Get Adobe Flash player
 
كتابخانه كاخ گلستان جلد 4
شناسنامه فهرست: فهرست
كتب ادبي عرفاني خطي
كاخ گلستان
تاليف :
بدري اتاباي
كاخ گلستان
نام كتاب : فهرست كتب ادبي عرفاني گنجينه كتب و نفايس خطي كاخ گلستان
مولف: بدري كامروز ( آتاباي )
ناشر: كاخ گلستان
عكاس: سعيد محمودي از ناوه
چاپ: چاپخانه زيبا
صحافي: سروش
تيراژ: يك هزار جلد
حق چاپ براي كاخ گلستان محفوظ است.
مقدمه ناشر: پيشگفتار ناشر
فهرست كتب ادبي عرفاني هشتمين جلد از فهرست هاي منتشر شده
براي معرفي گنجينه كتب و نفايس خطي ( كتابخانه سلطنتي سابق )
كاخ گلستان است كه به ياري خداوند متعال انتشار مي يابد. چاپ اين
فهرست در سال 1357 خورشيدي صورت پذيرفت ولي به دلايل
متعددي انتشار آن تاكنون به تعويق افتاده بود.
در اين فهرست تحقيقي و توصيفي، حدود سيصد اثر خطي با
مضامين ادبي و عرفاني معرفي شده است، اما از آنجايي كه در تدوين
آن كاستي ها و فزوني هايي مشاهده مي شد، به منظور استفاده بهتر
پژوهشگران، تصميم گرفته شد تا توسط محقق ارجمند آقاي محمد
حسن سمسار بازنگري و اصلاح شود. همچنين با توجه به آنكه
تصاوير سياه و سفيد و رنگي كتاب در دسترس نبود، تصاوير متناسب
با متن آن توسط ايشان انتخاب گرديد.
به هر حال ضمن تقدير از زحمات مولف محترم، اين فهرست
بدون هيچگونه دگرگوني در دسترس علاقمندان قرار مي گيرد و اميد
است كه نشر آن بتواند ضمن ايجاد آشنايي بهتر و بيشتر محققين با اين
گنجينه ارزشمند، در تحقيق و پژوهش ايشان نيز سودمند واقع گردد.
عليرضا انيسي
مدير كاخ گلستان
يادداشتها و يادآوريها: يادداشتها و يادآوريها
انگيزه تدوين و تهيه يادداشتهاي زير نه بزرگ نمايي سهوها و لغزشها و نه كاهش ارزش كار
مولف بوده است. بلكه براي آنست كه از خطاهايي كه ممكن است در استفاده از فهرست، دامنگير
پژوهندگان ناآزموده گردد پيشگيري شود. چون يادآوري همه لغزشها در اين مختصر ميسر
نيست با رعايت نظام تدوين كتاب تنها به نمونه هاي مهم آنها اشاره خواهد رفت.
الف. عنوان:
مبناي تدوين فهرست " عنوان كتاب " با رعايت نظام الفبايي است. اما اين نظام به دقت انجام
نشده، چنانكه: عناوين زير به علت وجود " الف و لام " تعريف در حرف " الف " مذكور افتاده
است.
شماره 22: عنوان " التاهيل الغريب " در تنظيم بايد به حرف " ت " منتقل شود.
شماره 23: عنوان " الشهاب في الحكم و ... " بايد به حرف " ش " منتقل شود.
شماره 24 تا 30: عنوان " الصحاح اللغه " بايد به حرف " ص " منتقل شود.
شماره 31: عنوان " الصراح اللغه " بايد به حرف " ص " منتقل شود.
شماره 32: عنوان " الضياء الحلوم " بايد به حرف " ض " منتقل شود.
شماره 34: عنوان " الكامل المبرد " بايد به حرف " ك " منتقل شود.
شماره 35: عنوان " الكلمات المكنونه " بايد به حرف " ك " منتقل شود.
شماره 36: عنوان " المجلي لمراه المنجي " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 37: عنوان " المزهر اللغت " بادي به حرف " م " منتقل شود.
شماره 38: عنوان " المستظرف في كل فن مستطرف " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 39: عنوان " المطول " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 40: عنوان " المغرب اللغه " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 41: عنوان " المقاييس اللغه في ... " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 42: عنوان " المقاصد النحويه في ... " بايد به حرف " م " منتقل شود.
شماره 43: " عنوان " المنح المكيه في شرح الهمزيه " بايد به حرف " م " منتقل شود .
همچنين عنوان برخي از كتابها خطاست كه بايد اصلاح گردد:
عنوان درست شماره هاي 124 و 125 و 126 و 127 " دره التاج لعزه الدباج " است نه " دره
التاج لعزه الديباج " و يا رساله " المعينه " كه عنوان درست آن " المعينيه " است.
ب. قطع:
استاد محمد تقي دانش پژوه وشادروان دكتر مهدي بياني درباره قطع كتاب جدولهايي ارائه
داده اند، كه در فهرست نويسي متداول است. در كتاب حاضر ناهماهنگي هايي با هر دوي اين
جدولها به هنگام تعيين قطع نسخه ها مشاهده مي شود. مثلا نسخه شماره (1) به اندازه
15 × 2/23 ربعي ناميده شده كه براساس جدولهاي ياد شده وزيري كوچك به حساب مي آيد .
نسخه شماره (27) به اندازه 37 × 22 سانتيمتر رحلي است نه خشتي و نسخه شماره (249) به
اندازه 5/17 × 5/39 وزيري نيست بلكه رحلي به حساب مي آيد ...
ازسويي اصطلاحاتي چون سلطاني و وزيري حجيم كه نشاندهنده قطع و قطر كتاب باهم
است و نيم ورقي و جيبي در فهرست نويسي نسخه هاي خطي رايج نيست - نگاه كنيد به دكتر
مهدي بياني، كتابشناسي كتابهاي خطي، 1352 ش، ص، 13 تا 15 و نيز محمد تقي دانش پژوه
مجله راهنماي كتاب، ج 6، شماره 1، ص: 33 تا 34.
ج. نوع كاغذ:
در تعيين، شناخت و معرفي نوع كاغذ نسخه هاي معرفي شده در فهرست حاضر جاي درنگ و
تامل بسيار است. زيرا اين شاخه از نسخه شناسي يعني شناخت كاغذ نياز به دانش و تجربه اي ويژه
دارد. براي آشكار شدن اين مشكل به چند نمونه زير توجه شود.
در نسخه شماره 245 زير نام " مكاتيب خواجه اختيار " كاغذ نسخه متن و حاشيه شده، كاغذ
متن خانبالغ و حواشي كشميري تشخيص داده شده است. در حالي كه در " فهرست نمونه هاي
خطوط خوش كتابخانه شاهنشاهي ايران، دكتر بياني كاغذ را ختايي تشخيص داده است.
در نسخه شماره 361 " نصايح الملوك " گرد آورنده فهرست نوع كاغذ را در متن خانبالغ و
در حواشي كشميري حنايي رنگ معرفي كرده، در صورتي كه كاغذ همين نسخه در " نمونه هاي
خطوط خوش ... " به وسيله استاد بياني متن سمرقندي و حاشيه ختايي معرفي شده است. چنين است
در نسخه شماره 54 " اوصاف الاشراف " كه مولف كاغذ را ترمه اصفهاني و دكتر بياني در
" فهرست ناتمام تعدادي از كتابهاي خطي كتابخانه سلطنتي " آنرا فستقي مي داند. تفاوت نوع كاغذ
در برخي از نسخه ها چون نسخه شماره 241 " مفاتيح الاعجاز " كه گرد آورنده فهرست آنرا
" فرنگي اهار مهره " خوانده و دكتر بياني كشميري، مايه شگفتي و سرگرداني است و نمونه هاي
ديگر ...
د. خط:
در ارزيابي خط از ديدگاه خوشنويسي مرتبه هايي چون " متوسط "، " خوب "، " بسيار خوب "،
" عالي "، بسيار عالي "، و " ممتاز " و نيز صفتهايي چون " مليح "، " دلربا "، " چشم نواز "، " خوش منظر "،
" نشاط آفرين "، " حيرت انگيز " به كار رفته است كه شناخت چگونگي خط را دشوار مي سازد.
برخي از معرفيها كيفيت خط ناديده گرفته شده و به عبارتهايي مانند: " كتابت اعلاء و دلفريب "
بسنده شده است. براي نمونه خط نسخه شماره 226 " كتابت بسيار خوب در حد كمال زيبايي و
پختگي " توصيف شده است. بناچار اين پرسش مطرح مي شود كه پس جايگاه و ارزش درجات
" عالي "، " بسيار عالي " و " ممتاز " چيست؟
ه. مولفين، تاريخها، خوشنويسي و خوشنويسان:
شماره 1: 1 - آداب المشق رساله ايست در آداب خوشنويسي وقواعد و قوانين كتابت قلم نستعليق
به زبان فارسي تاليف بابا شاه اصفهاني خوش نويس نامدار ايراني ( د. 996 ق ). احتمالا در آغاز
سده 13 ق كساني اين رساله را مخدوش ساخته و به سبب شهرت فراگير ميرعماد سيفي حسني
نسخه اي از آنرا با دستكاري در ديباچه به نام وي كرده اند. اين تحريف سبب شده كه آداب المشق
به نام ميرعماد شهرت يابد با آنكه از روزگار تاليف نامه دانشوران در پايان سده 13 به اين امر
توجه شده، اما هنوز كساني هستند كه آنرا تاليف ميرعماد مي دانند. نگاه كنيد به: نامه دانشوران،
ص 100 ج 5؛ دكتر مهدي بياني، احوال و آثار خوشنويسان، ج 1، ص 85 تا 90 و نيز
دايره المعارف بزرگ اسلامي ج 1 ذيل : آداب المشق.
شماره 2: 1 - ميرعماد حسني قزويني ( تولد 961 - قتل 1024 ق ). شاگردي او نزد مالك ديلمي
( درگذشته 996 ق ) بي شك خطاست و نزد عيسي رنگ كار ( درگذشته 984 ق ) در گناباد مورد
ترديد است. وي مسلما شاگرد ملامحمد حسين تبريزي است و قلم نستعليق را به كمال ( نه تنها سياه
مشق ) نزد وي آموخته است. نگاه كنيد به: دكتر مهدي بياني، احوال و آثار خوشنويسان، ج 2،
ص 518 تا 538.
شماره 2 - نگاه كنيد به يادداشت پيشين.
شماره 3: تاليف " رساله آداب ناصري " هر چند به سال 1303 ق پايان يافته، اما از آن پس
بخشهاي تازه اي چون مرثيه مرگ ناصر الدين شاه و قصيده اي در مدح مظفر الدين شاه و ... به آن
افزوده شده و كتابت نسخه حاضر به سال 1322 ق انجام گرفته است. بنابراين تاريخ تاليف نسخه
را بايد بين سالهاي 1303 تا 1322 ق ذكر گردد.
شماره 23: 1 - جمال الدين ابو المسجد ياقوت بن عبد الله المستعصمي ( 698 ق ) را رومي
خوانده اند، اما هيچيك از تاريخنويسان و تذكره نويسان خط، وي را مغربي نناميده است. نگاه
كنيد به: دكتر ناجي معروف، تاريخ علماي مستنصريه، ص 340، ج 3 و دكتر صالح الدين منجد،
ياقوت المستعصمي.
2 - اقلام سته عبارتند از: محقق، ريحان، ثلث، نسخ، رقاع، و توقيع. قلم تعليق در شمار اين اقلام
نيست.
شماره 54: اين نسخه كه " اوصاف الاشراف " معرفي شده در واقع مجموعه ايست شامل پنج بخش
كه پاره چهارم آن " اوصاف الاشراف " است. اين مجموعه پيشتر در " فهرست ناتمام تعدادي از
كتابهاي كتابخانه سلطنتي " تاليف شادروان دكتر مهدي بياني معرفي شده است.
1 - در فهرست حاضر رقم كاتب و تاريخي كتابت چنين آمده است: في شهر ذيقعده الحرام سنه
1120 در مرحله شصت بتحرير درآمد " بابا مرتضي قلي " نويسنده فهرست مرتضي قلي خان را
از تربيت يافتگان مكتب عبد الحميد ( كذا ) شكسته نويس كه ظاهرا بايد عبد المجيد طالقاني باشد
دانسته، در حالي كه درويش عبد المجيد به سال 1150 ق متولد و به سال 1185 ق در اصفهان
درگذشته است. بنابراين مرتضي قلي خان نمي توانسته است. شاگرد درويش باشد.
2 - ديگر آنكه مرتضي قلي خان ظاهرا به سال 1100 ق درگذشته است و تاريخ كتابت نسخه
نمي تواند 1120 ق يعني 20 سال پس از مرگ وي باشد. استاد دكتر مهدي بياني تاريخ كتابت را
چنين ثبت كرده است: 2 [0] 11 اين تاريخ نيز دو سال پس از مرگ كاتب است. بنابراين يا بايد
مرگ مرتضي قلي خان شاملو پس از 1100 ق رخ داده باشد و يا كاتب نسخه را، ديگري جز وي
بدانيم. شايد نسخه به خط " مرتضي قلي خان نامي " باشد كه از خوشنويسان دوره شاه سلطان حسين
بوده و از سوي او به سفارت عثماني رفته است نگاه كنيد به دكتر مهدي بياني، احوال و آثار
خوشنويسان جلد 3 ص 937 و نيز ص 287 " فهرست نمونه خطوط كتابخانه شاهنشاهي ايران " و
ميرزا حبيب اصفهاني، خط و خطاطان ترجمه رحيم چاوش اكبري ص 159.
3 - در معرفي همين نسخه در سطر 17 درويش عبد المجيد طالقاني ( در متن عبد الحميد ) را شاگرد
" شفيعا " از(خطاطين "آتش دست" داشته اند. محمد شفيع معروف به شفيعا شكسته نويس نامدار
مشهور به " عباسي " معاصر شاه عباس دوم درگذشته به سال 1081 ق نيز نمي توانسته است استاد
درويش عبد المجيد باشد. نگاه كنيد به تذكره نصرآبادي ص 406.
شماره 103: شهاب الدين ابو حفض عمر بن عمر سهروردي ( تولد 539 - 639 ق ) عارف و
عالم نامدار در فاصله سده هاي 6 و 7 ق مي زيست.
شماره 105: ابو حفض ( ابو القاسم ) شرف الدين عمر بن علي بن مرشد بن علي الحموي المصري
مشهور به ابن فارض به سال 576 ق متولد شده نه 567 ق.
شماره 106: در زير نويس ص 295 آمده است: تعليق - در اواسط قرن هفتم هجري قمري از
تركيب قلم توقيع و رقاع خط ديگري بنام تعليق بوجود آمده كه بمرور ايام بر اثر كثرت استعمال
بخط شكسته تعليق تبديل شد و مانند ساير اقلام ششگانه تكامل آن در حدود يك قرن بطول
انجاميد.
خواجه تاج الدين يحيي بن منصوري جراح منشي از فضلا و ادباي مشهور اواخر قرن ششم هجري
قمري در نگارش خط شكسته تعليق استاد چيره دست بود.
وي مدتها در دربار مصر بعنوان شريفه كتابت و منشگيري اشتغال داشت.
1 - پيداست كه قلمي كه در اواسط قرن هفتم هجري به وجود آمده و حدود يك قرن تكامل آن
به طول انجاميده نمي توانسته است در اواخر قرون ششم هجري استادي در كتابت به نام تاج الدين
يحيي داشته باشد
افزون بر اين در شرح حال تاج الدين يحيي ( 541 - 616 ق ) كه مدتي دراز
كاتب ديوان دارالانشاء مصر بوده ذكري از تعليق نويسي او نشده است. نگاه كنيد به زركلي،
اعلام، جلد 8 ص 173.
2 - تاريخ پيدايش قلم تعليق را سده چهارم ق. و واضع آنرا بعضي خواجه ابوالعال و برخي
حسن بن حسين علي فارسي كاتب دربار پادشاهان ديلمي دانسته اند. اين قلم را تركيبي از اقلام رقاع
و نسخ با تاثير از خط پهلوي مي دانند. نگاه كنيد به عبد المحمد ايراني، پيدايش خط و خطاطان،
ص 79 چاپ دوم، 1346 ش. و ميرزا حبيب اصفهاني، تذكره خط و خطاطان، ترجمه رحيم
چاوش اكبري 1369 ش.
شماره 170: در رساله اي كه زير نام " شرح حال خطاطان " معرفي شده شماري از نامها به خطا
چاپ يا نوشته شده است: مولانا سلطان محمود نور به جاي مولانا سلطان محمد نور ( ص 483 )،
مولانا قاسم شادشا به جاي مولانا قاسم شاديشاه ( ص 483 )، مير محمد حسين حريري به جاي مير
محمد حسين باخرزي ( ص 483 )، مولانا قاسم قايوني هراتي به جاي مولانا قاسم قانوني هراتي
( ص 484 ).
شماره 180: كاتب رساله " چند پند لقمان " مير علي هروي را شاگرد سلطان علي مشهدي
" قبله الكتاب " خوانده اند كه روا نيست. او شاگرد زين الدين محمد بوده است. نگاه كنيد به:
دكتر مهدي بياني احوال و آثار خوشنويسان جلد 13 ( ص 439 تا 518 ).
شماره 256: در رديف نام مولفين " نامه دانشوران " ( جلد 6 تاليف 1298 ق ) به همراه نام
ابوالفضل ساوجي و شيخ مهدي شمس العلماي عبد الرب آبادي، نام آخوند ملاآقا نيز آمده كه
ظاهرا بايد منظور ملا عبدالوهاب گليزوري قزويني معروف به ملا آقا باشد. زيرا آخوند ملا آقا
مشهور به فاضل در بندي ( د. 1286 ق ) شخصيت ديگري است ودر تاليف ( نامه دانشوران ) نيز
نقشي نداشته است. نگاه كنيد به: مهدي بامداد، تاريخ رجال ايران، ج 2. ص 317 و ج 5، ص
295 تا 298.
