Get Adobe Flash player
 
كتابخانه كاخ گلستان جلد 3
شناسنامه فهرست: فهرست تاريخ ، سفرنامه ، سياحت نامه ، روزنامه
وجغرافياي خطي كتابخانه سلطنتي
تاليف :
بدري آتاباي
تيرماه 2536شاهنشاهي
برابر رجب المرجب سال 1397
توضيح:
نشريات كتابخانه سلطنتي كه شامل فهرست هاي تحقيقي وتوصيفي از
نسخه هاي خطي موجود دراين كتابخانه است به منظورمعرفي وشناسائي و
استفاده محققان دانشمندوارجمندبه مراكزفرهنگي داخل وخارج ازكشوربه
رايگان تقديم واهداميشود.
بدري آتاباي
اين نسخه در828 صفحه و60 عكس رنگي و20
عكس سياه وسفيدبشماره ثبت كتابخانه ملي 899 در چاپخانه زيبا
بچاپ رسيده است حق طبع وتقليدوعكسبرداري محفوظ است.
فهرست مندرجات كتاب: فهرست مقدمه كتاب
1- ن والقلم ومايسطرون.
2- معناي كلمه تاريخ.
3- چگونگي تاليف اين فهرست.
4- سرگذشت اجمالي ازشهرتهران.
5- دربيان اولين نقشه خطي شهرتهران.
6- اسامي دروازه ها- محلات - مساجد- تكاياي شهر
تهران.
7- نام تعدادي ازپيشه وران زمان قاجاريه.
8- مختصري در محاسبه ، ده تاريخ . 9- نكته اي ظريف در ادب فارسي . 10- كلامي درفن سياق.
11- سيري كوتاه دراوضاع واحوال اجتماعي دوران
صفويه.
مقدمه فهرست نگار: ن والقلم ومايسطرون
انيس كنج تنهائي كتابست فروغ صبح دانائي كتابست
بودبي مزدومنت اوستادي زدانش بخشدت هردم گشادي
نديمي مغزداري پوست پوشي به سركارگويائي خموشي
درونش همچوغنچه ازورق پر بقيمت هرورق زان يك طبق در
عمارت كرده ازرنگين اديم است دوصدگل پيرهن دروي مقيم است
زيك رنگي همه يك روي وهم پشت كه ننهدهيچكس برحرفش انگشت
گهي اسرارقرآن بازگويند گه ازقول پيمبر رازگويند
گهي باشندچون صافي روانان بانوارحقايق رهنمونان
گهيت ازرفتگان تاريخ خوانند گه ازآينده اخبارت رسانند
گهي ريزندت ازدرياي اشعار بجيب عقل گوهرهاي اسرار
بهريك زين مقاصدچون نهي گوش مكن ازمقصداصلي فراموش
(مولاناعبدالرحمن جامي)
معناي كلمه تاريخ: بسم الله الرحمن الرحيم
درقاموس وفرهنگ هاي لغات فارسي كلمه تاريخ رابمعناي شرح وقايع
ونيزثبت وضبط احوال وسرگذشت متقدمان آورده اندكه آن راسالمه نيز
مي گويندوهمچنين درزبان فارسي دري كلمه ماه روزيامهروز(تركيب ماه و
روز)درحقيقت همان كلمه(مورخ)است كه مصدرتاريخ ازآن بوجودآمده
است ونيزمبين وقايع وحوادث ضبط شده وحفظ كردن زماني است كه درآن
امرمهمي رخ داده است.
علم شريف ومعتبرتاريخ نويسي به اسلوب علمي وروش اصولي كه تقريبا
ازقرن نوزدهم ميلادي تاكنون دركشورهاي مترقي جهان مدارج تعالي وتكامل
راپيموده است دانشي بسيارسودمندوعبرت آميزبشمارمي آيد.
به بياني ديگر علم تاريخ عبارت است ازتحقيق وبررسي عالمانه باديدي
حكيمانه وفلسفي برواقعات وحادثات گذشته وتشريح ومطالعه عميق در
چگونگي سيرتحول وتكامل جوامع به كمك اصول ومبادي علمي ونيزتفسير
وتعبيرهوشمندانه وتوضيح صادقانه ازعلل وعوامل خاصي كه موجب بروزو
ظهورحوادث واتفاقات گونه گون شده است وهمچنين كشف حقايق پيچيده و
دشوارتاريخي ازطريق منابع وماخذي كه شامل ابنيه تاريخي - مقابرومساجد -
سنگ نبشته ها- اسنادومدارك - خاطرات وروزنامه وسفرنامه ها- نسخ خطي -
پديده هاي هنري وآثارمتعدد متشابه ديگر مي باشد.
جملگي مظاهرومدارك مذكور عوامل مساعدوزمينه هاي مناسبي است
جهت تحقيق ومطالعات تحولات وتطورات تمدن بشري ومعياروميزاني براي
سنجش مراحل تكامل وپيشرفت اقوام مختلف جهان و ونيزدريچه وروزنه هائي
است كه بوسيله آن تاحدودي به عجايب وبدايع اسرارآدمي آشنائي و
آگاهي حاصل مي شودضمن اينكه آيندگان هم درپرتواين كشفيات وتجسسات
وامعان نظروپي گيري دقيق دراوضاع واحوال گذشتگان وآئين زندگي
پيشينيان ازنتايج علمي گرانبها ومفيدي برخوردارگرديده وازمفادومفهوم
عملي ونظري شعب مختلف علم تاريخ ومطالعه درآن بنحواحسن واكمل استفاده
واستفاضه مي كنند.
آنچه بطورمسلم مي توان گفت آنست كه اگرنقل وتعريف حوادث و
وقايع گذشته بدون توصيف وتشريح علل واسباب بيان شودوجنبه هاي مختلف
وگوناگون اوضاع واحوال دوران هاي قبل ازلحاظ سياسي - اقتصادي -
اجتماعي دركليه شئون بررسي نشودوپيروزي هاوگرفتاري هاي اقوام وامم
ونوع زندگي ملت هادرترازوي خردموردسنجش عادلانه وصحيح قرارنگيرد
ومجاهدت ومطالعه كافي وشافي درگشايش وكشف وشهودزواياي تاريك تاريخ
صورت نگيردونيزنيروهاي مثبت وفعال وقهرمان سازملل وافكارعمومي
جامعه اي ازنظرپنهان ومستوربماندونقش شخصيت ها بدرستي بازگونشودو
خلاصه بسيارعوامل رقيق ودقيق ديگرازتنگناهاي پرپيچ وخم تاريخ ملاحظه
وبررسي نشودتاريخ بصورت داستان وافسانه هاي فريبنده وبي ثمرجلوه نموده
وجزوقايع نگاري سطحي وگزارش نويسي ساده اي بيش نخواهدبود.
مرادآنكه نقل اقوال وگردآوري آثارگذشته كه به لفاظي وفضل فروشي
مزين است نمي تواندتاريخ جامع وكاملي باشدكه آينده رابه گذشته پيوندداده
ومايه عبرت آموزي شود.
شرافت وفضيلت تاريخ نگاربعنوان يك مورخ كه گزارشگرحوادث
زندگي وتاريخ يك ملت است مشروط ومنوط باين است كه چنين رسالت عظيم
ومهمي رادركمال شجاعت وصداقت بانجام رسانده وبه آيندگان بسپاردوضمن
پرداختن به سرگذشت مردان تاريخي لغزش هاواشتباهات رخ داده رابدون
پرده پوشي مجسم ومصورنموده وازبازگوكردن حقايق وتفسيرناكامي و
نامرادي هاومفاخر وسربلندي اقوام ابانداشته وهمچنين ازبيان مفاسدو
نقائص ومعايب زمان غافل نباشدومهم ترآنكه ازدرك وشناخت كامل اوضاع
ومسائل مهم جهاني عصرخويش هم برخورداربوده باوجداني بيدارودلي هشيار
انديشه هاومعتقدات وآثارگذشتگان راتجزيه وتحليل نموده وبدون تحريف
وتصرفي واقعيات راهرچه هست ضبط وتصويركندكه درنتيجه ازوقوع فاجعه
وتكراراشتباهات تاريخي تااندازه اي جلوگيري وممانعت به عمل آيد.
مورخ ومحقق دانشمندبراي پي بردن به مقام وموقعيت اجتماعي و
بررسي درتاريخ تمدن هرقومي تنهابه مطالعه دراوضاع واحوال آن قوم بطور
مستقل اكتفانمي كندبلكه باموشكافي وتيزبيني ازطريق مقايسه وسنجش كم و
كيف ملل هم عصرآن قوم برآمده وبرعلل تشكيل وسقوط حكومت هارادرازمنه
تاريخي ورازشرف ورفعت وبقاي هرقومي راتحقيق وپژوهش مي نمايدو
همچنين خويشتن راموظف ومسئول ميداندكه اعمال ورفتارمردماني راكه
درگذشته زندگي ميكرده اندبامعياروارزش هاي زمان خودموردداوري قرار
ندهدومهمترآنكه قدرت ادبي و نفوذ كلام خود را در طريق صحيح اعمال كرده با
طمانينه نفس بدون آنكه دستخوش تعصب و توهمات بي اساس شود منصفانه
وعاقلانه به قضاوت وارزيابي پرداخته وبه اوراق تاريخ سپرد.
دوران نويني آغازشده است وعلم تاريخ نگاري درجهان امروزودر
ممالك مترقي جهان جنبه افسانه سرائي وستايش گري خودراازدست داده است
وبه ياري دانش وپژوهش صحيح ازحيطه قدرت واقتدار طبايع رسته وبه
حقيقت وواقعيت بيشتري پيوسته است تاانسان آگاه دل ازمطالعه ومداقه آن
هوشياروبيدارگرددوبتواندازتجربه هاي آموزنده وتجزيه وتحليل عوامل
مهم گذشته وداوري وبررسي درتمدن وفرهنگ هاي مختلف جهاني درس هاي
سودمندوثمربخش دريافت كرده وعبرت وفكرت گيرد.
درهرحال تاريخ ميراثي است كهن وارزنده ومتكي به اسنادومدارك
وبطورموجزبايدبگوئيم كه دراعصاروروزگاران قديم يعني گذشته هاي
دوروقرون متمادي پيش ازآغاززندگاني مدون وتاريخي آدميان بسياري از
اسطوره وافسانه هاي پديدآمده وسينه به سينه نقل وروايت شده رامي توان
كارنامه كردارورفتارورخ دادهاي آن دوران محسوب داشت.
بعدهاباتوجه به سيردانش وكمال مورخان وجغرافي دانان معروف و
دانشمنديونان قديم مانندهرودت {1} گزنفون {2} استرابن {3} كه سالها قبل از
ميلادمسيح مي زيسته اندضمن سفرهاي متعددبه كشورهاي دوردست آن زمان
اطلاعات جامع وگرانبهاي خويش راازاوضاع واحوال ممالك دنياي قديم
(ازنظرجغرافياوتاريخ)ثبت كرده وبجاي گذاشته اندنكته قابل توجه آنكه
اين مورخان تاحدودي درامرارزيابي وبررسي علل وانگيزه هاوارتباط آن ها
باحوادث ورويدادهاتاريخي متوجه بوده وباتجزيه وتحليل درحيات اجتماعي
وتاريخ تمدن ملل باستاني وآشنائي به آثاروافكارآنان تااندازه اي سبب ارتقاء
وپيشرفت ملل واقوام وياعلت انحطاط وزوال دولت هاراروشن وآشكار
ساخته اند.
به مرورزمان وبرحسب مقتضيات دوران اين شيوه تاريخ نگاري وطرز
انديشه درثبت وقايع نويسي ازنظرهادوروچندان دوامي نيافت وتقريبا تا
حدودقرن هفدهم ميلادي اساس تاريخ نويسي همان سبك تذكره نويسي و
داستان سرائي بودتاازاواسط قرن هفدهم ميلادي بتدريج مورخان اروپائي در
ثبت وقايع متوجه اوضاع اقتصادي واجتماعي ورشدافكارجامعه شده ومظاهر
زندگي ملل رامورددقت ومطالعه قراردادندازجمله ماري ولتر {4} مورخ فاضل
وعالم فرانسوي شارل دوسكوندامنتسكيو {5} نويسنده و متفكر فرانسوي -
داويدهيوم {6} مورخ وفيلسوف انگليسي - ميشله {7} مورخ دانشمند فرانسوي -
هانري پيرن {8} مورخ نامي بلژيكي - هربرت جرج ولز {9} مورخ و نويسنده مشهور
انگليسي وچندتن ديگررامي توان نام بردكه درراه تدوين تاريخ تغييرات و
تحولات بي سابقه ومهمي بوجودآوردند.
به تدريج ازقرن نوزدهم به اين طرف بموازات تغييرات مهم اوضاع
اقتصادي جهان وسرعت پيشرفت وترقي روزافزون صنعت دگرگونيهاي بنيادي
درشيوه نگارش تاريخ بوجودآمده است چنانكه تاريخ نويسي دررده رشته هاي
مهم علوم قرارگرفته وازاين رهگذرارزش واعتبارخاصي يافته است.
مورخان اروپائي مسائل تاريخي واجتماعي راباديدونظروسيع تري مورد
تحقيق ومطالعه قرارداده وبه مسائل مهمتري كه شامل مجموعه اي ازعوامل اصلي
حركت تكاملي وسيرصعودي ويانزولي تاريخ تمدن بشري است پرداخته اندو
معتقدندكه اوضاع اقتصادي واجتماعي جوامع جهان ازهررنگ ودين وقومي
بايكديگر ارتباط مستقيم داشته ومانندسلسله زنجيربهم مرتبط ومتصل اندو
بدون شك درهم تاثير متقابل دارند.
برارباب ديدوصاحبان تحقيق پوشيده نيست كه كتب تاريخي ماايرانيان
باروش علمي مورددقت ومداقه قرارنگرفته است ورساله هاوآثارمدون
تاريخي ماآئينه درخشان وحقيقي ازوقايع ورخ دادهاي گذشته بشمارنمي آيد.
بطوركلي تصانيف واخباروروايات يادشده تاريخي ماباواقعيات
مطابقت نداردوقسمت اعظم اسنادوكتب ونسخ خطي تاريخي كه دردسترس
است مشحون ازمدح وتمجيدوستايش افرادخاص وشرح وبسط مقيدوتفنني
ازمحاسن ومكارم آنهاوتفاسير متكلف واغراق آميز درموردجنگ هاو
خونريزيها ونيزتعريف وتوصيف مصنوع وگسترده اي ازكاميابي وكامروائي -
هاي صاحبان قدرت وارباب متنقداست ولاغير.
دركمترتاريخي مي توان ازحال جامعه واحوال مردم آن دوران آگاهي
واطلاع حاصل كرد.بطوركلي مظاهرزندگي وبسياري ازحقايق ودقايق مهم
وموثرتاريخي ازنظرمورخان گذشته بدون اهميت واعتباربوده ومجال
خودنمائي نيافته است.
چنانكه به سختي مي توان ازاين اوراق پراكنده دورنمائي مجسم و
حقيقي ازتاريخ دوران موردنظر بدست آوردوبه عبارتي ديگرچهره واقعي و
شواهداصيل تاريخي درپس پرده رمزورازخفته ونهفته وازنظرصاحب نظران
مكتوم ومستورمانده است.
مگردرچندموردخاص كه درقرون اخيرقسمتي ازآثاركهن تاريخ
گذشته ايران بوسيله مستشرقين دانشمندوباستان شناسان ارجمندوبعضي از
سياحان عالم وفاضل اروپائي موردبررسي دقيق قرارگرفته است ودرنتيجه
تحقيقات وتتبعات خردمندانه آنهاحقايق تازه اي كشف گرديده كه كمك شاياني
به وقوف ومعرفت بخشي ازواقعيات وبرخي ازحوادث مهجور تاريخي مشوش
وپراكنده اسلاف ايرانيان شده است كه خوشبختانه افكاروعقايدوثمره ي
پژوهش وكاوش اين بزرگان درمصنفات وآثارگرانقدرشان منعكس ومورد
استقبال وپذيرش روشنفكران ومقبول طبع محققان است .
دراينجالازم بنظرميرسدكه ازمورخان معروف اسلامي خواه ايراني و
ياعرب كه آثارشان دراين فهرست آمده است مانند- وصاف - ميرخواند -
هندوشاه - حافظ ابرو- اسطخري - مستوفي قزويني - ابن خلدون - ابن خلكان -
ابن اثير- مسعودي - اعثم كوفي - شرف الدين علي يزدي - عطامك جويني -
محمدبن حسن بن اسفنديار- مرعشي - محمدتقي سپهركاشاني - محمدمهدي
استرابادي - محمدجعفرخورموجي وعلمائوادباومورخان ديگري كه درطي
قرون متمادي حوادث ورويدادهاي زمان راوقايع نگاري وثبت وضبط
كرده اندنام برده ويادشان راگرامي بداريم .
ضمنا ازمورخان فاضل ودانشمندي چون طبري حكيم ناصرخسرو
{10}
قبادياني {11}
بيهقي {12}
خواجه {13}
رشيد الدين فضل الله ياد كنيم كه تصنيفات و تاليفات
شريفشان علاوه براينكه نمونه اي بديع ازنثرفارسي فصيح وبي پيرايه است
مي توان اخباروروايات تاريخي رادراين اسنادومدارك اصيل ازجهات و
جنبه هاي مختلف علم تاريخ نگاري دررديف جامع ترين وارزنده ترين اثر
تاريخي گذشته دانست.
