ذكر شود.
همانطور كه خوانندگان گرامي توجه دارند نگارنده در مقدمه فهرستهاي
(قرآنهاي خطي ) و (كتب ديني خطي ) كه در سالهاي 1351 و 1352 افتخار
انتشار آنها را يافت كوچكترين اشاره اي به كيفيت و چگونگي نواقص و
زيانهاي وارده به كتب كتابخانه اعم از نسخ خطي يا مرقعات نكرده و اظهار
اين مطالب را براي هنگامي گذاشتم كه نسخه هاي خطي را ملاحظه و بررسي
جامع و كاملي درباره آنها شده باشد تا اظهار نظر و عقده گشائي حمل بر هيچ
نوع شائبه غرض و پيرايه اي نباشد خاصه آنكه نخواستم لذت آب زلال و
شربت خوشگوار و فرح زاي آثاري را كه مشخصاتشان تقديم مي شود به خاك
وخاشاك بي عنايتي هاي غير قابل جبران كدر و نامطبوع گردد ... درهر حال :
شرح اين هجران و اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر
متاسفانه خسارات و زيانهاي بي شماري در اثر بي توجهي و تساهل
مداوم، بر پيكر عزيز و نازنين كتب كتابخانه وارد آمده است كه صاحب نظران
و نكته سنجان بر آن حقايق روشن، آگاهي كامل دارند ....
نگارنده شرح اين وضع تاسف آور و غير قابل جبران را ضمن نگارش
خصوصيات و مشخصات نسخ، و همچنين زيانهاي وارده را جزء به جزء و مو بمو
در دو مجلد دفتر تحويل و تحول كتب بقطع رحلي بزرگ بابعاد 45 × 56 سانتي
در 478 صفحه تنظيم و تاليف كرده كه ناسخ كليه دفاتر ناقص و مشوش ديگر
بوده و انشائالله بفضل خداوند جوابگوي احتياجات حال وآينده اين كتابخانه خواهد شد.
1- قسمتي از مطالب آغاز و پايان هر يك از مرقعات را كه از لحاظ نام
راقم و تاريخ كتابت و تاليف و يا ساير جهات مفيد به فايده بوده عينا نقل و
ذكر شده است.
2- يادداشت و نوشته هائي را كه از نظر تاريخي و سبك انشاء قابل
توجه بوده با حفظ املاء آن عينا ضمن شرح خصوصيات هر موقع در بخش
(پشت صفحه اول ) بچاپ رسيده است
3- تعداد ( 70) قطعه عكس رنگين از مينياتور و نقاشي هاي مرقعات
موجود انتخاب كه به ترتيب صفحات اين فهرست و در محل خود قرار داده
شده است.
4- تعداد (30) قطعه عكس سياه و سفيد نمونه اي از خطوط مرقعات
انتخاب و بچاپ رسيده است كه در جاي خود نهاده شده است
5- چهار نمونه از نقاشيهاي رنگي براي تجليد اين فهرست انتخاب و
استفاده شده است.
6- اسامي كاتبين ، مذهبان، نقاشان، خطاطان، جلدساز كه آثارشان
در اين فهرست مطرح است به ترتيب حروف الفباء و با ذكر تاريخ وشماره دفتر
كتابخانه سلطنتي معرفي شده اند.
7- طرز تقسيم مرقعات از لحاظ خطوط، نقاشي مرقع گلشن ، مرقع
خط ناخني ، تصوير ناخني ، مرقع عكس خطوط ، مرقع نقطه چين و غيره با
حروف الفباء مرتب و با ذكر شماره صفحات طبقه بندي شده است .
نمايه سجع مهرها: سجع امهاري كه در قطعات مرقعات و بطور كلي در اغلب كتابخانه
سلطنتي ملاحظه شده است جهت مزيد اطلاع خوانندگان گرامي عينا به ترتيب
حروف الفباء در ذيل مي نگارد.
1- سجع مهر آقا بهرام 1301.
2- " اديب الممالك.
3- " اعتمادالسلطنه.
4- سجع امهار و يادداشتهاي چند تن از كتابداران سلاطين صفويه
(بتاريخ سلخ شهر شوال سنه 1108 از دولتخانه مباركه آورده اند و در كتابخانه
ابوابجمع شاه سليمان شده است ) با سجع مهر.