شماره 267: نفحات الانس ( تلخيص ) در سطر 6 صفحه 773، تاريخ كتابت نسخه با ذكر
احتمال قرن يازده ق ذكر شده و در سطرهاي 9 و 10 نوشته شده كه " به نظر مي رسد كه كتابت آن
در اوايل قرن نهم به انجام رسيده باشد، بايد ياد آوري كرد كه كتاب نفحات الانس بين سالهاي
881 تا 883 ق يعني در دهه نهم سده 9 هجري تاليف شده است بنابراين چگونه مي تواند در
اوايل قرن نهم تلخيص و كتابت شده باشد ؟
و. كسان:
شماره 94: " تذكره دولتشاه سمرقندي " در صفحه 257 سطر 12 به جاي سلطان حسين بايقرا،
سلطان حسين بايزيد نوشته شده كه خطا است.
شماره 100: در معرفي اين نسخه " تذكره شيخ صفي الدين " موارد زير قابل توجه است:
1 - نام مولف، محمد الكاتب شيرازي معروف به نشاطي قرن دوازدهم هجري قمري ذكر شده و
در توضيحات سطرهاي زير آن چنين آمده است كه " نسخه حاضر تذكره اي است منظوم و منثور
به زبان تركي با انشاء ادبي و مقيد و مصنوع كه در عصر شاه طهماسب ابن شاه اسمعيل صفوي
تاليف شده است. " اين توضيح روشن نمي كند كه كتاب در سده دوازدهم هجري يا در زمان
پادشاهي شاه طهماسب ( 930 - 984 ق ) تاليف شده است.
2 - در معرفي شيخ صفي الدين او را مريد شيخ محمد گيلاني دانسته اند كه بايد شيخ زاهد گيلاني
باشد.
3 - به شيخ صفي الدين نسبت سيادت و شيعي بودن و نشر و اشاعه و ترويج تشيع داده شده كه در
آن جاي سخن بسيار است. نگاه كنيد به: احمد كسروي، شيخ صفي و تبارش و نيز ميشل م.
مزاوي، پيدايش دولت صفوي، ترجمه يعقوب آژند، فصل چهارم: طريقت صوفيگري در
اردبيل.
4 - در سلسله صفويان نام شاه محمد خدابنده ( پادشاهي 985 تا 995 ق ) پدر شاه عباس بزرگ از
قلم افتاده است. ( ص 272 ).
شماره 139: در تصويف نسخه " رساله حاج ميرزا آقاسي " نوشته شده كه وي بين سالهاي
( 1252 تا 1266 ق ) صدراعظم ايران بوده است. در حالي كه وي پس از قتل ميرزا ابوالقاسم
قائم مقام فراهاني در سلخ سفر 1251 ق به صدارت رسيد و تا مرگ محمد شاه قاجار در شب سه
شنبه 6 شوال 1264 ق در اين سمت باقي بود و در رمضان 1265 ق در عتبات درگذشت.
شماره 176: ص 503، سطر 10، به جاي انوري ابيوردي ( د. پس از 581 ق ) انوري اوحدي
نوشته شده كه خطاست.
شماره 231: در معرفي نسخه " مخزن محمود " در سطرهاي 17 و 18 ميرزا مهدي خان پسر
محمد نصير استرآبادي مولف جهانگشا و دره نادري وزير نادرشاه معرفي شده است. او منشي
نادر شاه بود و هرگز سمت وزارت نداشت.
شماره 240: اين نسخه در " فهرست ناتمام تعدادي از كتابخانه سلطنتي " تاليف استاد شادروان
دكتر مهدي بياني زير شماره 444 معرفي شده است. در اين فهرست مطالب گسترش داده شده
است. و در آنچه افزوده شده نيز لغزشهايي وجود دارد. مثلا نسبت شبستري كه بوسيله شارح به
صورت " جبستري " نقل شده در اين فهرست به " جستري " " الچستري " و " حبتري " تبديل شده
است. و نيز در صفحه 691 اثر مهرهايي از بعضي از كتابداران كتابخانه شاه جهان معرفي شده كه
تاريخ برخي از آنها چون مهر عبد الرشيد ديلمي شاه جهاني 1024 و محمد مومن شاه جهاني
1017 آمده و نادرست است زيرا عبد الرشيد ديلمي خواهر زاده ميرعماد پس از قتل او به سال
1024 ق دستكم تا 1035 ق در اصفهان بوده است. نگاه كنيد به دكتر مهدي بياني، احوال و
آثار خوشنويسان، جلد دوم صفحه 399 - 400. ديگر آن كه شاه جهان بين سالهاي 1037 تا
1069 پادشاهي كرده است بنابراين دو تاريخ ياد شده درست خوانده نشده است. و نيز در همين
صفحه آمده كه در " چند موضع عبارت ( الله اكبر الهي ديده شد. ) مشاهده مي شود كه امضاي اكبر
شاه پادشاه هندوستان است. اكبر شاه در اواخر سلطنت به علت غرور و قدرت حاصله ادعاي
خدايي مي كرد و كلمه الهي را به نام خويش اضافه كرده بوده است. " ابو الفتح جلال الدين محمد
اكبر ( 1014950 ق ) سومين پادشاه گوركاني هند هرگز ادعاي خدايي نداشت. بلكه ديانتي
التقاتي به نام " توحيد الهي " بنيان نهاد كه بر پايه آن مردم را به خدا پرستي ساده با اعتقاد به مظهريت
آفتاب دعوت مي كرد. نگاه كنيد به دايره المعارف فارسي، ذيل اكبر.
ز. توضيحات:
در بخشي كه به نام توضيحات در ذيل نسخه ها بدون ذكر ماخذ آورده شده لغزشهايي وجود
دارد كه به ذكر نمونه هايي از آنها مي پردازيم:
شماره 9: نوشته شده: " اخلاق ناصري " ترجمه " كتاب الطهاره " ابو علي احمد بن محمد بن يعقوب
مسكويه
خازن رازي است و حال آنكه " اخلاق ناصري " در مقاله اول كه در " تهذيب اخلاق " است، اقتباسي
از " الطهاره " ابن مسكويه شده است. در مقاله دوم در تدبير " تدبير منازل " است، به " تدابير المنازل "
ابن سينا نظر داشته، و در مقاله سوم " سياست مدن " به " اخلاق و سياست " از ديدگاه فارابي پرداخته
است.
شماره 133: در شرح رسائل باباافضل كاشي ( سده هفتم ق ) آمده است كه " نسخه مورد بحث
شامل 16 رساله از مباحث حكمي و عرفاني از تاليفات و ترجمه هاي حكماي سلف بابا افضل
كاشي است. " در حالي كه در ميان آنها رساله جبر و اختيار ملاصدراي شيرازي ( درگذشته 1050
ق ) " شماره 9 " و رساله صناعات از ميرزا ابو القاسم فندرسكي ( درگذشته 1050 ق ) " شماره
130 " وجود دارد كه مولفين آنها نمي توانند از حكماي سلف از باباافضل باشند.
ح. اشعار:
برخي از اشعاري كه به مناسبتهاي گوناگون يا از نسخه ها نقل شده عاري از ايراد نيست.
صفحه بيست: سطر ما قبل آخر، مصراع نخست بيت بايد چنين باشد: شد از امر شاهنشه ذو المنن.
شماره 49: ص 123، بيت آغاز صفحه بايد چنين باشد:
گر بهم بر زده بيني خط من عيب مكن كه مرا گردش ايام بهم بر زده است
شماره 58: ص 147، صورت دو بيت آغاز نسخه چنين است:
اي راهنما بهر زبان در افواه يزدان و كرسطوس و تنكري و اله
از نام تو بردند زبانها بنو راه لاحول و لاقوه الابالله
شماره 84: ص 230، بيت پايان نسخه بايد چنين باشد:
نهفته روي تو خورشيد را ضياء از چيست
تهي ز شخص تو ايوان، فلك دو تا از چيست
شماره 103: سطر 18، ص 282، بيت منقول از سعدي بايد به صورت زير باشد:
مرا شيخ داناي مرشد شهاب دو اندرز فرمود بر روي آب
نگاه كنيد به كليات سعدي، تصحيح فروغي، ص 204، باب دوم بوستان، تهران 1320 ش.
شماره 137: بيت نقل شده از سلمان ساوجي بايد چنين باشد:
خال مشكين تو بر عارض گندمگون ديد آدم آمد ز پي دانه و در دام افتاد
شماره 170: ص 485 ياد دادم به او ز قلت عقل آنچه دانستم از قليل و كثير
شماره 199: سطر 19، مصراع نخست بيت مقلوب شده و اصل آن از حافظ چنين است:
سپهر دور خوش اكنون زند كه ماه آمد.
شماره 261: اين نسخه " نصايح الملوك " نيز به شماره 38 ( ص 40 ) در " فهرست نمونه هاي
خطوط خوش كتابخانه شاهنشاهي ايران " در كمتر از 7 سطر با دقت كامل به وسيله دكتر مهدي
بياني معرفي شده است.
شماره 272: " هفت بند ملاحسن كاشي "، اين نسخه پيشتر در " فهرست ناتمام تعدادي از كتابهاي
كتابخانه سلطنتي " و " فهرست نمونه هاي خطوط خوش كتابخانه شاهنشاهي ايران " معرفي شده
است. مقايسه كنيد با دو ماخذ نامبرده، به قلم دكتر مهدي بياني، شماره 571، ص 342 و شماره
58، ص 148.
شماره 48: اين نسخه ( انوار العلوم ) در شماره نسخي است كه بوسيله نخستين هيات مامور تهيه
فهرست كتابخانه سلطنتي به سال 1321 ش. شامل روانشادان استاد بديع الزمان فروزانفر، علامه
محمد قزويني و استاد عباس اقبال آشتياني فهرست شده و در بيادداشتهاي استاد بديع الزمان
فروزانفر مشخصات آن به چاپ رسيده است. آنچه در كتاب حاضر آمده برگرفته ايست دگرگون
شده و گسترش يافته ( بويژه در بخش آغاز و پايان نسخه ) از آن يادداشت. مقايسه كنيد با: فهرست
بعضي از كتب كتابخانه سلطنتي ايران " به كوشش: عنايت الله مجيدي، كتابداري، دفتر هجدهم،
1370 ش. شماره 1787.
شماره 55: اين نسخه نيز در شمار نسخه هاي فهرست شده به دست شادروان استاد فروزانفر است.
يادداتشت آن استاد ( كمتر از 2/1 صفحه ) به 3/21 صفحه افزايش يافته كه 3/1 صفحه آن آغاز و پايان
نسخه است. مقايسه كنيد با: " فهرست بعضي از كتب كتابخانه سلطنتي ايران " به كوشش عنايت الله
مجيدي، دفتر هجدهم، كتابداري، 1370 ش. شماره 2945.
شماره 143: " روضه الانوار " اين نسخه نيز پيشتر در " فهرست ناتمام تعدادي از كتابهاي كتابخانه
سلطنتي ايران " تاليف شادروان دكتر مهدي بياني معرفي شده است. مقايسه كنيد با نسخه شماره
465 آن فهرست.
شماره 212: شرح اين نسخه " كيمياي سعادت " در فهرست حاضر در دو و نيم صفحه آمده و در
يادداشتهاي استاد فروزانفر در 5 سطر به شماره 1677 نوشته شده است. مقايسه كنيد با " فهرست
بعضي از كتب كتابخانه سلطنتي ايران به كوشش عنايت الله مجيدي، كتابداري. دفتر هجدهم،
1370 ش.
شماره 245: اين نسخه كه زير نام " مكاتيب خواجه اختيار " فهرست شده، پيشتر به وسيله شادروان
دكتر مهدي بياني زير عنوان " منشات خواجه اختيار " معرفي شده است. با اين تفاوت كه در فهرست
حاضر تاريخ در ص 707 سال 935 ق و در صفحه 708، 970 ذكر شده كه تاريخ دوم درست
است. نگاه كنيد به: " فهرست نمونه هاي خطوط خوش كتابخانه شاهنشاهي ايران " 1329 ش. ص
109 - 110.
ط. پيشينه معرفي برخي از نسخه هاي اين فهرست
شماري از نسخه هاي معرفي شده در اين فهرست پيش از اين در فهرست هاي ديگر منتشر شده
و يادداشتهاي مربوط به آنها و ديگر كتابهاي كتابخانه كه به دست استادان نامداري كه از آنها ياد
شده در كتابخانه وجود دارد. مقايسه بين آنها تا حدي شيوه و روش هر يك از انها را روشن
مي سازد. براي آگاهي از پيشينه اين امر نگاه كنيد به " فهرست بعضي از كتب كتابخانه سلطنتي
ايران " از استاد بديع الزمان فروزانفر، به كوشش عنايت الله مجيدي در نشريه " كتابداري " دفتر
هجدهم، سال 1370 ش.
ي. سجع مهر و نقش مهر:
شماره 197: كافيه " سطر 9 " اين نسخه به سال 1273 هجري قمري در تملك نظام الملك بوده
است كه سجع مهرش بدين عنوان در اين صفحه ( پشت صفحه اول ) مشهود است.
( دولت عليه ايران اعتماد الدوله ميرزا آقاخان صدر اعظم ) چنانكه از نقش ( نه سجع ) مهر موجود
بر نسخه بر مي آيد كتاب به سال 1273 ق در تصرف ميرزا نصرالله مشهور به ميرزا آقاخان نوري
( 1222 - 1281 ق ) بوده كه در فاصله سالهاي 1268 تا 1275 ق صدر اعظم ناصر الدين شاه
قاجار بوده است. بنابراين نه كتاب و نه مهر ربطي به ميرزا كاظم خان نظام الملك كه پسر ارشد
اوست ندارد.
صفحات 797 تا 801 واژه سجع به معني " سخن مقفي " است. از آنجا كه بيشتر جملاتي كه بر
مهرها كنده مي شود " مقفي " بود، هر نقش مهري را به خطا " سجع " مي خواندند. بديهي است كه
كاربرد اين خطاي رايج در منابع و ماخذ هنري و بين نويسندگان متن هاي ادبي و هنري روانيست.
بنابراين آنچه در جاي جاي كتاب به صورت پراكنده و در صفحات ياد شده يكجا آمده است را
نمي توان " سجع مهر " ( به جز شماره 38 ) بلكه بايد " نقش مهر " خواند.
محمد حسن سمسار
درست نامه: درستنامه
خطاهاي چاپي بسيار، موجب آمد كه در حد امكان " درستنامه اي " فراهم آيد. اما در دست نبودن
متن دستنويس مولف - مانع آمد كه اين مهم به وجه مطلوب و شايسته انجام پذيرد.
صفحه سطر نادرست درست
هشت 14 زميان برخيزد زميان برخيزم
بيست و سه 10 داودبه داوديه
بيست و هشت آخر لوئي لوي
بيست و نه 7 تتگوز تنگوز
سي و دو 3 دادنخست داونخست
سي و نه آخر ذي القعدم ذي القعده
چهل و چهار 9 در المصون در المصون
چهل و چهار 10 الغزه الديباج العزه الدباج
چهل و شش 15 بطلميوسي بطليوسي
چهل و شش 20 قرائد القلائد فرائد القلائد
چهل و شش 25 نفه الناصري لغه الناصري
چهل و هشت 7 ملاحسين كاشي ملاحسن كاشي
2 12 و 19 قسمت قسمست
7 15 سيرگوش سيركويش
11 19 المشقع المشفع
14 14 چوبتمامي چو تمامي
15 19 ساحي ساختي
16 1ن وشته نوشته شد
21 12 بيداء يبداء
41 5 الفايصه الفايضه
صفحه سطر نادرست درست
41 11 فدتم قدتم
42 8 ابن هاتي ابن هاني
42 10 المبتني المتنبي
43 15 ابن هاتي ابن هاني
43 17 المبتني المتنبي
45 10 اخواله احواله
45 12 اخوالك احوالك
52 1 الافتتاح المقال لافتتاح المقال
52 4 اليقينه اليقينته
52 10 كك كذالك
54 13 باب المراتي باب المراثي
64 8 الف اللينت الف الينه
64 9 الف حفيف الف خفيف
67 3 الف للينه الف اللينه
71 آخر المهوره المهوزه
74 10 الموعو المدعو
81 3 الوغتمن ابوالحسن
85 18 ير كتاب بر كتاب
87 6 جميد الثاني جمادي الثاني
91 12 ما انزل اليل ما انزل الليل
96 2 مقابيس مقاييس
100 10 يتبدي ببندي
106 9 بنويد نبويد
116 18 المنتخبيس المنتجبين
117 18 داوديه داذويه
صفحه سطر نادرست درست
129 آخر حلب جلت
134 9 و 17 عبد الحميد عبد المجيد
137 21 لاياتيه لاياته
137 11 پديه يديه
140 3 فصرت نصرت
149 15 كسان كتاب
154 8 بكارم بمكارم
154 9 اغماز اغماض
158 آخر رجز زجسر
159 21 رجز زجز
160 2 نقايت نقابت
165 4 تعمد الله تغمد الله
165 21 تخت بخت
165 با هيچكس مرا نكن با هيچكس مزاح نكن
166 22 ضناعت صناعت
168 12 حسن انظن حسن الظن
171 22 محدوم زاده مخدوم زاده
172 5 ساري اشاره اي
172 11 ال طروان آل طولون
172 17 اشتتفال اشتعال
187 7 الشعتي اشفتي
188 5 ببداء يبداء
196 6 كودكان كردكان
196 20 دفعه وقعه ( 12 درهم )
196 21 يكدفعه يكوقعه
صفحه سطر نادرست درست
206 17 نشد شد
207 11 متضاد مستفاد
226 1 الشير الشهير
232 7 محجره بن مجمره تن
232 8 كريم اسل كريم است
232 11 انيقه انيفه
240 15 مرزوج مزدوج
255 9 مستهر مشتهر
259 14 آينا آمينا
263 13 نويوس نونويس
266 17 گلشن گلش
270 1 قابل قايل
285 16 كامروزكاري امروزباري
293 آخر حسن ميرزا حسين ميرزا
299 12 منازل الساترين منازل السايرين
307 13 قرآن قران
311 4 النجاري البخاري
313 12 خواتين خواقين
323 9 متواريكويه متواريگونه
325 18 كروپي كروبي
326 4 بحج بحجج
330 17 سلامت سلاست
330 19 سلامت سلاست
330 21 بحري بحتري
330 22 حنسي جنس
صفحه سطر نادرست درست
334 آخر تا كه كه تا
337 21 و 33 مهينه ميهنه
340 20 نبات بنات
347 2 رد المصون در المصون
355 14 عن الراجي عبده الراحي
381 16 حدمت خدمت
389 13 ابناع ابتياع
390 10 الائيم الاثيم
392 21 زنگبار زنگار
400 16 صنايع صانع
405 18 ارخلق از خلق
416 15 خدمت مذمت
421 11 ادكيا اذكيا
424 8 - 11 - 16 خاجوي خواجوي
455 1 ستغمائه ستمائه
466 2 ديوان متبني ديوان متنبي
466 8 - 16 متبني متنبي
468 2 ديوان متبين ديوان متنبي
480 17 اشرليشي الشريشي
574 16 دير منيا ديرمينا
576 17 لغت نعت
610 19 متان مئتان
616 15 حجميت جمعيت
619 8 - 19 لاهيچي لاهيجي
620 16 گذارش گزارش
صفحه سطر نادرست درست
627 15 چيوز تيوز
631 12 كرد گرد
640 9 خطيره حظيره
659 16 احمد تبريزي احمد نيريزي
660 12 تفصيلات تفضلات
667 9 خوراشكاني خوراسكاني
668 13 خوراشكاني خوراسكاني
673 13 مشارواليه مشاراليه
673 7 درده داده
679 14 روات روايات
706 12 مشات منشات
712 8 مرد آورير مراويرا
723 17 مرم مردم
723 20 چاست چاشت
726 14 تتراي ثراي
738 14 رحمته رحمه
744 5 اين القاف ابن القاف
745 8 تايه تابه
755 16 جروي جزوي
755 آخر بخوران بخردان
770 11 علمي علي
779 2 الوقا الوفا
779 5 تعه تعلي
784 18 تذنيب تذهيب
784 20 الي ابي
صفحه سطر نادرست درست
792 1 رواتش روانش
800 14 عن الراجي عبده الراجي
807 2 چالقرناني چالقرباني
807 15 احمد التبريزي احمد النيريزي
810 5 خوراشكاني خوراسكاني
817 24 خاجوي خواجوي
817 24 النجاري البخاري
820 9 جبلي جيلي
821 7 الشقي الشفتي
فهرست مقدمه كتاب: فهرست مقدمه كتاب
1 - فرهنگ ايراني.