درهرحال بادرودفراوان به روان پاكشان خدمات شايسته علمي آنان
راارج مي نهيم وبه ديده احترام مي نگريم.
اينك درپايان مقال درنهايت فروتني وادب اميدوارچنانست كه مورخان
ومحققان معاصرهم اكنون كه علم تاريخ نگاري به مرحله جدي ودرمقام والاي
علمي بشماراست به منظوراحياي تاريخ تمدن كشوركهن ايران زمين ونماياندن
زواياي تاريخ ومبهم تاريخي درصددخلق تاريخ عمومي جامع وكاملي برآيند
وكمرهمت وخدمت بربندندوقصدقربت كنندكه مبناواساس آن برموازين
ومواردعلم تاريخ نويسي مزين وآراسته گرددوبه شيوه تاريخ نگاري مورخان
عالم ودانشمندكشورهاي مترقي جهان تدوين وتنظيم گرديده وبه پيشگاه نسل
معاصروآينده عرضه شودكه درعين جذابيت وشكوه راه روشن وصحيح
پژوهش وطريق بررسي عالمانه رابه آيندگان پژوهنده بنماياندودرضمن مايه
عبرت وفكرت معاصران گشته وسرمشق ودرسي آموزنده ومفيدبراي
فرزندان ماباشدكه محققادرسيروقايع وحوادث درشرف تكوين هم اثري
نيكوخواهدبخشيد.ان شاء الله تعالي.
قرآن حكيم مي فرمايد:
اماالزبد {14}
فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض .
رنج {15}
بد خوبان كشيدن زير صبر منفعت دادن بخلقان همچو ابر
خيرناس ان ينفع الناس اي پدر گرنه سنگي چه حريفي بامدر
.................
قرنهابگذشت واين قرن نويست ماه آن ماه است وآب آن آب نيست
عدل آن عدل است وفضل آن فضل هم ليك مستبدل شداين قرن وامم
قرن هابرقرن هارفت اي همام واين معاني برقراروبردوام
ب . ك .آ
اي خداتوروشنائي ده مرا شمع دل راسازبانوروضياء
آفتابم رازنامت ده شرف بحردل راگوهري ده بي صدف
درمناجاتم توئي غيرتوكيست بي ثناي توندارم برگ زيست
_______
{1}
1- ملقب به پدر تاريخ 484- 420 ق - م .
{2}
2- گزنفون 427 - 355 ق - م .
{3}
3- ( جغرافياي تاريخي ) 54 - 24 ق - م .
{4}
1- ( 1694- 1778 - ميلادي )
{5}
2- ( 1689 - 1755 - م )
{6}
3- ( 1711 - 1776 - م )
{7}
4 -
( 1798 - 1874 - م )
{8}
5- ( 1862 - 1935 - م )
{9}
6- ( 1866 - 1946 - م )
{10}
1- امام ابو جعفر محمد بن جرير طبري مورخ دوران خلفاي عباسي مولف
تاريخ الامم و الملوك است كه ترجمه فارسي آن به تاريخ طبري مشهور است 224 - 310 ه - ق
{11}
2- ابو معين حميد الدين ناصر بن خسرو القبادياني المروزي ملقب به حجت
خراسان حكيم و شاعر نامي مولف سفر نامه 394- 481 ه - ق .
{12}
3- ابوالحسن علي بن زيد بيهقي معروف به ابن فندق مولف تاريخ بيهقي
490- 565 ه - ق .
{13}
4- خواجه رشيد الدين فضل الله وزير و طبيب سلطان محمد خدابنده الجايتو
مولف جامع التواريخ رشيدي 500- 565 ه - ق .
{14}
1- جمله اي از آيه مباركه شريفه سوره رعد .
{15}
2- از مثنوي مولانا جلال الدين عارف بزرگوار .
چگونگي تاليف اين فهرست: چگونگي تاليف اين فهرست
سالي دگرازعمرناپايدارسپري شدواين بنده فاني بانيتي پاك ودلي
آكنده ازصفاومحبت ومتابعت خاتم انبيائمحمدمصطفي صلوات الله عليه وآله
وسلم درنهايت تواضع وفروتني ودرغايت اطاعت واستعانت بااعتقادجازم
قلبي وبجهت نفس سپاس بي قياس وشكرفزون ازحدخالق متعال رابجاي
مي آورم كه ازشريف ترين وبهترين نعمات الهي كه نعمت سلامت وتندرستي
است برخورداربوده وازمكمن فيض احسان وهدايت پروردگار جل وجلاله
نصيب وسهمي درخورلياقت داشته است.
باتاييدات وتقريرات الهي دربرابرمسئوليت گرانقدري كه برعهده
اين ناچيزگذارده شده است درانجام وظايف محوله ومرجوعه صادق وساعي
بوده ونيزدرنگارش اين فهرست هم بخت يارومددكاروتوفيق حاصل
گرديده است.
اينك باتوجه وتمثل به بيان والاوشيواي خواجه شيراز(خدايامنعمم
گردان بدرويشي وخرسندي)رجائواثق واميدصادق است كه اين گونه خدمات
ناچيزموردرضاي الهي وپذيرش مقام ربوبي واقع شود.
فهرست حاضر نهمين نشريه وفهرست تحقيقي وتوصيفي است ازگنجينه
پرباركتابخانه سلطنتي كه نگارنده ناتوان باقتضاي قصدونيت وبمقداردرك
ودريافت باقلم شكسته وبيان نارساي خويش تهيه وتدوين كرده وبه پيشگاه
دوستداران كتاب واهل ادب ( كه همواره مرهون وممنون الطاف والتفات
خردمندانه وبي شائبه اين بزرگواران بوسيله تقريظ وتقديرنامه بوده است)
عرضه كرده است.
اميدوارچنانست كه مقبول خاطرومطلوب طبع صاحب نظران و
پژوهندگان گرامي قرارگيردباشدكه همت ودعاي صاحبدلان روشن ضمير
وپيران دل آگاه بدرقه راه اين طلبه دل شده بشود.
همتم بدرقه راه كن اي طايرقدس كه درازاست ره منزل ومن نوسفرم
اكنون كه توفيق رفيق گرديده است راقم اين سطوربااغتتام فرصت و
فراغت ازفهرست تواريخ به نگارش فهرست آلبوم هاي (عكس)كتابخانه
سلطنتي سرگرم ومشغول است وباجديت تمام مي كوشدكه درآينده بسيار
نزديك فهرست مزبوررابه حليه طبع آراسته وبه محضر جويندگان تقديم دارد.
فهرست حاضر موردبحث شامل مجموعه اي است متجاوز ازسيصدكتاب
ورساله خطي درموضوعات ومطالبي ازجمله تاريخ - جغرافي - روزنامه -
سفرنامه وسياحت نامه كه درنهايت دقت وحوصله سعي شده است كه يكايك نسخ
مزبورتاحدودامكان موردتحقيق وتوصيف لازم قرارگيرد.
درحقيقت اين نسخه هاي ارزنده واين اسنادومدارك بجاي مانده
واجداهميت واعتبارتاريخي است ونيزازلحاظ احتواواسلوب نثرنويسي
ووقايع نگاري هم درخورتعمق وتامل مي باشد.
چنانكه درضمن عرضه مطالب ومواضيع متنوع وجالب نشانگر نكاتي
دقيق ورقيق ازآداب وسنن جوامع دوران هاي گذشته كشورايران وبرخي
ازممالك جهان نيزمي باشد.
اينك مواردي كه دراين تاليف بكارگرفته شده است طبق صورت ذيلا
اشاره مي شود.
1- شرح مختصري ازتراجم احوال مولفان ومصنفان نسخ قبل از
توصيف فهرست آمده است.
2- ازتكرارنسخ مكررتاآنجاكه جايزبوده خودداري شده است
مگرنسخه هاي مشابهي كه آغازوپايان آنهابايكديگراختلاف داشته است كه
بناچارازآنهاذكرمختصري شده است.
3- تعدادشصت (60)عددعكس رنگي ازنقاشي هاي كتب فهرست
شده انتخاب وعكس برداري نموده وبراي نمونه ارائه شده است.
4- تصاويرپشت وروي جلداين فهرست ازعكسهاي انتخابي كتب
فهرست شده مي باشد.
5- تعداد(25)بيست وپنج عددعكس سياه وسفيدازنمونه خطوط
دراين فهرست عرضه شده است.
6- اسامي مولفان - مترجمان - كاتبان - مذهبان - نقاشان - جلدسازان
باذكرتقريبي سنوات يادشده است.
7- سجع مهرهاباذكرتاريخ به شيوه نگارش فهرست هاي قبلي تاليف
نگارنده كمترين آمده است.
8- تعدادي ازنسخه هابدون شماره ثبت دفتركتابخانه بوده است كه
باواردكردن آنهادردفترتحويل وتحول كتب كتابخانه سلطنتي داراي شماره
وثبت وضبط شده است.
9- سرگذشت اجمالي ازشهرتهران .
10- ازاولين نقشه شهرتهران - اسامي دروازده ها- محله ها- تكايا-
مساجد - وتعدادي ازپيشه وران قرن چهاردهم هجري قمري نام برده شده است.
11- شرح مختصري ازچگونگي ماده تاريخ به حروف ابجدوحساب
جمل آورده شده است.
12- سخني چنددرموردكلمه (نام )وحرمت آن درشعروادب فارسي.
13- مطالبي درفن سياق ونگارش آن آمده است.
14- نام اوزان ومقياسات رايج ومعمول ايران درزمان گذشته ذكر
شده است.
15- رساله اي درموردمشاغل ومناصب دوران صفويه نگاشته
شده است.
16- خلاصه اي ازچگونگي احداث وايجادباغ هاوآثاروابنيه شهر
اصفهان درعصرصفويه .
17- نام هفت روزهفته كه كاتبان درگذشته مرقوم مي داشتندياد
شده است.
18- اسامي چندمعبدمشهورقديم جهان رقم رفته است .
19- نگارنده اين سطور لازم دانست جهت استحضارويادآوري
باطلاع برساندكه درجلددوم فهرست تحقيقي وتوصيفي ديوان هاي خطي و
كتاب هزارويكشب كتابخانه سلطنتي نسخه شماره دفتر242درصفحه 766نام
اصلي كتاب ديوان كمال الدين اسمعيل بن جمال الدين محمدبن عبدالرزاق
اصفهاني است كه بدين وسيله اصلاح مي شود.
20- درجلداول فهرست تحقيقي وتوصيفي ديوان هاي خطي كتابخانه
سلطنتي درصفحه 375نسخه المسدس (جنگ مسدس) بشماره دفتر2325
بدون نام كتاب ومولف مي باشدولي بنظرميايدكه احتمالا اين اثرتفنني از
صدرالافاضل ملاباشي معلم فارسي احمدشاه باشد.
كمترين بدري كامروز(آتاباي)
تيرماه 2536
برابررجب المرجب سال 1397
سرگذشت اجمالي ازشهرتهران: سرگذشت اجمالي ازشهرتهران
شاه طهماسب بن شاه اسمعيل صفوي دومين پادشاه سلسله صفويه متولد
919- متوفي 984 هجري قمري شهرقزوين رابعنوان پايتخت معين كردو
قريب به چهل سال شهرمزبورمركزپادشاهي كشورايران بود.
شاه طهماسب گاهي جهت زيارت مزارومرقدجدش امام زاده حمزه
به شهرري وحضرت عبدالعظيم مشرف مي شدونيزعلاقه واشتياق فراواني
به تفرج وشكاردرحوالي شميرانات داشت .
شميران {1} كه در شمال شهر ري و قصبه تهران واقع و در دامنه كوه هاي
البرزآرميده است باآب وهواي خوش ومفرح وباغ وبوستان هاي سرسبز
وپربار وفواكه لذيذومطبوعش جذبه وافسوني خاص داشت.
ضمنا شاه طهماسب صفوي به قصبه تهران كه معبري بين مازندران و
آذربايجان وخراسان بودتوجه داشته وبعدازشهرقزوين اين قصبه رامانند
پناهگاه وقلعه اي محكم درمقابل هجوم عثمانيهاوازبكان قرارداده وآماده
ومقاوم نمود.
شاه طهماسب صفوي درحدودسال 961 هجري قمري دستوردادكه
صدوچهارده (114)برج به تعدادشماره هاي سورقرآن دراين قصبه ساخته
شودوضمنا چهارده (14)دروازده براي باروي قلعه بنانهندواطراف آن رابا
حفرخندق هاي عميق محصورسازندودرهمين زمان بازارومساجدي هم در
تهران به سبك نوين وبهتري ساخته شد.
خلاصه اين تعلق خاطرودلبستگي موجب گرديدكه به قصبه تهران كه
دهي ازدهات شهرري وداراي هوائي ناسالم وخانه هائي زيرزميني وسردابي
بودودرعوض قنوات متعددسرشارازآب زلال وگواراداشت توجه شود.
درحقيقت مي توان گفت كه شالوده بناي تهران وآبادي اين قصبه از
زمان شاه طهماسب صفوي شروع گشته وبعدهاروبتوسعه گذاشت چنانكه
بدستورخواهرشاه طهماسب صفوي حمام - مدرسه - تكيه بزرگي بنام (خانم)
ساخته شدكه هنوزبعضي ازآثارآن باقي مانده است(مدرسه خانم توسط
عساگرافغاني بكلي ويران وازبين رفت).
شاه عباس كبير چندين باردرقصبه تهران اقامت گزيدودستورداد
چهارباغ وسيع ومصفادرمحله ارك ( كه درآن زمان بايربود)احداث كنندكه
همان مبناي ارك سلطنتي شد.
(چنارهاي عباسي اين باغ تاهمين اواخرموردتوجه ومعروف سياحان
اروپائي بودوتهران بعلت درخت هاي چنارفراوان شهرچنارياچنارستان
ناميده مي شده است).
شاه عباس بعلت آب وهواي آلوده وموذي قصبه تهران بيمارشدو
ضمنا درهمين اوان بواسطه تجاوزعبدالمومن خان اوزبك بخراسان ،بناچار
ازتهران عازم مشهدگرديدوبعدهاهم ازاقامت گزيدن درقصبه تهران
منصرف گرديد.
خلاصه اعتباروامتيازي كه پادشاهان صفويه به قصبه تهران دادند
تبديل كردن اين قصبه به شهروتعيين وگماشتن يكي ازبيگلربيگي هابراي
خدمت ونظارت درامورشهرتهران بود( دردستگاه حكومتي وديواني
سلاطين صفويه حدودشانزده (16) بيگلربيگي انجام وظيفه مي كردند).
چنانكه دربعضي ازنوشته هاآمده است بدستورنادرشاه افشاررضاقلي
ميرزاوليعهدچندي حاكم شهرتهران بوده است.(صحت وسقم اين مطلب
موردتوجه است).
كريم خان زنددرحدودسال 1173 هجري قمري بناي عمارت ارك را
وسعت داد.تخت مرمروقصرسلطنتي وديوانخانه اي بزرگ وحرم خانه و
باغ هاي مناسبي دراراك تهران احداث وارك راازساير قسمت هاي شهرتهران
جداكرد.
آغامحمدخان قاجاردرسال 1200 هجري قمري درشهرتهران جلوس
نموده وبه تخت سلطنت نشست وبعلت نزديك بودن شهرتهران به زادگاهش
(گرگان - استرآباد)تهران راپايتخت كشورايران قراردادودرباغ گلستان
درارك سلطنتي ومحلات نزديك به آن ،ابنيه وساختمان هاي جديدي بناكرد
وتهران به دارالملك ملقب ومقرسلطنت گرديدوغيرازمحله ارك كه داراي برج
وباروبودواختصاص به قصرسلطنتي وبناهاي ديواني داشت محلات سنگلج
وچاله حصاروچاله ميدان هم بتدريج روبه آباداني گذاشت.
فتحعليشاه قاجاربسال 1213 هجري قمري بعدازآقامحمدخان
بپادشاهي رسيدودرتوسعه وزيبائي كاخ گلستان اقداماتي انجام دادوبعلاوه
كاخ هاي متعددي درمناطق مختلف شميران بناكرد،شهرتهران ازآن زمان به
بعدروبه وسعت وآبادي بيشتري نهادوبخصوص اطراف كاخ گلستان مبدل به
باغ هاي مصفاوعمارات زيباي اعيان واشراف آن زمان گرديدوهمچنين به
تعدادبازارهاومساجدنيزافزوده شد.(مسجدشاه - ميدان شاه)درجنوب
ارك سلطنتي درحدود سال 1224- ه - ق بناشد).