(كامياب هر دو عالم شد بتوفيق اله موسي بن عيسي از لطف سليمان پادشاه)
5- سجع امهار و يادداشتهاي چند تن از كتابداران پادشاهان گوركاني
هندوستان. 6- سجع مهر امين السلطان 1301 7- " امينه اقدس 1306 هجري قمري .
8- " حسين بن هدايت الله 1282.
9- " طهماسب ميرزا مويد الدوله 1287.
10- " عباس ميرزا (در درياي خسروي عباس ) و(عبده الراجي
عباس).
11- عبده عبدالوهاب الموسوي 1223.
12- " علي اكبربن حسين الحسيني.
13- " فتحعليشاه قاجار 1223.
14 " كتابخانه دولت عليه ايران 1329.
15- " لسان الدوله.
16- " محمدرضا الحسيني 1265-1276.
17- " محمدشاه غازي . (محمدشاه غازي قاجار )
18- " محمدعلي ميرزا دولتشاه. 1 (ز فتح علي شد چو حق منجلي ) (مه برج شاهي محمدعلي)
19- " مرآت الممالك 1323.
20- " مشيرالسلطنه 1322.
21- " مظفرالدينشاه و وليعهدي مشاراليه.
(بر ملكت ناصري وليعهد ) (بر رايت نصر حق مظفر)
22- " مهد عليا.
23- " ميرزامحمود وزير.
24- " ناصرالدينشاه 1274 - 1282.
25- " وليعهدي ناصرالدينشاه (وليعهد شاه جهان ناصرالدين
1255).
26- " يادداشتهاي ميرزا مهديخان استرآبادي.
خدمتگزار. بدري آتاباي
نمايه نام مرقعات: فهرست مندرجات
صفحه 1 قطعات
" 4 مرقع خط
" 159 مرقع خط و تصوير ناخني
" 176 مرقع خطوط
" 253 مرقع خطوط و تصوير ناخني
" 257 مرقع خطوط و نقاشي
" 295 مرقع خط و نقاشي
" 332 مرقع عكس خط
" 334 مرقع گلشن
" 369 مرقع مشق نقاشي ناصرالدينشاه قاجار
" 371 مكاتيب عباس ميرزا
" 374 مرقع نقاشي
" 388 مرقع نقاشي (الفيه)
" 389 مرقع نقاشي طرح لباس نظام
" 390 مرقع نقاشي چيني
" 394 مرقع نقاشي ژاپوني
" 396 مرقع نقاشي ناصرالدينشاه قاجار
" 397 مرقع نقاشي نقطه چين
" 399 مرقع نقاشي و خطوط

فهرست نسخه هاي خطي

نمايه كاتبان:اسامي كاتبين شماره دفتر قرن هجري قمري
ابراهيم (اردستاني ميرزا) 1687
ابن مقله 1558
ابوالحسن الحسيني نسابه 1557
ابوالفتح الانجو 1541 اواخر قرن يازدهم
ابوالفضل محمدبن فضل الله الساوجي 1453 اواخر قرن سيزدهم
ابوالقاسم انجو 1638 اوايل قرن دوازدهم
ابوالقاسم قائم مقام 1530
ابوالمعالي الحسيني نقيب 1638 اوايل قرن دوازدهم
احمدالحسيني 1504
احمد السلطاني 1484 اوايل قرن دوازدهم 1 احمدالنيريزي 1528،1562،1468،1450،1561،1558،1484،1475 اوايل قرن دوازدهم
احمدالوقار 1458 اواخر قرن سيزدهم 1 احمد بن معتمدالسلطنه 1499 اوايل قرن چهاردهم
احمدشاملو (ميرزا) 1693 اوايل قرن سيزدهم
اختيارالحسيني (خواجه) 1616،1475
اسدالله شيرازي 1544،1512،1507،1494،1465،1464،1560،1546 اواسط قرن سيزدهم
اسماعيل موسوي 1537 اواخر قرن سيزدهم
افضل (مير) 1518
بديع الزمان 1637 اواسط قرن يازدهم
بهاء الدين شريف 1531
بهرام ميرزا 1480 اواسط قرن سيزدهم