2 - نكاتي كه در تاليف اين فهرست بكار گرفته شده است.
3 - تعريف مختصري درباره مهر و مهر كني كه در گذشته مرسوم و متداول بوده
و نقل مضامين بعضي از سجع مهرهاي شاهان قاجار و معرفي چند تن از
حكاكان دوره ناصري.
4 - كلامي درباره نسخه مصور و مذهب انوار سهيلي كه در گنجينه كتابخانه
سلطنتي مضبوط است.
5 - سخني كوتاه درباره كلمه كوركان.
6 - بحث اجمالي راجع به لقب ( مير ).
7 - اسامي ماههاي سال بزبان تركي.
8 - ذكر عناوين و كلماتي كه مصنفان و مولفان در گذشته براي طبقه بندي مطالب
در نسخه هاي خطي بخدمت ميگرفتند.
9 - كلماتي كه بمعناي بهشت آمده است.
10 - نظري بر رساله قمار خانه يا قماريه.
11 - شرح مختصري در باب چهار كتاب مقدس: زبور، انجيل، تورات و قرآن.
12 - مطلبي كوتاه در مورد مجموعه مرقع گلشن.
13 - بياني مجمل در خصوص انتقال تعداد دوازده هزار واندي مجلد كتب
خطي و چاپي از كتابخانه سلطنتي بكتابخانه معارف وقت.
مقدمه فهرست نگار: بسم الله الرحمن الرحيم
علم سرمايه هستي است نه گنج زر و مال
روح بايد كه از اين راه توانگر گردد
پروين اعتصامي
دانشمندان ادب پرور و متفكرين معرفت گستر پيشين ما در طي قرون
متماديه و توالي اعصار متواتره راه هاي پر زحمتي را در مباني علم و دانش
پيموده و آثار گرانقدر و تاليفات آموزنده عزيز الوجودي در علم و فنون
مختلفه در محيط فرهنگ ما بوديعت گذاشته اند.
قسمتي از اين ودايع پر قيمت با تفاريق دهر و حوادث روزگار به نابودي
كشيده شده و بخش مهمي هم اكنون بصورت شاهكارهاي جاوداني در
گنجينه هاي علوم انساني و مخازن فرهنگ و ادب جهاني در مقام و منزلتي بس
ارجمند و مرتبتي ممتاز پذيرفته شده و با نهايت دقت و احتياط محافظت
و نگهداري ميشود.
روح معارف اسلامي در مظاهر فرهنگ معنوي ايراني مكتب عرفان
انسان سالاري را بحد كمال رسانده و از تركيب و تمازج اين دو فرهنگي بوجود
آمده كه از مفاخر فرهنگ هاي جهان بشمار است.
لطايف و ظرايف اخلاقي كه از منبع فياض و خلاق عرفان اسلامي ايراني
الهام مي يابد والاترين و درخشان ترين ارمغاني است كه بزرگان علم و معرفت به
مردم اين مرز و بوم سپرده اند.
اين لطايف معاني كه در قوالب الفاظ زبان شيرين و دل نشين فارسي
بصورت نظم و نثر بيان گرديده و با زيور فصاحت و بلاغت و انواع محسنات
عروضي و بديعي آرايش يافته اتحاد و پيوستگي معنوي را در احوال و اميال
طبقات مردم ما مي پروراند.
اين كلمات طريفه و الفاظ حكميه عرفانيه كه در خاصيت جذب قلوب و
عقول اعجاز ميكند جان آدميت را كمال و سيماي انسانيت را زيبائي و جمال
مي بخشد و اسيران بند ماديات را به فضاي آزاد و منور حريت و آزادگي
مي كشاند.
هدف و منظور غائي و محتواي افتخار آميز شعر و ادب فارسي همانا
تحصيل آزادگي و آسودگي است در حد والاي انسان سالاري.
آثار زيبنده و برازنده روشنفگران اديب دانادل به زبان زيبا و فاخر
شعر وادب فارسي در بيان واقعيات و حقايق زندگي و توصيف دردها و
نابسامانيهاي اجتماعي و شرح حال رنج و محنت مردم دوران و نمودن درمان
و چاره آن از لطف نهاد با موازين حقوق انساني در گنجينه پر بار فرهنگ كهن
ايراني بحد وفور و شايان تقدير مضبوط و مخزون است.
كدام منعم تن پرور است كه از اين كلام فاخر و سحار شيخ بزرگوار
سعدي شيرازي كه از مضمون حديث نبوي الهام مي يابد متاثر نشود و يا پرتوي
از نور معرفت بر دل تنگ و تاريك وي نتابد.
بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي
و يا آنجا كه مي فرمايد:
من از بي نوائي نيم روي زرد غم بي نوايان رخم زرد كرد
يا كدام صاحب دل با ذوق و حال است كه از مناجات دلپذير خواجه
عبد الله انصاري و اشعار اخلاقي عطار و سنائي و رموز و تمثيلات مثنوي معنوي
و رسائل و مقالات عرفاني شيخ اشراق شهاب الدين سهروردي، نجم الدين كبري،
شمس الدين محمد تبريزي، بابا افضل كاشي و حماسه منشور و محبوب شاهنامه
فردوسي طوسي و غزليات پر شور و جذبه خواجه حافظ شيرازي و امثال اين
بزرگان نامدار كه جملگي در فكر اصلاح افكار و بهبود اوضاع جوامع بشري
بوده اند در وجد و حالت نيايد و ذوق از سرنگيرد.
در طريق و مكتب فرهنگ عرفان ايراني آدمي قادر است به مقامي رسد
كه بجز خدا نبنيد. آموزش و پرورش روحيه آزادگي و بزرگواري و نيرومندي
انديشه و حريت فكري و فضائل اخلاقي از اركان مهم و پايه هاي اساسي فرهنگ
ايراني است.
تربيت يافتگان مكتب مقدس معرفت و حقيقت به عالم منزه و منور
معارف الهي روي آورده با نيت پاك افكار تابنكاك خود را در راه هدايت و ارشاد
مردم و راهنمائي خلايق به سوي زندگي سالم انساني و شكستن پيوندهاي
نامناسب طبقاتي و تنوير اذهان عامه و هدم و تخريب بنيان بي عدالتي هاي فردي
و اجتماعي بكار گرفته در ضمن حكايات و قصص و مقالات دلپذير منظوم و منثور
شكوه و شوكت ابدي بر ادب و فرهنگ ايراني بخشيده اند و در حل مشكلات
و پريشاني و نابساماني انسان ها با صد زبان سخن گفته اند.
در سخنان حكيمانه متفكرين و مصلحين عارف و اديب خواه بجد و يا به
هزل و شوخي و خواه با كنايه و يا تصريح و يا با تمثيل و قصه پردازي معاني بلند
و يك دنيا نصايح مفيد مكنون و مخزون است.
عارفان بلند پايه و انديشمندان پر مايه ايراني عقايد و افكار نوع پرورانه
خود را در حمايت طبقات محروم جامعه با صراحت و آزاد منشي بدون واهمه
از خشم و كين توزي در موضوعات و مضامين مناسب و شايسته بازگو كرده
و ارائه طريق نموده اند.
دلير آمدي سعديا در سخن چو تيغت بدست است فتحي بكن
بگوي آنچه داني كه حق گفته به نه رشوت ستاني و نه عشره ده
كمر بند و دفتر ز حكمت بشوي طبع بگسل و هر چه داني بگوي
در تعاليم ثمر بخش اين راد مردان كه از انديشه آزاد و منزه و نظرات
عدالت خواهانه انساني برخوردار و در نهايت سادگي و رواني در قالب ها و
نمونه هاي جاذب و جالب و جاوداني بيان شده است مقصود و منظور تقويت
دين و ايمان قوي و منطق و ترويج و تشويق فضائل و صفات پسنديده انساني
و زدودن غبار ياس و بدبيني از صفحه خاطر دردمندان و گشودن گره هاي
فرو بسته از كار انسان ها است.
فرهنگ عرفاني ايراني چه قبل از اسلام و چه بعد از آن مساعدت و
خدمت به خلق را از جمله واجبات دانسته و اين فلسفه اجتماعي انساني را در
شمار فاضلترين عبادات محسوب داشته است.
خدمت آمد مقصد علم و هنر كارها را كس نمي سنجد به زر
خدمت از رسم و ره پيغمبري است مزد خدمت خواستن سوداگري است
خير انديشي و نوع دوستي و ايثار و گماردن نفس انساني در راه رفاه
و نيك بختي نيازمندان در بارگاه قدس الهي اجري عظيم و منزلتي رفيع دارد.
بفرموده استاد سخن شيخ بزرگوار سعدي شيرازي رحمه الله عليه:
خنك آن كه آسايش مرد و زن گزيند بر آسايش خويشتن
نكردند رغبت هنر پروران به شادي خويش از غم ديگران
يا بفرمايش خواجه حافظ لسان الغيب رضوان الله عليه.
كمتر از ذره نه اي پست مشو مهر بورز تا بخلو تگه خورشيد رسي چرخ زنان
پيش كسوتان مكتب عرفان و مجذوبان و رهروان طريقت معرفت كه
كائنات را رمزي و مظهري از يك حقيقت واحد و مطلق دانسته و شناخته اند طي
قرون و اعصار رسالاتي بمنظور ارشاد و هدايت و نمودن راه صحيح تصنيف
كرده اند كه پذيرفتن و پيروي از تعليمات و تجارب آموزنده آنان سبب استقرار
امنيت فردي و اجتماعي و مايه آرامش و آسايش روح و روان است.
عارفان آزاده زير كانه و رندانه از محيط تنگ و تاريك ظلمتكده ماديات
بيزاري جسته اند و شاهراه نزهت افزا و نشاط آفرين معنويت را از طريق عرفان
اسلامي ايراني برگزيده و نموده اند.
عبارات شيوا و حكمت آميز و مطالب آموزنده دلپذير بزرگان علم و
ادب بر صحايف دفاتر ادب ايران چون گوهري درخشان و دري تابان
جاودانه ميدرخشد.
در هر حال زبان غني و شيرين فارسي و گفتار دلنواز و روح پرور ادبي
و سخنان حكيمانه عرفاني كه دل ها و انديشه ها را بهم پيوند ميدهد از نياكان
خردمند و فرمند ما بيادگار مانده است و براستي از لحاظ صوري و معنوي شايان
تقدير و درخور اقتدا است.
شايسته است جوانان و نوانديشان عزيز و گرامي اين مرز و بوم در پرتو
خرد و آگاهي به فرهنگ شريف انساني ايراني نگرند و به ريشه هاي كهن و
پرمايه آن پي برند آنگاه با نظري دقيق و توجهي عميق بدان معرفت يافته
با موازين صحيح و اصول درست در حفظ و حراست و توسعه و گسترش آن
علما و عملا سعي بليغ و جهدي عظيم مبذول دارند و اين مواريث و يادگارهاي
خجسته را بنحوي مطلوب و مطبوع به آيندگان سپارند.
باشد كه با دقت و همت وافي و كافي آنان فرهنگ والا و بي همتاي اين
سرزمين رونق بيشتري يابد و در سير صعودي مدارج كمال آن درنگ و تاملي
روي ندهد و همچنان در اوج عظمت و جلال سر افراز و برقرار و پايدار و در
مظاهر تازه و شيوه هاي نوين و ثمر بخش تداوم خود را حفظ نمايد.
هر ايراني بيدار دل و هوشيار متوجه اين نكته حساس و دقيق مي باشد
كه پشتوانه و ضامن بقا و دوام ما همانا ثروت و سرمايه فرهنگي ادبي و اخلاقي
است كه از بزرگان علم و ادب و متفكرين روشن ضمير خود به ارث برده ايم.
ايراني امروز وارث يك فرهنگ غني است و اين فرهنگ غني شامل
مسائل مهم و معتبر حياتي اجتماعي، تاريخي، ادبي و مذهبي مي باشد.
لازم است نوجوانان عزيز اين سرزمين آگاه باشند، بدانند ايران را
فرهنگ اسلامي ايراني زنده نگاهداشته، قدرت و عظمت معنوي همين فرهنگ
كهن و اصيل است كه در همه حال پشتيبان و نگاهبان استقلال و مليت اين مرز و
بوم است.
بشهادت و قضاوت تاريخ اين همان فرهنگ فخيم و شريفي است كه در
ادوار مختلف توانسته با افكار و انديشه هاي عالي انساني خود در مقابل
تهاجمات قبايل وحشي و يغماگر و تجاوزات جهانگيران جاهل آزمند مقاوم و
همه بليات و مصايب عظيمه را در فرصت هاي معقول دفع نموده دوران انحطاطي
را پشت سر گذاشته و همچنان پيروز و سربلند بر جاي بماند.
از خداوند بزرگ توفيق و رستگاري روز افزون همه نورديدگان و
فرزندان ايران زمين را در حراست و صيانت مفاخر و ماثر فرهنگي و ملي
و تاريخي خود خواستار است.
يا رب از ابر هدايت برسان باراني پيشتر زانكه چو گردي ز ميان برخيزم
در اينجا به كوتاهي سخن همت گمارده و اذعان دارد مرا نه آن مايه
بضاعت ادبي است و نه آن قدرت بي پروائي كه در مقام موعظه و اندرزگوئي
برآيد و براستي عرض اينگونه مطالب را از حد خويشتن فراتر ميداند ولي
بعنوان يك فرد معتقد و مومن به شعائر و مباني اصول دين و فرهنگ ايراني و به
اقتضاي عواطف بي آلايش و حقوق مادري مبادرت در جسارت نموده در پايان
اين مقال بنام يك مادر دلسوز و غمخوار از خواهران و دختران دلبند و مهربان
ايراني تمنا دارد كه حريم محترم و محتشم فرهنگ و ادب اسلامي ايراني را نگهداري
و پاسداري، زبان شيرين و دلنشين فارسي را بر ذمه همت خود فرض و لازم
شمارند و حيثيت و اعتبار انساني خويش را بسي ارجمند و گرانقدر دانسته
رسالت شريف و مقدس مادري و مادر بودن را كه يكي از زيباترين شاهكارهاي
آفرينش است به فراموشي نسپارند.
هميشه دختر امروز مادر فرداست ز مادر است ميسر بزرگي پسران
حق اين است كه اعتقادات ايماني و تعاليم ديني صحيح و شهامت ديني و ملي
را در وجود نوباوگان و نونهالان مخمر ساخته و نهال نورسته آنان با صفات و
ملكات حميده و فاضله و ارزش هاي معنوي و فرهنگي و تاريخي ايراني آبياري
گردد و پرورش يابد كه در حال جامعه رنجور ما سخت نيازمند تجديد سلامت
اخلاقي و توازن فرهنگي است.
اگر فلاطن و سقراط بوده اند بزرگ بزرگ بوده پرستار خردي ايشان
لزوما بايد توجه داشت كه فرهنگ معنوي و رشد فكري هر فرد از كانون
خانواده آغاز ميشود و براي تقويت چنين فرهنگي همكاري و معاضدت معقول
در زمينه هاي تعليم و تربيت ضروري است.
امروز كه گرفتاري ها و مشكلات جانفرساي زندگي به نهايت رسيده و
جاذبه جاه طلبي و طلب فضولي عيش دل ها و جان ها را مسحور خود ساخته است
و در حقيقت پايگاههاي ايماني و ملي و فرهنگي و انديشه هاي عميق فلسفي
متزلزل شده و رسوم و سنت هاي جميله و حميده اخلاقي رو به زوال نهاده و
معيارهاي منظم و صحيح زندگي آشفته و درهم ريخته شده است بر ما زنان و
مادران ايراني واجب عيني است كه به مقتضيات تعهدات و مسئوليت هاي طبيعي
و وجداني كه بر دوش داريم با بصيرت و خبرتي كامل و شامل در مقابل مظاهر
فريبنده اين تمدن كاذب و اين آزادي بي در و پيكر مقاوم و استوار بوده اسير
سرپنجه قدرتمند اميال و اغراض و افزون طلبي نشويم.