ناصرالدين شاه قاجارهم دركاخ گلستان ومحوطه ارك ونيزدرييلاقات
وشكارگاههاي اطراف تهران بناهاي جديدي احداث كرد.دراوائل سلطنت
ناصرالدين شاه قاجارمحدوده شهرتهران طبق نقشه هاي ترسيم شده بسيار
كوچك ومحدودبوده است ،ولي بتدريج بعلت هجوم جمعيت ازاكناف واطراف
ايران به اين شهردرحدودسال 1284 هجري قمري بدستورناصرالدين شاه
قاجارميرزايوسف مستوفي الممالك صدراعظم وقت وميرزاعيسي وزير
ماموريت يافتندكه اراضي وسيعي درشعاع بيشتري پيرامون خندق هاي حفر
شده اطراف تهران (كه درزمان صفويه احداث شده بود)درنظرگرفته و
معمورسازند.
طي مدت تقريبي ده سال خندق وحصارهاي جديدي ايجادشدووسعت
شهرتهران داراي محدوده اي بزرگترومشخص گرديدونسبت به گذشته
چندين برابرگرديدومحلات جديدومتعددي اضافه شدودرحدودسال
1303ه - ق اواخرسلطنت ناصرالدين شاه قاجاراولين سرشماري جمعيت در
تهران انجام گرفت چنانكه جمعيت تقريبي آن زمان رابه صدوشصت هزار
(000/160)نفرتخمين زده اندوتعدادمنازل مسكوني رادرحدودهيجده
هزار نوشته اندوبراي ارتباط شهرتهران به خارج ازمحدوده چندين دروازه
احداث گرديد.(نام محلات ودروازه هادراين فهرست آمده است).
(نكته قابل توجه آنكه ناصرالدين شاه قاجارجهت توسعه شهرتهران
ازفقيه ومجتهدجليل القدرآن عصرحاجي ملاعلي كني استفسارودراين باب
بامشاراليه مشورت كردولي حاجي ملاعلي كني معتقدبودكه گسترش وتوسعه
محدوده پايتخت باعث ويراني وازهم پاشيدگي شهرهاودهات ديگر كشور
مي شودوبواسطه امنيت ورفاه اجتماعي جمعيت ازاطراف واكناف ايران به
پايتخت هجوم آورده درنتيجه حفظ وحراست شهرتهران ازلحاظ بهداشت -
آذوقه - مسكن وبخصوص امنيت دچاراشكال وبسياردشوارخواهدشد).
نكته قابل توجه آنكه اولين سازمان نظميه بطريق تشكيلات منظم براي
حفظ امنيت اجتماعي ورعايت نظم وترتيب قوانين شهري به دستورناصرالدينشاه
قاجاردرتهران به توسط كنت دومنت فرت سوئدي ملقب به نظم الملك ايجاد
گرديدوبجاي گزمه وداروغه مامورين جوان داوطلب رابالباس هاي
متحدالشكل نظامي ملبس وبه تعليمات دقيق ومنظم سربازي آشناساختندو
شيوه مبارزه بااعمال خلاف وافرادناسازگار رابه آنان آموختند.
اين تشكيلات جديدبتدريج توسعه يافته ورونق خاصي گرفت وبنام
(تشكيلات كل نظميه مملكتي ) بكارهاي مربوطه ادامه داد.
دراينجامناسب است كه نام تعدادي ازقصوروعماراتي كه بمرورزمان
درطي دوقرن درارك سلطنتي وباغ گلستان درشهرتهران ونيزدرخارج از
تهران ايجادشده است ذكرشود.
عمارات داخل ارك سلطنتي عبارت بودنداز:
1- باغ وعمارت تخت مرمركه محل جلوس فتحلعيشاه قاجاربود.
2- باغ وعمارت گلستان كه داراي تالارهاي متعددومجلل ازجمله
تالار عاج - تالاربلور- تالارنارنجستان وتالارموزه بوده است.
عمارت موزه بدستورناصرالدين شاه قاجاردرسال 1290 هجري قمري
ساخته شدكه بنام تخت طاووس هم مشهوراست وجواهرات واشيائنفيس و
تابلوهاي ذيقيمت درآن محفوظ ومصون بوده است.
3- عمارات كريمخاني كه محل فرمانروائي كريم خان زندبوده است.
4- عمارت خوابگاه.
5- تكيه دولت.
6- اطاق هاي خزانه (زيرزمين محكم ومتعددجهت حفظ اثاثيه
واشيائگرانقيمت).
7- عمارت شمس العماره .
8- كاخ ابيض.
9- كاخ برليان .
قصوروباغ هاي سلطنتي خارج ازشهرتهران درييلاقات وشكارگاهها.
1- باغشاه .
2- عمارت قصرقاجار.
3- سلطنت آباد.
4- عمارت ضرابخانه .
5- صاحبقرانيه.
6- منظريه .
7- شهرستانك .
8- سرخه حصار.
9- عمارت جاجرود.
10- قصرفيروزه .
11- فرح آباد.
12- دوشان تپه.
دراطراف ارك سلطنتي ومحدوده باغ وعمارات شاهي دومسجد
بزرگ وباشكوه يكي بنام مسجدارك وديگري بدستورمهدعليامادرناصرالدينشاه
قاجاربنام مسجد مادرشاه بناگرديد.
شمه اي دربيان اولين نقشه خطي شهرتهران
بنابرآنچه تاكنون تحقيق شده است اولين طرح نقشه محدوده شهر
تهران به فرمان ناصرالدين شاه قاجارانجام گرفته است.
اين نقشه باهدايت وهمت مهندسين ومعماران ايراني وفرانسوي در
سال 1275 هجري قمري تهيه وطراحي شده است.
بعدهابمرورزمان نقشه هاي ديگري ازشهرتهران وايالات ولايات
كشورايران بصورت هاي مختلف ومقياس هاي گونه گون ساخته وپرداخته
گرديده است .
اينك درحدوددويست (200)نقشه (بزبان فارسي - عربي - تركي -
روسي - فرانسه)خطي وچاپي دركتابخانه سلطنتي موجوداست.
دراينجالازم است كه باكمال تاسف وضع اسفناك ورقت باراين آثار
گرانقدروقديمي راباطلاع برساند.
بطوركلي نقشه هادراثر تغافل وتعليلي كه نسبت به حفظ وصيانت آنها
درطي سال هاي متمادي اعمال شده است همگي دچارپوسيدگي وضايعات
فراوان گشته بطوريكه قسمت اعظم سطوح وخطوط آنهادرنتيجه تاخوردگي
مداوم ورطوبت فرسوده وسائيده شده است.
(تني چندازمحققان ودانشمنداني كه سال هاي قبل به مناسبت و
ضرورتي خواستارديداروبررسي برخي ازاين نقشه هابوده اندتاحدودي از
چگونگي امرمستحضر وآگاهند).
نگارنده ناتوان درنخستين برخوردومواجهه بااوضاع واحوال آشفته
ومشوش اين عزيزان متروك ومطرودبسختي متاثرومتالم شده تصورات شيرينم
به اندوهي عميق مبدل گشت....
دراينجافرصت رامغتنم شمرده وشدت تاثر خودراباخوانندگان گرامي
درميان گذارده كه ازاين رهگذرتسلاي دل وتشفي خاطري يابد......
درهرحال باتفضل وتوسل به رحمت وعنايت پروردگار عالميان در
نهايت دلسوزي وعلاقه مدتي است كه باامكانات موجودمشغول تعميرومرمت
نقشه ها بوده كه درآينده بسيارنزديك فهرست لازم وضروري ازيكايك آنها
باارائه تعدادي نمونه عكس تهيه واحتمالاضمن فهرست آلبوم هاي كتابخانه
سلطنتي ويابطورمستقل وجداگانه اي عرضه خواهدكرد.
اينك به مناسبت شرح مختصر واجمالي ازدروازه هاومحلات تهران دونمونه فهرست ازنقشه هاي خطي موردبحث باارائه تصوير نقشه ازنظر
گرامي صاحب نظران ميگذرد.
1- نقشه خطي محدوده شهرتهران بابعاد79×96سانتي بشماره دفتر2
انتقالي ازسرايدارخانه درجمادي الاول سال 1275 هجري قمري به سعي
شاهزاده اعتضادالسلطنه عليقلي ميرزاواهتمام وسرپرستي مسيو كرنشيش
سرتيپ ومعلم توپخانه مباركه وهمكاري ودستياري ذوالفقار بيك ومحمدتقي
خان دوتن ازشاگردان مشاراليه درمدرسه مباركه دارالفنون صورت جمع و
سمت اختتام يافت.
دراين نقشه دروازه هاي تهران عبارت از- دروازه دولت - شميران -
محمديه - عبدالعظيم - دولاب ودروازه قزوين است.
2- نقشه خطي ديگري است بشماره دفتر1- بدون ذكر تاريخ بابعاد
53 × 66سانتي .دوكتيبه تزئيني زمينه لاجوردي درصدراين نقشه طرح است
كه درون آن بخط ثلث جلي وآب زرچنين رقم رفته است ( تصويردارالخلافه
تهران پايتخت پادشاه عالم پناه شاهنشاه ناصرالدين شاه ابن محمدشاه)ودر
ذيل نقشه موردبحث درميان كتيبه مجدول زرين چنين رقم رفته است(بسعي
كمترين بندگان الياس بره زين منقش شد)دروازده هاي تهران دراين نقشه عبارت
از:دروازه اسدالله - دروازه شميران - عبدالعظيم - دولاب ودروازه
قزوين است .
درنقشه مزبورصورت بندي محله وكوچه هاومساجدوتكايامشخص
وترسيم شده ولي جزمعدودي ازنام آن هامرقوم نرفته است.
اينك اسامي دروازه ها- محلات - مساجدوتكاياي دارالخلافه تهران
كه دردفاترمربوطه به گزارشات وروزنامه هاي سال 1303 هجري قمري در
كتابخانه سلطنتي موجوداست ضمن فهرست برداري جمع آوري وتنظيم
شده است.
محله هاي دارالخلافه تهران.
1- محله بازار.
2- محله چال ميدان .
3- محله دولت .
4- محله سنگلج .
5- محله عودلاجان.
6- محله چال حصار.
7- محله سرپولك .
8- محله خاني آباد.
9- محله قنات آباد.
10- محله پاچنار.
11- محله دروازه قزوين .
12- محله گودزنبورك خانه .
13- محله صابون پزخانه .
14- محله گارماشين .
15- محله تركمانها.
16- محله شاه غلامان .
17- محله باجمانلوها.
18- محله نو.
19- محله يهودي ها.
20- محله حياط شاهي .
21- محله باب خسروخان .
22- محله قمي ها.
23- محله ارامنه .
24- محله عرب ها.
25- محله قورخانه كهنه .
26- محله باغ امين .
27- محله پاي چنار.
28- محله ارك مباركه سلطانيه .
دروازه هاي دارالخلافه تهران .
1- دروازه باغ شاه .
2- دروازه حضرت عبدالعظيم .
3- دروازه خاني آباد.
4- دروازه خراسان .
5- دروازه دوشان تپه.
6- دروازه دولاب.
7- دروازه دولت .
8- دروازه شميران .
9- دروازه غار.
10- دروازه قزوين .
11- دروازه گمرك .
12- دروازه يوسف آباد.
اسامي تكاياي دارالخلافه تهران .
1- تكيه ابوالقاسم شيرازي .
2-تكيه اعتضادالملك .
3- تكيه امام زاده زيد.
4- تكيه امام زاده يحيي .
5- تكيه بربري ها.
6- تكيه چالميدان .
7- تكيه چهارسوق .
8- تكيه چهل تن .
9- تكيه حاجي باقر.
10- تكيه حسام السلطنه .
11- تكيه حشمتي.
12- تكيه دباغ خانه .
13- تكيه دولت .
14- تكيه زرگرها.
15- تكيه رضاقلي خان .
16- تكيه زنبورك خانه .
17- تكيه سقاباشي.
18- تكيه سيداسماعيل .
19- تكيه سيدنصرالدين .
20- تكيه عباسعلي .
21- تكيه قاطره چي ها .
22- تكيه قورخانه كهنه .
23- تكيه كرماني ها.
24- تكيه كوچه غربتيان .
25- تكيه تكيه ملاقدير.
26- تكيه نواب عليه قمرالسطنه .
اسامي مساجدشهرتهران .
1- مسجدسپهسالار.
2- مسجد سراج الملك .
3- مسجد ظهيرالدوله .
4- مسجد مباركه ناصري .
5- مسجد مروي.
1- مسجد چاله حصار.
2- مسجد حاج آقامحمد.
3- مسجد حاج شيخ هادي .
4- مسجد حاجي رجبعلي .
5- مسجد حاجي نايب ميرزامهديخان .
6- مسجد دباغ خانه .
7- مسجد شاهزاده خانم عيال فرمانفرما.
8- مسجد شيخ مقدس .
9- مسجد صدراعظم .
10- مسجد گذرسرتخت .
11- مسجد معيرالممالك .
12- مسجد ميرزازكي .
13- مسجد ميرزاعيسي وزير.
14- مسجد نجم آبادي.
15- مسجد نظام الدوله .
1- مسجد آغابهرام .
2- مسجد پاي منار.
3- مسجدحوض .
4- مسجد دانگي .
5- مسجد دبيرالملك .
6- مسجد سرچونك .
7- مسجد سقاباشي .
8- مسجد شهاب الملك .
9- مسجد نواب .
1- مسجد امين الدوله .
2- مسجد جامع چهل ستون .
3- مسجد حاج خازن الملك .
4- مسجد درب خونگاه .
5- مسجد سعدالدوله .
6- مسجد سيدعزيزالله .
7- مسجد شاه .
8- مسجد شيخ عبدالحسين .
9- مسجد ملك آباد.
10- مسجد ملك التجار.
11-مسجد ميرزاموسي .
1- مسجد آصفيه .
2- مسجد آقاسيدصادق .
3- مسجد امين الدوله .
4- مسجد حاج آقامحمد.
5- مسجد حاج ابوالفتح .
6- مسجد سرسنگلج .
7- مسجد صاحب ديوان .
8- مسجدصنيع الملك .
9- مسجد كاظميه .
10- مسجد مستوفي .
11- مسجد معمارباشي .
12- مسجد ميرزاابوالقاسم .
13- مسجد ميرزاعبدالكريم .
14- مسجد ميرزامحمودوزير.
نام تعدادي ازپيشه وران درزمان قاجاريه .
طباخ - كله پز- چلينگر- صباغ- دباغ - خراط - جوراب باف -
لحاف دوز - نمدمال - لواف - گيوه فروش - كلاه مال - قهوه چي - سراج -
دوخته فروش - زرگر- بقال - خرازي فروش - علاقه بند- صراف - رزاز-
دوره گرد- تنباكوفروش - نفت فروش - عطار- خياط - كلاهدوز - حلوائي -
آجيل فروش - ارسي دوز - بزازمسلمان وكليمي - مسگر - سفيدگر-
تعزيه خوان - روضه خوان - مداح - كشيك چي - جارچي - چاوش - معركه گير-
رمال - حجامت چي - زالوئي - پالون دوز - رنگرز- عصار- بوجار-
مكتب دار- سقاوغيرو.
------------------------------
به كتب موردافاضه وبهره برداري ذيلااشاره مي شود.
1- زينت المجالس .
2- رياض السياحه .
3- بستان السياحه .
4- روح وريحان .
5- نزهه القلوب .
6- ناسخ التواريخ .
7- مرآت البلدان .
_______
{1}
1- شميران در گذشته به شمع ايران ناميده مي شده است .
سخني چنددرمحاسبه ماده تاريخ: سخني چنددرمحاسبه ماده تاريخ
محاسبه ماده تاريخ برحسب جمل كه شمارش آنهابوسيله حروف
ابجداست درهشت كلمه مصنوع آمده است كه شامل حروف الفباي عربي است
( ابجد- هوز- حطي - كلمن - سعفص - قرشت - ثخذ - ضظع) درجدول
ذيل حروف ابجدبااعداد برابرازنظر ميگذرد.
الف 1
ب 2
ج 3
د 4
ه 5
و 6
ز 7
ح 8
ط 9
ي 10
ك 20
ل 30
م 40
ن 50
س 60
ع 70
ف 80
ص 90
ق 100
ر 200
ش 300
ت 400
ث 500
خ 600
ذ 700
ض 800
ظ 900
غ 1000
علم الحروف وتوجه به حروف الفبابراي ترتيب وتنظيم ماده تاريخ و
محاسبات نجومي به حساب جمل وحروف ابجدازديرگاهان دركشورهاي
اسلامي مورداحترام واستفاده بوده است .(بنابه فرموده وعقيده بعضي از
بزرگان ، دائره نازله برحضرت خاتم الانبيائدائره ابجدي است. ا ب ج د ه و ز -
ح ط ي ك ل م ن - س ع ف ص ق ر ش ت - ث خ ذ ض ظ غ ).
ظاهرا تاريخ دقيق پيدايش اين فن ظريف وواضع آن معلوم وروشن
نيست واحتمالا مي توان طريق بكاربردن حساب جمل رابامطالعه وبررسي
پاره اي ماخذ موجود مربوط به سالهاي نزديك اوائل اسلام دانست .
صاحب نظران اين فن راجزوصنايع وبدايع زيبا وشگفت انگيز فنون
شعروادب محسوب مي دارند ومعتقدند كه نيازمندمهارت وهنرمندي وحسن
سليقه خاصي است .