جعفر الابهري 1549 اوايل قرن دوازدهم
جواهر 1497 اواخر قرن يازدهم
جهانگير ميرزا 1449 اواسط قرن سيزدهم
حبيب الله قاجار 1491 اوايل قرن چهاردهم
حسن ابن محمدالجر فادقاني 1549 اواسط قرن سيزدهم
حسن كرماني (ميرزا) 1638 اواسط قرن دوازدهم
حسين ابن علي ملقب به شمس المعالي 1551 اوايل قرن چهاردهم
حسين زرين قلم تاج الشعرا 1442 اوايل قرن چهاردهم
حميد ميرزا (سلطان) پسر نصرت - الدوله 1469 اواخر قرن سيزدهم
داوربن وصال 1476
داور كيا الحسيني 1632
رضا عباسي 1631 اواسط قرن يازدهم
رضاقلي شاهرخ شاهي 1572 اواخر قرن سيزدهم
زين العابدين 1685،1468،1636،1475 اواسط قرن سيزدهم
سليمان 1549 اواخر قرن يازدهم
شجاع الدين الحسيني المحلاتي 1531
شكراله تنكابني 1503 اواسط قرن سيزدهم
صيرفي 1484 اواخر قرن دهم
عباس ميرزا وليعهد قاجار 1543،1667 اواسط قرن سيزدهم
عبدالباقي التبريزي 1618 اوايل قرن يازدهم
عبدالجبار 1637،1629
عبدالجواد (متخلص بعنقا) 1638 اواخر قرن دوازدهم
عبدالحسين ابن ميرزا عبدالرحيم
مستوفي 1476
عبدالرحيم عنبرين قلم 1663، 1664
عبدالرشيد 1635،1565،1470،1541،1479 اواخر قرن يازدهم
عبدالرشيد بيگدلي 1458 اواخر قرن سيزدهم
عبدالعلي ابن محمد محسن 1636،1466 اوايل قرن سيزدهم
عبدالغفار 1467، 1558 اوايل قرن دوازدهم
عبدالكريم اقصي القضاه 1531
عبدالمجيد درويش 1524،1532،1515، 1501،1496،1477،1470،1467،1466،1463،1462،
1450،1448،1549،1518،1541،1530،1637،1522،1535،1446،1658،1475 اواخر قرن دوازدهم عبدالله السلطاني 1558 اواخر قرن دهم
عبدالله التبريزي 1582 اواخر قرن سيزدهم
عزيز السلطان منشي 1531
علائالدين تبريزي 1525،1558،1484 واخر قرن دوازدهم
علي (مير) 1630،1636،1633 اواخر قرن دهم
1504 اواخر قرن دوازدهم
علي اشرف 1450 اوايل قرن دوازدهم
علي اكبر اصفهاني (درويش) 1570،1568،1569 اواخر قرن سيزدهم
علي الشيرازي (مير) 1469 اواخر قرن سيزدهم
علي الفايصي 1457 اوايل قرن يازدهم
عليرضا انصاري 1710
عليرضامجلل السلطنه 1579 اوايل قرن چهاردهم
علي نقي حقيقي 1458 اواسط قرن سيزدهم
علي هروي(مير) 1663،1664
عماد الحسني (مير) 1514،1633،1522،1475،1576،1639،1509،1541 اوايل قرن يازدهم
عماد ثاني حسيني 1514
غلامحسين قاجار 1458،1450
غلامرضا 1658 اواخر قرن سيزدهم
غلامعلي 1476 اواخر قرن سيزدهم
غمخوار مداح اردهالي الكاشاني
(سيد) 1531 اوايل قرن چهاردهم
فتحعلي شيرازي المتخلص بحجاب 1492 اواسط قرن سيزدهم
فتحعلي تنكابني 1441 اواخر قرن سيزدهم
فخر جهان خانم 1574
فرهنگ بن وصال 1476
فضل الله طباطبائي 1557، 1522 اواخر قرن سيزدهم
فيروز قاجار 1545 اواخر قرن سيزدهم
قاسم (شاه) 1632
قوسي 1504
كاظم الشيرازي لطفعلي دانش ابن
محمد الموعود 1649 اوايل قرن چهاردهم