از هواي نفس و تكلفات مضر و تعلقات نامعقول بپرهيزيم و به حقايق
ثابته ايمان آوريم تا بتوانيم خود و خانواده خويش را از اين گرداب بلا و
مصيبت بركنار داريم.
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
اين حقيقت است كه اسارت آدمي در قيد و زنجير ماديات نتيجه دوري
و انقطاع از حقايق ايماني و بي اعتنائي به سجاياي اخلاقي و خصال نيكو است.
چشم دل باز كنيم و به مدد عقل و دانش مراتب و مدارج اصول معارف
انساني را پيموده در پناه آن به شئون حقيقي آزادي واقعي و حريت فكري برسيم.
خداوند متعال فرمايد:
قد جائكم بصائر من ربكم فمن البصر فلنفسه و من عمي فعليها.
بمنه و كرمه
ب.ك.آ
نكاتي كه در تاليف اين فهرست بكار گرفته شده است: باسمه تعالي
اي دهنده عقل ها فرياد رس تا نخواهي تو نخواهد هيچكس
هم سبب ها از تو و هم نيكوئي ما كه ايم اول توئي آخر توئي
سخن را با حمد و ثناي خداوند قادر توانا جل شانه آغاز نموده سر
عبوديت و بندگي بدرگاه كرمش فرود مي آورد و با دلگرمي و اميدواري فراوان
به عنايات كريمانه حضرتش روي آورده دعا مي كند كه آفريننده مهربان بر ما
بندگان رحمت فرمايد و ما را با فضل عميم و لطف و احسان بي نهايت خود ببخشد
كه در پيشگاه محكمه عدلش نامه سياهيم.
"ء امنن علينا يا ربنا بما اوجبه فضلك و تخذ لنا بما بحكم به عدلك.
بادا كرم تو بر همه پاينده احسان تو سوي بندگان آينده
بر بنده خود گناه را سخت مگير اي داور بخشنده بخشاينده
چند صباحي ديگر از عمر زود گذر سپري شد در اين رهگذر به توفيق
خدمت ناچيز ديگري نائل آمده و وظيفه پر تكلفي را در نگارش يازدهمين
فهرست تحقيقي و توصيفي از نسخه هاي خطي كتابخانه سلطنتي به عنوان فهرست
كتب ادبي و عرفاني به اتمام رسانيد و در مسير اين كار از علم و تجارب بزرگان
ادب مستفيض و از محضر انور صاحب نظران فرهنگ پرور بهره مند گرديد.
اينك نكاتي چند پيرامون تاليف اين فهرست و مطالبي كه در آن مطرح
شده است جهت التفات و توجه خوانندگان ارجمند معروض ميدارد.
اين فهرست شامل شرح و توصيف دويست و هفتاد و سه كتاب خطي،
ادبي و عرفاني و اخلاقي منظوم و منثور از نسخ قديمي و ارزنده كتابخانه
سلطنتي است كه در خور توجه و تعمق فراوان مي باشد.
اين مجموعه كتب حاوي مضامين و مطالب آموزنده علوم انساني است
كه از مغزهاي متفكرين وقت و از دلهاي پرشور از عشق بمعرفت دانشمندان
مشهور فرهنگ اسلامي در طي هزار و اندي سال برخاسته بر صحايف دفاتر
ادب ايراني مسطور و منقوش است.
حاصل مشاهدات و ماثرات عالمانه و عارفانه بزرگان و متفكرين اسلامي
مبين خصايص روحي و معنوي آنان بوده نيز جلوه گاهي روح پرور و بهجت اثر
از مظاهر اصيل فرهنگ و نمودار گوهرهاي والاي اخلاق و آداب در جوامع
گذشته است.
شيوه عالي در طرز نگارش و سرودن اين منظومه هاي فارسي و عربي
مايه مباهات و شايسته اقتدا و پيروي است. علاوه بر آن از ديدگاه وسيع و
دلپذير هنرهاي شريف و ظريف خطاطي و نحوه تحرير و تذهيب، نقاشي،
صحافي و تجليد كه در ساختن و پرداختن كتب بكار ميرفته است واجد مقام
تحسين و شايان آفرين است.
در اينجا با عرض مراتب امتنان و اظهار سپاسگزاري توام با احترام و
اخلاص فراوان از مشوقين دانشمند و ارجمند كه خدمت ناچيز اين كمترين را
بديده عنايت و توجه نگريسته و نگارنده را در ادامه آن ترغيب فرموده و مورد
تشويق قرار داده اند ياد آوري ميشود كه در حال حاضر مشغول نگارش و تنظيم
فهرستي از مجموعه ناصري و نقشه هاي جغرافيائي و ساختماني خطي و چاپي
موجود در كتابخانه سلطنتي مي باشد.
اميدوار و آرزومند است بياري حق تعالي اين سلسله انتشارات از هم نگسلد
تا شناسنامه و معرفي نسخه هاي موجود با تمام رسد و در اختيار كتابشناسان و
محققان ارجمند قرار گيرد و به سمع صاحب نظران منظور و مقبول افتد باشد كه
از تصاريف دائمي روزگار هم در امان بماند.
در دايره قسمت ما نقطه تسليميم
لطف آنچه تو انديشي حكم آنچه تو فرمائي
اينك در نهايت صداقت و خلوص نيت در محضر ارباب ادب و مكتب
اصحاب هنر معروض ميشود آنچه تاكنون نگارنده كمترين در مورد معرفي
نسخه هاي اين كتابخانه انجام داده و در اين صحايف صورت طبع پذيرفته است
همانا مراد بر گشودن قفل هاي بسته از انبارهاي تاريك و پر گردوغبار متروك
هشتاد ساله و بر كشيدن و آراستن كتب و رسائل و طومارهاي پريشان و پراكنده
و نمايش تصاوير و عكس ها و نقاشي هاي آشفته و شوريده انبار شده در مخازن
مرطوب و مهجور و مطرودي بود كه بنام كتابخانه سلطنتي ناميده مي شد.
الهي لطف خود را يار من كن ز رحمت يك نظر در كار من كن
بهر حال تنظيم و تدوين فهرست حاضر كه اينك از نظر خوانندگان محترم
مي گذرد بقرار تفصيل زير است:
1 - فرهنگ شريف ايراني.
2 - بيان نكاتي كه در تاليف اين فهرست بكار گرفته شده است.
3 - طبق اصول فهرست هاي سابق كه بسعي نگارنده تدوين يافته شرح
اجمالي از احوال مولفان، شارحان و مترجمان نيز در ضمن توصيف اين نسخ
ايراد گرديده است.
4 - تعداد شصت و پنج عدد عكس رنگي از مجالس نقاشي هاي كتب
فهرست شده انتخاب و جهت نمونه در اين فهرست انعكاس مي يابد.
5 - تعداد بيست (20) عدد عكس رنگي سياه و سفيد از نمونه خطوط
كتب مورد بحث در اين فهرست ارائه ميشود.
6 - تصاوير جلد از نمونه نقاشي هاي انتخابي كتب مذكور استفاده
شده است.
7 - اسامي مولفان، مترجمان، شارحان، مذهبان، نقاشان، كاتبان
و جلد سازان - با ذكر تقريبي سنوات در اين فهرست آمده است.
8 - از تكرار توصيف كتب مكرر خودداري و در صورت لزوم فقط
بذكر آغاز و پايان تزئينات آن اكتفا شده است.
9 - تعريف مختصري درباره مهر كه در گذشته مرسوم و متداول بوده
و نقل مضامين بعضي از مهرهاي شاهان قاجار و معرفي چند تن از حكاكان
دوره ناصري.
10 - ارائه عبارات سجع مهرهائي كه از نسخه هاي فهرست شده
جمع آوري شده است.
11 - كلامي درباره نسخه مصور و مذهب انوار سهيلي كه در كتابخانه
سلطنتي مضبوط است.
12 - سخني كوتاه درباره كلمه كوركان.
13 - بحث مختصري راجع به لقب مير.
14 - اسامي ماههاي سال بزبان تركي.
15 - ذكر عناوين و كلماتي كه مولفان در گذشته براي طبقه بندي مطالب
متن در نسخه هاي خطي بخدمت ميگرفتند.
16 - كلماتي كه بمعناي بهشت آمده است.
17 - نظري بر رساله قمارخانه يا قماريه.
18 - شرح مختصري در باب چهار كتاب مقدس: زبور، انجيل،
تورات و قرآن.
19 - مطلبي كوتاه در مورد مجموعه مرقع گلشن.
20 - بياني مجمل در خصوص انتقال تعداد دوازده هزار و اندي مجلد
كتب خطي و چاپي از كتابخانه سلطنتي بكتابخانه معارف وقت.
ناگفته نماناد عناوين و مقالات مختصري را كه نويسنده ناتوان در مقدمه
فهرست هاي تاليفي مي آورد نتيجه تحقيق و تتبعي است كه از محتوا و مضامين
كتب مورد بحث بدست مي آيد و تاكنون هم از آوردن مطالب متفرقه و گوناگون
غير مرتبط دوري جسته و اين شيوه و اسلوب را كه مورد پسند و قبول ارباب
فن و صاحب نظران است بحول قوه الهي تا پايان فهرست نگاري از كتب موجود
كتابخانه پيرو و پذيرا است.
اگر چه تحقيق و توصيفي كه در طريق شناسائي و معرفي نسخه هاي
گرانمايه و نفيس كتابخانه سلطنتي كه در اين فهرست ها بعمل آمده ناچيز و بي بها
و گامي است نارسا، ولي انتظار آن دارد كه دانشمندان علم و ادب و دست
اندركاران بصير و خبير بديده لطف و عنايت نگرند و از سهو و اشتباه
معفوم دارند.
مهر و مهر كني: تعريف مختصري درباره مهر و مهر كني
ساختن مهر و تفنن در نقوش آن از دوران قديم معمول و متداول
بوده است.
در حفاريهاي علمي كه بهمت باستان شناسان در مواضع مختلف بعمل
آمده است مقدار قابل توجهي از مهرهاي گلي، سنگي، فلزي با اشكال گوناگون
و با نقوش متنوعه و خطوط معمول و متعارف اعصار كه متعلق به پادشاهان و
موبدان، خزانه داران و غير اينها بوده بدست آمده كه زيب و زيور موزه ها
و مراكز معتبر فرهنگي جهان و در گنجينه هاي خصوصي نگهداري ميشود خود
مبين اين مطلب است.
بي شك مطالعه و توجه عميق بر اين گونه ابزار و آثار بازمانده كه يادآور
تمدن گذشته و پر افتخار ما است قسمت اعظمي از تاريخ اجتماعي و سياسي قرون
و اعصار را روشن و آشكار ميسازد.
معدود مهرهاي بدست آمده از مناطق مختلف متعلق به صدر تاريخ و
دوران عظمت وحشت ايران بزرگ قبل از اسلام خود حجتي ساطع و مبرهن است.
در دوران گذشته دبيران و مستوفيان دارالانشاء اشعار و عبارات كوتاه
و زيباي تفنني را كه اكثرا به نامهاي ائمه اطهار (ع) و با عباراتي كه به بندگي
شاه ولايت مزين ميشد براي سجع مهر سلاطين و بزرگان كشور بفراخور حال
و مناسب شان و مقام، وضع كرده و حكاكان زبر دست آن عبارات را روي
مهرهاي فلزي باشكال مختلف و تزئينات گونه گون بانواع خطوط خوش خاصه
خط زيبا و پيچيده طغرائي نقش و حك ميكردند.
بطور كلي آراستن مهرها با شعر و مضامين موزون و مسجع در مهرهاي
شاهان و اميرزاده ها و شاهزادگان رواج داشته و هر چه بيشتر در زيبائي مضمون
و استحكام خط و آرايش نقوش و شكل تزئيني آن در روي فلزات و احجار
كريمه كوشش نموده اند.
يكي از فنون متداول و بسيار ظريفي كه هزاران سال سابقه و قدمت دارد
و بسر انگشت توانا و هنر آفرين هنرمندان ايراني انجام ميشده است هنر حكاكي
بوده كه شامل فن ظريف نگينه سازي و مهر سازي يا مهر كني هم مي شده است.
بعضي از استادان نازك خيال و قوي پنجه اين فن در نهايت حسن سليقه
و با ظرافت خاص عبارات مقفي را با تزئينات جالبي چنان روي فلزات يا بعضي
از گوهرهاي گرانبها و سنگ هاي قيمتي و مسكوكات حك و نقر كرده اند كه
باعث اعجاز و شگفتي فراوان بوده و هنر حكاكي و نقش آفريني بر سينه سخت
و شكننده سنگ را به درجه اعجاز و كمال زيبائي رسانيده اند كه امروز از آثار
عديم النظير آنان در بازار گوهريان همانند گوهري اصيل و بديع گرانقدر
و گرانبها مي نمايد.
بايد دانست كه در گذشته سلاطين و امراء و بزرگان حتي بعضي از زعما
و پيشوايان دين و حكام شرعيه غالبا از چند نوع مهر استفاده مي كردند كه هر يك
از آنها در مورد خاصي بكار مي رفته است.
يكي مهر كوچك ساده و اغلب بشكل بيضي بود كه با مهر دستخطي
شناخته مي شد كه در نامه ها و مراسلات خصوصي و معمولي از آنها استفاده
مي گرديد.
و ديگري مهر بزرگ مربع كه در دستگاه دولتي بنام مهر فرماني خوانده
مي شد و در صدر فرامين و نوشته هاي مهم و احكام مورد استفاده قرار مي گرفته.
و ديگري مهر انگشتري بوده است كه اين دو مهر اخير معمولا با عبارات موزون
و يا ابياتي زيبا و مناسب ساخته مي شده است.
مهرهاي سلاطين در محفظه هاي تزئيني و جعبه هاي جواهر نشان بطريق
و آداب خاصي مراقبت ميشد و شغل مهرداري در گذشته يكي از مشاغل مهم و
مناسبت معتبر دستگاه دولتي بوده است چنانكه مهردار سلطنتي هميشه از بين
بزرگان و رجال قابل اعتماد و اطمينان انتخاب ميشده است.
بطوريكه از قرائن تاريخي برميايد جهت پيشگيري از وقايع ناگوار
و جلوگيري از حوادث نامناسب احتمالي آتي كشور، معدوم كردن و شكستن
مهرهاي پادشاهي كه بهر عنوان از سلطنت كنار ميرفت متداول و طي آئين خاصي
مرسوم بوده است.
" در حال حاضر جهت تسريع و تسهيل در امور تجاري و اداري از
مهرهاي ساده و بي پيرايه فلزي يا لاستيكي استفاده مي شود ".
اكنون بشرح مضامين مهرهاي شاهان قاجار كه در بعضي از نسخه ها
جمع اوري كرده است مي پردازد.
از موسس سلسله قاجاريه آقا محمد خان قاجار تاكنون مهري در نسخ
موجود در كتابخانه سلطنتي شناخته نشد ولي خبرگان و محققان بصير عبارت
( افوض امري الي الله عبده محمد ) را سجع مهر مشار اليه ميدانند.
مهر فتحعليشاه قاجار بدين مضمون بنظر رسيده است:
گرفت خاتم شاهي ز قدرت از لي قرار در كف شاه زمانه فتحعلي
از عباس ميرزا نايب السلطنه وليعهد فتحعليشاه دو مهر مشاهده شده است
يكي از آندو كوچك و بشكل بيضي است كه كلمه ( عباس ) در آن حك شده و در
حاشيه راست سطر اول دستخط ها و بعضي از مكتوبات خصوصي ديده ميشود
و ديگر بشكل مربع و بقطع بزرگ كه عبارت ( در درياي خسروي عباس ) در
آن منقور است و در صدر يا سمت راست فرمان ها در بالاي جمله ( حكم والا
شد ) بكار رفته است.
محمد شاه نيز مهر كوچكي جهت نامه ها و دستخط هاي خصوصي داشته
است و نقش مهر بزرگ فرماني او در دو مضمون بنظر رسيد يكي:
نگين بخش ملوك ترك و تازي ملك سلطان محمد شاه غازي
و ديگري با اين عبارت ديده شد:
شكوه ملك و ملت رونق آئين و دين آمد
محمد شاه غازي صاحب تاج و نگين آمد
در اينجا لازم بتوضيح مختصري است كه ناصر الدين شاه قاجار از آغاز
وليعهدي رسم صحه گذاشتن و باصطلاح توشيح كردن فرامين و مراسلات را
با دستخط خويش معمول و متداول كرد.
طبق متن اصل فرمان ها و مكاتبات موجود علاوه بر مهرهاي مخصوصي
كه در صدر مكتوبات و فرمان هاي مورد نظر منقوش شده است عبارت ( صحيح
است ) هم بخط مشاراليه ديده ميشود.
از ناصر الدين شاه مهرهاي متعدد با مضامين مختلف مشاهده شده كه
به تفصيل زير است:
1 - مهر كوچك مربع كه فقط شامل كلمه ( وليعهد ) بود و در زمان
وليعهدي در نامه ها و دستخط ها بكار گرفته ميشد.
2 - مهر مربع بمضمون: ( وليعهد شاه جهان ناصر الدين ).
3 - مهر بيضي شكل كوچك براي نامه هاي رسمي با عبارت ( ناصر الدين
شاه قاجار ).
4 - مهر مربع كوچك كه داراي نيم تاجي در قسمت فوقاني آن و عبارت
( الملك لله السلطان بن السلطان ناصر الدين شاه قاجار ) حك شده است.
5 - مهري بشكل مربع بزرگتر بدين عبارت ( الملك لله ).