اغلب شعراي نامي وادباي ارجمندايراني براي بيان موادتواريخ
موردنظر درسروده هاي خودچه درغالب شعر (بيت - مصرع - رباعي - مثنوي -
غزل - قصيده - قطعه - فرد) وياعبارات وجملات ازصناعات شعري ولطائف
ادبي استفاده مي كردندكه بعضي ازآنهادررديف شاهكارهاي جاويدان ادب
فارسي بشماراست .
نكته قابل دقت آنكه گاهي درساختن وپرداختن ماده تاريخ شعراو
ادباي فاضل وبارع زبان فارسي ازآيات كلام الله مجيدبطرزي شگفت انگيزو
بسيارجالب بهره برگرفته اند.
چنانكه ميرزاعبدالوهاب اصفهاني يزدي متخلص به محرم وملقب به
ملك الشعراي عراقين شاعردربار محمدشاه قاجار درسال 1273 هجري قمري
بمناسبت فتح هرات قصيده اي سروده است كه آيه مباركه ( نصرمن الله وفتح
قريب) رادرماده تاريخ اين واقعه چنين آورده است.
گفت خداازپي تاريخ آن نصرمن الله وفتح قريب .
براي بدست آوردن ماده تاريخ تفنني به شيوه حساب جمل ازيك واقعه
تاريخي وياحادثه اي جمله وياشعري مناسب برموازين وقواعدصناعات شعري
وظرائف فنون ادبي انشائوساخته مي شودكه مجموع اعدادحروف ابجدآن
جمله ياشعرتاريخ دقيق آن واقعه وياحادثه رامعلوم ومشخص مي سازد و
مفهوم ومعناي شعر وياجمله موضوع تاريخ آن واقعه رامي رساند.
گاهي نويسندگان وكاتبان باذوق براي آنكه كلمه ياعبارت مقدس و
مباركي ازنگاه ديدگان ناپاك وتماس دست هاي آلوده محفوظ ومصون بماند
كلمات وياعبارت رابصورت اعدادنشان مي دادندمانندكلمه (محمد)كه
بدين شكل مي نگاشتند.
(40، 8،40،40،4).
اينك شواهدي درباب حساب ابجد يادآور مي شود.
درپايان مجلدسوم كتاب تاريخ حبيب السيرتاليف خواندميربيتي بدين
مضمون آمده است كه براساس حروف ابجدسال 932 هجري قمري تاريخ تاليف
كتاب رامي رساند.
شدازسعي مولف اين صحايف بسال ظ و ل وب مصحح
ظ = 900
ل = 30
ب = 2
---------
932
ايضا - عبارت ( عدل مظفر) كه درسر درمجلل ورودي كاخ مجلس
شوراي ملي درميدان بهارستان روي كاشي نقش شده است برحسب محاسبه
حساب جمل نشانگر تاريخ وزمان واقعه شريفه مشروطيت ايران مي باشد.
ع = 70 م = 40
د= 4 ظ = 900
ل = 30 ف = 80
ر= 200
-------------
1324 مجموع
رقم فوق سال 1324 هجري قمري تاريخ اعطاي مشروطه به فرمان
مظفرالدين شاه قاجاراست .
ايضا - كتاب تاريخ نوتاليف جهانگير ميرزاابن عباس ميرزاابن
فتحعليشاه قاجارعبارت ( تاريخ نو) به حساب ابجدسال 1267 هجري قمري
است كه تاريخ تاليف كتاب مزبوررامشخص مي سازد.
ايضا - قطعه ذيل سروده پرسوز وگداز ملارفيع واعظ قزويني است
درمرگ نابهنگام فرزندجوان وناكامش به سال 1072 هجري قمري .
رفت نورديده ام عبدالحسين تابم ازدل برد وخواب ازديده ام
چون تواندديدخالي جاي او ديده ي درخون خودغلتيده ام
مي آتش ديده راماندتنم بسكه ازدردش به خودپيچيده ام
گفت ياري چيست اي محزون ترا كاين چنين آشفته ات كم ديده ام
درجوابش گفتم وتاريخ شد ( رفت نورديده ام ازديده ام )
مصرع آخر متضمن رقم 1072مي باشد.
گاه مشاهده ميشودكه ماده تاريخ بدون قيدحروف ابجدروشن و
آشكارا درجمله وياشعري ذكرميشود چنانكه شيخ اجل سعدي شيرازي در
ديباچه كتاب مستطاب گلستان ميفرمايد.
دران مدت كه ماراوقت خوش بود زهجرت ششصدوپنجاه وشش بود
ايضا - مولاناجلاالدين عارف بزرگوار دردفتردوم مثنوي معنوي
چنين ميفرمايد.
مدتي اين مثنوي تاخير شد مهلتي بايست تاخون شير شد
........... ...........
مطلع تاريخ اين سودا وسود سال اندرششصدوشصت ودو بود
ايضا- بفرموده حكيم ابوالقاسم فردوسي كتاب فاخر وفخيم شاهنامه
راكه درسال چهارصد(400) هجري قمري باتمام رسيده است چنين مي سرايد.
زهجرت شدپنج وهشتادبار كه گفتم من اين نامه شاهوار
نگارنده كمترين براي احتراز ازاطاله كلام به ذكر مختصري دراين باب
اكتفاكرده است جويندگان ومشتاقان براي مزيدافادت مي توانندبه چند
ماخذمعتبر كه ذيلا اشاره مي شودمراجعه فرمايند:
1- نصاب الصبيان - ابونصرفراهي .
2- لغتنامه دهخدا - استادعلي اكبردهخدا.
3- الفهرست - ابن النديم .
4- اصول دستورزبان فارسي - سيدكمال طالقاني .
5- التفهيم لاوائل صناعه التنجيم - ابوريحان بيروني - استادهمائي .
6- رستم التواريخ - مشيري .
7- كشف الاسرارميبدي - انصاري .
8- تذكره نصرآبادي - نصرآبادي.
نكته اي ظريف درادب فارسي:نكته اي ظريف درادب فارسي
درادب فارسي نام مرادومحبوب ومعشوق وممدوح بسيارمحترم و
گرامي بوده ودراشعار به زيباترين وصميمي ترين زبان توصيف وبيان مي شده
است تاآنجا كه شعراي بزرگوار وخوش قريحه فارسي زبان اشعاري دلپذير
ودلكش دربيان نام مرادومعشوق ومحبوب وممدوح مي سروده اندكه
همواره به طرزي خاص ودلنشين آميخته وپرداخته بافنون هنرمندانه ادب و
صناعات زيباوظريف لفظي ومعنوي بوده است .
نام مرادودوست ومحبوب ومعشوق درپس پرده رازورمز استعارات
وكنايات باسبك وروش ويژه اي كه تبعيت ازاسلوب وتعادل اجزاء كلام منظوم
داشته همواره مستورومخفي بوده است كه دراصطلاح به معميات مشهور است
وازاين رهگذر جاذبه وافسوني خاص به ادب فارسي مي بخشد.
ديدمجنون رايكي صحرانورد درميان باديه بنشسته فرد
ساخته برريگ زانگشتان قلم مي زندنقشي به دست خودرقم
گفت كاي مجنون شيداچيست اين مي نويسي نامه سوي كيست اين ؟
هرچه خواهي درسوادش رنج برد بادصرصرخواهدش حالي سترد
گفت شرح حسن ليلي ميدهم خاطرخودراتسلي مي دهم
ناچشيده جرعه اي ازجام او عشق بازي ميكنم بانام او
( مولاناعبدالرحمن جامي )
ايضا -
روزبهرام ورنگ بهرامي شاه باهردوكرده هم نامي
بهرام نامه مولانانظامي گنجوي قمي
ايضا-
اي نام توبهترين سرآغاز بي نام تونامه كي كنم باز
اي يادتومونس روانم جزنام تونيست برزبانم
ليلي ومجنون مولانانظامي گنجوي قمي
نمونه اي از شاهكارهاي ادب فارسي
خم چونگون گشت يكي قطره ريخت هوش زمدهوش محبت گريخت
خم نگون = بمعناي مخ .
درحال نگون شدن خم نقطه چون قطره اي ازآن مي ريزد وكلمه مخ
ميشودمح .
هوش كه ازمدهوش گريخت كلمه باقي مانده ميشود مدوازتركيب
دوبهر مح + مدكلمه محمدساخته مي شود.
گرچه ازوصل بتي هيچ نشدحاصل من
مركزهجر ورادايره آمد دل من
مركزهجر= ج
دل من = نم .
ازتركيب ج ونم كلمه نجم ساخته مي شود.
جايت آنجانيست اي سروگزين زان ميان برخيز وبالابرنشين
سرو= الف .
اگرازميان ( ميان ) الف برداشته شود اول و( بالاتر) گذاشته شود
كمله ( امين ) ساخته مي شود.
كلامي درفن سياق: كلامي درفن سياق
احتمالا مي توان تاريخ پيدايش ونگارش خط وحساب سياق رادر
حدودسال هاي هشتاديانود هجري قمري دانست كه ازآن به بعدتااواسط
قرن چهاردهم هجري قمري دركشورايران رايج ومتداول بوده است .
بنظرميرسدكه اين شيوه نگارش وطرز حساب ازكلمات وعلامات مخفف
زبان عربي وازنشانه هاوعلائم خط پهلوي وضع گرديده است .
درگذشته براي محاسبات دفاتر ديواني (دولتي ) ووجوهات نقدي و
معاملات مختلف تجاري ونيزبراي اوزان ومقياسات وگاهي براي ثبت سنوات
تاريخي ازشيوه سياق استفاده مي شده است .
درنگارش خط سياق بجاي اعدادعلامات واشكال مخصوصي بكار
مي رفته وآحادوعشرات ومات والوف هركدام بانشانه هاي خاصي ازيكديگر
متمايز وبردونوع مفردومركب مشخص بوده است .
طرزنوشتن خط سياق ازراست بچب بوده وقواعدكلي براي ارقام
سياق نقدي وجنسي ازلحاظ اوزان ومقياس برخلاف ارقام هندسي كه فقط به
ده رقم شناخته مي شودبايكديگر متفاوت وبراي هريك ازآنهاشكل خاصي
وضع شده است كه لازم بوده است علامات واشكال هريك جداگانه شناخته و
درجاي خودبكاررود.
درحساب سياق به لحاظ تشخيص شكل وعلامات درعمل جمع وتفريق
مانندمحاسبه اعدادنيازي به رديف بودن وياقرارگرفتن آنهازيريكديگر نيست
لذاامرمحاسبه سهل تروسريع ترانجام مي شده است .
نكته ديگر آنكه چون درارقام سياق ازبراي هرمبلغ شكل خاصي معين
بوده است لذادگرگوني درارقام وياكاستن وافزودن رقمي درجمع محاسبات
دشوارواحتمالا ناممكن بوده است .
اينك نمونه اي ازعلامات خط وحساب سياق ازيك الي ده هزار
عكسبرداري ودرهمين فهرست ارائه شده است باتوجه باين كه علامات مزبور
همانطور كه معروض رفته است جهت محاسبه امورتجاري وارقام سياق نقدي از
كمترين عددي كه ازبراي نقدمشخص شده يعني يك دينار( دينار- غاز - پول -
شاهي - عباسي - قران - تومان ) الي يك تومان كه واحدمبلغ نقدي بوده است
بكارمي رفته است .
دراين جدول علامات وارقام سياق بااعداد برابرنمايان است .
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
30
40
50
60
70
80
90
100
200
300
400
500
600
700
800
900
1000
2000
3000
4000
5000
6000
7000
8000
9000
10000
جهت آشنائي علاقه مندان ومحققان درموردثبت سنوات تاريخي به
شيوه خط وحساب سياق كه بندرت معمول بوده است يك صفحه ازكتاب مجمل
التواريخ سياقي كه بشماره دفتر585 دركتابخانه سلطنتي مضبوط است
عكسبرداري وذيلا ازنظر ميگذرد.
اسامي اجزائوواحدمبلغ نقدي ومسكوكات طلاونقره
درگذشته
اسامي اجزائوواحدمبلغ نقدي ومسكوكات طلاونقره درگذشته .
واحد- يك تومان .
اجزاء - دينار- غاز- پول - شاهي - عباسي - قران - تومان .
نقره - شاهي سفيد( سه شاهي)- پهنباد( پنج شاهي)- دهشاهي سفيد -
قراني سفيد - دوقراني سفيد - پنج قراني سفيد - يكتوماني سفيد.
طلا- دوهزاري زرد- پنج هزاري زرد- اشرفي ياتوماني .
واحدوزن واجزائواضعاف آن درگذشته كه به شيوه
سياق محاسبه ميشده است
واحدوزن - يك من -
اجزاء- قيراط - گندم - نخود - درم - نار - مثقال - سير- چارك - نيم من .
اضعاف - ري - خروار ديواني - خروار دهقاني ري برابرچهارمن .
خروارديواني برابربايكصدمن تبريز.
خرواردهقاني برابرباچهل من تبريز بوده است .
يادآوردي :(درگذشته مقياس اوزان درشهرهاي ايران متفاوت بوده
است وباسنگ خاصي توزين انجام ميگرفته است .)
سنگ تبريز ياسنگ سقط كه هرسنگ ششصدوچهل مثقال بوده است و
ديگرسنگ هزارمثقال.
سنگ شاه مساوي دومن تبريز.
سنگ ري مساوي چهارمن تبريز.
سنگ ورامين مساوي پنج من تبريز.
سنگ نه عباسي كه درخطه شيرازبكارميرفته است مساوي يك من وپنج
سيرتبريز.
سنگ ده عباسي كه درهمدان وبروجردوبعضي ازتوابع متداول بوده
مساوي يك من وده سيرسنگ تبريزبوده است .
مقياس طول درگذشته
ذرع - نيم ذرع - چارك - سه چارك .
ذرع شاه .
ذرع تبريز- هركدام شانزده گره وهرگره دوبهربوده است .
سيري كوتاه دراوضاع واحوال اجتماعي دوران صفويه: سيري كوتاه دراوضاع واحوال اجتماعي دوران صفويه
اينك موضوع سخن رابه شرح مختصري ازكيفيات وخصوصيات
معدودي ازمشاغل وارباب مناصب ومكاسب دوران صفويه اختصاص مي دهد.
نگارنده كمترين ازبعضي نسخ موجوددركتابخانه سلطنتي وبررسي و
مطالعات ديگري دراين زمينه باختصار وايجاز جمع آوري وتنظيم كرده ودر
نهايت ادب وفروتني ازنظر ومحضر ارباب ذوق وحال ميگذراند به اميدي كه
موردپسندومقبول خاطرواقع شود.
(1)مقام ملاباشي گري دارالسلطنه اصفهان - ملاباشي ازلحاظ رتبه و
درجه افضل برعلماء وفضلاء وامراء بوده است چنانكه درمجلس پادشاهان
صفويه نزديك به مسندپادشاه مكاني خاص داشته وازاحترام واعتباري شايسته
برخورداربوده است ومسئوليت ووظيفه مشاراليه رفع ظلم وتعدي ازمظلومين
وشفاعت مقصرين ازشخص پادشاه بوده وتحقيق درمسائل شرعي وتعليم ادعيه
وامورشرعيه برعهده وي بوده است .
( درنسخه شماره دفتر 795 كتابخانه سلطنتي درصفحه سوم چنين رقم
رفته است ).
دراواخرسلطنت شاه سلطان حسين ميرمحمدباقرنام فاضلي باآنكه در
فضيلت ازآقاجمال هم عصر خودكمتر بودبه رتبه ملاباشي گري سرافرازو
بتقريب مصاحبت مدرسه چهارباغ رابناگذاشته خودمدرس مدرسه مذكور
گرديدودادوستد وجوهات حلال رانيز مينموده و وجوه تصدقات راپادشاه
نزداوميفرستادكه بمستحقين رساندوبعدازفوت اوملامحمدحسين نامي
ملاباشي شده وبغيرازتدريس مدرسه مزبور بساير اموري كه ملاباشيان مرتكب
بودندقيام واقدام داشت ).
(2) صدارت خاصه وعامه ( صدرخاصه) عاليجاه صدرممالك -
صاحب اختيارتعيين حكام شرع ومباشرين اوقاف وعلمائومدرسان ،
شيخ الاسلامان ، پيش نمازان ، قضاه، متوليان وسايرخدمه مزارات مدارس ،
مساجد، بقاع الخير، وزراي اوقاف ، نظارومستوفيان وسايرعمله سركار
موقوفات ازمحرران ،قسالان ،حفاران وغيروازكل ممالك محروسه از
آذربايجان - فارس - خراسان - عراق وغيروبااوبوده است وهمچنين ديوان
احداث اربعه راكه عبارت از(قتل - ازاله ........- شكستن دندان -
كوركردن ) است متعلق ومختصر به منصب صدرخاصه بوده است .
(3)قاضي دارالسلطنه اصفهان -
تشخيص دعاوي شرعيه مردم موافق باشريعت اسلام وضبط مال غايب
ويتيم وامورديگري دراين زمينه هابااوبوده است .
(4)شيخ الاسلام دارالسلطنه اصفهان -
مشاراليه درخانه خودبه دعواهاي شرعي وامربه معروف ونهي از
منكرات مي رسيده وحكم طلاق شرعي راصادرمي كرده است .