كامران (ميرزا نايب السلطنه) 1583، 1450 اواخر قرن سيزدهم
كمال الدين جعفر التبريزي
البايسنغري ملقب به قبله الكتاب 1663 ، 1664
كمال الدين حسين الحافظ الهروي 1558
كوچك شيرازي (ميرزا) 1472،1462،1450،1549 اواسط قرن سيزدهم
گلستانه (سيد) 1506 اوايل قرن چهاردهم
مالك الديلمي 1632 اواسط قرن دهم
محمدابراهيم ابن محمد مهد الرازي 1451 اواسط قرن سيزدهم
محمدابراهيم طهراني 1487، 1582 اواسط قرن سيزدهم
محمد ابريشمي المشهدي 1626 اوايل قرن دهم
محمد ابن وصال متخلص بداوري 1631 اواسط قرن سيزدهم
محمد اسماعيل 1498 اواسط قرن سيزدهم
محمد الادباء باشي 1531 اوايل قرن چهاردهم
محمدالحسيني 1484 اوايل قرن سيزدهم
محمد الخور اسكاني 1458 اواخر قرن سيزدهم
محمد امين بن باباخان 17012، 1541
محمد باقر الحسني الحسيني 1534،1548 اوايل قرن سيزدهم
محمد بقاء (سيد) 1531 اوايل قرن چهاردهم
محمد ابن نورالله 1663،1664
محمد تقي الحسيني 1580
محمد تقي دولت آبادي مستوفي 1471 اواسط قرن يازدهم
محمدجعفر 1470
محمد جلال الدين الحسيني الشيرازي 1527 اواخر قرن سيزدهم
محمدحسن غريب الوطن 1443 اواخر قرن دوازدهم
محمد حسين الشيرازي 1493، 1489،1483،1557 اواخر قرن سيزدهم
محمد حسين الطهراني 1450، 1456، 1455،1564،1454 اوايل قرن سيزدهم
محمد حسين الكشميري 1549
محمدحسين زرين قلم 1549، 1663، 1664
محمد حسين شهير باقاني 1472
محمدحسين نورس 1549 اواخر قرن يازدهم
محمد درويش السمرقندي 1549
محمد رحيم 1518
محمدرضا التبريزي 1504، 1450 اواخر قرن سيزدهم
محمدصادق تبريزي 1468 اواخر قرن يازدهم
محمد صالح الاصفهاني 1509 اواخر قرن يازدهم
محمد علي الاصفهاني 1518 اوايل قرن دوازدهم
محمد علي التبريزي 1580 اوايل قرن سيزدهم
محمد علي الشيرازي 1457
محمد فاضل 1631 محمد قاسم 1549
محمد قلي سليم طهراني 1584 اواسط قرن دوازدهم
محمدكاظم 1450 اواخر قرن سيزدهم
محمد محسن الاصفهاني 1484، 1549 اواسط قرن دوازدهم
محمد محسن الهروي 1707 اواخر قرن دهم
محمد محمد الحسيني ابن علائالدين 1468 اوايل قرن چهاردهم
محمد منشي ساوجبلاغي 1447 اواخر قرن سيزدهم
محمد مومن (ميرزا) 1518 اوايل قرن دوازدهم
محمد هادي الاصفهاني 1484 اواسط قرن دوازدهم
محمد هاشم الاصفهاني ابن محمد صالح 1445، 1443،1530،1636 اواخر قرن دوازدهم
محمد هروي 1637 اوايل قرن دوازدهم
محمود النيشابوري 1707،1504،1631
محمود بن اسحاق الشهابي 1707
محمود كاشاني 1511،1463 اواخر قرن سيزدهم
محيط 1531
مظفر حسين 1500 ، 1549
مشير السلطنه 1522 اوايل قرن چهاردهم
معزالدين محمدحسين الحسيني 1626 اواخر قرن دهم
موسي الموسوي الاصفهاني 1450
مهدي خوشنويس تهراني (آقا) 1517 اوايل قرن سيزدهم
ناصرالدين شاه قاجار 1521، 1505 اواخر قرن سيزدهم
نورالاهيجي 1541
نورالدين علي 1472