صيت عدل و معدلت از ماه تا ماهي گرفت
تا كه دست ناصر الدين خاتم شاهي گرفت
6 - مهر مربع شكل كه در وسط ضلع بالاي آن بر آمدگي كوچكي ديده
ميشود كه درون آن كلمه ( هو ) حك شده و در متن آن عبارت ( شاه شاهان
ناصر الدين مهر در 1270 ) منقور است. اين مهريست كه در پيشاني و يا حواشي
صفحه اول كليه كتب كتابخانه سلطنتي نقش بسته است.
از مظفر الدين شاه قاجار چهار مهر بنظر رسيده است:
1 - مهر كوچك بشكل مربع كه در دوران وليعهدي بكار رفته با عبارت
( وليعهد ).
2 - مهر كوچك مربع با مضمون ( مظفر الدين شاه قاجار ) اين دو مهر
مخصوص نامه ها و دستخط ها بوده است.
3 - مهر بزرگ مربع با عبارت ( منشور حكمراني بگرفت زيب و آذين
از خاتم وليعهد سلطان مظفر الدين ).
اين دو مهر بزرگ براي فرمان ها و احكام بكار ميرفته است.
از محمد علي شاه قاجار دو مهر مشاهده شده است. يكي مهر كوچك كه
در زمان وليعهدي وي استفاده ميشده با عبارت ( الملك لله وليعهد ) و ديگري
مهريست كه در زمان سلطنت وي براي فرمان ها و نامه هاي رسمي بكار
ميرفت بدين عبارت:
( به توقيع بر زد بعون الهي محمد علي خاتم پادشاهي )
از احمد شاه قاجار يك مهر مخصوص فرمان و احكام ديده شده است
بدين مضمون:
( خواست يزدان تا شود آباد ملك از عدل و داد
خاتم شاهي بسلطان احمد قاجار داد )
محمد حسن ميرزاي قاجار وليعهد احمد شاه داراي دو مهر بوده است:
1 - مهر مربع كوچكي با كلمه ( وليعهد ).
2 - مهر مربع بزرگتري با عبارت:
( شد از امر شاهنشاه ذو المنن وليعهد ايران محمد حسن )
از شاهزادگان قاجار كه در آن عصر مصدر مشاغل و مناصب مهم دولتي
بودند مهرهائي با عبارات مسجع و مضامين مختلف ديده شده است كه نگارنده
كمترين پس از بررسي به ترتيب در پايان فهرست ها تحت عنوان سجع مهرها
آورده است.
در اينجا مناسب است از حكاكان هنرمند و مشهور دوره ناصري ياد و
ذكر خيري شود.
يكي از معروف ترين حكاكان اين زمان محمد طاهر حكاك اصفهاني است
كه در فن خطاطي، مهركني، كتيبه نگاري، استادي چيره دست بود و عمري
طولاني و ثمر بخش را در شهر تهران به شغل شريف حكاكي سپري كرد و مهرها
و نگين هاي تزئيني نفيسي براي ناصر الدين شاه قاجار و شاهزادگان و بزرگان
دربار ناصري حك و نقر نمود.
چند تن از اولاد و نواده هاي اين هنرمند بزرگوار ( نصر الله - ميرزا
اسد الله - ميرزا اسماعيل صدر القرا ) در فن حكاكي و نقاري سرآمد اقران بودند
و هنر و حرفت نياي خود را به نحو مطلوب و مقبولي در خدمت داشتند.
ديگر از حكاكان و نقاران مشهور اين زمان ميتوان ميرزا حسن و ميرزا
حسين دو برادر هنرمند را ياد كرد كه در اصل شيرازي و از منسوبين محمد طاهر
حكاك بوده اند.
ميرزا حسين حكاك باشي علاوه بر فنون مهر كني و نگين سائي و
طغرا سازي و ترتيب سجع مهر در نقر و ضرب خطوط و نقوش خوش بر سكه ها
استاد و بصيرتي كامل داشت.
در كتاب الماثر و الاثار اعتماد السلطنه آمده است كه بفرمان ناصر الدين
شاه قاجار ميرزا حسين بلقب حكاك باشي ملقب و با فرمان همايوني مفتخر گفت.
ميرزا حسين حكاك باشي بيشتر عمر خود را در شهر تبريز گذراند و
عاقبت در سال 1290 هجري قمري در همان شهر چشم از جهان فروبست.
ميرزا حسن حكاك معاصر ناصر الدين شاه قاجار بود و مانند برادر در
نگارش خط نستعليق و كتيبه نگاري و نقاري و حكاكي دستي توانا داشت و بعد
از عمري پر بار در سال 1306 هجري قمري دارفاني را وداع گفت.
هنوز در گوشه و كنار مجموعه هائي از انواع مهرها و نگين هاي تراشيده
منقور و منقوش از استادان مذكور بيادگار مانده و موجود است كه از لحاظ
هنري و تاريخي در جاي خود قابل بسي تحسين و ستايش و مايه افتخار است.
ناگفته نماند حكاكان ديگري هم در آن زمان و بعدها تا اواخر دوران
قاجاريه به شغل شريف حكاكي اشتغال داشتند كه در مراتب ذوق و مدارج هنر
به پايه و مايه استادان پيشين نرسيده و در حد متوسطي قرار داشتند.
بطور كلي فنون حكاكي و نقاري نيز مانند ساير هنرها و صنايع مستظرفه
متداوله قديمي ايراني بعلل گوناگون از اواخر قرن سيزدهم هجري قمري رو به
زوال و انقراض نهاد.
نظري بر بعضي از آثار بجاي مانده خود گواه بر اين مطلب است.
يادشان گرامي و روانشان شاد باد.
كلامي چند درباره نسخه مصور و مذهب انوار سهيلي: كلامي چند درباره نسخه مصور و مذهب انوار سهيلي
كتاب انوار سهيلي تاليف كمال الدين ملا حسين كاشفي ملقب بواعظ در
نيمه دوم قرن نهم هجري قمري است كه به تقليد از كتاب مستطاب كليله و دمنه
و با نثري مقيد و مصنوع نوشته شده است.
كتاب كليله و دمنه مجموعه ايست از حكايات عبرت آموز و اندرزهاي
مفيد كه اصل آن در هندوستان و بزبان سانسكريت بوده و در دوران پادشاهي
خسرو انوشيروان اين كتاب مورد توجه دانشمندان ايراني قرار گرفت و بزبان
پهلوي ترجمه شد.
بعدها در اواسط قرن دوم هجري قمري در عهد منصور دوانقي خليفه
عباسي اين كتاب بتوسط يكي از علماي برجسته ايراني روز به پسر داذويد به ملقب
به ابن مقفع از زبان پهلوي به زبان عربي بسيار فصيح و بليغ ترجمه گرديد.
سپس در اوائل قرن چهارم هجري شاعر بزرگوار و مشهور ابو عبد الله
جعفر ابن محمد رودكي مطالب اين كتاب را به نظم در آورد. دريغ كه جز چند
بيتي از آن بجاي نمانده است.
در حدود سال 538 هجري قمري ابو المعالي نصر الله بن محمد بن
عبد الحميد اين كتاب را از همان متن عربي زبان فارسي ترجمه كرد و بنام
كليله و منه بهرامشاهي ناميد.
در نيمه دوم قرن نهم هجري قمري در زمان امارت حسين ميرزا بايقرا
واعظ كاشفي از ترجمه فارسي كليله و دمنه بهرامشاهي پيروي و كتاب انوار
سهيلي را با انشائي متكلف تصنيف كرد.
قديمي ترين نسخه انوار سهيلي كه در گنجينه كتابخانه سلطنتي مضبوط
است نسخه ايست به شماره دفتر 2198 كه برگ هائي از پايان و ميان آن ساقط
شده و نام كاتب و تاريخ كتابت آن مشخص نيست.
ارباب فن رسم الخط اين نسخه گرانقدر را كه به خط نستعليق، نسخ،
ثلث و كوفي تزئيني بسيار عالي و چشم نواز نگاشته و آراسته شده است از
ميرعلي در اوائل قرن دهم هجري قمري ميدانند و با شباهت كاملي كه بين اين
نسخه با نسخه هاي رقم دار مير علي وجود دارد ميتوان مسلم دانست كه كتابت آن
توسط اين خوشنويس هنرمند انجام پذيرفته است.
( مير علي هروي ملقب به كاتب سلطاني از اكابر خوشنويسان اوائل قرن
دهم هجري قمري در شهر هرات بود.
اصول و قواعد خط را در مشهد نزد قبله الكتاب سلطانعلي فراگرفت
و به تكامل رساند. مير علي طبعي خوش و سرشار داشت و اشعاري طرفه از
وي بيادگار مانده است. در تعليم خط صاحب هست و در كتابت پركار بود ).
نكته در خور توجه آنكه اين نسخه داراي سي و پنج مجلس مينياتور
ممتاز به شيوه كار هرات است.
صاحب نظران، نقاشي هاي اصيل و شكيل اين نسخه شريف را از كارهاي
بسيار زيبا و جالب استاد كمال الدين بهزاد و يا مكتب اصيل وي تشخيص داده اند.
تناسب و ظرافت فوق العاده تصاوير منقوش و تركيب نقش ها و صحنه هاي
طبيعي و واقعي و شيوه بكار بردن رنگ هاي زرين و سيمين و درخشان بر صحايف
اين نسخه خود شاهدي است گويا بر صحت آن.
نمايش مجالس و آرايش صورت اشخاص و پيرايش جامه ها و طراحي
نقوش و مينياتورهاي مورد سخن نمايانگر اوضاع و احوال دوران تيموري
در زمان سلطان حسين ميرزا بايقرا است.
در هر حال اين نسخه اصيل از لحاظ رسم الخط و مينياتور و تذهيب
يكي از مهمترين و كميابترين نسخه هاي مصور و مذهب محسوب و از نظر هنري
و تاريخي شايسته تحسين و دقت است.
دريغ كه كتابت اين نسخه گرانمايه و دل آرا ناتمام و ناقص است و
برگ هاي مصور و مذهب آن بسيار فرسوده و سائيده شده است.
سه نسخه ديگر از كتاب مستطاب انوار سهيلي بشماره هاي دفتر 1844 -
174 - 939 در كتابخانه سلطنتي موجود است كه هر يك از آن تعدادي نقاشي هاي
آب و رنگ به شيوه مكتب قاجار دارد و به ترتيب از اوائل تا اواسط قرن
سيزدهم هجري قمري كتابت و مصور شده كه نام راقم و تاريخ كتابت آن
معلوم است.
نويسنده ناتوان شرح و توصيف كتب مذكور را با ارائه عكس هائي
رنگين از مينياتورها و نقاشي هاي آن در همين فهرست به ترتيب حروف الفبا
آورده و عرضه داشته است.
سخني كوتاه درباره كلمه كوركان:سخني كوتاه درباره كلمه كوركان
همانطور كه در لغت نامه ها آمده است كلمه كوركان يا كوركن در زبان
تركي بمعناي ( داماد ) و با دو كاف عربي تلفظ ميشود.
امير تيمور موسس سلسله تيموريان بعد از آنكه بر قسمت اعظمي از
آسياي ميانه و ماوراء النهر غالب و فاتح آمد با بعضي از دختران اميران
سرزمين هاي متصرفي پيوند زناشوئي بست و بدين مناسبت كلمه كوركان
( داماد ) بعناوين و القاب او افزوده گشت و بعدها سلاطين اين سلسله كه از سال
771 الي 906 هجري قمري سلطنت كردند بنام سلسله كوركاني مشهور شدند.
سلسله با بريان يا تيموريان كه از اعقاب امير تيمور و در هندوستان از
سال 932 الي 1253 هجري قمري بامر سلطنت پرداختند جملگي به لقب
كوركان ملقب بودند.
بحث مختصري راجع به كلمه ( مير ):بحث مختصري راجع به كلمه ( مير )
كلمه مير مخفف امير و معناي لغوي آن امر كننده و آمر و فرمانروا است
اين عنوان به اولاد و احفادي كه سلسله نسب آنان به پيغمبر اكرم صلي الله عليه
و آله و سلم ميرسيد اطلاق ميشده است چنانكه كلمه ( مير ) در اول اسم اشخاص
نشان سادات بوده است مانند ميرحسن، مير علي و غيرو.
ديگر آنكه در روزگاران گذشته به بعضي از مشاغل و مناصب عنوان
( مير يا امير ) كه كلمه تركيب اضافي است داده ميشد كه نمايانگر درجه و منزلتي
شايان احترام بوده و بزرگي و ارشديت آن مقام را ميرسانده است.
بچند عنوان از اين قسم كه در نسخه هاي فهرست شده جمع آوري
كرده است اشاره مي شود.
امير يا مير آخر الزمان مير المسلمين
ميرميران مير آب حيوان ( حضرت خضر )
مير المومنين مير حاجب
مير علم مير نظام
مير كبير مير تومان
مير توپخانه مير پنج
مير بحر مير لشگر
مير الشعرا مير طلايه
مير الحج مير الجيش
مير الامرا مير شكار
مير آخور - مير اصطبل مير مجلس
مير شب مير نوروزي
مير سخن مير آب
مير غضب
ترتيب سال شماري به زبان تركي: ترتيب سال شماري به زبان تركي
درگذشته نه چندان دور جهت ايام و تقويم اوقات علاوه بر ترتيب سال
شماري شمسي و قمري از نوع سال شماري تركي مغولي هم استفاده ميگرديد.
اين نوع سال شماري بر مبناي سال شماري تاريخ شمسي و اسامي دوازده
گانه آن هر يك بنام جانوري به زبان تركي نامگذاري شده و منطقه البروج
بجاي دوازده ماه به دوازده سال تقسيم است.
ترتيب سال شماري تركي بتوسط مغول ها ( منسوب به الغ بيك ) در ايران
مرسوم شد و بيشتر مورد استفاده اسناد دولتي و فرمان و نوشتجات رسمي
قرار ميگرفت.
در اكثر نسخه هاي خطي كتابخانه سلطنتي نيز تاريخ كتابت بهمين روال
مرقوم شده است.
با اضافه شدن كلمه ئيل ( سال ) بدنبال هر يك از اسامي جانوران سال
مورد نظر مشخص ميشد كه ذيلا بدان اشاره ميشود.
سيچقان ئيل سال موش
اود ئيل سال گاو يا بقر
بارس ئيل سال پلنگ
توشقان ئيل سال خرگوش
لوي ئيل سال نهنگ
ئيلان ئيل سال مار
يونت ئيل سال اسب
قوي ئيل سال گوسفند
پيچي ئيل سال ميمون
تخافوي ئيل سال مرغ
ايت ئيل سال سگ
تنگوز ئيل سال خوك
تقسيم بندي وتنظيم مطالب و مضامين: ذكر بعضي از كلمات و عباراتي كه مولفان براي
تقسيم بندي وتنظيم مطالب و مضامين مورد نظر بكار برده اند
مولفان متقدم كلمات و لغاتي را طبق سليقه و بفحواي مضامين متن
تاليفشان در استخوان بندي بخش ها و مطالب كتاب انتخاب و بكار ميبردند و
منظورشان تميز و تفكيك مسائل متعدده و مسطوره بوده است.
كلمات و عبارات ذيل از نسخه هاي خطي فهرست شده كتابخانه سلطنتي
جمع آوري و عرضه مي گردد.
فصل - باب صغير - باب كبير مطلب - ركن - بخش - اصل - قسم -
وجه - فريده - بساط - ديباچه - فاتحه - بحث - فوائد - قاعده - حكايت -
منشور - وعده - حصه - آئين - انجمن - خبر - مظهر - مقصد - مجلس - مقام -
لايحه - مبحث - رساله - فن - منصوبه - لعب - قانون - سهم - رشحه -
سرلوحه - سفينه - محفل - موضوع - نمط - منهج - خلد - گلبن - فردوس -
لمعه - حديقه - روضه - سلوك - مرتبه - شجره - ثمره.
بطور مثال در ساله قماريه مطالب به چهار منصويه و هشت لعب
تقسيم بندي شده است.
ايضا
در كتاب جامع التمثيل مطالب به يك مقدمه و يك خاتمه و بيست و هشت
باب تقسيم شده است.
كلماتي كه به معناي بهشت آمده است: كلماتي كه در اين نسخه ها جمع آوري شده
و جملگي بمعناي ( بهشت ) آمده است
فردوس - خلد - مينو - حظيره قدس - دارالسلام - عدن - جنت -
رضوان - ارم - عليين - ظلال - يسري - بهشت.
نظري بر رساله قمار خانه: " جانا بقمار خانه مشتي رندند
مشتي رندند و كس نداند چندند
در داود نخست دين و دل در بازند
بر نسيه و نقد دو جهان ميخندند "
پهلوان محمود
نظري بر رساله قمار خانه
در ميان مجموعه نسخي كه در اين فهرست شرح و وصف اجمالي آن
آمده است نسخه اي خطي بنام قمار خانه يا قماريه وجود دارد كه شايد نسخه اصل
و منحصر بفرد باشد، لذا شناسائي آنرا مناسب دانسته علاوه بر معرفي نسخه كه
در متن اين فهرست و در رديف خود آمده است جهت افادت بيشتر در مقدمه
اين كتاب بطور كامل بچاپ ميرسد.
نسخه حاضر تاليف محمد امين قاجار و احتمالا بكتابت شخص مولف
در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده است خطاب بفرزندش در انتقاد و
ايراد از صفت نكوهيده و خانمان برانداز قمار و نصايح و مواعظي مفيد بر مبناي
اصول عقل و اخلاق كه با انشائي خوب و روان و قدري متكلف مرقوم شده و جاي
جاي با اشعار و حكايات و كلمات بزرگان و آيات و عبارات عربي درآميخته است.
مطالب و مضامين اين كتاب خواننده را بيشتر باوضاع و احوال و طرز
تفكر و شيوه زندگي و چگونگي مجالس و محافل اصحاب ثروت و ارباب مكنت
ابناء زمان آشنا ميسازد و براي تحقيق و بررسي قسمتي از تاريخ عصر قاجار
قابل توجه و دقت است.