(5) قاضي عسگر -
دراوائل سلطنت صفويه قاضي عسگر بحكم شرعي عساكره مي رسيده
است وبعدازآنكه صدردراصفهان تعيين ومقرر شدشغل قاضي عسگر منحصر
به آن شدكه ارقام تنخواه ومواجب عساكر به مهرمشاراليه ممهور شود.
(6) امراي عظام كه لفظ ولقب عاليجاه مختص به آنهابوده است .
امراي ايران درآن عصربردونوع بوده اند.
نوع اول امراي غيردولت خانه كه ايشان راامراي سرحدمي ناميدندو
برچهارقسم بوده اند.
اول ولات - دوم بيلگربيگيان - سوم خوانين - چهارم سلاطين وقلعه
بيگيان ولات درمرتبه ومقام بربيگلربيگيان ارجح وبيگلربيگيان برخوانين
افضل بوده اندوبطوركلي درحدود شانزده بيگلربيگي درتقسيمات دولتي صفويه
بكارمشغول بودنددرهرسرحدي كه بيگلربيگي نشين بوده است جمعي كه در
حوالي واطراف قلمرواوحاكم ميشدند همگي تابع بيگلربيگي وباين نسبت
سلطان هاي هرسرحدي تابع خوانين همان سرحدبوده اند.
ولات ايران دردرجه اول والي عربستان - دوم والي لرستان فيلي - سوم
والي گرجستان متعلقه بايران كه شامل گرجستان كارتيل وكاخت وتفليس است -
چهارم والي كردستان .
بيگلربيگيان مهم ايران عبارت بوده انداز- بيگلربيگي قندهار-
شيروان - هرات - آذربايجان - چخورسعد- قراباغ وگنجه-استراباد-
كوه كيلويه - كرمان - مروشاهي جهان - قلمرو علي شكر- مشهدمقدس معلي -
دارالسلطنه قزوين امراي دولت خانه مباركه كه دردرگاه جهان پناه شاهي حاضر
وهريك به منصب خاصي سرافراز بودند عبارت از: قورچيان - قورچيان يراق -
قوللر آقاسي باشي - ايشيك آقاسي - تفنگچي آقاسي - وزيراعظم - ديوان بيگي -
واقعه نويس - مستوفي الممالك - اميرشكار - اميرآخور - سپه سالاربودند كه
ازمشاغل عالي رتبه ومقرب محسوب وجزوامراي جانقي {1} بودند .
قورچيان يراق اكثراازسران قزلباش كه متشخص ترين آنها طايفه شاملو
بود انتخاب مي شدند ووظيفه آنان حفظ وحراست جان پادشاه ودرهمه اوقات
مراقب ومواظب دستورات پادشاه بودند.
وظايف قورچيان يراق به شرح ذيل است .
قورچي دهانه = ( دهانه دار)
قورچي يراق = ( يراق دار)
قورچي دستكش = ( دستكش دار)
قورچي كفش = ( كفش دار)
قورچي جام = ( جام دار)
قورچي زره = ( زره دار).
قورچي دستار= (دستاردار).
قورچي خنجر= ( خنجردار).
قورچي شمشير= ( شمشيردار).
قورچي كمان = ( كمان دار).
قورچي نيزه = ( نيزه دار).
قورچي تركش = ( تركش دار).
قورچي سپر= ( سپردار).
قورچي چتر= ( چتردار).
قورچي تفنگ = ( تفنگ دار).
(7) وزارت اعظم (وزيراعظم ) ديوان اعلي -
مهم ترين ومتنفذترين اميردرگاه معلي وسرحدات وولايات ممالك
محروسه ايران بشماربوده است ودرمجلس بهشت آئين شاهي (خانه دولت)
باهمكاري امرا، وزراء، وبزرگان ديوان اعلي به امورجاري وساري مملكت
مي پرداخت .
(8)عاليجاه وزيربيوتات -
نظارت مستقيم بركليه مخارج ومصارف ومداخل امورديواني ومستغلات
وقصرهاي سلطنتي به عهده وي بوده است .
(9)مقرب الخاقان ديوان بيگي -
هرهفته بمدت چهارروز موظف بوده است كه دركشيك خانه (دولت خانه )
حاضر ودراجراي احكام شرعيه وضبط ونسق براهالي شهرويادهات كه ازاقويا
ستم وظلم برآنها واردمي شده دادخواهي واقدام كند.
(10)عاليجاه اميرشكارباشي -
ازجمله امراي عظيم الشان بوده است وجمع كثيري ازقوشچيان -
قرقچيان - توپچيان - يوزباشيان - مين باشيان - درابواب جمعي بوده اند.
(11)عاليجاه اميرآخورباشي -
تعيين وانتخاب اميرآخوران - مهتران - سقايان - جلوداران - خادمان
خاصه - نعل بندان - بيطاران - خواجه سرايان وغلامان خاصه اصطبل سلطنتي با
مشاراليه بوده ونيزهنگام سفر وحضر ازملتزمين ركاب پادشاه بوده است .
(12) عاليجاه امير آخورباشي صحرا-
درهرسال باتفاق ناظر دواب ايلخي هاي خاصه ونتايج آنهاراملاحظه
وبه عرض پادشاه مي رسانده ونيزتعيين بلوك باشيان - وكليه عمله ايلخي
سلطنتي موقوف به تصديق وتجويز اوبوده است .
(13) عاليجاه مقرب الخاقان مجلس نويس محفل بهشت آئين -
مشاراليه موظف بوده است كليه نامه هاي سران ممالكي كه باكشور ايران
ارتباط ومكاتبه داشتند بعرض رسانده وپاسخ آنهاراانشائوازنظرشخص
پادشاه بگذراند وهمچنين هرگونه رقم وياصحبتي كه پادشاه به زبان مقرر
ميداشته (مشافهه)بقيدحسب الامرالاعلي نامبرده ملزم به ثبت وضبط آن بوده
است ونيزآنچه ازعرايض ومكتوبات امراوحكام ممالك محروسه مي رسيده
است مجلس نويسان يا(واقعه نويسان)جواب آن راقلمي وبه عرض مي رساندند
كه به توشيح همايوني برسد وازنظرخدمت وتقرب مجلس نويسان مقامي شامخ
وارجمندداشتند چنانكه درمجالس خاص وعام پادشاه حضور داشته ودرتحقيق
امورسخن ونظرشان محترم ومعتبربوده است .
(14) عاليجاه مستوفي الممالك -
ازجمله امراي عظام محسوب مي شده وتمامي نسخه جات وحواله جات
عمال ولايات دركل ممالك محروسه كه شامل بيگلربيگيان - خوانين - حكام
كلانتران - عساكر منصوره وغيروبوده وبه موجب كيفيات دفتري به مهروتصديق
مستوفي الممالك مي رسيده است ونظارت به خدمت جمعي ازجمله محرران -
ريش سفيدان - ناظروداروغه دفتر- صاحب توجيه وضابطه نويس - اوراجه -
نويسان - كتاب - صاحب رقمان - سررشته دارارقام - نامه نويس داشته است .
(15) عاليجاه خليفه الخلفا-
چندخليفه وخادم وعمله توحيدخانه جهت امربه معروف ونهي ازمنكر
بوسيله خليفه الخلفا تعيين وانتخاب مي شده است ودرشب هاي جمعه درويشان
وصوفيان بدستور وي درتوحيدخانه {2} ( خليل خانه ) جمع و بذكر كلمه طيبه
لااله الله بطريق ذكرجلي اشتغال مي ورزيدندونان وحلواوطعام مقرري به
درويشان واهل سلوك هديه مي شده است .
ضمنا برطبق رسوم وآداب صوفيان گنه كاران ومقصران درتوحيدخانه
همايون پناه برده وازمرشد بزرگ تقاضاي عفووبخشش مي كردند.
(16)مقرب الخاقان صاحب منصب خواجه سراي سفيد-
مقرب الخاقان صاحب منصب خواجه سراي سياه -
صاحب منصبان مذكور به جهت تقربي كه نزدپادشاه وحرم سراي شاهي
داشتندبه لقب ( مقرب الخاقان ) مفتخربودند.
درازمنه سلاطين سالفه صفويه خواجه سفيدمرسوم نبوده وازبين
خواجه هاي سياه مسن تر ولايق ترين آنهابه ريش سفيدي خواجه سراي حرم عليه
عاليه انتخاب وسرپرست كل خواجه هاي سياه منصوب مي شده است ولي در
زمان سلطنت شاه عباس كبير متجاوز ازصدجوان خوش صورت سفيدپوست
گرجي راخواجه نموده واصيل ترين آنهابه سمت يوزباشي ( صاحب منصب
خواجه سراي سفيد) تعيين مي شده است وبهمين طريق ازغلامان سياه پوست
فردي رابعنوان ( صاحب منصب خواجه سراي سياه)(يوزباشي آقايان سياه)
انتخاب مي كردند كه بطوردائم مراقب ومواظب حرم سراي شاهي بوده وامور
مربوطه راانجام مي داده است بعضي ازخواجه هاي جوان كه مستعدبودند
بوسيله لله ومعلم مخصوص تحت تعليم وتربيت قرارمي گرفتند وبعدازآنكه
خواجگان مزبور به سن جواني مي رسيدند وآثارريش وسبيل درچهره شان
ظاهرمي شدازحرم سراي شاهي خارج وداخل صاحب جمعي قوللر آقاسي باشي
مي شدند.
(17) مقرب الخاقان حكيم باشي.
مشاراليه ريش سفيد اطباي خاصه بوده ودرنزد پادشاه بسيارمعزز و
مكرم وطبابت شخص پادشاه به عهده وي بوده است .
(18)مقرب الخاقان منجم باشي -
مشاراليه موظف ومسئول بوده است كه همه روزه دردولت خانه ( دربار)
حاضرشود كه اگرشخص پادشاه ويامقربان جهت اموري كه متضمن ( لشگركشي -
اختيارسفر- خسوف وكسوف - روزتولد- رخت نوبريدن ياپوشيدن - مصرف
داروبراي درمان مرض)وغيرومي شده است ساعت سعدونحس راتعيين وبه
عرض برساند( سلاطين صفويه اعتقادواطمينان راسخ واستواري به احكام
نجومي واستخراج طالع بوسيله رمل واسطرلاب وتعيين ساعات مبارك وميمون
دركليه امورداشتند وبهمين دليل به منجمين كه درعلوم فلكي وسماوي عالم
ومتبحر بودندقدروارج بسيارمي نهادند).
(19)مقرب الخاقان معيرالممالك -
اين شغل ازقديم الايام دردربارسلاطين مرسوم بوده است واستاداني
كه وقوف واطلاع كامل ازماهيت وجنس طلاونقره داشتندوبه عيارووزن
مقررزروسيم رادرضرابخانه مسكوك ميكردند به نام معيران ناميده مي شدند.
جميع امورومشاغل مربوط ومتعلقه ضرابخانه زيرنظر مستقيم و
دقيق شخص معيرالممالك اداره مي شده است.
مشاغل ودستگاههاي مفصله عمله ضرابخانه بقرارذيل بوده است :
دستگاه (سباكي)طلاونقره مغشوش ومخلوط راخالص ميكرده است .
دستگاه آهنگري - دستگاه قرص كوبي .
دستگاه چرخ كشي ( بعدازقرص كوبي وآهنگري عمله چرخ كشي طلاو
نقره راازحديده فولادبيرون مي كشيده است .
دستگاه قطاعي ( طلاونقره راجهه ساختن نقودقطع ميكرده است ).
دستگاه كهله كوبي ( شمش قطع شده رابه شكل عباسي وپنج شاهي
سكه هاي آن عصرپهن ميكرده است).
دستگاه سفيدگري( چهره زرراسفيدگري ميكرده است).
دستگاه تخش كني(به ميزان نظرعباسي هاي كم وزن راجدانموده مجددا
مي گداخته است).
دستگاه سكه كني(استادان سكه كن شمش هارامسكوك مي كردند).
دستگاه نقده سازي(مسكوك زروسيم راروپوش مي كرده است).
مشاغل مختص به معيران وعمال آنهابه شرح ذيل است .
ضراب باشيان - مشرفان مناط - حكاكان - صرافان - زركشان -
سكه كنان - فلوس كاران - قورچيان - مسگران .
ضمنا علامت ونمونه نقره كامل عيارآن بوده است كه ازكوره ( قال
شاخچها)بشكل حباب سرزند وبهمين علت نقره خالص را(شاخدار)مي گفتند.
(درزمان شاه سلطان حسين صفوي متجاوز ازچهارصداستادكاردر
نه(9)دستگاه ضرابخانه بامتعلقات ومتفرعاتش بكاروخدمت مشغول بوده اند)
(20)مقرب الخاقان منشي الممالك -
كليه برات هاو(پروانه جات)وتنخواه گردان ومواجب ملازمين و
حكم هائي كه بتوسط ديوان بيگي صادرمي شده است بعدازتصديق وتاييد
منشي الممالك آن رابسرخي وآب زرطغرامي كشيده است(دستورپرداخت).
توابين (كاركنان )منشي الممالك دردارالانشاعبارت بودندازمحرران -
منشيان - مهرداران - دواتداران - واقعه نويسان وغيرو.
(21)مقرب الخاقان مهردار مهرهمايوني.
ازجمله مناصب مهم ومعتبر محسوب ونيزمجلس نشين مجلس بهشت آئين
بوده است .
(22)مقرب الحضرت ايشيك آقاسي باشي -
اين منصب به قديمي ترين فردي كه مورداعتمادومتدين بودارجاع
مي شدودرامورتشريفاتي وتفني دولت خانه همايوني به خدمت مشغول
بوده است .
(23)يساولان صحبت -
ازبين اميرزادگان متشخص انتخاب مي شدند كه درمجلس خاص پادشاه
خدمت كنندونيزدرمجلس عام دربرابروحضورپادشاه دركمال ادب وخضوع
راهنماي سفيران ورجال باشند واين يساولان تابع وپيروايشيك آقاسي باشي
بوده اند.
(24)قاپورچيان -
درامورداخلي دولت خانه بعنوان دربان نظارت وخدمت مي كردند.
(25)مقرب الحضرت صاحبجمع خزانه عامره -
آنچه ازنقدينه ووجوهات طلاونقره وجواهرات - اقمشه نفيسه - نسخ
گرانبها- پارچه هاي زربفت وپوست هاي قيمتي ازقبيل خزوسمورواشياء
واجناس ذي قيمت دارالسلطنه اصفهان متعلق به ديوان خانه بوددرتحويل
صاحبجمع خزانه عامره مقرره بوده است .
(26)مقرب الحضرت صاحبجمع قبچاچخانه خاصه -
مسئول تهيه وتدارك البسه پادشاه بوده ونيزخلعت وجبه هائي كه
برسم هديه به حكام وكلانتران - مين باشيان - يوزباشيان وسايرجماعتي كه در
مرتبه ومقام امرانبودنداهدامي شددرتحويل وي بوده وازجمله كاركنان
تحت نظر وي خياط - جوراب دوز- چاقشوردوز- لندره دوز- اتوكش حلاج
صافگر - كلاه دوز- قبادوزوغيروبودند.
(27) مشعلدارباشي -
مسئول روشنائي وحرارت قصور سلطنتي واشيائي كه وي درتحويل
داشت به شرح ذيل است .
قالي وقاليچه - نمدودوشك - خيام - پيه سوز- شمع دان - سوزني -
موم - شمع - پيه گداخته - صابون - طناب - نوار- نمدالوان - گليم -
نمديور- ميلك - مثقالي - چيت - دالبر- لاله - مردنگي - چراغ پايه - لندره -
طشت مس - كاغذپنجره - سريش - فانوس - موچكدان - يرتهاي چوبي -
كجاوه - كجاوه پوش وغيرو.
جماعتي كه تابع مشعلدارباشي بودندعبارتنداز- خيمه دوز- لندره دوز-
چراغچي - شماعي - فراش - صندوق ساز.
(28)مقرب الخاقان حضرت عاليجاه كتابداركتابخانه درگاه معلي -
كتابداران وخزانه داران درزمان صفويه ازدانشمندان برجسته واستادان هنرمند
شايسته ومتدين انتخاب واكثرا درتربيت وتعليم فرزندان پادشاهان صفوي
سهمي بسزاداشته وموثرومفيدبودند.چنانكه جزوامراي عظام محسوب
مي شدندودرمجلس بهشت آئين شاهي حق حضوروجلوس داشته ودرنزد
پادشاهان احترام وقرب خاصي داشتند.
كتابداران يابعبارتي روساي كتابخانه معلي مسئول ثبت وضبط و
حفاظت نسخه هاوجمع آوري وخريداري كتب نفيس ازاطراف واكناف بودند
وچون ازعشق وعلاقه شايان تقديرشاهان صفوي به هنركتاب آرائي ونقاشي
آگاهي داشتنددرتكميل وافزايش كتب كتابخانه معلي كوشاوساعي بوده و
دربوجودآوردن كتب خطي مصورومذهب نفيس باكمك ودستياري افراد
صاحب نظر وهنرمندان ودانشمندان سعي بليغ مبذول مي داشتند وبهمين دليل
درزمان شاهان صفويه كتابخانه هاي معظم ومحتشم وفخيمي بوجودآمدكه
شهرت جهاني پيداكرد.