وصال شيرازي 1462 اواسط قرن سيزدهم
وليعهد 1458 اواخر قرن سيزدهم
هدايت الله زرين قلم 1549 اوايل قرن دوازدهم
ياقوت 1558 اواسط قرن هفتم
يوسف 1450 اواخر قرن سيزدهم
نمايه جلدسازان: نام جلد ساز شماره دفتر قرن هجري قمري
رضا (ملا صحاف) 1525
نمايه مذهبان: نام مذهب شماره دفتر قرن هجري قمري
علي اشرف 1450 اوايل قرن دوازدهم
محمد هادي 1628 اواسط قرن دوازدهم
لطفعلي مذهب 1663 ، 1664
نمايه نقاشان ايراني و هندي: نام نقاشان ايراني و هندي شماره دفتر قرن هجري قمري
آچهه 1663، 1664
ابوالحسن جهانگير شاهي 1639 ، 1663، 1664
ابوالحسن صنيع الملك غفاري كاشاني 1650
احمد نقاش 1663، 1664
احمد (استاد ميرزا) 1538،1636
اسماعيل جلاير ابن الحاجي زمان 1627 اواخر قرن سيزدهم
بابا (ميرزا) 1644، 1643، 1510
بالچند 1639
بساون 1663، 1664
بشنداس 1639 1663، 1664
بولاقي 1663، 1664
بهرام اصفهاني 1650
چترمن 1639
چكنار مصور 1663، 1664
حسن نقال (حاجي درويش) 1634
حسين خان آجودانباشي 1634
حسينعلي (متخلص به مصور) 1566،1636،1668 اواسط قرن سيزدهم
حيدر علي 1644
دولت 1663، 1664
ذوالفقار 1646 اواخر قرن سيزدهم
رضا عباسي 1539،1632،1633،1639،1663،1664 اوايل قرن يازدهم
سميعا بروجردي 1668
شمس الدين محمدكاشي (استاد) 1541
صادق (آقا - استاد) 1473،1538
صادقي 1663،1664
صحيفه بانو 1639
عبدالشكور 1639
عبدالصمد شيرازي
شيرين قلم 1663 ، 1664
عبدالمحمد 1639
عبدالله خان معمار باشي 1634
علي (مهر) 1473 اوايل قرن سيزدهم
علي اكبر اصفهاني (درويش) 1570 اواسط قرن سيزدهم
عليقلي 1632 ، 1664، 1663
فرخ حسين مصور (بيك) 1639 ، 1663 ، 1664
قاسم علي چهره گشاي 1663 ، 1664
كمال الدين بهزاد 1629،1638، 1663،1664،1711
كوردهن 1639
گيسوداس 1663 ،1664
لچتر 1639
لطفعلي شيرازي (مذهب) 1530 ، 1663، 1664 اواخر قرن سيزدهم
محمد ابن وصال 1467، 1634
محمد باقر 1483، 1637، 1643،1644 اواخر قرن دوازدهم
محمد تقي 1475
محمد حسين الشيرازي مشگين قلم 1557 اواخر قرن سيزدهم
محمد حسين معتمدالملك 1559 اوايل قرن چهاردهم
محمد رضا 1637
محمد زمان 1638
محمد سليم تبريزي 1638 اواخر قرن يازدهم
محمدصادق 1638 ، 1664
محمد علي بيك نقاشباشي 1637 ، 1643 اوايل قرن سيزدهم
محمد قاسم مصور 1629 ، 1638
محمد مسيح 1497 اوايل قرن دوازدهم
محمد هادي 1538
مراد 1639
مسكينه 1639
مصور الملك 1522
منصور جهانگير شاهي (نادرالعصر) 1639 ، 1663 ، 1664
منوهر داس 1639
مهدي 1475
نادره بانو 1663 ، 1664
ناصرالدين شاه قاجار 1665، 1666، 1671 اواسط قرن سيزدهم
نانهاي 1663، 1664
نصرالله امامي (استاد) 1509
نصرالله ميرزا پسر مرحوم فرمانفرما 1634
هادي شيرازي (استاد ميرزا) 1538 ، 1541
هاشم 1639
روانشان شاد باد
Skip Navigation Links