علاوه بر آن تاريخچه ايست از انواع بازي هاي متداول و بيان مفصل
درباره واضعين و وجه تسميه و اصطلاحات خاص آن ها در بلاد مختلف و همچنين
به نكاتي دقيق در آداب بردن و باختن و بساط انداختن و حيلت سازي در قمار
اشارت رفته است.
در اين نسخه چند تصوير و ترسيم باب زر از وسائل گوناگون بازي ها
و نمايشي از صحنه هاي مختلف و متنوع آن كه مرسوم و متداول آن عصر بوده
ارائه شده است مولف به تفصيل به معرفي چند تن از مشاهير حريفان ماهر و
شيوخ مقامر چابك دست و شمه اي از شگردهاي خدعه آميز آنان در انواع بازي
قمار پرداخته است.
نكته اي ديگر هم در پايان عرض كنم و آن اينست كه خواننده ضمن
مطالعه اخبار و حكايات مرقومه در اين رساله باسامي و اصطلاحات خاص و رايج
زمان برميخورد كه خالي از لطف نيست.
با اميد فراوان به عنايت و كرم پروردگار در اولين فرصت مناسبي كه
دست دهد رساله مورد سخن را به منظور تكثير، جداگانه به طريقه افست چاپ
نموده و در اختيار اهل تحقيق قرار خواهد داد.
شرح مختصري راجع به چهار كتاب مقدس مترجم زبور، انجيل، تورات و قرآن: شرح مختصري راجع به چهار كتاب مقدس مترجم،
زبور، انجيل، تورات و قرآن
از جمله برنامه هاي كتابخانه سلطنتي و يكي از آرزوهاي اين كمترين
ازدياد بعضي از نسخه هاي اصيل و بي نظير مخزون در كتابخانه بصورت
عكسبرداري به قطع و وضع اصلي آن مي باشد كه باساني و سهولت در اختيار
محققين و مشتاقان قرار گيرد.
از معدود نسخه هاي مورد نظر كتب مترجم و مقدس و منيف زبور،
انجيل، تورات و قرآن است كه هر چهار در حدود سال 1152 هجري قمري
بفرمان نادر شاه افشار بزبان فارسي ترجمه گرديده است.
( نويسنده ناتوان در فهرست كتب ديني خطي كتابخانه سلطنتي تاليف
سال 1352 خورشيدي برابر سال 1393 هجري قمري شرح و توصيف آن را به
ترتيب آورده است ).
براي اجراي اين فرمان هياتي از مبلغين و اسقف هاي مسيحي و كشيشان
ارمني و نمايندگان دين يهود و علماي روحاني اسلام انتخاب و بسرپرستي
ملا علي اكبر ملاباشي و توجه و مراقبت شديد ميرزا مهدي خان استرآبادي
منشي و مورخ صاحب مقام نادر شاه افشار بسرعت بمرحله انجام درآمده و ترجمه
فارسي نسخه هاي مزبور بپايان رسيد.
در يادداشت هاي عبد الكريم كشميري آمده است كه در حدود هفت تن
از علماي اعلام و متبحر و معتبر ترجمه كاملي از كتب مورد بحث را در شهر
قزوين تهيه و آماده كرده و بعرض نادر شاه افشار رساندند كه جملگي مورد
مرحمت و عنايت مشار اليه قرار گرفتند.
بشهادت تاريخ منظور نظر و مساعي و تلاش نادر شاه افشار از ترجمه
چهار كتاب زبور، انجيل، تورات و قرآن بزبان فارسي همانا ايجاد اتحاد و حسن
تفاهم بين پيروان اديان چهارگانه و جذب قلوب و جلب رشته مودت و دوستي
طبقه علما و روحانيون مذاهب و عقايد مختلف بود.
مطلبي كوتاه در مورد مجموعه مرقع گلشن:مطلبي كوتاه در مورد مجموعه مرقع گلشن
نكته قابل عرض كه لازم است از نظر خوانندگان گرامي بگذرد آنكه
اين كمترين در مقدمه فهرست مرقعات كتابخانه سلطنتي تاليف سال 1353 هجري
خورشيدي برابر سال 1394 هجري قمري بشارت داده بود مجموعه مرقع گلشن
را كه از مرقعات كم مثال تاريخي و جلوه گاهي نزهت افزا از هنر نگار گري و
تذهيب و ترصيع و نمايشگاهي آموزنده و دلپذير از فنون ظريفه تشعير سازي
و صورتگري و خوشنويسي هنرمندان ايراني و هندي در قرن يازدهم هجري
قمري بوده و اكنون زينت بخش گنجينه كتابخانه سلطنتي است بمنظور تكثير
مانند كتاب مستطاب شاهنامه بايسنغري بچاپ افست رسانده و به دوستداران
كتاب و شيفتگان هنر تقديم دارد.
مقدمات چاپ مرقع گلشن از طرف كتابخانه در اسرع وقت انجام شد و
طي نامه هاي مكرر به چاپخانه افست ( رونوشت آن در بايگاني اين كتابخانه
ثبت است ) و بعد از انجام مراحل اوليه و بررسي دقيق در مورد عكسبرداري
نمايندگان متخصص آن چاپخانه با مشاهده و ملاحظه كتاب مورد بحث و مشورت
و تبادل نظر اعلام داشتند كه عكسبرداري از حواشي مكلل و مذهب و تشعير سازي
قطعات منقش و مصور و مرصع مرقع گلشن بلحاظ طلاكاري هاي نفيس و بسيار
زيبا ميسر و مقدور نيست و چاپ آن از نظر فني و هنري همتراز با متن آن
نخواهد شد.
مع الوصف نگارنده ناتوان با جدي تمام اين برنامه را پيگيري كرده و
آرزومند است عكسبرداري و چاپ صحيح اين مجموعه نگارين و بي همتا
با اسلوب و موازين فني دقيق و مورد پسند انجام پذيرد و از اين رهگذر دل و
ديده شيفتگان هنر بدان روشني يابد. ان شاء الله تعالي.
انتقال تعداد دوازده هزار و اندي مجلد كتب خطي و چاپي:بياني مجمل در خصوص انتقال تعداد دوازده هزار و اندي
مجلد كتب خطي و چاپي از كتابخانه سلطنتي
بكتابخانه معارف وقت
مناسب است مختصر اشاره اي راجع به چگونگي انتقال تعدادي از كتب
خطي و چاپي كتابخانه سلطنتي بكتابخانه معارف وقت ( كتابخانه ملي ) بشود.
همانطور كه نگارنده كمترين مكرر در مقدمه فهرست هاي پيشين مرقوم
داشته است بين سال هاي 1313 - 1317 هجري خورشيدي در حدود دوازده
هزار و اندي مجلد كتب خطي و چاپي از اين كتابخانه به كتابخانه معارف وقت
منتقل شد.
خوانندگان گرامي و ارادت ورزان به كتاب استحضار دارند كه اينجانب
بعد از تصدي امور كتابخانه در مقام استرداد كتب انتقالي برآمده با كسب اجازه
و صدور فرمان همايوني طي نامه هاي متعدد به وزارت فرهنگ و هنر درخواست
برگشت آن را مطابق و موافق صورت مجلس هاي موجود نمود.
ناگفته نماند هدف اصلي از عودت كتب مذكور همانا رفع نواقص
مجلدات است كه مع التاسف در ان زمان به علت تشويش در انتخاب و انتقال
كتب به كتابخانه معارف وقت توجه و امعان نظر كافي و وافي بعمل نيامده و در
نتيجه در رديف برخي از نسخه هاي خطي موجود كتابخانه سلطنتي خلل و نقصان
روي داده است.
بدين سبب نگارنده كمترين كرارا از وزارت فرهنگ و هنر تقاضا نمود
لااقل نسخه هاي خطي منتقله را كه در حدود سه هزار واندي مجلد است باين
كتابخانه مسترد دارند تا فهرست نگاري نسخ خطي موجود مواجه با اشكال نشود.
در اينجا متذكر ميشود مجاهدت و كوشش هاي فراوان و مداوم براي
اين منظور مهم و سودمند تاكنون به نتيجه نرسيد متصديان وقت وزارت فرهنگ
و هنر بدين امر بااهميت بي اعتنا و به بهانه هاي غير معقول متعذر و استرداد
كتب را بعهده تعويق انداختند.
اميد است حق تعالي ياريم فرمايد و اين گروه پيچيده و مشكل را بگشايد
در پايان عرضه ميدارد اينجانب از درخواست و طلب كتب خطي و اعاده آن به
گنجينه گرانبهاي كتابخانه سلطنتي دمي باز نخواهد ايستاد.
تا خداوند چه خواهد ....
خدا كشتي آنجا كه خواهد برد اگر ناخدا جامه بر تن درد
من الله التوفيق و هو نعم المولي و نعم الرفيق.
كمترين - بدري كامروز ( آتاباي )
بتاريخ آبان ماه 1356
برابر ذي القعده 1397
نمايه نام كتاب: فهرست مندرجات كتاب
از صفحه يك الي پنج آداب المشق
از صفحه 6 الي 8 آداب ناصري
از صفحه 9 الي 11 احياء علوم الدين
از صفحه 12 الي 18 اخلاق محسني
از صفحه 19 الي 28 اخلاق ناصري
از صفحه 29 الي 31 ارمغان مظفري
از صفحه 32 الي 36 اساس البلاغه
از صفحه 37 الي 41 اسفار
از صفحه 42 الي 43 اشعار شعراي اربعه
از صفحه 44 الي 46 اغاني
از صفحه 47 الي 49 افادات
از صفحه 50 الي 53 الاشارات و التنبيهات
از صفحه 54 الي 56 التاهيل الغريب
از صفحه 57 الي 59 الشهاب في الحكم و الاداب
از صفحه 60 الي 72 الصحاح اللغه
از صفحه 73 الي 74 الصراح اللغه
از صفحه 75 الي 76 الضياء العلوم
از صفحه 77 الي 79 القاموس المحيط
از صفحه 80 الي 81 الكامل المبرد
از صفحه 82 الي 84 الكلمات المكنونه
از صفحه 85 الي 87 المجلي المراه المنجي
از صفحه 88 الي 89 المزهر اللغت
از صفحه 90 الي 91 المستظرف في كل فن مستظرف
از صفحه 92 الي 93 المطول
از صفحه 94 الي 95 المغرب اللغه
از صفحه 96 الي 98 المقابيس اللغه
از صفحه 99 الي 100 المقاصد النحويه ( شواهد عيني )
از صفحه 101 الي 103 المنج المكيه في شرح الهمزيه
از صفحه 104 الي 106 انجمن دانش
از صفحه 107 الي 109 انوار التحقيق
از صفحه 110 الي 114 انوار الربيع في انواع البديع
از صفحه 115 الي 116 انوار العلوم
از صفحه 117 الي 133 انوار سهيلي
از صفحه 134 الي 138 اوصاف الشراف
از صفحه 139 الي 143 بديع البدايع في محاسن الصنايع
از صفحه 144 الي 145 براهين العجم في قوانين المعجم
از صفحه 146 الي 148 برهان اللغه
از صفحه 149 الي 152 برهان قاطع
از صفحه 153 الي 154 بهارستان جامي
از صفحه 155 الي 157 بهجه اللغه
از صفحه 158 الي 180 پانزده رساله
از صفحه 181 الي 182 پند نامه
از صفحه 183 تا صفحه 184 پنديات شيخ اجل سعدي شيرازي
از صفحه 185 تا صفحه 186 تاج و هاج تارك دادار
از صفحه 187 تا صفحه 188 تحفه الابرار
از صفحه 189 تا صفحه 191 تحفه السلاطين
از صفحه 192 تا صفحه 217 تحفه الملوك
از صفحه 218 تا صفحه 222 تحفه الوزراء
از صفحه 223 تا صفحه 224 تحفه خاقانيه
از صفحه 225 تا صفحه 228 تحفه عباسي
از صفحه 229 تا صفحه 246 تذكره آتشكده آذر بيگدلي
از صفحه 247 تا صفحه 251 تذكره الخطاطين
از صفحه 252 تا صفحه 256 تذكره دلگشا
از صفحه 257 تا صفحه 264 تذكره دولتشاه سمرقندي
از صفحه 265 تا صفحه 267 تذكره رياض العارفين
از صفحه 268 تا صفحه 270 تذكره شعراي فرس
از صفحه 271 تا صفحه 274 تذكره شيخ صفي الدين
از صفحه 275 تا صفحه 278 تذكره هفت اقليم
از صفحه 279 تا صفحه 281 ترجمه حال عابد و زو
از صفحه 282 تا صفحه 285 ترجمه رشف النصايح
از صفحه 286 تا صفحه 289 ترجمه فارسي شرح بر مقدمه دفتر ششم مثنوي معنوي
از صفحه 290 تا صفحه 292 ترجمه و شرح قصيده ميميه
از صفحه 293 تا صفحه 295 ترسل
از صفحه 296 تا صفحه 298 تعبير الرويا
از صفحه 299 تا صفحه 301 تفسير اصطلاحات عرفا
از صفحه 302 تا صفحه 305 جامع التمثيل
از صفحه 306 تا صفحه 313 جامع الحكايات و لوامع الروايات
از صفحه 314 تا صفحه 317 جلوه المذاكره في خلوه المحاضره
از صفحه 318 تا صفحه 320 جواهر الاسرار و زواهر الانوار
از صفحه 321 تا صفحه 327 چهار مقاله عروضي نظامي
از صفحه 328 تا صفحه 331 حدايق السحر في دقايق الشعر
از صفحه 332 تا صفحه 335 حديقه المعارف
از صفحه 336 تا صفحه 338 حديقه عبد الرزاق بيك دنبلي
از صفحه 339 تا صفحه 343 حقيقه الحقايق
از صفحه 344 تا صفحه 346 درر الحكم و درر اللوامع
از صفحه 347 تا صفحه 349 درالمصون
از صفحه 350 تا صفحه 360 دره التاج عزه الدباج
از صفحه 361 تا صفحه 364 دره السلطاني
از صفحه 365 تا صفحه 367 دو خطبه بي الف و بي نقطه
از صفحه 368 تا صفحه 369 ديوان سلامه بن جندل
از صفحه 370 تا صفحه 373 ذخيره الملوك
از صفحه 374 تا صفحه 376 رسائل الخمسه بطلميوسي
از صفحه 377 تا صفحه 379 رسايل بابا افضل كاشي
از صفحه 380 تا صفحه 383 رسايل پنجگانه - رفع الفتنه
از صحفه 484 تا صفحه 387 رسايل در مواعظ
از صفحه 388 تا صفحه 390 رسايل كرماني قاجار
از صفحه 391 تا صفحه 397 رساله انيس العشاق
از صفحه 398 تا صفحه 401 رساله اهلي شيرازي
از صفحه 402 تا صفحه 404 رساله حاجي ميرزا آقاسي
از صفحه 405 تا صفحه 406 رساله سئوال و جواب
از صفحه 407 تا صفحه 409 رساله صرف و نحو
از صفحه 410 تا صفحه 412 رساله غزالي
از صفحه 413 تا صفحه 415 رساله منطق
از صفحه 416 تا صفحه 419 رساله منهج السالكين
از صفحه 420 تا صفحه 423 روض الاداب
از صفحه 424 تا صفحه 430 روضه الانوار
از صفحه 431 تا صفحه 447 سراج المنير
از صفحه 448 تا صفحه 452 سفينه المحمود
از صفحه 453 تا صفحه 455 سقط الزند
از صفحه 456 تا صفحه 459 سلوك ملوك
از صفحه 460 تا صفحه 462 شرح بر اشارات
از صفحه 463 تا صفحه 465 شرح بر ديوان حافظ
از صفحه 466 تا صفحه 471 شرح بر ديوان متنبي
از صفحه 472 تا صفحه 474 شرح بر قصايد ابن فارض
از صفحه 475 تا صفحه 482 شرح بر مقامات حريري
از صفحه 483 تا صفحه 486 شرح حال خطاطان
از صفحه 487 تا صفحه 489 شرح حكمه الاشراق
از صفحه 490 تا صفحه 491 شرح حماسه تبريزي
از صحفه 492 تا صفحه 495 شرح رباعيات جامي
از صفحه 496 تا صفحه 498 شرح قصيده بانت سعاد
از صفحه 499 تا صفحه 501 شرح قصيده لاميه العرب
از صفحه 502 تا صفحه 505 شرح مشكلات ديوان انوري
از صفحه 506 تا صفحه 507 شرح مقاصد الطالبين في اصول الدين
از صفحه 508 تا صفحه 510 شكرستان
از صفحه 511 تا صفحه 503 شمع اليقين
از صفحه 514 تا صفحه 516 صد پند لقمان
از صفحه 517 تا صفحه 519 ضوء السقط
از صفحه 520 تا صفحه 522 غرر و درر
از صفحه 523 تا صفحه 525 عشق و روح
از صفحه 526 تا صفحه 529 فتوح الحرمين
از صفحه 530 تا صفحه 531 قرائد القلائد
از صفحه 532 تا صفحه 534 فرج بعد از شدت
از صفحه 535 تا صفحه 536 فروق اللغات
از صفحه 537 تا صفحه 543 فرهنگ جهانگيري
از صفحه 544 تا صفحه 547 قابوس نامه
از صفحه 548 تا صفحه 550 قسم ثالث مفتاح العلوم
از صفحه 551 تا صفحه 553 قصه شيخعلي ميرزا
از صفحه 554 تا صفحه 561 قماريه
از صفحه 562 تا صفحه 563 قوافي اللغه
از صفحه 564 تا صفحه 568 كافيه
از صفحه 569 تا صفحه 571 كامل بهائي
از صفحه 572 تا صفحه 575 كتابچه اشعار و يادداشت هاي متفرقه
از صفحه 576 تا صفحه 578 كشف الحق
از صفحه 579 تا صفحه 594 كشكول شيخ بهائي
از صفحه 595 تا صفحه 597 كمال البلاغه
از صفحه 598 تا صفحه 600 كنز الاسرار
از صفحه 601 تا صفحه 603 كنز اللغه
از صفحه 604 تا صفحه 606 كنوز الوديعه من رموز الشريعه
از صفحه 607 تا صفحه 611 كيمياي سعادت
از صفحه 612 تا صفحه 615 گلشن راز
از صفحه 616 تا صفحه 618 گوگرد احمر
از صفحه 619 تا صفحه 622 گوهر مراد
از صفحه 623 تا صفحه 625 لب الالباب و نزهه الاحباب
از صفحه 626 تا صفحه 629 الغه الناصري
از صفحه 630 تا صفحه 632 لوايح جامي
از صفحه 633 تا صفحه 642 مجالس المومنين
از صفحه 643 تا صفحه 645 مجالس النفايس
از صفحه 646 تا صفحه 658 مجموعه
از صفحه 659 تا صفحه 663 محزن المحمود
از صفحه 664 تا صفحه 666 محاكمات بر اشارات
از صفحه 667 تا صفحه 668 محيط اللغه
از صفحه 669 تا صفحه 671 مراه البلها
از صفحه 672 تا صفحه 675 مرصاد العباد
از صفحه 676 تا صفحه 678 مضاف و منسوب
از صفحه 679 تا صفحه 681 مظاهر محموديه
از صفحه 682 تا صفحه 686 معايب الرجال
از صفحه 687 تا صفحه 689 معيار جمالي
از صفحه 690 تا صفحه 695 مفاتيح الاعجاز
از صفحه 696 تا صفحه 700 مفتاح السعاده
از صفحه 701 تا صفحه 703 مقاصد الاولياء
از صفحه 704 تا صفحه 705 مقالات شيخ صفي الدين
از صفحه 706 تا صفحه 710 مكاتيب خواجه اختيار
از صفحه 711 تا صفحه 713 ملوك الكلام
از صفحه 714 تا صفحه 717 مناقب الابرار و محاسن الاخيار
از صفحه 718 تا صفحه 720 منتخب اللغات شاه جهاني يا فرهنگ رشيدي
از صفحه 721 تا صفحه 733 منشات
از صفحه 734 تا صفحه 737 مهذب الاسماء
از صفحه 738 تا صفحه 741 مهيج الاشواق معجون الهي
از صفحه 742 تا صفحه 746 نامه دانشوران
از صفحه 747 تا صفحه 749 نزهه العاشقين
از صفحه 750 تا صفحه 753 نصاب الصبيان
از صفحه 754 تا صفحه 763 نصايح الملوك
از صفحه 764 تا صفحه 765 نصايح لقمان
از صفحه 766 تا صفحه 779 نفحات الانس
از صفحه 780 تا صفحه 782 وصف الخط و آداب المشق
از صفحه 783 تا صفحه 785 هبه الكتاب
از صفحه 786 تا صفحه 788 هزار دستان
از صفحه 789 تا صفحه 790 هفت بند ملاحسن كاشي
از صفحه 791 تا صفحه 795 يخچاليه
از صفحه 799 تا صفحه 801 سجع مهرها
از صفحه 802 تا صفحه 803 اسامي شارحان
از صفحه 804 تا صفحه 806 اسامي جلد سازان - مذهبان - مترجم
از صفحه 807 تا صفحه 813 اسامي كاتيان
از صفحه 814 تا صفحه 823 اسامي مولفان

فهرست نسخه هاي خطي

نمايه ها: اينك سجع مهرها، اسامي شارحان،
جلد سازان، مذهبان، مترجمان،
كاتبان و مولفان اين فهرست
از نظر ميگذرد.