هنرمنداني كه دركتابخانه ودارالصنايع معلي به خلق آثارهنري
مي پرداختند عبارت بودنداز:
كاتبان - صحافان - باسمه چيان - زركوبان - كاغذگران - مقراض گران -
مذهبان - قطاعان - جلدسازان - رنگ نويسان - افشان گران - مقواسازان -
فصالان - نقاران - حكاكان - لاجوردشويان - قاشق تراشان - خوان تراشان -
زرافشانان - خوشنويسان - حل كاران - كتيبه نگاران - قطعه نويسان - وصالان -
قلم موسازان - مركب سازان - رنگ سازان ونيزاستادان هنرمندديگري در
دستگاه نقاش خانه يانگارخانه سلطنتي مانند- مصوران - طراحان - نگارگران -
چهره پردازان - مجلس سازان - شبيه كشان - تك صورت سازان .
ضمنا كتابخانه هاي دربارصفويه به نام هاوعناوين مختلف مشهورو
موسوم بوده است كه ذيلاارائه مي شود.
كتابخانه معلي - كتابخانه هميوني- كتابخانه سلطاني - كتابخانه شاهي -
كتابخانه سلطنتي - كتابخانه ديوان اعلي - كتابخانه اعلي همايون - كتابخانه
سركارخاصه - كتابخانه ملائك آشيان - كتابخانه اشرف اعلي .
نگارنده ناتوان به مناسبت مطالبي كه درتوصيف عناوين ومناصبي كه در
كتابخانه سلطنتي دوران صفويه آمده است نام چندتن ازمشاهيراستادان و
هنرمندان آن عصرراكه به نوبت مديريت وسرپرستي كتابخانه سلطنتي سلسله
صفويه رابعهده داشتند ذيلاارائه مي دهد.
استادكمال الدين بهزاد- شاه محمودنيشابوري - محيي شيرازي -
اميرنظام الدين اسكوئي - عيشي تبريزي - سلطان محمد.خواجه عبدالعزيز
نقاش - مظفرعلي - صادق بيك افشارارومي عبدالجباراسترآبادي - سياوش بيك
گرجي - علي اصغر كاشي - محمدشيرازي . ملاعلي رضاي عباسي تبريزي اصفهاني .
(29)عاليحضرت وزيرتفنگچيان ووزيرتوپخانه -
وزراي نامبرده درمجلس بهشت آئين ونيزدرروزبازديد سپاه وصفوف
سربازان درخدمت پادشاه نسخه جات وصورت مواجب وتيول سپه سالاران و
سرداران وملازمان رابه عرض مي رساندند.
(30)عاليحضرت لشگرنويس ديوان اعلي -
تابعين وكاركنان مشاراليه عبارت از: سرخط نويس - ضابطه نويس -
صاحب توجيه - آوارجه نويس بودند كه موظف ومسئول جمع آوري وتنظيم
ارقام واحكام مواجب براتي ساليانه امراي عظام مانند(بيگلربيگيان - حكام
وخوانين - سرحدداران - كلانتران - مستوفيان سرحدات وغيرو)ونيزاز
محصولات ومستغلات وعايدات ديواني ممالك محروسه ووجوه راهداري -
چوپان بيگي - تنباكوفروشي - سوق الدواب ورسومات ارباب مناصب ديوان
اعلي صورت برداري مي كردندوبعدا ممهور به مهر لشگر نويس مي شد.
(31)دفترداردفترخانه همايون اعلي -
ارقام واحكام وزراومستوفيان وتنخواه ومواجب وسيورغالات
(مددمعاش)ومعافي يساولان صحبت وايشيك آقاسيان رابه خط خويش
مي نگاشته ودرانبار دفترخانه ضبط مي كرده است .
(32)عزب باشي -
ريش سفيدان فراشان دفترخانه بوده ودرصورت مفقودشدن دفتري از
دفاتردفترخانه ديوان اعلي مسئولين ومتصديان رابسختي موردبازخواست و
بازجوئي قرارميداده است .
(33)دوشلك وكيل -
ماموردريافت ووصول ارقام ومواجبي بودكه ازدفترخانه همايون اعلي
ميگذشته است .
(34) وزيردارالسلطنه اصفهان - وزيرسركارانتقالي - مستوفي سركار
مزبور- رسيدگي به امورمستغلات - دكاكين - قنوات - عمارات - خالصه جات -
باغات وبطوركلي عمران وآباداني املاك وكشت وزرع شهراصفهان وتوابع
به عهده افرادنامبرده بوده است .
(35)عاليحضرت كلانتر-
تغييروانتصاب كدخدايان محلات وريش سفيدان اصناف ومعتمدين
شهراصفهان وتوابع ازوظايف واختيارات مشاراليه بوده است .
(36)عاليحضرت داروغه اصفهان -
ماموررسيدگي به اموراجتماعي مردم ونگهباني شهروحفظ امنيت و
تعقيب بزه كاران وستمكاران بوده است .
(37)عاليحضرت محتسب الممالك -
محتسب الممالك دركليه نقاط ممالك محروسه ايران نايب ونماينده
داشته كه برقيمت اجناس وكالائيكه اصناف به مردم مي فروختند نظارت كنندو
مراقب باشند كه قيمت ها عادلانه واجحاف نشود چنانچه فردي ازاهل حرفه
وصنف ازقراردادوقوانين وضع شده تخلف مي ورزيد مخاطي بشدت تنبيه و
سياست (تخته كلاه)مي شدكه موجب عبرت سايرين گردد.
(38)عاليحضرت نقيب -
تعيين ريش سفيدان - درويشان اهل معارك - تعزيه خوانان - روضه خوانان
وامثالهم بامشاراليه بوده وساليانه نتيجه كارافرادمذكور رابررسي وبه مهر
خويش ممهور وبه كلانتر مي سپرده است .
(39)ميراب دارالسلطنه اصفهان -
تعيين مادي سالاران (نهرها)تنقيه انهاروجداول - رسانيدن آب
زاينده رودبه محال اصفهان - تعيين وتشخيص حقابه ارباب ورعاياكه به تصديق
وتجويز وزير وكلانتر ومستوفي شهراصفهان مي رسيده است .
(40)رياع دارالسلطنه اصفهان - ( شغل متصدي باغات )-
همه ساله محصولات وفرآورده هاي محال اصفهان وتوابع بتوسط
رياع السلطنه بازديدومقدارزيان وارده ازآفات ارضي وسماوي تعيين ودر
حضورعمال ومامورين ديواني وابوابجمع رعاياوموديان توزين ورسيدگي
مي شد.
(41) صاحبجمع ركابخانه - وسائل شستشو ونظافت حمام (گرمابه)و
متعلقات ومتفرعات مربوط به آن ونيزوسائلي ازقبيل لحاف - نازبالش - پشتي
ومخده هاي خاصه - البسه خاصه - جانماز ووسائل عبادت - مفرشهاي طلاطين
درتحويل وي بوده است .
(42) صاحبجمع مشعلخانه ونقاره خانه - لوازم واشيامربوطه عبارت از
مشاغل طلاونقره ومس - دنبه وپيه وروغن چراغ - جزغاله ونواله - كوس -
نقاره - كرنا - نفير- سرنا- دهل وغيروبوده است .
(43)صاحبجمع شربت خانه وقهوه خانه -
ظروف طلاونقره وبلور وچيني ومس وكاشي - وسايل قليان كشي -
شكروقند- عقاقير- قهوه - انواع واقسام عرق هامانند عرق بيدمشك وغيرو -
انواع مربيات وترشي ها- انواع عطرها- هليله وامله وانواع دانه هاوسبزي هاي
معطر درتحويل مشاراليه بوده است.
(44)صاحبجمع اصطبل - صاحبجمع شترخان - صاحبجمع انبارخوراك
وپوشاك چهارپايان اصطبل سلطنتي -
آنچه جهت پوشش بكارمي رفته عبارت ازجل - پيراهن - تنگ - افسار-
قنطراغه - پابند- نمدبالاپوش - كمند- يراق - زين - توبره - برگستوان
(پوشش وزره جهت حفظ اسب درهنگام جنگ).
اينك اسامي تعدادي ازمشاغل يادآور مي شودكه ازذكرمشروح آن
بعلت اطاله كلام خودداري شده است .
(45)صاحب جمع آبدارخانه .
(46) صاحب جمع مسگرخانه .
(47) صاحب جمع سقاخانه .
(48) صاحب جمع خياط خانه .
(49) صاحب جمع مطبخ خانه .
(50) صاحب جمع طيورخانه .
(51) صاحب جمع اياغ خانه .
(52) صاحب جمع شعرف باف ومخمل بافان .
(53) صاحب جمع شيره خانه .
(54) صاحب جمع زرگرخانه .
(55) صاحب جمع عطارخانه .
(56) صاحب جمع زين خانه .
(57) صاحب جمع فراش خانه .
(58)صاحب جمع چاپارخانه .
(59) صاحب جمع كجاوه خانه .
(60) صاحب جمع شاطرخانه .
(61) صاحب جمع جامه خانه ياخلعت خانه .
(62) صاحب جمع نقاش خانه .
(63) صاحب جمع مي خانه .
(64) صاحب جمع طرب خانه .
(65) صاحب جمع خيام خانه .
(66) صاحب جمع توحيدخانه ياخليل خانه.
(67) صاحب جمع عصارخانه .
(68) صاحب جمع ميوه خانه .
(69) صاحب جمع غانات (گوسفندوگوشت جهت مصرف دولت خانه
تهيه وتحويل وي بوده است ).
(70) صاحب جمع معجون خانه ياكوكنارخانه - (درزمان شاه عباس كبير
امربرانداختن معجون خانه صادرشد).
(71)- اسلحه خانه .
مناصب ومشاغل مذكور هركدام صاحب دفترودستك وتشكيلات و
توابع متعددي چون ساير مشاغل بوده اند.درتشكيلات ديواني وحكومتي
دوران صفويه خاصه درزمان سلطنت شاه عباس كبير حرفه ها ومشاغلي وجود
داشته كه به امورتفريحي وبازي هاي دسته جمعي ونمايشات ميداني ديوانخانه
وعامه وابسته وپيوستگي داشته است ( چنانكه خوانندگان گرامي مستحضرند
بيشتراين حرف وپيشه ها جزوسنن وآداب ورسوم گذشته وباستاني ايران -
زمين بوده كه درزمان سلاطين صفويه باشكوه خاصي اجراواعمال مي شده است)
بطوريكه درايام نوروز باستاني واعيادمذهبي ومواقعي كه پادشاه ازميهمان
عاليقدري پذيرائي مي كرده ويادرتشريفات بحضور رسيدن بعضي ازسفراي
خارجي مراسم آذين بندي وچراغاني عمومي برپامي شده است ونمايشات ميداني
به نمايش گذاشته مي شده كه علاوه برجنبه هاي ورزشي وتفريحي عمومي نمايانگر
هنرهنرمندان وصنعت گران باذوق وآتش دست ايراني بوده است.
درسفرنامه هاي دوسياح مشهورفرانسوي بنام هاي تاورنيه ( 1605-
1689)وشواليه شاردن (1643-1713)ميلادي كه چندي دردربار صفويه
مي زيستندمطالب ومقالات مفصل وجالبي درهمين باب مذكوراست .
اينك برخي ازاسامي مناصب ومشاغل موردبحث به شرح ذيل است .
رامشگران ورقاصان - آذين بندان - آتش بازان - مشعل داران -
بندبازان - تخم مرغ بازان - شعبده بازان ياتردستان - دلقكان وبازيگران -
ترادان - شطرنج بازان - خروس بازان ( گاوميش - قوچ - گرگ بازان)قصه گويان -
شاهنامه خوانان (نقالان)- كشتي گيران ياپهلوانان - جشن آبريزان ياآب
پاشان - چوگان بازان - تيراندازان (باكمان)- شمشيربازان - سواركاران -
قپق اندازان ( قپق بمعناي چوب بلندواستواري بوده كه دروسط ميدان نمايش
برپاميكردندوصفحه ياگلوله اي به آن وصل مي كردند كه سواران درحال
تاخت وتازآن صفحه ياگلوله راباتيرموردهدف قرادميدهند.)
شاطردواني - براي پذيرفته شدن به رتبت ودرجه شاطري داوطلبان
فاصله بين ميدان شاه اصفهان تابرج ميل شاطر دواني راكه دردامنه كوه صفه
قرارداشت دوازده بار به سرعت طي مي كردندوهربارنيزه اي رابه علامت
اثبات درمقصدمي گذاشتند ودرصورت موفقيت به مقام شاطري نائل مي شدند.
اسب دواني - نكته مسلم آنست كه اين سنت ورسم بسيارپسنديده و
سودمنداززمان هاي بسياردور دركشورايران مرسوم ومعمول بوده است .
ايرانيان درپرورش اسب هاي نيكووچابك دست مهارت وتبحرخاصي داشتند
وبهمين سبب كشورهاي هم جوارودوستدار نژاداسب ايراني مشتاق وخريدار
اين تحفه هاي گرانبهاواصيل بودند.
چنانكه درزمان شاه سلطان حسين صفوي بنابه خواست لوئي چهاردهم
پادشاه فرانسه همه ساله تعدادهشت راس اسب تخمي وچهارراس ماديان از
ايران به فرانسه صادرمي شده است كه طبق شرايطي ازاين قبيل انجام مي گرديد.
1- اسب هاي صادراتي مطلقا ازاسب هاي خاصه سواري پادشاه ويا
ازايلخي هاي سلطنتي انتخاب نشود.
2- رضايت خاطرصاحبان اسب هابطوركامل مي بايست فراهم گردد.
3- اسب هاي صادراتي ازشهراصفهان ازنظرميرآخورباشي خاصه
همايوني بگذرد.
4- اسب هائي كه ازسايرشهرهاي ايران انتخاب مي شدمي بايست بنظر
حكام آن مناطق رسيده واجازه خروج داده شود.
_______
{1}
1- جانقي به معناي مجلس مشورت بوده كه بعضي از امراي عظام
حق حضور و جلوس در اين مجلس را داشتند .
{2}
1-توحيد خانه يا خليل خانه- در زمان سلاطين صفويه جايگاه و مامني بوده
است كه مشايخ صوفيان و درويشان با خاطري آسوده وحضور قلب به ذكر اوراد و اجراي
اعمال و شعائر صوفيانه مي پرداختند ودر اواخر سلطنت اين سلسله شاه سلطان حسين صفوي
بعلت تعصب شديد مذهبي دستور بر انداختن توحيدخانه ها را داده ومشايخ صوفيان رااز
شهر اصفهان اخراج كرد .
اسامي بعضي ازباغ هاي مصفاي شهر اصفهان: اصفهان درزمان صفويه يادآور شده وشرح مختصري ازچگونگي آن مرقوم شود.
بطورمسلم ايجادخيابان هاي وسيع واحداث باغ هاي دلگشاي شهر
اصفهان بفرمان شاه عباس كبير درسال هاي 1006-1025 هجري قمري انجام
شده است .
بنابرتحقيق ومطالعه درآثارگونه گون ونسخ خطي وسفرنامه هاي
موجودومتعددي كه دردسترس است پادشاهان صفويه عشق وعلاقه وافري
به عمران وآبادي داشتند ودرايجادواحداث باغ هاي سرسبز وخرم وقصرهاي
بسيارمجلل وباشكوه ومساجدوتكاياوميادين زيباورفيع وفرح بخش ونيز
كاروانسرواهاوپل هاي استوار وسودمند سهم بسزا وشايسته اي داشتندكه
خوشبختانه قسمت اعظم اين آثارفخيم ومحتشم تاكنون باقي وباعث افتخار و
سرافرازي ماايرانيان مي باشد.
چنانكه ازاين رهگذر هم فصل نويني درهنرمعماري ودرختكاري و
باغ سازي وآرايش بوستان وگلستان چون ديگر هنرهاي مختلف ومتنوع
اصيل وظريف عصرصفويه كه براستي به حدكمال رسيده بودگشودند.
دراغلب سفرنامه هاي سياحان {1} معروف اروپاي كه به ايران خاصه درشهر
اصفهان سفركردندشرح مفصل وجميلي ازباغ هاي نزهت افزاوروح بخش شهر
اصفهان آمده است.
نكته قابل توجه آنكه بنابرنوشته سياحان مزبور همگان مي توانستنداز
ميوه وگل وبرگ درختاني كه مصرف داروئي داشته ازاين باغ هابه رايگان
استفاده كنند.
اسامي تعدادي ازباغ هاي ديواني آن عهدبشرح ذيل است
1- باغ هزارجريب ياعباس آباد.
2- چهارباغ .
3- باغ نارنجستان .
4- باغ خيمه گاه .
5- باغ فراشخانه .
6- باغ كجاوه خانه .
7- باغ بادامستان .
8- باغ خياط خانه .
9- باغ خليل خانه ياتوحيدخانه(خانقاه).
10- باغ سعادت آباد.
11- باغ چيني خانه .
12- باغ توپخانه .
13- باغ طاووس خانه .
14- باغ كاج .
15- باغ زين خانه .
16- باغ زرشك .
17- باغ غلامان مطبخ .
18- باغ نسترن .
19- باغ جنت .
20- باغ فرح آباد.
21- باغ هشت بهشت يابلبل .
22- باغ فيل خانه .
23- باغ دمورقاپي (زندان سلسله صفويه).
24- باغ تخت .
25- باغ قوشخانه - دراين باغ مراسم خلعت بخشي وخلعت پوشي به
افرادلايق وممتاز بتوسط شاه عباس كبير برگزارمي شد.
درباغ هزارجريب حيوانات وحشي مانندشيروپلنگ ويوزپلنگ و
ديگرحيوانات نگاهداري مي شدوميرشكاران وقوشچيان يوزپلنگ راتعليم
ميدادندكه درشكارآهووكل بزبابازشكاري همراهي كند.
سواي باغ هائي كه اسامي آن ذكر شددرشهراصفهان تعدادبي شماري
باغ هاي وسيع ومصفاكه متعلق به امراوبزرگان ومردم خوش ذوق آن ديار
بوده است وجودداشته كه به سبب اطاله كلام ازذكرنام آن خودداري شده است.
اسامي ماخذومنابع مورداستفاده به قرارذيل است .
1- عالم آراي عباسي تاليف اسكندربيك تركمان منشي شاه عباس كبير.
2- تذكره الملوك .
3- كتاب تاريخ اصفهان وري تاليف جابري انصاري.
4- عباس نامه محمدطاهرقزويني.
5- زندگاني شاه عباس تاليف نصرالله فلسفي .
6- سازمان اداري حكومت صفوي .
7- خلدبرين قزويني .
اسامي چندمعبدقديم ومشهورجهان راازعرض
خوانندگان گرامي ميگذراند.
كعبه درحجاز- مندوسان - سومنات - آجانتا- آلفانتا- آلورا-
مونت آلو- اوان تي پور- خورشيد- نانچي وبسياري ديگردركشورهندوستان .
نوبهار دربلخ .
بيت غمدان درصنعائيمن .
كاوسان درخراسان بزرگ.
معبدچين .
هيكل - اورشليم (بيت المقدس).
تودوايجي درژاپن .
معابدباشكوه وقديمي وپرستشگاههاي باعظمتي درآسياي خاوري
بجاي مانده است كه آوردن نام آن دراين مقاله سبب اطاله كلام خواهدشد.
_______
{1}
1- پي پترو دو لاواله ايتالياي
2- شواليه ژان شاردن فرانسوي
3- انگبلرت كمپفرآلماني
4- توماس هربرت انگليسي وچندتن سياح ديگر
اسامي ايام هفته: اسامي ايام هفته كه درگذشته دردفاتر تجاري وهمچنين درپايان كتابت نسخه ها
مرقوم مي رفته است .
روزشنبه يوم السبت .
روز يكشنبه يوم الاحد.
روز دوشنبه يوم الاثنين .
روز سه شنبه يوم الثلثاء.
روز چهارشنبه يوم الاربعا.
روز پنجشنبه يوم الخميس.
روز جمعه يوم الجمعه .
فهرست مندرجات: فهرست مندرجات
از صفحه 1الي صفحه 5 احسن الكبار.
از صفحه 6 الي صفحه 7 احمدشاه دراني .
از صفحه 8 الي صفحه 11 احوال شيخ صفي اردبيلي .
از صفحه 12 الي صفحه 13 تاريخ استراليا.
از صفحه 14 الي صفحه 15 تاريخ استيلاي محمودافغان .
از صفحه 16 الي صفحه 17 تاريخ اسكندر.
از صفحه 18 الي صفحه 21 تاريخ اعثم كوفي .
از صفحه 22 الي صفحه 24 تاريخ اكبري شاه هندي.
از صفحه 25 الي صفحه 30 تاريخ الفي .
از صفحه 31 الي صفحه 32 بيت المقدس.
از صفحه 33 الي صفحه 35 پنجاب .
از صفحه 36 الي صفحه 42 تاج الماثر.
از صفحه 43 الي صفحه 45 تاريخ تبريز.
از صفحه 46 الي صفحه 48 تجارب السلف .
از صفحه 49 الي صفحه 50 تاريخ تركي (ترجمه).
از صفحه 51 الي صفحه 53 تكلمه الاخبار.
از صفحه 54 الي صفحه 68 تاريخ تيموري .
از صفحه 69 الي صفحه 78 ظفرنامه تيموري .
از صفحه 79 الي صفحه 80 جام جم هندوستان .
از صفحه 81 الي صفحه 89 جامع التواريخ رشيدي .
از صفحه 90 الي صفحه 91 تاريخ جنگ آلمان وفرانسه .
از صفحه 92 الي صفحه 93 جنگ سودان .
از صفحه 94 الي صفحه 98 جهانگشاي جويني .
از صفحه 99 الي صفحه 106 تاريخ نادري .
از صفحه 107 الي صفحه 111 جهانگيرنامه .
از صفحه 112 الي صفحه 119 دره نادري .
از صفحه 120 الي صفحه 121 تاريخ چين .
از صفحه 122 الي صفحه 123 تاريخ حافظ ابرو.
از صفحه 124 الي صفحه 146 حبيب السير.
از صفحه 147 الي صفحه 151 حقايق الاخبار ناصري
از صفحه 152 الي صفحه 153 تاريخ حكايات .
از صفحه 154 الي صفحه 163 خلدبرين .
از صفحه 164 الي صفحه 166 الخميس في احوال النفس النفيس .
از صفحه 167 الي صفحه 169 تاريخ روابط بين ايران وونيز( ترجمه).
از صفحه 170 الي صفحه 172 روضه الصفاوحبيب السير.
از صفحه 173 الي صفحه 215 روضه الصفا.
از صفحه 216 الي صفحه 218 رياض الجنه .
از صفحه 219 الي صفحه 221 تاريخ زنديه .
از صفحه 222 الي صفحه 234 زينت التواريخ .
از صفحه 235 الي صفحه 237 تاريخ سلطان حسين ميرزابايقرا.
از صفحه 238 الي صفحه 240 تاريخ شاه اسماعيل صفوي.
از صفحه 241 الي صفحه 250 تاريخ شجري.
از صفحه 251 الي صفحه 255 تاريخ طبري.
از صفحه 256 الي صفحه 262 تاريخ طبرستان .
از صفحه 263 الي صفحه 268 عالم آراي عباسي .
از صفحه 287 الي صفحه 291 تاريخ وشرح منيني برتاريخ عتبي.
از صفحه 292 الي صفحه 300 تاريخ آل عثمان ( هشت بهشت).
از صفحه 301 الي صفحه 302 تاريخ عربي.
از صفحه 303 الي صفحه 305 عقداللالي في نقدالمعالي .
از صفحه 306 الي صفحه 308 تاريخ غيبت حضرت حجت (ع).
از صفحه 309 الي صفحه 311 فارسنامه ناصري .
از صفحه 312 الي صفحه 314 تاريخ فريدريك ثاني .
از صفحه 315 الي صفحه 361 تاريخ جهان آرا- تاريخ نسب قاجاريه -
شامل التواريخ مظفري - تاريخ - محمدي -
تاريخ نو- نخجيرناصري -
ازصفحه 362 الي صفحه 369 تاريخ قياصره .
ازصفحه 370 الي صفحه 371 تاريخ كاشغر(ترجمه).
ازصفحه 372 الي صفحه 374 تاريخ كردستان (شرف نامه).
ازصفحه 375 الي صفحه 376 كشف الغرايب.
ازصفحه 377 الي صفحه 379 تاريخ كشيك خانه .
ازصفحه 380 الي صفحه 383 تاريخ گزيده .
ازصفحه 384 الي صفحه 385 تاريخ گيوم امپراطور آلمان .
ازصفحه 386 الي صفحه 387 تاريخ لامه فلوريه .
ازصفحه 388 الي صفحه 397 مجمل التواريخ سياقي .
ازصفحه 398 الي صفحه 399 تاريخ مراكش (ترجمه).
ازصفحه 400 الي صفحه 401 تاريخ مظفري.
ازصفحه 402 الي صفحه 403 محمود التواريخ مظفري.
ازصفحه 404 الي صفحه 414 المعجم في احوال ملوك العجم .
ازصفحه 415 الي صفحه 417 تاريخ مهابهارت .
ازصفحه 418 الي صفحه 426 تاريخ ناپلئون (ترجمه).
ازصفحه 427 الي صفحه 432 ناسخ التواريخ .
ازصفحه 433 الي صفحه 445 تاريخ نگارستان .
ازصفحه 446 الي صفحه 459 تاريخ وصاف .
ازصفحه 460 الي صفحه 463 بابرنامه .
ازصفحه 464 الي صفحه 466 تاريخ والحكايات .
ازصفحه 467 الي صفحه 481 تاريخ وجغرافياي عالم - حديقه ناصريه .
روزنامه
ازصفحه 482 الي صفحه 507 روزنامه - دروازه هاي تهران - روزنامه شاه
طهماسب صفوي گزارش محلات تهران -
وقايع اكراد روزنامه مازندران - روزنامه
محمدتقي خان پيشخدمت - روزنامه مسافرت
شوش وعربستان - روزنامه ناصرالدينشاه قاجار.
سفرنامه (ترجمه )
ازصفحه 508 الي صفحه 546 سفرنامه آندري - (ارمنستان - ايران - عثماني)-
امين الملك بنجامين - خوارزم وخيوه -
شاهزاده سالطيكوف - قراچه داغ - سفرنامه
كاپيتان هترس - مادام ديولافوا- محمدعلي
پيشخدمت - مراغه مظفرالدين شاه قاجار.
سياحت نامه
ازصفحه 547 الي صفحه 567 سياحت نامه استانلي - اطراف عالم -
آفريقا - دوردنيا- وامبري - ترجمه حال
متمهدي .
متفرقه
ازصفحه 568 الي صفحه 571 آثارالبلاد.
ازصفحه 572 الي صفحه 574 ابومسلم نامه .
ازصفحه 575 الي صفحه 578 بستان السياحه .
ازصفحه 579 الي صفحه 581 تذكره الملوك .
ازصفحه 582 الي صفحه 584 جنگ آلمان وفرانسه (ترجمه).
ازصفحه 585 الي صفحه 590 تفصيل مدرسه دارالفنون .
ازصفحه 591 الي صفحه 594 جذب القلوب .
ازصفحه 595 الي صفحه 600 جهان نما.
ازصفحه 601 الي صفحه 603 حمله حيدري .
ازصفحه 604 الي صفحه 605 دستورالعمل تنگوزئيل آذربايجان .
ازصفحه 606 الي صفحه 610 دستورمشق نظام .
ازصفحه 611 الي صفحه 613 زينت المجالس .
ازصفحه 614 الي صفحه 615 شرح آتش فشان .
ازصفحه 616 الي صفحه 618 شرح حال الهقلي ميرزاايلخاني (تذكره الهقلي).
ازصفحه 619 الي صفحه 620 تذكره الوالي.
ازصفحه 621 الي صفحه 622 شرح حكومت قم .
ازصفحه 623 الي صفحه 624 شرح عراق عرب .
ازضفحه 625 الي صفحه 628 صواعق النظام .
ازصفحه 629 الي صفحه 631 طرح ربع مسكون (جغرافيا).
ازصفحه 632 الي صفحه 637 عجايب المخلوقات .
ازصفحه 638 الي صفحه 641 عرايض - گزارش .
از صفحه 642 الي صفحه 644 عريضه خان سوار(خانسوار).
ازصفحه 645 الي صفحه 648 قانون مشق نظام .
ازصفحه 649 الي صفحه 652 قانون نظام روس(ترجمه).
ازصفحه 653 الي صفحه 654 قوانين تشكيلات ايالات وولايات .
ازصفحه 655 الي صفحه 659 قوانين جنگي (ترجمه).
ازصفحه 660 الي صفحه 661 كتابچه اسامي ومواجب مهاجرين ايرواني.
ازصفحه 662 الي صفحه 664 كتاب نظام (ترجمه).
ازصفحه 665 الي صفحه 667 ماثر النفوس من اكابر ابنائفاطمه.
ازصفحه 668 الي صفحه 682 مجالس المومنين .
ازصفحه 683 الي صفحه 684 مجمع الماثر.
ازصفحه 685 الي صفحه 686 مجموعه فرامين ومكاتيب سلاطين صفويه .
ازصفحه 687 الي صفحه 688 مذاكرات آسياي وسطي .
ازصفحه 689 الي صفحه 691 مرآهالادوار ومرقاه الاخبار.
ازصفحه 692 الي صفحه 694 مرآه العوالم .
ازصفحه 695 الي صفحه 697 مسالك الممالك .
ازصفحه 698 الي صفحه 705 مطلع السعدين ومجمع البحرين .
ازصفحه 706 الي صفحه 709 معجم البلدان .
ازصفحه 710 الي صفحه 711 مفاتيح الادب في التواريخ العرب.
ازصفحه 712 الي صفحه 713 مقالات راجع به مسافرت مظفرالدينشاه به اروپا
(ترجمه).
ازصفحه 714 الي صفحه 716 مكاتبات راجع به امورآسياي مركزي.
ازصفحه 717 الي صفحه 718 مكتوبات دولتين ايران وعثماني.
ازصفحه 719 الي صفحه 721 نادرالحكايات .
ازصفحه 722 الي صفحه 726 نزهه القلوب .
ازصفحه 727 الي صفحه 730 وصيت نامچه فوآدپاشا.
ازصفحه 731 الي صفحه 734 وقايع فتنه شيخ عبدالله.
ازصفحه 735 الي صفحه 736 هارون وزبيده نامه.
ازصفحه 736 الي صفحه 742 جمع وخرج توپخانه - قورخانه وجبه خانه .
ازصفحه 743 الي آخر سجع مهرها- اسامي كاتبين - مولفان -
مترجمان - مذهبان - جلدسازان - نقاشان
ايراني وهندي وطراحان هندي .
بعدازصفحه 759 دوتصوير چاپي ازنقشه شهرتهران .
يادآوري - درتوضيحات تاريخ الفي شماره دفتر 594 مندرجه دراين
فهرست مطالبي ازقلم افتاده است كه بدين وسيله ذيلا اشاره مي شود.
توضيحات - ذكراحوال وشرح حوادث واموري است كه ازسال اول
رحلت حضرت رسول اكرم(ص)درعراق عرب وخطه فارس اتفاق افتاده است
مبدائوقايع نگاري اين نسخه ازسال اول رحلت تاسال 983 بعدازرحلت است .
تاريخ الفي به دستوراكبرشاه پادشاه گوركاني {1}.
هندوستان وبا همكاري
چندتن ازدانشمندان بزرگ اسلامي درچهارمجلدتاليف شده است كه بدين
طريق عظمت دين وشكوه وجلال آئين محمدي درطي هزارسال يعني ازآغاز
اسلام تازمان اكبرشاه مدون گشته است
_______
{1}
1-اكبر شاه گوركاني بعد از مباحثات و مناظراتي كه در باره اديان و معارف آن با
چهار طايفه اهل سنت وموبدان زرتشتي وعلماي هند و مسيحي ويهودي داشت سرانجام
بياري بعضي از اهل علم از دين اسلام و هندو و زرتشتي آئين نويني بنام(دين الهي)
پديد آورد كه سالياني چند مورد احترام واعتبار بوده ودر پشت نويسي اكثرنسخه هاي
خطي بجاي مانده از كتابخانه سلطنتي هندوستان ذيل يادداشت هاي كه بخط اكبرشاه و
فرزندش جهانگير شاه مشاهده مي شودبمناسبتي عبارت (دين الهي ) آورده شده است

فهرست نسخه هاي خطي

نمايه ها: 1 - سجع مهرها
2- اسامي كاتبين
3- مولفان
4- اسامي مترجمان
5- مذهبان
6- جلدسازان
7- نقاشان ايراني وهندي
8- طراحان هندي
نمايه سجع مهرها: سجع مهرها
1- اعتمادحضور. اواخرقرن دوازدهم هجري قمري.
2- افوض امري الي الله عبده خداداد. اوايل قرن دوازدهم هجري قمري
3- المتوكل علي الله الغني مصطفي قلي زنگنه. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
4- الواثق بالله الغني عبدالراجي يحيي. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
5- بنده آل ممحدبهرام . -------------
6- تيمورميرزا. -------------
7- حسين بن هدايت الله . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
8- خان سوار. ------------
9- ركن الدوله . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
10- سلام علي ابراهيم . اواخرقرن دوازهم هجري قمري
11- سليمان بن شاهرخ . ------------
12- سهي سروآزاد سلطان محمد. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
13- سيف الدوله . ------------
14- سيف الدين محمودابن هدايت الله . اواسط قرن يازدهم هجري قمري
15- شاه اسماعيل صفوي دوم (امضاء). اواخرقرن دهم هجري قمري
16- عبدالمطلب الحسيني . ------------
17- عبده الراجي محمدمهدي. ------------
18- عسي ان يبغيك ربك مقاما محمودا (ميرزامحمود) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
19- علي اكبربن حسين الحسيني . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
20- علي مستوفي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
21- فتحعليشاه قاجار. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
22- كتابخانه دولت عليه ايران . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
23- كيومرث . ------------
24- گل گلشن انبيااحمداست . ------------
25- محمدرضا الحسيني . اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
26- محمدصالح . اوايل قرن يازدهم هجري قمري .