سجع مهرها:سجع مهرها:
1 - ابو الفتح فتح الله. ------
2 - احمد عطار ------
3 - اعتماد حضور -------
4 - اعتماد خان شاه جهاني بسال 1063 هجري قمري
5 - الله اكبر بسال 1024 هجري قمري
6 - الحاج مصطفي صدقي ------
7 - الحمد لله الذي هداني لهذا و ماكنا لمهتدي لولا ان هدينالله.
8 - الراجي فضل الله الحسيني ------
9 - العبد محمد باقر ------
10 - العبد محمد طاهر بسال 1124 هجري قمري
11 - ( العزه لله - نگين بخش ملوك ترك و تازي
ملك سلطان محمد شاه غازي 1245 )
12 - امانت خان شاه جهاني بسال 1024 هجري قمري
13 - بنده شاه جهان ضياء الدين محمد ------
14 - تقي ابن محمد بن محمد مهدي بسال 1170 هجري قمري
15 - جميل اسمعيل مظهري بسال 1157 هجري قمري
16 - حسين ابن هدايت ------
17 - 0 دولت عليه ايران اعتماد الدوله ميرزا آقاخان صدر اعظم ).
18 - شكر الله خان نوري بسال 1239 هجري قمري
19 - صادق زمان شاه جهاني ------
20 - عارف شاه جهاني ------
21 - عبد الباقي ------
22 - عبد الرحمن ------
23 - عبد الرشيد ديلمي شاه جهاني بسال 1024 هجري قمري
24 - عبد الله چلبي بسال 1026 هجري قمري
25 - عبد الله عالم گيري ------
26 - عبد الله نوري ------
27 - عبد الوهاب موسوي ------
28 - عثمان بسال 1174 هجري قمري
29 - علي اكبر الحسيني ------
30 - عبده الراجي خسرو ------
31 - عنايت خان شاه جهاني ------
32 - ( غلام شاه عباس ) ------
33 - فرهاد ميرزا معتمد الدوله بسال 1304 هجري قمري
34 - ( قد صار هذا الكتاب من متملكات اقل خلق الله الخليل ).
35 - كتابخانه دولت عليه ايران بسال 1329 هجري قمري
36 - لطفعلي بسال 1006 هجري قمري
37 - لك عسي از بيعثك ريك مقاما محمودا ------
38 - ( محمد از درمولي صفاي سرمدي خواهد ) بسال 1084 هجري قمري
39 - محمد افضل ------
40 - محمد باقر العلوم ------
41 - محمد بن سعدي بسال 996 هجري قمري
42 - محمد بن مهدي بسال 1141 هجري قمري
43 - محمد تقي ------
44 - محمد حسين ابن فتحعلي ------
45 - محمد رضا الحسيني ------
46 - محمد صادق ------
47 - محمد مومن شاه جهاني بسال 1017 هجري قمري
48 - محمود علي خير البشر ------
49 - مسعود جهانگيري ------
50 - مشير السلطنه بسال 1282 هجري قمري
51 - مصطفي بسال 1024 هجري قمري
52 - مظفر الدين شاه قاجار ------
53 - من مستملكات الحاج مصطفي صدقي غفر له ------
54 - منشي الممالك ------
55 - مهدي الحسيني ------
56 - مير جعفر بن عبدالله عارف صفوي ------
57 - ميرزا محمود وزير ------
58 - ميرزا مهديخان استرآبادي نادري ------
( من هديه المهدي ).
59 - ناصر الدين شاه قاجار ------
60 - نظميه وقت ( هيات اكتشاف اشياء مسروقه سلطنتي ).
نمايه مولفان (شارحان): اسامي شارحان:
1 - ابو الحسن الحسين الفراهاني. قرن يازدهم هجري قمري
2 - ابو الحسن علي بن احمد بن متويه متوي نيشابوري واحدي قرن پنجم هجري قمري
3 - ابوالضيا بدرالدين حسن بن محمد بن نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
محمد البوريني ( شيخ )
4 - ابوجعفر محمدبن محمد بن رازي ملقب به قطب الدين اواسط قرن هشتم هجري قمري
5 - ابوزكريا يحيي بن علي بن محمد بن خطيب تبريزي اواخر قرن پنجم هجري قمري
6 - ابو محمد القاسم بن علي بن عثمان الحريري اوائل قرن ششم هجري قمري
7 - احمد بن عبد المومن موسي شريشي اوائل قرن هفتم هجري قمري
8 - حسين بن حسن بيهقي سبزواري كاشفي اوائل قرن دهم هجري قمري
متخلص به واعظ و ملقب به كمال الدين
9 - سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله اواسط قرن هشتم هجري قمري
خراساني تفتازاني
10 - شمس الدين بن محمد بن ابي بكر بن اواخر قرن هفتم هجري قمري
عبد القادر الرازي ملقب به زين الدين
11 - شهاب الدين احمد بن محمد بن علي بن اواخر قرن دهم هجري قمري
حجر مصري سعدي هثيمي
12 - عبد الرحمن بن احمد بن محمد دشتي جامي. نيمه دوم قرن نهم هجري قمري
13 - علامه حلي و فخرالدين محمد بن عمر بن نيمه دوم قرن هشتم هجري قمري
الحسيني خطيب رازي ( قطب الدين رازي )
14 - محمد بن عبد الرحمن بن عمر بن احمد نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
15 - محمد صادق علي رضوي لكهنوي حنفي ( سيد ) اوائل قرن سيزدهم هجري قمري
16 - محمود بن عمر بن احمد خوارزمي نيمه اول قرن ششم هجري قمري
زمخشري ملقب به جار الله
17 - محمود بن مسعود بن مصلح فارسي قرن هفتم هجري قمري
شيرازي الحسني معروف به قطب الدين
شيرازي يا قطب المحققين.
نمايه جلد سازان:اسامي جلد سازان:
1 - بابائي ( ملا ) بسال 1210 هجري قمري
2 - باقر ( آقا ) محمد باقر ------
3 - زين العابدين اصفهاني بسال 1259 هجري قمري
نمايه مذهبان: مذهب:
1 - حسين بن مهدي بسال 1278 هجري قمري
نمايه مترجمان: مترجم:
1 - تقي بن محمد منشي ساوجبلاغي اوائل قرن چهاردهم هجري قمري
نمايه كاتبان: اسامي كاتبان:
1 - آقاخان چالقرباني بسال 1226 هجري قمري
2 - ابراهيم باغميشه تبريزي بسال 1297 هجري قمري
3 - ابراهيم بن الميك الشافعي بسال 967 هجري قمري
4 - ابراهيم بن عمر الدميري المالكي بسال 865 هجري قمري
5 - ابوالحسن بن محمد اسمعيل بيرجندي اوائل قرن چهاردهم هجري قمري
حسيني. متخلص به حكمت
6 - ابوالخير الحسيني بسال 1240 هجري قمري
7 - ابوالفضل مجد الدين محمد بن فضل الله بسال 1261 هجري قمري
8 - ابوالقاسم نائيني بسال 1310 هجري قمري
9 - ابوالوفا محمد بن خليل بن ابراهيم الصالحي الحنفي بسال 877 هجري قمري
10 - احمد ابن مشهدي يوسف مشكني بسال 1251 هجري قمري
11 - احمد ابن ميرزا كاظم طهراني بسال 1220 هجري قمري
127 - احمد النيريزي السلطاني بسال 1116 هجري قمري
13 - اختيار الدين حسن المنشي ( خواجه ) بسال 935 هجري قمري
14 - اسماعيل بن خليل الشافعي بسال 980 هجري قمري
15 - اسمعيل بن يوسف بسال 672 هجري قمري
16 - اكمل الدين بسال 1072 هجري قمري
17 - باباشاه اصفهاني بسال 980 هجري قمري
18 - بابا مرتضي قليخان شاملو بسال 1120 هجري قمري
19 - بي بي دختر محمد باقر خان سركرده سوار استرآبادي بسال 1312 هجري قمري
20 - بيك محمد بن علاء الملك بايجي بسال 995 هجري قمري
21 - تولوي خان بسال 1313 هجري قمري
22 - جعفر الحسيني بسال 1046 هجري قمري
23 - جعفر سلطاني بسال 966 هجري قمري
24 - جمال ابن ملك محمد شيرازي بسال 1089 هجري قمري
25 - جمال بن محمد بن الحسين بسال 835 هجري قمري
الشريف الابدال
26 - چنگيز ( ميرزا ) اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
27 - حسن بيچاره اوائل قرن يازدهم هجري قمري
28 - حسن كاشاني ( سيد ) بسال 1263 هجري قمري
29 - حسين بسال 983 هجري قمري
30 - حسين التبريزي ( شيخ ) بسال 1229 هجري قمري
31 - حسينقلي نوري صدر السلطنه بسال 1289 هجري قمري
32 - درويش حسين نوا بسال 1251 هجري قمري
33 - درويش عبد الله منشي قرن سيزدهم هجري قمري
34 - زين العابدين ابن محمد الرضوي بسال 1263 هجري قمري
35 - زين العابدين بن شرف الدين حسن زيناء الشيرازي بسال 1021 هجري قمري
36 - زين العابدين محلاتي بسال 1303 هجري قمري
37 - شمس المعالي الحسيني الابي بسال 595 هجري قمري
38 - شيرازي ( ميرزا آقا ) بسال 1278 هجري قمري
39 - صدر الدين محمد بن شمس الدين بسال 1312 هجري قمري
محمد بن جعفر الالهي النظامي اللواساني
40 - ضياء الدين محمد القزويني بسال 990 هجري قمري
41 - طاهر محمد هلالي بسال 959 هجري قمري
42 - طيب بسال 55 - 1056 هجري قمري
43 - عبد الجبار احتمالا قرن يازدهم هجري قمري
44 - عبد الرحمن الموفق بسال 1111 هجري قمري
45 - عبد الرحمن جرجاني بسال 897 هجري قمري
46 - عبد الرحيم ابن ميرزا محمد بسال 1220 هجري قمري
47 - عبد الرزاق ابن اسمعيل الحسيني الحسني السمناني بسال 1158 هجري قمري
48 - عبد الرسول چشتي ( شيخ ) بسال 1090 هجري قمري
49 - عبد الرشيد الديلمي نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
50 - عبد الكريم طباطبائي بسال 1269 هجري قمري
51 - عبد اللطيف ابن محمد باقر بروجردي بسال 1185 هجري قمري
52 - عبد الله بن علي اكبر الاصفهاني بسال 1254 هجري قمري
53 - عبد الله همداني بسال 1236 هجري قمري
54 - عبد الوهاب معتمد الدوله اصفهاني قرن سيزدهم هجري قمري
موسوي متخلص به نشاط ( ميرزا )
55 - علاء الدين احمد بن جمال الدين بن محمد خنري بسال 964 هجري قمري
56 - علي اصغر باصر الدوله بسال 1320 هجري قمري
57 - علي السلطاني بسال 935 هجري قمري
58 - علي بن طيور البساطي ------
59 - علي بن عثمان بن عبد الرحمن مغربي مراكشي كركي بسال 724 هجري قمري
60 - علي بن محمد رفيع الطباطبائي الزواره اي بسال 1243 هجري قمري
61 - علي محمد اللواساني بسال 1276 هجري قمري
62 - علي محمد بن حسن مطيع الخوراسكاني بسال 1099 هجري قمري
63 - علي محمد بن حسينعلي لواساني صفا ( ميرزا ) بسال 1284 هجري قمري
64 - علي محمد متخلص به حكيم بسال 1290 هجري قمري
65 - عماد الحكما اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
66 - غلامحسين قاجار بسال 1275 هجري قمري
67 - غلامرضا بسال 1259 هجري قمري
68 - فاضل محمد بسال 1067 هجري قمري
69 - فتح الله الحسيني الشيرازي متخلص به بديع الزمان بسال 1264 هجري قمري
70 - فتحعلي تنكابني بسال 1260 هجري قمري
71 - فرج الله عرب العامري بسال 1269 هجري قمري
72 - فيض الله الحسيني بزافي زاده ( سيد ) بسال 1180 هجري قمري
73 - قاضي خان ابن حسام الدين مراغي بسال 1081 هجري قمري
74 - كوچك شيرازي. متخلص به وصال (ميرزا) بسال 1238 هجري قمري
75 - عبد الدين يزدي ( المذهب ) بسال 851 هجري قمري
76 - مجد الدين بن فضل الله ساوجي بسال 1261 هجري قمري
77 - محبعلي ابن عنبر قاري ( ملا ) بسال 1197 هجري قمري
78 - محسن منشي متخلص به شعاعي بدر الشعرا بسال 1287 هجري قمري
79 - محمد ابراهيم ابن محمد مهدي الرازي بسال 1262 هجري قمري
80 - محمد ابن اينال الكركي بسال 849 هجري قمري
81 - محمد ابن شمس الدين ( شيخ ) بسال 1064 هجري قمري
82 - محمد ابن محمد حسن خوانساري بسال 1228 هجري قمري
83 - محمد ابن وصال شيرازي متخلص به داوري ( ميرزا ) بسال 1270 هجري قمري
84 - محمد اسمعيل الموسوي العريضي اليزدي بسال 1250 هجري قمري
85 - محمد الامامي ( شيخ ) بسال 887 هجري قمري
86 - محمد الموسوي الخوئي بسال 1275 هجري قمري
87 - محمد امين قاجار احيانا اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
88 - محمد باقر ابن محمد گيلاني ( ملا ) بسال 1040 هجري قمري
89 - محمد باقر بن محمد رضا بسال 1260 هجري قمري
90 - محمد بن زين العابدين بسال 1263 هجري قمري
91 - محمد بن عثمان بسال 1158 هجري قمري
92 - محمد بن محمود بن عطاء الله الابشيهي بسال 1126 هجري قمري
93 - محمد تقي ابن ميرزا زكي مازندراني اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
علي آبادي. متخلص به صاحب ديوان ( ميرزا )
94 - محمد جعفر ابن رجبعلي اصفهاني بسال 1250 هجري قمري
95 - محمد جعفر همداني بسال 1229 هجري قمري
96 - محمد حسن ابن محمد رضا بسال 1240 هجري قمري
97 - محمد حسين البحريني بسال 1271 هجري قمري
98 - محمد حسين الطهراني بسال 1259 هجري قمري
99 - محمد حسين رئيس الكتاب بسال 1296 هجري قمري
100 - محمد حكيم الحسيني بسال 1040 هجري قمري
101 - محمدرضا ملقب به سلطان الكتاب متخلص به صفا بسال 1322 هجري قمري
102 - محمد سعيد بن محمد تقي الكاتب الخاتون آبادي بسال 1062 هجري قمري
103 - محمد شريف بن محمد هادي نائيني بسال 1250 هجري قمري
104 - محمد صادق ابن ابراهيم الحسيني بسال 1074 هجري قمري
105 - محمد صادق انجوي شيرازي بسال 1248 هجري قمري
106 - محمد طاهر جاجرمي ابن ابوسعيد بسال 1128 هجري قمري
107 - محمد طاهر سرابي بسال 1088 هجري قمري
108 - محمد طاهر همداني بسال 1301 هجري قمري
109 - محمد عبد الرزاق مكي بسال 1193 هجري قمري
110 - محمد علي مشهور به كهنه بسال 1072 هجري قمري
111 - محمد علي الحسيني التفرشي بسال 1323 هجري قمري
112 - محمد علي كاشاني بسال 1255 هجري قمري
113 - محمد قلي ابن محمد زكي نوري بسال 1287 هجري قمري
114 - محمد كاظم النصيري الطوسي بسال 1072 - 1075 هجري قمري
115 - محمد كاظم بن محمد جعفر بن محمد خليل بسال 1229 هجري قمري
116 - محمد محسن خاتون آبادي بسال 1095 هجري قمري
117 - محمد مومن ابن محمد شفيع بسال 1017 هجري قمري
118 - محمد مهدي ابن ميرزا محمد باقر بسال 1249 هجري قمري
متخلص به بهجت و ملقب به فروغ الدين
119 - محمد هادي ماهاني ابن محمد صادق بسال 1082 هجري قمري
120 - محمد هاشم الحسيني بسال 1066 هجري قمري
121 - محمود ابن علي ابن معري الصبري بسال 656 هجري قمري
122 - منوچهر ابن مقصود بيك بسال 1053 هجري قمري
123 - منصور تويسركاني بسال 1231 هجري قمري
124 - ميرعلي بسال 950 هجري قمري
125 - نصر الله ابن سيد صالح دزفولي ( سيد ) بسال 1030 هجري قمري
126 - نور الدين محمد لاهيجاني بسال 1050 هجري قمري
127 - يار علي مافي بسال 1250 هجري قمري
128 - ياقوت المستعصمي بسال 691 هجري قمري
129 - يحيي ابن فخر الدين الدسطي ------
130 - يحيي بن محمد بن واقا ------
131 - يوسف بن نظام الملك بسال 1314 هجري قمري
132 - يوسف علي ابن حاجي محمد الكازروني بسال 1106 هجري قمري
نمايه مولفان: اسامي مولفان:
1 - ابو اسحق ابراهيم بن هلال بن ابراهيم بن اواخر قرن چهارم هجري قمري
هرون صائبي بغدادي
2 - ابو اسعمعيل عبد الله ابن ابي منصور بن اواسط قرن پنجم هجري قمري
ابي ايوب علي انصاري هروي مشهور به پير هرات
3 - ابو الثناء محمود بن مسعود بن مصلح اواخر قرن هفتم هجري قمري
شيرازي كازروني. ملقب به قطب الدين
4 - ابوالحسن احمد بن عمر بن علي سمرقندي قرن ششم هجري قمري
معروف به نظامي عروضي ملقب به نجم الدين يا نظام الدين
5 - ابوالعباس محمد بن يزيد بن عبد الاكبر نيمه اول قرن سوم هجري قمري
بغدادي ملقب به المبرد
6 - ابوالعطا محمود بن علي بن محمود نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
خاجوي كرماني
7 - ابو الفتح شهاب الدين ( بهاء الدين ) اوائل قرن نهم هجري قمري
محمد بن احمد حلي شافعي ابشيهي
8 - ابوالفتوح يحيي بن حبش عبد الله بن نيمه دوم قرن ششم هجري قمري
اميرك سهروردي ملقب به شهاب الدين شيخ اشراق.
9 - ابوالفضل بن فضل الله بن عبد الله بن اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
لطفعلي ساوجي ( استاد شيخ مهدي آخوند ملاآقا )
10 - ابوالفضل محمد بن عمر بن خالد المدعو به حجال القرشي قرن هفتم هجري قمري
11 - ابوالفضل وزير محمد اكبر شاه تيموري ( شيخ ) اوائل قرن يازدهم هجري قمري
12 - ابوالقاسم اسماعيل بن عباد بن العباس اواسط قرن چهارم هجري قمري
الديلمي القزويني الطالقاني معروف به صاحب
13 - ابوالقاسم حسين بن محمد بن مفضل قرن ششم هجري قمري
اصفهاني معروف به راغب
14 - ابوالقاسم محمود بن عمر بن احمد اوائل قرن ششم هجري قمري
خوارزمي زمخشري. ملقب به جار الله
15 - ابوبكر بن عبد الله الحموي. مشهور به ابن حجت قرن نهم هجري قمري
16 - ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن اواسط قرن هفتم هجري قمري
جهرودي طوسي. ملقب به خواجه نصير الدين
17 - ابو حامد محمد بن محمد بن محمد بن نيمه دوم قرن پنجم هجري قمري
احمد مشهور به حجه الاسلام امام غزالي
18 - ابوحفض ابوالقاسم عمر بن ابي الحسن نيمه اول قرن هفتم هجري قمري
علي بن المرشدين علي المحوي المصري
معروف به ابن فارض
19 - ابوعلي حسين بن عبد الله بن سيناي اوائل قرن پنجم هجري قمري
بلخي. ملقب به شرف الملك شيخ الرئيس
20 - ابوعمر عثمان بن عمر بن ابي بكر بن نيمه اول قرن هفتم هجري قمري
يونس مصري. ملقب به جمال الدين و مشهور به ابن حاجب
21- ابونصر اسمعيل بن حماد فاريابي نيشابوري جوهري اواخر قرن چهارم هجري قمري
22 - ابونصر مسعود بن ابي بكر بن حسين بن اوائل قرن هفتم هجري قمري
جعفر ملقب به بدرالدين فراهي
23 - ابويعقوب يوسف بن ابي بكر محمد اوائل قرن هفتم هجري قمري
سكاكي خوارزمي. ملقب به علامه
24 - ابي الحسن احمد بن محمدبن ابراهيم قرن پنجم هجري قمري
اشعري عيني. ملقب به علامه شهاب الدين
25 - ابي الحسن علي بن محمد المدايني قرن سوم هجري قمري
26 - اثير الدين عليمحمد منشي. متخلص به حكيم اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
27 - احمد متخلص بوقار. فرزند ميرزا نيمه دوم قرن هجري قمري
شفيع شيرازي. معروف به ميرزا كوچك متخلص بوصال ( ميرزا )
28 - احمد بن حسين بن عبد الصمد متنبي اواسط قرن چهارم هجري قمري
كوفي. مشهور به ابوالطيب
29 - احمد بن عبد الله بن سليمان بن داود بن نيمه اول قرن پنجم هجري قمري
مطهر بن زياد بن ربيعه معري تنوخي ملقب به علامه ابوالعلاء معري
30 - احمد بن فارس ابن زكريا بن محمد بن اواسط قرن چهارم هجري قمري
حبيب القزويني الرازي
31 - احمد بن ميرزا محمد شفيع وصال وقار نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري
شيرازي ( ميرزا )
32 - احمد بن يوسف بن محمد عبد الدائم قرن هشتم هجري قمري
حلبي شافعي. ملقب به شهاب الدين معروف به سيمين
33 - افضل الدين محمد مرقي كاشاني اواسط قرن هفتم هجري قمري
معروف به بابا افضل
34 - امير عليشير بن الوسس ( كجكنه ) اواخر قرن نهم هجري قمري
نوائي چغتائي. ملقب به نظام الدين
35 - امين احمد رازي اوائل قرن يازدهم هجري قمري
36 - بدر الدين محمود بن احمد موسي اواسط قرن نهم هجري قمري
عيني حنفي. معروف بفاضل عيني
37 - جعفر ابن ابي اسحاق الموسوي دارابي قرن سيزدهم هجري قمري
الفارسي. معروف به كشفي
38 - جلال الدين عبد الرحمن بن ابي بكر بن محمد السيوطي نيمه آخر قرن نهم هجري قمري
39 - جمال الدين حسين بن فخر الدين حسين اينجو شيرازي نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
40 - جمال الدين عضد الدوله حسن بن نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
فخرالدين حسين اينجو شيرازي
41 - جمال الدين يا سديد الدين محمد بن قرن هفتم هجري قمري
محمد عوفي النجاري الحنفي
42 - جهانگير ميرزا ابن عباس ميرزا قاجار نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري
43 - حبيب بن اوس بن حارث بن قيس اوائل قرن سوم هجري قمري
طائي شامي. معروف به ابوتمام
44 - حسن آملي كاشي ملقب به احسن المتكلمين قرن هفتم هجري قمري
45 - حسن بن محمد. ملقب به شرف الرامي اواسط قرن هشتم هجري قمري
46 - حسن لاهيچي ( ميرزا ) اوائل قرن دوازدهم هجري قمري
47 - خليل بن الامير عزالدين ايبك بن عبد الله نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
الالتمكي صلاح الدين ابوالصفاء الصفدي
48 - شرف الدين ابو عبدالله محمد بن اواخر قرن هفتم هجري قمري
سعيد بن حماد بن محسن بن عبد الله بن
صنهاج بن هلال اصنهاجي البوصيري
49 - شمس الدين محمد بن فخرالدين سعيد نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
اصفهاني. معروف به شمس فخري
50 - شهاب الدين احمد بن شمس الدين نيمه اول قرن نهم هجري قمري
محمدبن علي بن حسن بن ابراهيم. مشهور به حجازي الشافعي الانصاري الخرزجي المقري
51 - صدر الدين علي بن نظام الدين احمد اواخر قرن يازدهم هجري قمري
الحسيني الحسني دشتي شيرازي. معروف به سيد علي خان مدني ( سيد )
52 - صدرالدين محمد بن ابراهيم بن يحيي نيمه قرن يازدهم هجري قمري
شيرازي. ملقب به صدر المتالهين و مشهور به ملاصدرا
53 - عباسعلي. ملقب به ميرزا آقاسي ( حاج ميرزا ) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
54 - عبدالحسين سان السلطنه ملك المورخين اوائل قرن چهاردهم هجري قمري
55 - عبد الرزاق بن جمال الدين اسحق اوائل قرن هشتم هجري قمري
كاشاني سمرقندي. ملقب به كمال - الدين ( ملا )
56 - عبد الرزاق ابن نجفقلي آذربايجاني اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
بيگلربيگي دنبلي. متخلص به خصتون
57 - عبد الرزاق بن علي بن حسين لاهيچي نيمه دوم قرن يازدهم هجري قمري
58 - عبد الرشيد الحسيني المدني التتوري ( سيد ) اواسط دوم قرن يازدهم هجري قمري
59 - علاء الدين علي ابن مجدالدين محمد بن نيمه دوم قرن نهم هجري قمري
محمد بن مسعود بن محمود بن امام فخررازي بسطامي هراتي. ملقب به مصنفك و مشهور به علامه
60 - علي اكبر شيرازي نيمه اول قرن سيزدهم هجري قمري
61 - علي بن الحسين بن محمد الكاتب نيمه اول قرن چهارم هجري قمري
معروف به ابي الفرج الاصفهاني البغدادي
62 - علي بن شهاب الدين همداني ( سيد ) اواخر نيمه دوم قرن نهم هجري قمري
63 - علي محمد بن حسينعلي لواساني صفا قرن سيزدهم هجري قمري
64 - عماد الدين حسن بن علي بن محمد بن نيمه دوم قرن هفتم هجري قمري
علي بن محمد بن حسن الطبري ( طبرسي مازندراني )
65 - عماد الدين محمود بن احمد بن حسن فاريابي اواخر قرن ششم هجري قمري
66 - عماد حسني قزويني. معروف به سيفي اوائل قرن يازدهم هجري قمري
از سادات كرام و جليل القدر ( مير )
67 - عمر بن علي بن رشيد بن فارض اندلسي اوائل قرن هفتم هجري قمري
مغربي مشهور به شرف الدين ابن الفارض
68 - عمر بن محمد بن عبد الله بن محمد قريشي اواخر قرن ششم هجري قمري
سهروردي. ملقب به شهاب الدين
69 - فضل الله بن عماد الدوله ابي الخير بن نيمه آخر قرن هفتم و اوائل قرن
موفق الدوله همداني. ملقب به خواجه رشيد الدين. هشتم هجري قمري
70 - قابوس بن ابي طاهر و شمگير بن زياد بن اواخر قرن چهارم هجري قمري
وردان شاه جيلي ديلمي
71 - قاسم بن علي بن محمد بن عثمان حريري اواسط قرن پنجم هجري قمري
72 - قاضي تاج الاسلام مجد الدين حسين ابن اوائل قرن ششم هجري قمري
نصر ابن محمد خميس ابن عامر الموصلي الشافعي
73 - قاضي نور الله بن سيد مشرف الدين شوشتري مرعشي اوائل قرن يازدهم هجري قمري
74 - قطب الدين محمد بن محمد بن ابي نيمه دوم قرن هشتم هجري قمري
جعفر رازي. مشهور به علامه رازي
75 - كعب بن زهير بن ابي سلمي مزني زمان جاهليت و اوائل اسلام را درك كرده
76 - كمال الدين حسين بن علي بيهقي اواخر قرن نهم هجري قمري
سبزواري كاشفي. ملقب به واعظ
77 - كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن اواسط قرن پنجم هجري قمري
و شمگير. ملقب به عنصر المعالي معروف به كاوس گيلاني
78 - لطفعلي بيك ابن آقاخان بيگدلي متخلص به آذر نيمه دوم قرن دوازدهم هجري قمري
79 - محسن فيض كاشاني ( ملا ) قرن يازدهم هجري قمري
80 - محمد ابراهيم ابن ميرزا احمد محلاتي اوائل قرن چهاردهم هجري قمري
ملقب به خلوتي
81 - محمد بن محمد نصير جيلاني اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
82 - محمد اهلي شيرازي قرن دهم هجري قمري
83 - محمد باقر ابن السيد محمد تقي نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري
الموسوي الشفتي الرشتي
84 - محمد باقر بن محمد مومن خراساني نيمه دوم قرن يازدهم هجري قمري
معروف به محقق سبزواري
85 - محمد بن زين الدين علي بن ابي نيمه دوم قرن نهم هجري قمري
جمهور الاحساوي ( احسائي )
86 - محمد بن سلامه بن جعفر ابو عبد الله قاضي قضاعي قرن پنجم هجري قمري
87 - محمد بن سليمان فضولي بغدادي قرن دهم هجري قمري
88 - محمد بن شاه مرتضي ابن شاه محمود. قرن يازدهم هجري قمري
ملقب به ملامحسن فيض كاشي
89 - محمد بن عبد الخالق معروف قرن نهم هجري قمري
90 - محمد بن عز الدين شيخ حسين بن نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
عبدالصمدبن شيخ شمس الدين محمدبن علي بن حسين بن محمد بن صالح حارثي همداني جبعي عاملي. ملقب به شيخ بهائي
91 - محمد بن محمد بن احمد ابو حامد نيمه دوم قرن پنجم هجري قمري
غزالي طوسي. ملقب به حجه الاسلام امام غزالي
92 - محمد بن محمد بن عبد الجليل عبد الملك نيمه دوم قرن ششم هجري قمري
ملقب به رشيد الدين وطواط
93 - محمد بن مهدي الحسيني اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
94 - محمد بن يعقوب بن محمد بن ابراهيم بن اواسط قرن هشتم هجري قمري
عمر بن ابي بكر فيروز آبادي
95 - محمد تقي سپهر اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
96 - محمد تقي كرماني. مشهور به مظفر عليشاه ( ميرزا ) قرن سيزدهم هجري قمري
97 - محمد حسين بن خلف التبريزي متخلص به برهان اواسط قرن يازدهم هجري قمري
98 - محمد حسين متخلص به صدرا ( ميرزا ) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
99 - محمد شريف ابن رئيس الدين يا شمس الدين نيمه اول قرن يازدهم هجري قمري
100 - محمد علي ابن اسكندر شيرواني ( آقا ) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
101 - محمد علي ابن ابوطالب ( مذهب ) نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري
102 - محمد علي سبزواري معروف به موذن ( شيخ ) نيمه دوم يازدهم هجري قمري
103 - محمد كريم خان ابن ابراهيم قاجار كرماني (حاج) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
104 - محمد هادي بن محمد تقي الحسني الحسيني ------
105 - محمد يحيي بن علي الجيلاني لاهيجي اواخر قرن نهم هجري قمري
نوربخشي. ملقب به شمس الدين و متخلص به اسيري
106 - محمد يوسف لاهيچي ------
107 - محمود بن امين الدين عبدالكريم بن نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
يحيي شبستري
108 - محمود ميرزا ابن فتحعلي شاه اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
قاجار ( شاهزاده )
109 - محي الدين ابن الحسين توفيق الجيلاني اوائل قرن سيزدهم هجري قمري
110 - محيي لاري اوائل قرن دهم هجري قمري
111 - مسعود بن عمر بن عبد الله خراساني نيمه اول قرن هشتم هجري قمري
ملقب به سعد الدين و مشهور به ملا سعد تقتازاني
112 - منصور عبد الملك بن محمد بن اوائل قرن پنجم هجري قمري
اسمعيل الثعالبي النيشابوري
113 - ناصر بن ابي المكارم عبد السيد بن اواخر قرن ششم هجري قمري
علي بن مطرزي
114 - نجم الدين عبد الله بن محمد بن اشهاور نيمه اول قرن هفتم هجري قمري
اسدي رازي
115 - نشوان بن سعيد بن نشوان حميري اواسط قرن ششم هجري قمري
116 - نور الدين عبد الرحمن بن احمد بن قرن نهم هجري قمري
محمد دشتي اصفهاني جامي ملقب به شيخ الاسلام
خاتمه: اين بزرگان و نيكنامان علم و ادب و هنر اصيل و پرمايه ايراني خدمات
شايسته و ارزنده اي به فرهنگ و تمدن انساني نموده و بر ما حقي عظيم و
سرمدي دارد.
حق تعالي عز و جل رحمت و درود بر روان پاكشان ارزاني فرمايد.
آمين يا رب العالمين
Skip Navigation Links