27- مشيرالسلطنه. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
28- معتمدالدوله فرهادميرزا. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
29- ميرعلي . اوايل قرن دوازدهم هجري قمري
30- ناصرالدينشاه قاجار. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
31- (نگين بخش ملوك ترك وتازي ملك سلطان محمدشاه غازي)
وليعهد مظفرالدين اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
32- ياقاهرالعدودياوالي الولي محمدولي ميرزا. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
نمايه نام كاتبان: اسامي كاتبان
1- ابراهيم محمدعلي الحسني الحسيني. قرن دوازدهم هجري قمري .
2- ابن علي كاتب شاندري. اواخرقرن دهم هجري قمري
3- ابن نصرالخضركي . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
4- ابوالهادي اليزدي ابن سيف الدين حسين . اواخر قرن يازدهم هجري قمري
5- ابومحمدبن علي مشهوربه رمال. اوايل قرن يازدهم هجري قمري
6- ابوتراب طباطبائي - نايب اول پيشخدمت باشي شاهزاده محمدعلي ميرزا اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
7- احمدبن علي بن سلام . اواخرقرن نهم هجري قمري
8- احمدبن علي العدوي الدمشقي المنيني. اواسط قرن دوازدهم هجري قمري
9- اسماعيل بن حاجي اردبيلي توكلي مشهوربه(ابن بزاز ) اواسط قرن هشتم هجري قمري
10- اسماعيل بن ميرزاعلي اكبرالسمناني مشهوربالياهو اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
11- اعلم الدوله . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
12- اللهقلي دنبلي . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
13- جهانگيرميرزا. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
14- حبيب الله نوري . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
15- حسن حسيني طبيب شيرازي مشهور به فساي اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
16- حسين بن شيخ ميرعلم . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
17- حسين بن لقمان المختاري الكربناني . اواخرقرن نهم هجري قمري
18- حسين علي ابن محمود. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
19- حكيم بن وصال شيرازي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
20- خرج قربان . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
21- رضاابن علي المعروف به جراح ساوجي (ميرزا) اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
22- رضاقلي سرابي . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري .
23- زين العابدين بن علي الهمداني . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
24- سعدالدين بن تاج الدين بن علي بن محمدبن نجيب الكازروني اواخرقرن نهم هجري قمري
25- سنجربن ملك ايرج . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
26- سوزي بن علي الساوجي . اواخرقرن دهم هجري قمري
27- عبدالرحيم الهروي عنبرين قلم . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
28- عبدالكريم بن عليرضاالشريف الحسيني الاشتهاردي اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
29- عبدالله (حاج)معلم دارالفنون تبريز. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
30- عربشاه . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
31- عصمت الله (ميرزا). اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
32- علي ابن العلم . اواخرقرن دهم هجري قمري
33- علي ابن مرحوم ميرزاهدايت الله مستوفي علي آبادي مازندراني اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
34- علي حجازي (سيد). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
35- عليرضاالحسيني. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
36- علي محمدجرفادقاني منشي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
37- علي محمدشيرازي. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
38- علي محمدلواساني نظامي. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
39- علي نائيني . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
40- علي نقي موتمن ديوان منشي وزارت خارجه . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
41- علي ميرزامنشي سفارت ايران درلندن. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
42- عمادالدين محمود بن حافظ مسعودالسمناني . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
43- عيسي آلالهي . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
44- عين علي التبريزي . اواخر قرن يازدهم هجري قمري
45- غلامحسين همداني . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
46- غياث الدين بن علائالدين الكاتب . اواسط قرن دهم هجري قمري
47- فتح الدين كاغذي ابن جاگير. اوايل قرن يازدهم هجري قمري
48- فتح علي حجاب شيرازي. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
49- فضل الله الحسيني شيرازي متخلص به
خاوري . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
50- قاسم علي كاتب شيرازي . اواخر قرن دهمرهجري قمري
51- محمدبن علي خوئيي. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري .
52- محمداسماعيل انجوي شيرازي. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
53- محمدباقر منجم باشي . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
54- محمدبن حاجي محمدقلي قزويني معروف
به آشوري . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
55- محمدتقي ابن محمدكاظم همداني . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
56- محمدتقي الطهراني . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
57- محمدتقي بن حسين الكاتب الخاتون آبادي. اواسط قرن يازدهم هجري قمري
58- محمدتقي منشي (نواده صديق الملك). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
59- محمدجعفربن علي اكبر. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
60- محمدحسن ابن محمدرضا. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
61- محمدحسن گلپايگاني . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
62- محمدحسين الشريف . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
63- محمدحسين بن اخي شبيب سمناني . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
64- محمدحسين دماوندي متخلص به نورس. اواخرقرن يازدهم هجري قمري
65- محمدحسين شيرازي (كاتب حضرت -
السلطان). اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
66- محمدرحيم منشي الاصفهاني . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
67- محمدرضامتخلص به صفا(سلطان الكتاب). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
68- محمدرضي تبريزي مستوفي (ميرزا). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
69- محمدزمان الكاتب ابن سيدمرادالحسيني
المشهدي . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
70- محمدسعيدلاهيجاني . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
71- محمدصالح بن كمال الدين حسين الحسيني
المشهدي . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
72- محمدعلي بن محمداسماعيل اصفهاني مشهور
به محمدعلي طباطبائي زواره اي. اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
73- محمدعلي منشي كاشاني . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
74- محمدقوام كاتب الشيرازي مشهوربه
حماقي . اواسط قرن دهم هجري قمري
75- محمدنجفي (شيخ ). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
76- محمدنور(سلطان ). اوايل قرن دهم هجري قمري
77- محمديحيي بهبهاني . اوائل قرن دوازدهم هجري قمري
78- محمدهاشم ابن محمديحيي . اوائل قرن دوازدهم هجري قمري .
79- محمديوسف بن عبدالخالق الحسيني . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
80- محمودالنوري. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
81- محمودبن احمدالتوني . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
82- محمودبن حاج محمدخوئي. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
83- محمودبن محمد. اوايل قرن نهم هجري قمري
84- محمودبن ميرزاصادق منشي باشي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
85- مرادكردبچه . اوايل قرن سيزدهم هجري قمري
86- مسيح كاتب مخصوص كتابخانه (ميرزا). اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
87- مظفرعلي شرواني . اواخرقرن دهم هجري قمري
88- موسي كاشاني منشي (ميرزا). اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
89- مهدي الحسيني فراهاني ملك الكتاب (ميرزا) اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
90- ميركي بن احمدقهرماني همداني . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
91- ميرم ابن ميرمحمد. اواخرقرن يازدهم هجري قمري
92- هدايت الله ابن شكرالله ايموري . اواخرقرن يازدهم هجري قمري
نمايه مولفان:اسامي مولفان
1-ابراهيم بن محمدفارسي اصطخري (ابواسحق) اوايل قرن چهاردهم قمري.
2-ابوالقاسم قائم مقام فراهاني . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
3- ابوجعفرمحمدبن جريربن يزيدبن خالد الطبري اواخرقرن سوم هجري قمري
4- احمدبن علي اعثم كرمي. اوايل قرن چهارم هجري قمري
5- احمدبن علي بن عمربن صالح ابن احمدبن سليمان العدودي الدمشقي مشهور به الميني (شارخ ) قرن دوازدهم هجري قمري .
6- احمدبن محمدبن عبدالغفارقزويني . اواسط قرن دهم هجري قمري
7- احمدبن نصراله مينوي. --------
8- ادريس بن حسام الدين البدليسي منشي . اوايل قرن دهم هحري قمري
9- اسكندربيك تركمان منشي مخصوص شاه عباس كبير اوايل قرن يازدهم هجري قمري
10- اسماعيل بن حاجي اردبيلي توكلي مشهور به ابن يزاز اواسط قرن هشتم هجري
قمري
11- اليت دارسي تادانگليسي سركرده توپخانه دولت ايران اواسط قرن سيزدهم
هجري قمري
12- باطاليون فرانسوي . ---------
13- پيرفنس فرانسوي . -----------
14- تاج الدين حسين بن محمدنظامي نيشابوري . ----------
15- حسن بن عبدالرسول بن حسن الحسيني الزنوزي التبريزي اوايل قرن سيزدهم
هجري قمري
16- حسن بيك روملو. اوايل قرن دهم هجري قمري
17- حمدالله بن تاج الدين ابي بكربن حمدالله نصرالله مستوفي قزويني اوايل قرن هشتم هجري قمري
18-خانسوارهزاره اي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري .
19- شرف الدين علي يزدي . اوايل قرن نهم هجري قمري
20- شرف بن شمس الدين . اوايل قرن يازدهم هجري قمري
21- شهاب الدين عبدالله ابن عزالدين فضل الله شيرازي معروف به وصاف اوايل قرن ششم هجري قمري
22- طهماسب بن اسماعيل بن حيدرصفوي(شاه). اوايل قرن دهم هجري قمري
23- ظهيرالدين بن سيدنصرالدين المرعشي اواخرقرن نهم هجري قمري
(سيد).
24- عباسقلي سپهر. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
25- عبدالحق بن سيف الدين اترك الدهلوي النجاري - اوايل قرن يازدهم هجري قمري
26- عبدالعلي ابن حاجي عاليخان صاحب الدوله . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
27- عطاء الله بن بهائالدين محمدملقب به عطا ملك جويني نيمه دوم قرن هفتم
هجري قمري
28- علي اكبروقايع نگاركردستاني . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
29- علي حجازي (سيد). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
30- عليرضاخان يكانلوسرهنگ مرندي . ---------
31- علي رضاي الحسيني شيرازي. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
32- علي محمد لواساني نظامي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
33- علي ملقب به زين العابدين فرزند عبدالمومن بن صدرالدين اواخرقرن دهم
هجري قمري
34- عمادالدين زكريابن محمدبن محمود القزويني - اواسط قرن هفتم هجري قمري
35- غياث الدين ابن همام الدين مشهوربه خواندمير اوايل قرن دهم هجري قمري
36- فضل الله ابي الخير بن همداني مشهوربه خواجه رشيد الدين ياخواجه رشيدالدوله اواسط قرن هشتم هجري قمري
37- فضل الله الحسيني شيرازي متخلص به خاوري اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
38- كمال الدين بن عبدالرزاق بن اسحق السمرقندي اواخرقرن نهم هجري قمري
39- گرنشيش نمساوي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
40- لطف الله بن عبدالله هروي ملقب به نورالدين . اوايل قرن نهم هجري قمري
41- له له باشي چاروهي كلاته دامغاني (هدايت نيمه اول قرن سيزدهم هجري قمري .
42- مجيرالدين عبدالرحمن عليمي حنبلي مقدس نيمه دوم قرن نهم هجري قمري
43- محمدابراهيم بدايع نگار. اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
44- محمدباقر منجم باشي . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
45- محمدبن ابن زيدالحسني العلوي الوراميني (الوراسيني) نيمه دوم قرن دهم
هجري قمري
46- محمدبن برهان الدين محمدخاوندشاه بن سيدكمال الدين محمودبلخي ملقب به
ميرخواند موصوف به خاوندشاهي .
اوايل قرن دهم هجري قمري
47- محمدبن حسن بن اسفنديار. اوايل قرن هشتم هجري قمري
48- محمدبن عبدالجبار خراساني عتبي. اوايل قرن پنجم هجري قمري
49- محمدتقي سپهركاشاني . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
50- محمدجعفر خورموجي اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
51- محمدحسن ابن حاجي علي خان - اعتمادالسلطنه اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
52- محمدرضي منشي تبريزي متخلص به بنده ابن ميرزامحمدشفيع تبريزي مستوفي اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
53- محمدصادق مروزي وقايع نگار. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
54- محمدطاهروحيدقزويني (ميرزا). اوائل قرن دوازدهم هجري قمري
55- محمدعلي بن سراب خان گرجي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
56- محمدعلي خان بن حاج احمدبن ميرپنج ملقب به سديدالسلطنه نيمه دوم قرن قرن سيزدهم هجري قمري
57- محمدفتح الله بن محمدتقي الساروي دبير دربار خاقاني ---------
58- محمدمهدي استرآبادي ابن محمدنصير. اوايل قرن دوازدهم هجري قمري
59- محمدنصرت عليخان دهلوي (موسوي سيد ). -
اوايل قرن چهاردهم " "
60- مصلح الدين محمدلاري . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
61- ملك ايرج ملقب به رئيس الاطباء. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
62- نادرميرزاابن عباس ميرزاقاجار. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
63- نورالدين محمدالشريف الكاشاني متخلص به نجيب (ميرزا بختياري شاعر). اوايل فرن دوازدهم هجري قمري .
64- نورالله بن شريف الحسيني المرعشي - الشوشتري اواخرقرن دهم هجري قمري
65- هادي عبدالرزاق بن اسحق السمرقندي. اوايل قرن نهم هجري قمري
66- هندوشاه بن سنجربن عبدالله الصاحبي - الگيراني قرن دوازدهم هجري قمري
67- ياقوت بن عبدالله الحموي . اوايل قرن هفتم هجري قمري
نمايه مترجمان: اسامي مترجمان
1-آنتوان مترجم حضور. اواسط قرن چهاردهم هجري قمري.
2- آوانس مسيحي . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
3- ابوالشرف ناصح ابن ظفر سعدالمنشي
الجرفادقاني . اواخرقرن ششم هجري قمري
4- ابوطالب الحسيني . اواخر قرن نهم هجري قمري
5- احمدبن محمدمستوفي هروي. اواخرقرن نهم هجري قمري
6- احمدمهندس ولدملك الشعرا مترجم
دارالفنون . اواسط قرن چهاردهم هجري قمري
7- اسماعيل لسان السلطان . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
8- پاشاخان پيشخدمت خاصه . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
9- جهانگيرميرزاقاجاراميرزاده . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
10- حسين بن رضاي فارسي (سيد). اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
11- حسين ملقب به صدرالمعالي مترجم
دارالترجمه همايوني (سيد). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
12- ريشاردخان مودب الملك . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
13- زكي ابن الحاجي ميرزامقيم العلي آبادي
المازندراني. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
14- زين العابدين كلبعلي منشي . -----------
15- عبدالله ابن مرحوم علي اكبرمفتي باشيد
(سيد). اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
16- علي بخش قاجار. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
17- عيسي مترجم مخصوص . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
18- محمدحسن خان صنيع الدوله . اواخر قرن سيزدهم هجري قمري
19- محمدحسين خان قاجارمترجم . اواسط قرن چهاردهم هجري قمري
20- محمدرضاي مهندس تبريزي. اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
21- محمدزكي ياورتوپخانه (ميرزا). اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
22- محمدصفي ابن اديب الدوله محمدحسين خان مير پنج ناظم مدرسه دارالفنون اواسط قرن چهاردهم هجري قمري .
23- محمدطاهر. اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
24- محمدعارف مترجم . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
25- محمدعلي تبريزي سرتيپ شارژدافر ايران در لندن -------------
26- مرتضي قلي بن بهائالدين آقاي تبريزي . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
27- معتمدالسلطان ميرزاسيدوالي اله طبيب . اواسط قرن چهاردهم هجري قمري
28- مهدي . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
29- مهديقلي ملقب به خان خانان . اوايل قرن چهاردهم هجري قمري
نمايه مذهبين:اسامي مذهبين
1- محمدحسن خان محقق الملك . اواسط قرن سيزدهم هجري قمري .
2- عبدالوهاب مذهب باشي(حاجي). اواسط قرن سيزدهم هجري قمري
3- عضد (مير). اوايل قرن دهم هجري قمري
..................
نمايه جلدسازان:جلدساز
1- محمدباقر(محمدباقراميدشفاعت دارد). نيمه دوم قرن سيزدهم هجري قمري
نمايه نقاشان ايراني: اسامي نقاشان ايراني
1- اسماعيل نقاشباشي اصفهاني . اواخرقرن سيزدهم هجري قمري .
2- تقي مير. ----------
3- حسن ابن احمد. ---------
4- عبدالله . ---------
5- كمال الدين بهزاد. اوايل قرن دهم هجري قمري
6- مسعودغفاري كاشاني (ميرزا). اواخرقرن سيزدهم هجري قمري
...................
اسامي نقاشان هندي:اسامي نقاشان هندي
1- چكنات. قرن يازدهم هجري قمري
2- دمزاح چهره نامي ماهو. قرن يازدهم هجري قمري
3- دهنو. قرن يازدهم هجري قمري
4- سنكر. قرن يازدهم هجري قمري
5- سورداس كجراتي . قرن يازدهم هجري قمري
6- كمالي چيله . قرن يازدهم هجري قمري
7- كيسم . قرن يازدهم هجري قمري
8- تومنك . قرن يازدهم هجري قمري
اسامي طراحان هندي: اسامي طراحان هندي
1- بساون . قرن يازدهم هجري قمري .
2- تلسي .
3- سانوله .
4- لعل .
5- مسكين .
خاتمه:روان شان شادونامشان جاويدويادشان گرامي باد
ختم حرفم حمدتواي ذوالجلال
زانكه حمدتوبودخيرالمقال
Skip Navigation Links